واژه تأویل در چند آیه از قرآن به کار رفته که در برخی از موارد آن ناظر به قرآن است و در این آیات و نیز آیات دیگر واژه تأویل در ارتباط با نوعی فهم از متن بکار رفته است. این کاربرد موجب پیدایش اصطلاح تأویل در کنار تفسیر در دانشهای قرآنی قرار گرفت و بعد در سایر علوم اسلامی از قبیل فلسفه و کلام و اصول فقه و ..... بصورت تبعی مطرح گردید. اصطلاح تأویل بیشتر از سوی خردگرایان و نیز گروه های موسوم به باطنیه بکار رفت. ابن تیمیه علی رغم عدم وابستگی به این دو جریان از نوادر شخصیتهای سلیفه است که درباره تأویل نظریه پردازی کرده است و با توجه به این که علامه طباطبائی (ره) علی رغم نبود اشتراکات چندانی بین مذهب وی و ابن تیمیه، دیدگاه وی درباره تأویل بسیار به دیدگاه ابن تیمیه نزدیک است، این تحقیق در پی بررسی تطبیقی این دو دیدگاه است. و ابن تیمیه و علامه طباطبائی هر دو تأویل را به معنای مطابق خارجی آیه در نظر گرفته اند و این نظریه از نظریات رایج تأویل که آن را نوعی فهم باطنی می داند متفاوت است. علامه با توجه به این دیدگاه فلسفی خویش تعدیلاتی در نظریه ابن تیمیه داده است.
نويسنده :  محمد تقی احسانی
نام دانشگاه :  جامعة المصطفی العالمیه
استاد راهنما :  علی المعموری
استاد مشاور :  عبدالحسین خسروپناهی
نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن