یکی از ادله شیعه برای امامت و فضیلت علی (علیه السلام) شأن نزول سوره هل اتی است. علامه حلی در منهاج الکرامة ذیل فصل سوم برای اثبات امامت حضرت علی (علیه السلام) چهل برهان از قرآن می آورد. در برهان بیست ویکم به شأن نزول سوره هل اتی در حق علی (علیه السلام) می رسد و حدیث ثعلبی از مفسران اهل سنت را به عنوان مؤید ذکر می کند. ولی ابن تیمیه شأن نزول سوره را مبنی بر اینکه مدنی است قبول ندارد و حدیث ثعلبی را با دلایل ضعیف و اقوال شاذ مخدوش می داند. در حالی که اکثر مفسران و محدثان اهل سنت، برخلاف ابن تیمیه، سوره هل اتی را در شأن علی (علیه السلام) می دانند. شیعه نیز بر این مطلب اجماع دارد. این سوره مدنی است و احادیث مربوط به شأن نزول فقط روایت ثعلبی نیست. این مقاله در پی اثبات این است که این سوره در شأن علی (علیه السلام) و از خصایص خاصه ایشان است و اشکالاتی که ابن تیمیه بر سند و دلالت حدیث ثعلبی وارد کرده جایگاهی ندارد.
نویسنده :  ابراهیمیان، فرامرز
منبع :  نشریه سراج منیر شماره 18

مقدمه

ابن تیمیه یکی از کسانی است که گروهی از اهل سنت به افکار و عقاید وی پای بند بوده اند و از روش وی در نقد دیدگاه های دیگر فِرق استفاده می کنند. وی مبانی فکری سلفیه را مدون کرده و بنیان نظری آن را شکل داده است. لذا به عنوان نظریه پرداز سلفیه شناخته می شود.[1] آیین وهابیت در قرن ۱۲ هجری بر اساس افکار و آرای او پی ریزی شد، به گونه ای که شناخت عقاید وهابیان در گرو شناخت ابن تیمیه و آرا و عقاید او است.[2] وی کتابی به نام منهاج السنة النبویة[3] در رد کتاب منهاج الکرامة علامه حلی نوشته است.[4]

علامه حلی در کتاب خود برای اثبات امامت علی (علیه السلام) و فضایل وی به شأن نزول سوره هل اتی در فضیلت اهل بیت» ذیل فصل سوم اشاره می کند. نیز برای اثبات امامت علی (علیه السلام) به چهل برهان از براهینی از آیات قرآنی استناد می کند که از جمله آن برهان بیست ویکم است. وی می گوید سوره هل اتی در شأن اهل بیت» نازل شده است.[5] ابن تیمیه برای رد شأن نزول این سوره در حق اهل بیت» سیزده اشکال در کتاب منهاج السنة النبویة و دیگر کتبش ذکر می کند. به حدیث ثعلبی اشکال می کند و معتقد است این حدیث جعلی است و سوره هل اتی مکی است. او گفته است خادمه ای به نام فضه وجود ندارد و پیامبر(صلّی الله علیه وآله) از نذر نهی کرده است.[6] در دیگر کتب نیز برای رد این شأن نزول، می گوید سوره مکی است؛ وی به اتفاق علما و اجماع متمسک می شود.[7] حتی در کتاب دقائق التفسیر در تفسیر سوره هل  اتی هیچ اشاره ای به شأن نزول سوره نمی کند و در مصداق آیه «يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ...» سکوت می کند. او همین روش را در کتاب رسالة فی المعانی المستنبطة تکرار کرده است.[8]

در این موضوع چند کتاب مستقل از شیعه و سنی نوشته شده که به برخی از اشکالات عمده پرداخته اند و یک مقاله درباره مکی یا مدنی بودن این سوره وجود دارد. تفاسیر مستقلی درباره تفسیر این سوره نوشته شده است. علامه طباطبایی نیز به تفسیر آن پرداخته است. در تمام اینها به بخشی از اشکالات عمده پاسخ داده شده، اما این تحقیق به دنبال آن است که به تفصیل تمام شبهات ابن تیمیه را پاسخ دهد. زیرا ابن تیمیه خواسته است این فضیلت بزرگ علی (علیه السلام) و شأن نزول سوره هل اتی در شأن اهل بیت» را انکار کند.

روش کار، کتاب خانه ای و تحلیلی است، و از نگاه اهل سنت و مفسران آنها این موضوع را بررسی می کند و درصدد پاسخ به شبهات ابن تیمیه است. ابن تیمیه از نگاه خودش به این مسئله پرداخته و با دلایلی خواسته است شأن نزول این سوره را در حق اهل بیت» رد کند، در حالی که نظر علمای اهل سنت برخلاف نظر وی است.

مشخصات سوره هل اتی[9]

سوره هل اتی هفتادوششمین سورهٔ قرآن است و بدون هیچ اختلافی سی ویک آیه دارد[10] و با توجه به اوایل سوره با نام های الانسان، الدهر، هل اتی و الابرار نامیده می شود.[11] به  ترتیبِ نزول، نودوهفتمین سوره است که بعد از سوره الرحمن و قبل از سوره طلاق نازل شده است.[12]

دیدگاه مسلمانان درباره شأن نزول سوره هل اتی

بر اساس روایات پرشماری که در منابع شیعه[13] و سنی[14] آمده، سوره هل اتی در شأن اهل بیت» نازل شده است. علامه امینی در الغدیر 34 تن از علمای اهل سنت از جمله اسکافی، ترمذی، طبری، ابن عبدربه قرطبی، ابن مردویه، ثعلبی، واحدی، زمخشری و خوارزمی را نام برده که این شأن نزول را گزارش کرده اند.[15] در منابع حدیثی و روایی شیعه هم نقل شده که حضرت علی (علیه السلام) نیز چندین بار به آیات این سوره بر فضیلت خود احتجاج کرده است.[16] از همین رو سوره هل اتی بنا بر اجماع علما و مفسران شیعه، حداقل قسمتی از آیات آغازین سوره که مقام ابرار و اعمال صالح آنها را بیان می کند، در شأن امام علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) و امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) است[17] و از جمله آیاتی است که در فضایل اهل بیت» نازل شده است.

علامه حلی برای اثبات امامت علی (علیه السلام) به سوره هل أتی اشاره می کند که در تفسیر ثعلبی (قرن پنجم) به طرق مختلف آمده است؛[18] وی می گوید حسن و حسین بیمار شدند. رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) و عموم عرب و [عجم][19] به عیادت آن دو رفتند. پس پیامبر(صلّی الله علیه وآله) به علی (علیه السلام) فرمود: ای اباالحسن، کاش برای فرزندانت نذری می کردی! وی سه روز روزه نذر کرد. فاطمه، مادر آن دو (حسن و حسین) و فضه، کنیزشان نیز سه روز، روزه نذر کردند. پس آن دو از بیماری شفا یافتند ... سپس آنها سه روز روزه گرفتند و موقع افطار روز اول مسکین به در خانه آمد و همه اهل خانه، طعام را در راه خدا به وی بخشیدند؛ و در هنگام افطار روز دوم یتیمی به در خانه آمد و همه اهل خانه طعام را به وی بخشیدند و همچنین روز سوم اسیر آمد و اطعامش دادند و خود با آب افطار کردند ... فردای آن روز جبرئیل امین نزد پیامبر(صلّی الله علیه وآله) آمد و گفت: ای محمد، بگیر آنچه را که خداوند در خصوص اهل بیتت، تو را به آن بشارت داده است. پیامبر فرمود: چه چیزی را بگیرم ای جبرئیل؟ پس این آیات را بر او خواند: «هل اتی عَلَی الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یکنْ شَیئًا مَذْکورًا»؛ «آیا زمان طولانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود؟!».

علامه حلی در ادامه می گوید: «پس سوره انسان دلالت بر فضایل فراوانی دارد که برای هیچ کس داشتن چنین فضایلی حاصل نشده و هیچ کس بدان دست نیافته، جز علی بن ابی طالب، پس علی (علیه السلام) از دیگران برتر و امام است».[20]

اشکالات ابن تیمیه

ابن تیمیه اشکالاتی را مطرح می کند که می توان این اشکالات را در دو بخش بیان کرد: اشکالات سندی حدیث ثعلبی؛ اشکالات دلالی و متنی حدیث ثعلبی.

الف. اشکالات سندی حدیث ثعلبی

ابن تیمیه در این بخش سه اشکال عمده را مطرح می کند. ما این اشکالات را تحت دو عنوان بررسی و نقد می کنیم.

1. مناقشه در سند حدیث ثعلبی

الف. اولین اشکال ابن تیمیه در نقل و مناقشه سند حدیث ثعلبی این است که وی می گوید: «ابتدا روایت ثعلبی باید بررسی شود. در صحت نداشتن این روایت، اهل سنت و شیعه اتفاق دارند. چنانچه یک روایت را ثعلبی و واحدی و مانند این دو نقل کرده باشند، دال بر صحت نمی شود».

ب. دومین اشکال ابن تیمیه این است که: «روایت از نظر محدثانی که قولشان در این خصوص قابل استناد و معتبر است، جعلی و ساختگی است، به طوری که در هیچ یک از کتب مرجع خود، از جمله صحاح و سنن، نقل نکرده اند».[21]

بررسی و نقد کلام ابن تیمیه

ابن تیمیه به روایاتی که موافق تفکر او نیست، با استناد به فقدان آن در یکی از صحاح و سنن یا کتبی که خود قبول دارد، برخلاف بسیاری از اهل سنت، نسبت جعل می دهد. در پاسخ باید گفت:

  1. روایات شأن نزول این آیات منحصر به روایت ثعلبی نیست که ابن تیمیه فقط به مناقشه در خصوص آن می پردازد.[22] حدیث نزول سوره هل اتی در بسیاری از کتاب های موثق نزد اهل سنّت، از میان صحابه یا تابعانی همچون علی (علیه السلام)، عبدالله بن عباس، زید بن ارقم، سعید بن جبیر، قنبر خدمتکار علی (علیه السلام)، حسن بصری، مجاهد، عطاء، ابوصالح، قتاده و ضحّاک، نقل شده است. این روایت از ابن عبّاس مشهور است.[23]

علامه امینی در الغدیر[24] برای رد کسانی که این شأن نزول را جعلی دانسته اند، می گوید بسیاری از پیشوایان تفسیر و حدیث، حدیث ذیل آیه را روایت  کرده و در کتب حدیثی  خود ثبت  کرده اند. ابومحمّد عاصمی، یکی از علمای اهل سنت، کتابی دوجلدی به نام زین الفتی در تفسیر سوره هل اتی نوشته است.[25] علامه امینی در ادامه، 34 نفر از ناقلان این حدیث را نام می برد،[26] از جمله:

ابوجعفر اسکافی (متوفای 240 ه.ق.)، ابو عبداللّه محمّد بن علی ترمذی (متوفای 285 ه.ق.)، محمّد بن جریر طبری (متوفای 310 ه.ق.)، شهاب الدین  ابن عبد ربّه  قرطبی  مالکی (متوفای 328 ه.ق.)، ابن  مردویه  ابوبکر اصفهانی (متوفای 416 ه.ق.)، ابونعیم  اصفهانی (متوفای 430 ه.ق.)، ابو اسحاق  ثعلبی (متوفای 437 ه.ق.)، ابوالحسن واحدی نیشابوری (متوفای 468 ه.ق.)، عبیدالله  بن  عبدالله  بن  احمد، معروف  به  حاکم حسکانی (متوفای 470 ه.ق.)، حسین  بن  مسعود بغوی (متوفای 516 ه.ق.) جارالله  محمود بن  عمر زمخشری (متوفای 538 ه.ق.)، ابوالمظفر، سبط  ابن  جوزی  حنفی (متوفای 654 ه.ق.)، قاضی  ناصرالدین  بیضاوی (متوفای 685 ه.ق.)، محب الدین  طبری (متوفای 694 ه.ق.)، حافظ الدین  نسفی (متوفای 701 یا 710 ه.ق.)، ابواسحاق  حموینی (متوفای 722 ه.ق.)، علاءالدین  علی  بن  محمّد خازن  بغدادی (متوفای 741 ه.ق.)، ابن حجر عسقلانی (متوفای 852 ه.ق.)، شهاب الدین آلوسی (متوفای 1270 ه.ق.) و ... .[27]

  1. علامه حلی این روایت را از منابع اهل سنت ذکر کرده است.
  2. ابن تیمیه روایت صحیحی را که در این مسئله، در دیگر منابع صحیح اهل سنت وجود دارد، نیاورده است. برای الزام خصم باید از منابع طرف مقابل استفاده می کرد و صرف ردکردن وی، دلیل بر نفی مطلبی نیست. با توجه به اینکه صاحبان کتب صحیحین، بسیاری از روایات صحیح را ذکر نکرده اند، آیا اهل سنت به روایات صحیحی غیر از روایات صحیحین استناد نمی کنند؟ بر فرض که کسی چون ترمذی در سننش این روایت را نیاورده باشد و ابن جوزی این روایت را جعلی بداند، دلیل نمی شود که حرف بسیاری از علما را کنار بگذاریم.

اذعان علمای اهل سنت بر صحت یا شهرت حدیث

الف. حاکم حسکانی می گوید: «طرق این حدیث صحیح بوده و علمای اهل سنت، صحت آن را تأیید کرده اند. این حدیث را عبدالله بن مبارک، از یعقوب بن قعقاع، از مجاهد، از ابن عباس روایت کرده است».[28] حاکم حسکانی در مقدمه کتاب شواهد التنزیل، دلیل نوشتن کتابش را انکار شأن نزول هل اتی در شأن علی (علیه السلام) از سوی یکی از وعاظ کرامیّه می داند.[29]

ب. سید محمودآلوسی، از دانشمندان علوم قرآن و حدیث اهل سنت، این خبر را «مشهور» دانسته است.[30]

ج. ابوالمظفر، سبط ابن جوزی حنفی (متوفای 654 ه.ق.) در تذکرة الخواص از طریق بغوی و ثعلبی آن را نقل کرده، و بر جدش ابن جوزی، که آن را در ردیف حدیث های مجعول شمرده، ایراد گرفته و پس از آنکه سندش را از ضعف پیراسته، می گوید: «من از سخن جدم و از انکاری که او از این حدیث کرده در شگفتم!».[31]

د. حافظ گنجی شافعی (متوفای 658 ه.ق.) در کتاب کفایة الطالب فی مناقب علیّ بن أبی طالب (علیه السلام) این حدیث را با واسطه از ابوعبدالله محمد بن فتوح بن عبدالله حُمیدی[32] از کتاب فوائد، به تفصیل روایت می کند و در ادامه می گوید: «ابن جریر طبری این حدیث را در شأن نزول سوره هل اتی به صورت طولانی روایت کرده است، اما من هنگام نوشتن این کتاب نسخه او را در اختیار نداشتم».[33] این در حالی  است که ابن تیمیه درباره تفسیر محمد بن جریر طبری می گوید: «از اصحّ تفاسیر و اجلّ و اعظم آنها است، و از بدعت به دور است و از متّهمان نقل نمی کند».[34]

ه. برخی دیگر از دانشمندان اهل سنت اصل این ماجرا را صحیح دانسته و بر صحت آن تأکید کرده اند؛ سبط ابن جوزی[35] و اسماعیل حقی بروسوی[36] از آن جمله اند.

ابن شهرآشـوب نـیز از اشخاص و منابعی یاد می کند که به نزول سوره هل اتی در شأن علی و اهل بیتِ ایشان تصریح کـرده اند.[37] در داستان احتجاج مأمون، خلیفه عباسی، بر چهل نفر از دانشمندان نیز نزول این سوره در شأن علی (علیه السلام) ذکر شده است.[38]

به این ترتیب، روایت فوق از روایاتی است که در میان اهل سنت مشهور[39] بلکه متواتر است.[40] ابن تیمیه، روایت به این مشهوری را جعلی و ضعیف می داند!

2. انکار واقعیت یا ردّ مدنی بودن سوره!

اشکال سوم ابن تیمیه، که به عنوان دلیل دیگری بر کذب و دروغ بودن این حدیث آن را مطرح می کند این است که علی (علیه السلام) در مدینه با فاطمه ازدواج کرده، آن هم بعد از جنگ بدر، و حسن و حسین در مدینه به دنیا آمدند و سوره هل اتی به اتفاق اهل تفسیر و حدیث در مکه نازل شده و هیچ یک از علما، از جمله ابونعیم، خثیمه و ترمذی، که احادیث ضعیف فضایل علی را نقل کرده اند، نگفته اند این سوره مدنی است.[41]

سوره هل اتی؛ مکی یا مدنی؟

این مسئله اختلافی است. علمای شیعه، بدون اختلاف و به اتفاق، این سوره را مدنی دانسته اند،[42] و بسیاری از مفسران و محدثان اهل سنت نیز آن را مدنی دانسته اند؛[43] و برخی دیگر مدنی بودن سوره را صحیح تر می دانند.[44] مجاهد از ابن عباس روایت کرده که این سوره مدنی است و قتاده، عکرمه، حسن بصری، کلبی، و جابر بن زید نیز این را قبول دارند.[45] علامه طباطبایی از سیاق آیات آن، به ویژه از آیات «يُوفُونَ بِالنَّذْرِ » و «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ» استفاده کرده است که این آیات از داستانی واقعی خبر می دهد و از بودن «اسیر» در میان کسانی که به دست آن ابرار اطعام شده اند نتیجه می گیرد که این آیات مدنی است. زیرا مسلمانان در مکه اسیری در اختیار نداشتند؛[46] و معانی دیگری که برای اسیر در تفاسیر اهل سنت آمده، پذیرفتنی نیست.[47]

حاکم حسکانی می گوید: «چگونه برخی ادعای اجماع بر مکی بودن می کنند در حالی که قول اکثر علما بر مدنی بودن این سوره است».[48] امام قاضی شوکانی می گوید مدنی بودن سوره دهر، سخن جمهور (اکثریت) مفسّران است؛[49] و قرطبی نیز در تفسیر خود، این اعتقاد را به جمهور مفسّران نسبت داده است.[50] همچنین، آلوسی با نقل دیدگاه ابن عادل می نویسد او نیز مدنی بودن این سوره را باور اکثریت مفسران دانسته است. وی می گوید: «شیعه نیز بر این اعتقاد است».[51]

در قرآنی که مجمع الملک فهد، در مدینه منوره، تحت نظر علمای برجسته و وهابیان و پیروان ابن تیمیه منتشر می کند سوره هل اتی مدنی معرفی شده است.[52] ابن تیمیه در منهاج السنة، بر تفسیر بغوی تکیه کرده و تصریح می کند که بغوی، هیچ کدام از احادیثِ جعلی را که ثعلبی نقل کرده، ذکر نکرده است، در حالی که بغوی یکی از مفسّرانی است که قائل به مدنی بودن سوره هل اتی است.[53]

احمد کنانی، در کتاب نظرة فی کتاب منهاج السنة النبویة[54] از قول علامه امینی، می نویسد:

  1. اینکه سوره مکی باشد منافاتی ندارد که بعضی از آیاتش مدنی باشد، چنان که در دیگر سور چنین است و سوره هایی را از قول مفسران اهل سنت ذکر می کند که برخی آیاتش مدنی است. همچنین، بعضی سوره ها دو بار نازل شده است؛ یک بار در مکه و بار دیگر در مدینه؛ مثل سوره فاتحه.
  2. بهترین راه برای اینکه بدانیم کدام سوره یا آیه مدنی یا مکی است این است که تضافر نقل را در شأن نزول با سندهای مستفیض بشناسیم نه با اقوالی که سند ندارند؛ و علامه امینی نام 34 نفر را برای اثبات سندیت حدیث از علمای اهل سنت آورده است، که به جهت اختصار در ذیل بحث سندی حدیث ثعلبی اشاره شده است.
  3. علما در خصوص قول به مکی بودن سوره هل اتی اتفاق نظر ندارند، بلکه جمهور علما برخلاف آن معتقدند سوره مدنی است، چنان که خازن در تفسیرش از مجاهد و جمهور علما نقل می کند.[55] ابوجعفر نحاس در کتاب الناسخ والمنسوخ و سیوطی در الاتقان و بیهقی در دلائل النبوة و ابن ضریس در فضائل القرآن قائل به مدنی بودن سوره هل اتی هستند.[56]
  4. کسانی چون حسن و عکرمه و کلبی و غیر اینها که قائل اند آیاتی از این سوره مکی است، تصریح دارند که قصه آیات اطعام مدنی است.
  5. ملازمه ای بین اینکه سوره مکی باشد ولی نزول آن بعد از هجرت باشد، وجود ندارد. زیرا ممکن است در حجة الوداع نازل شده باشد؛ همان طور که ابن جُبیر، حسن، ضحّاک، عکرمه، عطا، و قتاده نقل کرده اند. این قول را ابن جریر و جمع دیگری اختیار کرده اند.[57]

ب. اشکالات دلالی و متنی حدیث ثعلبی

 بحث ما تا اینجا از جنبه سندی بود، ولی در ادامه به جنبه دلالت و متن حدیث ثعلبی می پردازیم و اشکالات ابن تیمیه را بررسی و نقد می کنیم.

1. مناقشه در دلالت حدیث ثعلبی

اشکال چهارم ابن تیمیه در دلالت حدیث ثعلبی این است که وی می گوید: «ساختار این روایت و الفاظ آن از ساخته های دروغ گویان نادان است. از جمله اینکه جد آن دو و عموم عرب، آن دو را عیادت کردند، در حالی که عموم عرب در مدینه نبودند و عرب های کافر هم به منظور عیادت به نزد آن دو نمی آمدند. همچنین این گفته که: «ای اباالحسن، چرا برای دو فرزندت نذر نمی کنی!» سخنی جاهلانه است؛ زیرا علی دین را از عرب ها نمی گرفت، بلکه از پیامبر می گرفت!».

بررسی و نقد اشکال ابن تیمیه

بسیاری از مفسران و محدثان فریقین این ماجرا را با طرق معتبر و صحیح در کتاب های تفسیری و حدیثی نقل کرده اند.[58] با توجه به روایات شیعه[59] و روایات اهل سنت از منابع دیگر که در آن روایات، نشانی از عامة العرب نیست، زمخشری، در کتاب تفسیر خود، الکشاف، می نویسد: «ابن عباس می گفت: به درستی که حسن و حسین مریض شدند. پیامبر اسلام(صلّی الله علیه وآله) با عده ای از مردم از آنها عیادت کرد، و سپس فرمود: یا اباالحسن! اگر برای فرزندان خود نذر کنی، بهبود می یابند».[60] همان طور که در این حدیث آمده نامی از عامة العرب نیست؛ و به قرینه مقام، مقصود از عامةالعرب، مسلمانان بوده است و اینها در مدینه بودند نه در جای دیگر.[61] با توجه به نسخه خطی چاپ بمبئی، به جای کلمه «قالوا»، «قال» دارد و طبق این روایت پیامبر(صلّی الله علیه وآله) علی (علیه السلام) را امر به نذر کرد.[62]

2. منهی بودن نذر از نگاه ابن تیمیه

اشکال پنجمی که ابن تیمیه در ردّ شأن نزول سوره هل اتی دارد، این است که، پیامبر(صلّی الله علیه وآله) از نذرکردن منع فرموده، چنان که در صحیحین آمده است؛[63] و به طریق دیگر روایت شده که فرمود: «نذر انسان را به تقدیر خداوند برمی گرداند و برای نذر چیزی داده می شود که برای غیر آن داده نمی شود».[64] «و خداوند به خاطر وفای نذر مدح کرده است نه بر خود عقد نذر».[65] زیرا نذر مثل ظهار و طلاق است که مذموم است ولی پرداخت کفاره واجب است و مدح شده؛ و همچنین کسی که چیزی را می فروشد یا کالایی را می خرد وقتی آنچه را بر عهده او است به طرف مقابل ببخشاید، ستوده می شود.

نقد دیدگاه ابن تیمیه

نذر یکی از احکام شرعی است که جواز آن بین شیعه و سنی مشترک و اجماعی است.[66] به دلیلِ همین ممدوح بودن نذر، خود آن حضرت(صلّی الله علیه وآله) به علی (علیه السلام) دستور می دهد که  ای اباالحسن برای شفای فرزندانت نذری کن. کار علی و فاطمه (علیها السلام) با آگاهی انجام می گیرد و اطاعت خدا و رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) است. چون با دستور پیامبر(صلّی الله علیه وآله) صورت گرفته است؛ آنچنان  که در تفسیر زمخشری آمده است؛[67] و در تفسیر طبری که ابن تیمیه آن را قبول دارد، طبری می گوید: «نذر در این سوره، از نوع طاعت خدا است».[68]

بر فرض نهی پیامبر(صلّی الله علیه وآله) از نذر، بزرگان علمای اهل سنت این روایت نهی را بر کراهت حمل کرده اند.[69] ابن تیمیه در تعریف سنت، تقریر پیامبر(صلّی الله علیه وآله) را حجت می داند.[70] اگر علی (علیه السلام) بنا به دستور پیامبر عمل کرده باشد در این صورت این روایت نهی از نذر را باید توجیه کرد. اگر بنا بر روایات ثعلبی، علی (علیه السلام) به امر غیرپیامبر(صلّی الله علیه وآله) نذر کرده باشد در این صورت پیامبر(صلّی الله علیه وآله) شاهد این نذر بوده و این عمل را تقریر کرده است. چون پیامبر(صلّی الله علیه وآله) ساکت بودند و نهی نکردند و این تقریر، خود دلیل بر مشروع بودن این عمل بوده است.

اما قول ابن تیمیه درباره این مسئله، که خداوند وفا به نذر را مدح کرده نه خود عقد نذر را، کلامی بی اساس است. زیرا اگر این کار فعلی حرام است مرتکب آن مجرم و گناهکار است و آن عمل مذموم است نه ستودنی. اگر از نذرکردن منع شده باشد، بر وفای آن چه مدحی است؟! به علاوه این نذر طبق فرمان خود پیامبر(صلّی الله علیه وآله) صورت گرفته، چنان که در روایت زمخشری در تفسیرش گذشت، و کسی که طبق فرمان ایشان کاری را انجام دهد، به آن اطاعت گفته می شود[71] و یقیناً اطاعت از فرمان پیامبر(صلّی الله علیه وآله) مرضی خدا و ستودنی است. این سوره در مدح اهل بیت» نازل شده است. به سبب این نذر، خداوند وفای به آن را مدح و ستایش فرمود[72] و سوره هل اتی را در شأن ایشان نازل کرد؛ و طبق این آیه «وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ»[73] آنچه اهل بیت » انجام داده اند، مرضی خدا است. وقتی ثابت شد این سوره شأن نزولش در حق علی و فاطمه و حسنین» است دیگر این ایرادها جایگاهی ندارد.

و اما قیاس نذر با ظهار و طلاق و بیع و شراء حرفی بی سند است و هر کدام مسئله مستقلی است و احکام خاص خودش را دارد. در صورت صحیح بودن این قیاس از نظر ابن تیمیه، بیع و طلاق نیز غیرمشروع وحرام خواهد بود! در حالی که هیچ کس به آن قائل نیست!

3. تشکیک در وجود خادمه ای به نام فضه

اشکال ششمی که ابن تیمیه در روایت ثعلبی دارد، این است که علی و فاطمه (علیها السلام) کنیزی به نام فضه نداشتند و حتی هیچ کدام از نزدیکان پیامبر کنیزی با این نام نداشتند و در مدینه کنیزی که نام او فضه باشد شناخته شده نیست و هیچ کس از اهل علم و کسانی که احوال کنیزان را به دقت بررسی کرده اند یادی از کنیزی به نام فضه نکرده اند.[74]

بررسی و نقد اشکال ابن تیمیه

برخلاف دیدگاه ابن تیمیه، تعدادی از حافظان بزرگ اهل سنت، با استناد به حدیث نزول سوره هل اتی، وجود کنیزی به نام فضّه را ثابت کرده اند.[75]

عالم بزرگ اهل سنت، حافظ ابن اثیر (شیبانی) در کتاب خود، ذیل ترجمه فضه، چنین آورده است: «فضّه نوبیه، کنیز حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) دختر رسول اکرم (صلّی الله علیه وآله) بود. ابوموسی بر اساس نوشته ای آن را برای ما روایت کرده است».

سپس در ادامه این سخن، حدیث نزول سوره هل اتی را از ابن عباس ذکر کرده است.[76] همچنین قرطبی می گوید اهل تفسیر معتقدند آیه اطعام درباره علی و فاطمه و جاریه آن دو، که اسمش فضه است، نازل شده است. وی در ادامه می گوید نقاش، ثعلبی، قشیری و بسیاری از مفسران این حدیث را ذکر کرده اند؛[77] و نیز ابن عادل حنبلی[78] و بسیاری دیگر از مفسران اهل سنت، فضه را خادمه حضرت زهرا (علیها السلام) می دانند.

حافظ ابن حجر عسقلانی درباره فضّه چنین می نویسد: «فضّه نوبیه، کنیز فاطمه زهرا (علیها السلام) بود، ابوموسی در الذیل و ثعلبی در تفسیر سوره «هل آتی» از طریق عبدالله بن عبدالوهّاب خوارزمی، پسرعموی احنف، آورده اند که فضه خادمه حضرت زهرا (علیها السلام) بود». وی در ادامه می گوید: «ابن صخر در فوائد خویش و ابن بشکوال در کتاب المستغیثین از طریق خود، با سندی از طریق حسین بن علاء، از امام صادق (علیه السلام) از پدرش، از علی (علیه السلام) روایت کرده است که رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) برای دخترش فاطمه (علیها السلام) کنیزی را به نام فضّه نوبیه استخدام کرد، فاطمه (علیها السلام) کارها را با او تقسیم می کرد و رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) دعایی را به فضّه یاد داده بود که پیوسته آن را می خواند».[79]

4. این شأن نزول از مناقب نیست!

ابن تیمیه در اشکال هفتم خود در روایت ثعلبی معتقد است «در حدیث صحیح دیگری، برخی از انصار، مهمانی را بر خودشان مقدم داشتند و ایثار کردند، و خداوند در مدحشان آیه نازل کرد: «وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ».[80] این مدح بزرگ تر از مدح آیه «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا»[81] است. وی در ادامه از صحیح مسلم و بخاری از پیامبر روایتی مبنی بر برتربودن صدقه می آورد؛[82] «و خلاصه اینکه اگر ایثار اهل بیت» بزرگ تر از ایثار انصار می بود مدح اهل بیت» بیشتر می شد و چنین نشد؛ و اگر بر این ماجرا مدحی نباشد، در مناقب داخل نیست».[83]

بررسی و نقد اشکال ابن تیمیه

برخلاف ادعای او، برخی مفسران نزول آیه «وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ» را در شأن علی، فاطمه، حسن و حسین» ذکر کرده اند.[84] اما با فرض قبول این نظریه، 1.انفاق یک شب با ایثار سه شب متوالی برابر نیست. این ایثار سه روزه را قرآن بسیار ستوده است و با مدح انفاق یک شب قابل مقایسه نیست؛ 2. نزول یک آیه در شأن کسی مساوی با نزول یک سوره کامل در شأن اهل بیت نیست. خداوند در این سوره پنج ویژگی را مخصوص اهل بیت » دانسته است: وفای به عهد: «يُوفُونَ بِالنَّذْرِ»، ترس از معاد: «وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا»، رسیدگی به نیازمندان: «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا»، اخلاص در عمل: «إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا» و خوف از خداوند متعال: «إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا»؛[85] 3. ابن تیمیه تفاوتی بین «انفاق و «ایثار» قائل نیست. در حالی که ایثار مقامی است به مراتب بالاتر از انفاق، که همگان سعادت آن را ندارند، و از صفات ویژه مؤمنان واقعی است.[86]

5. این ماجرا خلاف امر مشروع است!

وی در اشکال هشتم می گوید نباید این ماجرا را به علی و فاطمه » نسبت داد؛ و گرسنه نگاه داشتن بچه ها تا سه روز خلاف امر مشروع است. این گرسنگی، عقل، بدن و دین آدم را فاسد می کند و مانند ماجرای انصار نیست که یک شب بوده است.[87]

بررسی و نقد اشکال ابن تیمیه

با توجه به اینکه ثابت کردیم این سوره در شأن اهل بیت » است و سوره مدنی است، اگر این ماجرا خلاف شرع می بود، خداوند آن را ذم می کرد؛ ولی خداوند به دلیل همین ماجرای باعظمت، یک سوره کامل فرستاد و جبرئیل به دلیل داشتن چنین اهل بیتی به پیامبر (صلّی الله علیه وآله) تبریک و تهنیت گفت.

در برخی روایات، سخنی از روزه گرفتن حسنین ـ دو کودک خردسال 5 و 6 ساله که تازه از بـستر بـیماری برخاسته بوده اند و دوره نقاهت را سپری می کرده اند یا هنوز بیمار بوده اند ـ به میان نیامده است.[88]

اما پاسخ دیگر اینکه حضرت علی (علیه السلام) و فاطمه (علیها السلام) بچه ها را مجبور به این کار نکرده بودند، بلکه امام حسن و امام حسین» با کمال اختیار و آگاهی این ایثار عظیم را خودشان پذیرفته اند و انجام داده اند و این امر نشان دهنده اخلاص و ایثار و عظمت فوق العاده آنان است. به دلیل همین رفتار بود که خداوند یک سوره را با عظمت تمام در شأن ایشان نازل فرمود.[89]

6. ماجرای یتیم و اسیر دروغ است!

 وی در اشکال نهم و دهم و یازدهم می گوید ماجرای یتیم دروغ است! زیرا در شب عقبه هیچ جنگی اتفاق نیفتاده است؛[90] و پیامبر(صلّی الله علیه وآله) هزینه و مخارج فرزندان کسانی را که در رکاب وی به شهادت رسیدند بر عهده می گرفت.[91] هرگز در مدینه اسیری وجود نداشته که از مردم درخواست کمک کند.[92]

بررسی و نقد اشکالات ابن تیمیه

ذکر یتیم در این ماجرا از مسلمات و نص قرآن است، اما اینکه پدر یتیم چه کسی بوده و در کجا از دنیا رفته مهم نیست و به اصل حدیث لطمه وارد نمی کند، چون اصل ماجرا صحیح و مشهور است. در روایات دیگر، غیر از روایت ثعلبی اسمی از یوم العقبه نیست؛ و در برخی روایات آمده است که این سه تن جبرئیل بود که برای امتحان اهل بیت» به در خانه اینها رفت.[93]

این حرف که پیامبر(صلّی الله علیه وآله) خود هزینه یتیمان را به عهده داشت، بی دلیل و بی سند است، بلکه یکی از دلایل دستور خداوند به تعدّد زوجات برای مسلمانان همین بوده است که سرپرستی یتیمان جنگ را به عهده بگیرند: «وَ ءَاتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ... وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُواْ فىِ الْيَتَامَى‏ فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاءِ مَثْنى و ...». (نساء: 2 و 3).[94] و اینکه دستور به قسط در خصوص یتیمان به صورت جمع است نشان می دهد که خطابش فقط پیامبر(صلّی الله علیه وآله) نیست و اطلاق داشته و غیر پیامبر را نیز شامل می شود.

در گفتار ابن تیمیه که گفت در مدینه اسیری نبود! دروغ و تعارضی آشکار وجود دارد و بدون مدرک است. زیرا نخست می گوید در مدینه هرگز اسیری نبوده، و سپس اعتراف می کند که بعد از جنگ بدر اسیرانی بوده اند و این تعارض در کلام او است. به علاوه برای صحت این ماجرا وجود حتی یک اسیر کفایت می کند و این را که در مدینه اسیر یا اسیرانی بوده اند، خود ابن تیمیه در همین قول قبول کرده است، آنجا که می گوید بعد از جنگ بدر اسیران خیلی کم بوده اند.[95]

خود طبری در تفسیرش به وجود اسیر اعتراف دارد.[96] همچنین، خود قرآن در سوره هل اتی، بر بودن اسیر در مدینه تصریح می کند و روایاتی از فریقین، که قبلاً ذکرش گذشت، بر وجود اسیر در مدینه تأکید دارند.

ممکن است گفته شود در مدینه اسیری که درخواست کند نبوده است. در جواب باید گفت سیاق آیات نشان می دهد مسکین و یتیم و اسیر درخواست کمک داشتند که به آنها اطعام شد؛ و اگر درخواستی هم نداشتند، به هر حال به آنها اطعام شد.

7. شمولیت نداشتن سوره

وی در اشکال دوازدهم و سیزدهم می گوید اگر چنین داستانی صحیح هم باشد، صاحب قصه (علی (علیه السلام)) افضل نیست؛ و این به منزله آن نیست که صاحب آن برترین مردم است، یا فقط او امام باشد نه غیر او. جعفر بن ابی طالب بیش از همه به فقرا غذا می داد ... با وجود این، از علی و دیگران برتر نبود، چه رسد به اینکه مستحق امامت شود؛[97] و انفاق ابوبکر محبوب تر است![98]

بررسی و نقد اشکال ابن تیمیه

این سوره دلالت روشنی بر فضیلت بسیار فوق العاده علی (علیه السلام) دارد که آیه درباره او نازل شده است. همچنین، اگرچه مؤید افضلیت صاحب این ماجرا است، اما برای افضلیت و امامت او دلایل فراوان دیگری در منابع فریقین داریم.[99] علاءالدین علی بن محمد خازن بغدادی (متوفای 741 ه.ق.) در تفسیرش، ابتدا به نزول آیات درباره علی (علیه السلام) اشاره کرده، آنگاه حدیث را نقل می کند و می گوید شمول آیه از نظر مفهوم منافاتی با انحصار مصداقش در علی (علیه السلام) ندارد.[100]

کسی که خداوند در شأنش یک سوره کامل را فرستاد، قطعاً از تأیید خداوند برخوردار بوده است. کسانی که خداوند قول و فعلشان را در آیات سوره هل اتی آورده، در فضیلت از دیگران برتر بودند و سبب نزول این سوره به قرینه عمل به نذر، عمل اهل بیت» بوده است. ابن تیمیه اعتراف دارد که جعفر از علی (علیه السلام) برتر نبوده است.

آیات سوره هل اتی ، که در وصف «ابرار» نازل شده[101] و به پاداش های «نیکان» در جهان آخرت اشاره دارد، اختصاص به حضرت علی و همسر و فرزندانش» دارد. زیرا اولاً، نشانه ها و قرائنی در این آیات شریفه دیده می شود که با وجود آن نمی توان این آیات را به همه ابرار تطبیق داد، بلکه طبق این نشانه ها باید آیات مذکور را به ابرار خاصّی تطبیق دهیم. مثلاً از این آیات استفاده می شود که ابراری که در این آیات به آنها اشاره شده، نذری کرده بودند و در هنگام عمل به نذر، دست به ایثار بزرگی زدند و به نیازمند و یتیم و اسیر کمک کردند. بنابراین، آیات فوق شامل آن دسته از ابرار نمی شود که نذری نکرده بودند و نشانه های فوق در آنها نیست.

ثانیاً، بر فرض که آیات مذکور عام باشد و شامل تمام ابرار شود، همان گونه که فخرالدین رازی در تفسیرش این نظریه را انتخاب کرده است،[102] بدون شک به طریق اولی شامل شأن نزول آن هم می شود! علی و فاطمه و فرزندانش» شاخص ترین و برترین مصادیق ابرار و نیکان هستند؛[103] و هیچ یک از مفسران ابوبکر را جزء ابرار نیاورده اند! ابن تیمیه دلیلی ندارد بر اینکه انفاق ابوبکر نزد خدا و رسولش از این ایثار بزرگ تر و محبوب تر باشد و روایتی از رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) بر افضل بودن انفاق ابوبکر وجود ندارد![104]

نتیجه

اشکالاتی که ابن تیمیه درباره  شأن نزول هل اتی ذکر کرد بی اساس و بی مدرک بود، یا از اقوال شاذ بوده است. ثابت شد که سوره هل اتی در شأن اهل بیت» نازل شده و دلیل بر فضیلت علی (علیه السلام) است و کسی دیگر در این فضیلت داخل نیست. سوره هل اتی، طبق نقل بسیاری از مفسران، محدثان و دانشمندان اهل سنت، همچنین اجماع شیعه مدنی است و روایات صحیح و معتبر فریقین سبب نزول سوره را همان ایثار و عمل خالصانه علی و فاطمه و حسنین» می دانند. حدیث ثعلبی از جمهور اهل سنت وارد شده است و ایرادات جزئی، اشکالی در اصل مطلب وارد نمی کند. اثبات شد که اشکالات سندی و دلالی ابن تیمیه درباره شأن نزول سوره هل اتی جایگاهی ندارد.

منابع

  1. قرآن الکریم.
  2. ابن اثیر جزری شیبانی، علی بن ابی الکرم محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1415.
  3. ابن تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحلیم دمشقی، الفتاوی الکبری، تحقیق: محمد و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1408.
  4. ابن تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحلیم دمشقی، جامع الرسائل، تحقیق: محمد رشاد رفیق سالم، ریاض: دار العطاء، چاپ اول، 1422.
  5. ابن تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحلیم دمشقی، دقائق التفسیر، تحقیق: محمد سید جلیند، دمشق: مؤسسه علوم قرآن، چاپ دوم، 1404.
  6. ابن تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحلیم دمشقی، فضل ابی بکر، تحقیق: عبدالعزیز بن محمد فریح، مجله جامعة ام القری لعلوم الشرعیة، ج13، ش22، ربیع الاول 1422.
  7. ابن تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحلیم دمشقی، مجموع الفتاوی، مدینه منوره: مجمع ملک فهد، چاپ دوم، 1416.
  8. ابن تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحلیم دمشقی، مقدمة فی اصول التفسیر، بیروت: دار مکتبة الحیاة، 1490.
  9. ابن تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحلیم دمشقی، منهاج السنة النبویه فی نقض کلام  الشیعة  القدریة، تحقیق: محمد رشاد سالم، ریاض: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة، چاپ اول، 1406.
  10. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة فی تمییز الصحابة، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1415.
  11. ابن ضریس رازی، محمد بن ایوب بن یحیی بن ضریس بن یسار جبلی، فضائل القرآن، تحقیق: غزوة بدیر، دمشق: دار الفکر، چاپ اول، 1408.
  12. ابن عادل دمشقی حنبلی، عمر بن علی، اللباب فی علوم الکتاب، تحقیق: عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1419.
  13. ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر والتنویر، بیروت: مؤسسة التاریخ، چاپ اول، [بی تا].
  14. ابن عبد ربّه قرطبی مالکی، ابوعمر احمد، العقد الفرید، بیروت: دار الکتاب العربی، 1403.
  15. ابن عربی، محمد بن عبدالله بن ابوبکر، احکام القرآن، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ سوم، 1424.
  16. ابن عطیة اندلسی محاربی، عبدالحق بن غالب بن عبدالرحمن بن تمام، المحرر الوجیز (تفسیر ابن عطیة)، تحقیق: محمد عبدالسلام عبدالشافی، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1422.
  17. ابن قدامة مقدسی دمشقی حنبلی، موفق الدین عبدالله احمد بن محمد، المغنی، قاهره: مکتبة قاهره، 1388.
  18. ابن مطهر حلی، حسن بن یوسف، منهاج الکرامة فی معرفة الامامة، تحقیق: عبدالرحیم مبارک، قم: مؤسسه پژوهش و مطالعات عاشورا، چاپ اول، 1379.
  19. ابو داود سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن ابی داود، بیروت: دار الفکر، چاپ اول.
  20. ابوبکر بیهقی، احمد بن حسین بن علی بن موسی، دلائل النبوة، تحقیق: عبدالمعطی قلعجی، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1408.
  21. ابوبکر بیهقی، احمد بن حسین بن علی بن موسی، سنن بیهقی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، مکه مکرمه: مکتبة دار الباز، 1414.
  22. ازی بلخی، ابوالحسن مقاتل بن سلیمان بن بشیر، تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق: عبدالله محمود شحاته، بیروت: [بی نا]، [بی تا].
  23. امینی، عبدالحسین، الغدیر، بیروت: دار الکتاب العربی، چاپ چهارم، 1397.
  24. امینی، عبدالحسین، نظرة فی کتاب منهاج السنة النبویة، تحقیق: احمد کنانی، تهران: مرکز الابحاث العقائدیة، مشعر، [بی تا].
  25. آلوسی، شهاب الدین سید محمود، تفسیر روح المعانی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ چهارم، 1405.
  26. آلوسی، شهاب الدین سید محمود، تفسیر روح المعانی، تحقیق: علی عبدالباری عطیة ، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ اول،
  27. بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة، قم و تهران: مؤسسة البعثة، 1416.
  28. بروسوی، اسماعیل بن حقی بن مصطفی استانبولی حنفی، تفسیر روح البیان، بیروت: دار احیاء التراث العربی، [بی تا].
  29. بغوی، ابومحمد حسین بن مسعود فراء، تفسیر بغوی (معالم التنزیل فی التفسیر والتأویل)، تحقیق: عبدالرزاق مهدی، بیروت: دار احیاء التراث العربی و دار الفکر، چاپ اول، 1420.
  30. بهارزاده، پروین، «مقاله کاوشی در مکی یا مدنی بودن سوره دهر»، در: مجله علوم انسانی دانشگاه الزهراء، ش41، 1381، ص39-60.
  31. ترمذی، ابوعیسی محمد بن عیسی بن  سورة، سنن ترمذی، تحقیق: احمد شاکر، بیروت: دار احیاء التراث العربی، [بی تا].
  32. ثعلبی، احمد بن محمد بن ابراهیم، الکشف والبیان عن تفسیر القرآن، تحقیق: ابی محمد بن عاشور، با نظارت نضیر ساعدی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، 1422.
  33. جزائری ابوبکر، جابر بن موسی، ایسر التفاسیر لکلام العلی الکبیر، مدینه: مکتبة العلوم والحکم، چاپ اول، 1416.
  34. جزیری، عبدالرحمن، الفقه علی المذاهب الأربعة، بیروت: دار الثقلین، چاپ اول، 1419.
  35. حاکم حسکانی، عبیدالله بن احمد، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، تهران: مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، چاپ اول، 1411.
  36. خطیب، عبدالکریم، التفسیر القرآنی للقرآن، قاهره: دارالفکر العربی، چاپ اول.
  37. ذهبی، شمس الدین ابوعبدالله محمد بن احمد بن عثمان بن قایماز، سیر أعلام النبلاء، تحقیق: جمعی از محققین زیر نظر شیخ شعیب الارناؤوط (الارنؤوط)، بیروت: مؤسسة الرسالة، چاپ سوم، 1405.
  38. راتب نابلسی، محمد، الفقه الإسلامی، موضوعات متفرقة، درس 38؛ النذر، تاریخ: 21/6/1992، در: nabulsi.com.
  39. زحیلی، وهبة بن مصطفی، التفسیر الوسیط، دمشق: دار الفکر، چاپ اول، 1422.
  40. زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1429.
  41. سبحانی تبریزی، جعفر، ابن تیمیه فکراً ومنهجاً، قم: مؤسسه امام صادق (ع)، چاپ اول، 1432.
  42. سبط ابن جوزی حنفی بغدادی، ابوالمظفر بن فُرُغلی بن عبدالله، تذکرة الخواص، معروف به تذکرة خواص الامة فی خصائص الائمة، بیروت: دار العلوم، چاپ اول، 1425.
  43. سندی، عبدالقادر بن حبیب الله، حجیة السنة النبویة و مکانتها فی التشریع الإسلامی، مدینه منوره: الجامعة الإسلامیة المدینة المنورة، س8، ش2، رمضان 1395.
  44. سیوطی، جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر، الاتقان فی علوم  القرآن، تحقیق: محمد ابوالفضل  ابراهیم، الهیئة  المصریة العامة للکتاب، 1394.
  45. سیوطی، جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، 1421.
  46. شریف کاشانی، حبیب الله، بوارق القهر فی تفسیر سورة الدهر، تهران: انتشارات شمس الضحی، 1383.
  47. شوکانی، محمد بن علی، فتح القدیر، دمشق و بیروت: دار ابن کثیر و دار الکلم الطیب، چاپ اول، 1414.
  48. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، 1374.
  49. طباطبایی، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، 1417.
  50. طبرسی، احمد بن علی بن ابی طالب، الاحتجاج علی اهل اللجاج، تحقیق: سید محمدباقر خرسان، نجف اشرف: دار النعمان للطباعة والنشر، 1386.
  51. طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه مجمع البیان، تحقیق: رضا ستوده، تهران: انتشارات فراهانی، 1360.
  52. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، تحقیق: محمدجواد بلاغی، تهران: انتشارات ناصرخسرو، چاپ سوم، 1373.
  53. طبری، محمد بن جریر بن یزید، تفسیر الطبری، ضبط و تعلیق: محمود شاکر حرستانی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، 1421.
  54. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، تحقیق: احمد حبیب قیصر عاملی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، [بی تا].
  55. عاصمی، احمد بن محمد، العسل المصفی من تهذیب زین الفتی فی شرح سورة هل اتی، تحقیق: محمدباقر محمودی، قم: مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، چاپ اول، 1418.
  56. علاء الدین خازن بغدادی، علی بن محمد، لباب التأویل فی معانی التنزیل (تفسیر الخازن)، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1415.
  57. علی زاده موسوی، مهدی، تبارشناسی سلفی گری و وهابیت، قم: آوای منجی، چاپ ششم، 1393.
  58. غریانی (فقیه لیبی)، صادق عبدالرحمن، مدونة الفقه المالکی وأدلته، بیروت: مؤسسة الریان، [بی تا].
  59. فخرالدین رازی، محمد بن عمر بن حسن بن حسین تیمی، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420.
  60. فرمانیان، مهدی، مبانی فکری سلفیه، پایان نامه دکتری مرکز تربیت مدرس، 1388.
  61. قرشی گنجی شافعی، محمد بن یوسف بن محمد، کفایة الطالب فی مناقب علی بن ابی طالب (علیه السلام)، تهران: دار احیاء التراث اهل البیت (صلّی الله علیه وآله)، چاپ سوم، 1404.
  62. قرطبی، محمد بن احمد انصاری، الجامع لأحکام القرآن (معروف به تفسیر القرطبی)، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، [بی تا].
  63. قمی نیشابوری، نظام الدین حسن بن محمد، تفسیر نیشابوری= غرائب القرآن و رغائب الفرقان، تحقیق: زکریا عمیرات، بیروت» دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1416.
  64. کلبی غرناطی، محمد بن احمد بن جزی، التسهیل لعلوم التنزیل، تحقیق: عبدالله خالدی، بیروت: دار الارقم بن ابی الارقم، چاپ اول، 1416.
  65. مال الله، محمد، الامامة فی ضوء الکتاب والسنة لابن تیمیة، سایت کتاب خانه عقیده، به آدرس aqeedeh.com.
  66. مراغی، احمد بن مصطفی، تفسیر المراغی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، [بی تا].
  67. مرعشی شوشتری، نورالله، احقاق الحق و ازهاق الباطل، تهران: کتاب فروشی اسلامیه، [بی تا].
  68. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، قم: نسل جوان، چاپ سوم، 1386.
  69. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دار الکتب الاسلامیة، چاپ اول، 1374.
  70. مکارم شیرازی، ناصر، شأن نزول آیات قرآن، قم: مدرسه امام علی بن ابی طالب، 1385.
  71. میلانی، سید علی حسینی، دراسات فی منهاج السنة لمعرفة ابن تیمیه، قم، ناشر: مؤلف، چاپ اول، 1419.
  72. میلانی، سید علی حسینی، نزول سوره هل اتی در شأن اهل بیت مصطفی (صلّی الله علیه وآله)، ترجمه: هیئت تحریریة انتشارات الحقایق، قم: الحقایق، چاپ اول، 1390.
  73. نحاس، ابو جعفر احمد بن محمد، الناسخ والمنسوخ، تحقیق: محمد عبدالسلام محمد، کویت: مکتبة الفلاح، چاپ اول، 1408.
  74. الهئة العامة، التفسیر الوسیط لقرآن الکریم، [بی جا]: شئون المطابع الامیریة، چاپ اول، 1393-1414.
  75. یکی از علمای قرن هشتم، الانصاف فی الانتصاف لاهل الحق من اهل الاسراف، تحقیق: طاهر عبدالامیر سلامی، قم: دار النشر امام علی بن ابی طالب، چاپ اول، 1392.

 پی نوشت ها:

[1]. مهدی فرمانیان، مبانی فکری سلفیه، ص3 و 4.

[2]. نک.: مهدی علی زاده موسوی، تبارشناسی سلفی گری و وهابیت، ج1، ص287.

[3]. احمد بن عبدالحلیم ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة النبویة، تحقیق: محمد رشاد سالم، ج1، ص75.

[4]. حسن بن یوسف بن مطهر حلی، منهاج الکرامة فی معرفة الامامة، ص132. البته در معرفی این کتاب اشتباهی صورت گرفته و آن اینکه، کتاب را ردیه ای بر کتاب ابن تیمیه معرفی کرده است. در مقدمه منهاج السنة، ج1، ص7 آمده که این کتاب را علامه حلی برای سلطان خدابنده نوشته است.

[5]. همان.

[6]. ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة النبویة، ج7، ص174-186؛ فصل، قال الرافضی البرهان الحادی والعشرون سورة هل اتی ...

[7]. همان، ج4، ص20 و ج7، ص174 و 179 و ج8، ص553؛ محمد مال الله، الامامة فی ضوء الکتاب والسنة، ج1، ص116-121؛ این کتاب در واقع تعلیقه ای بر منهاج السنة النبویة است؛ ابن تیمیه حرانی، مجموع الفتاوی (مجمع الملک فهد)، ج4، ص419؛ همو، فضل ابی بکر، ج13، ص124.

[8]. همو، جامع الرسائل، رسالة فی المعانی المستنبطة، ج1، ص69؛ همو، دقائق التفسیر، ج3، ص21.

[9]. چون در لسان روایات شیعه بیشتر به این نام خوانده شده است، نویسنده نیز این نام را به کار برده است.

[10]. محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج10، ص204.

[11]. فضل بن حسن طبرسی، ترجمه مجمع البیان، ج26، ص135؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج25، ص328.

[12]. همو، مجمع البیان، ج10، ص613؛ جلال الدین سیوطی، الاتقان، ج1، ص18-19.

[13].  همو، مجمع  البیان، ج10، ص613؛ هاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج8، ص177، 185.

[14]. ابوالحسن مقاتل بن سلیمان ابن بشیر ازی بلخی، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج4، ص525؛ ابومحمد عبدالحق بن غالب ابن عطیه اندلسی، المحرر الوجیز، ج16، ص182؛ محمد بن عمر فخرالدین  رازی، التفسیر الکبیر = مفاتیح الغیب، ج30، ص243-244.

[15]. عبدالحسین امینی، الغدیر، ج3، ص107-111.

[16]. احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج1، ص164ـ 165؛ محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج20، ص134.

[17]. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج25، ص328.

[18]. احمد بن محمد بن ابراهیم ثعلبی، الکشف والبیان عن تفسیر القرآن، ج10، ص98.

[19]. ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة النبویة، ج7، ص173؛ کلمه «والعجم» را جا انداخته است و به جای «قال» گفته «قالوا»، ولی در پاورقی این کتاب، ارجاع به نسخه خطی داده است؛ نک.: حلی، فی معرفة الامامة، منهاج الکرامة، انتشارات تاسوعاء به تحقیق عبدالرحیم مبارک نیز این گونه چاپ شده است. برای  تحقیق بیشتر نک.: حسن بن یوسف ابن  مطهر حلی، منهاج الکرامة فی معرفة الامامة، نسخه خطی، بمبئی 1296 ه.ق.، ص61؛ سایت المصطفی، www.almostafa.com

 [20]. ابن مطهر حلی، منهاج الکرامة فی معرفة الامامة، ص132؛ ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة النبویة، ج7، ص174.

[21]. ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة النبویة، ج7 ص177 و 178.

[22]. عبدالحسین امینی، الغدیر، ج3، ص107-111.

[23]. حسین  بن  مسعود فراء بغوی، معالم  التنزیل  فی التفسیر والتأویل = تفسیر بغوی، ج5، ص191-192؛ محمد بن عمر فخرالدین رازی، تفسیر الکبیر = مفاتیح الغیب، ج30، ص243-244؛ سید محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج29، ص157.

[24]. عبدالحسین امینی، الغدیر، ج3، ص107-111.

[25]. این کتاب با تصحیح محمدباقر محمودی و با عنوان العصل المصفی من تهذیب زین الفتی فی شرح سورة هل اتی در دو جلد منتشر شده است.

[26]. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج25، ص345؛ تقریباً 46 نفر بررسی شده است ولی مجالی برای ذکر نیست؛ عبدالحسین امینی، الغدیر، ج3، ص107-111.

[27]. نک.: احمد بن محمد عاصمی، العسل المصفی من تهذیب زین الفتی فی شرح سورة هل اتی؛ عبدالحسین امینی، الغدیر، ج3، ص107-111. نورالله مرعشی  شوشتری، احقاق  الحق  و ازهاق  الباطل، ج3، ص157-171؛ حدیث فوق  را از 36 نفر از دانشمندان و علمای اهل سنت با ذکر مأخذ نقل می کند؛ سید علی حسینی میلانی، نزول سوره هل اتی در شأن اهل بیت مصطفی، ص26-32.

[28]. عبیدالله بن احمد حاکم حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج2، ص409.

[29]. همان، مقدمه.

[30]. سید محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج29، ص157.

[31]. ابن جوزی حنفی بغدادی، تذکرة الخواص، ص397.

[32]. محمد بن احمد ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج 19، ص120-127.

[33]. محمد بن یوسف بن محمد قرشی گنجی شافعی، کفایة الطالب فی مناقب علی بن ابی طالب، ج7، ص345-348.

[34]. احمد بن عبد الحلیم ابن تیمیه حرانی، مقدمة فی اصول التفسیر، ص51 و 53؛ همو، مجموع الفتاوی، ج13، ص361؛ همو، الفتاوی الکبری، ج5، ص85.

[35]. سبط ابن جوزی، ابو المظفر، تذکرة الخواص، ص397؛ معروف به تذکرة خواص الامة لسبط ابن الجوزی.

[36]. اسماعیل حقی بروسوی، تفسیر روح البیان، ج10، ص319.

[37]. نک.: پروین بهارزاده، «کاوشی در مکی یا مدنی بودن سوره دهر»، در: مجله علوم انسانی دانشگاه الزهراء، ش41، بهار 1381.

[38]. ابن عبد ربّه قرطبی مالکی، العقد الفرید، ج3، ص42-47.

[39]. سید محمود آلوسی، روح  المعانی  فی  تفسیر القرآن  العظیم، ج29، ص157.

[40]. ناصر مکارم شیرازی، شأن نزول آیات قرآن، ص478؛ همو، تفسیر نمونه، ج25، ص345. برای تفصیل بیشتر نک.: نورالله مرعشی شوشتری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج3، ص157-171.

[41]. ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة النبویة، ج7، ص178.

[42]. جعفر سبحانی، ابن تیمیه فکراً ومنهجاً، ص333؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج10، ص210.

[43]. محمد بن جریر طبری، تفسیر الطبری، ج29، ص129؛ احمد بیهقی، دلائل النبوة، ج7، ص143؛ فخرالدین رازی، تفسیر الکبیر، ج30، ص235؛ محمد شوکانی، فتح القدیر، ج5، ص456. (جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج8، ص337؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج2، ص409؛ احمد مراغی، تفسیر المراغی، ج29، ص159؛ محمود زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج4، ص666؛ علی بن محمد علاءالدین خازن بغدادی، تفسیر الخازن، ج4، ص376؛ محمد کلبی غرناطی، التسهیل لعلوم التنزیل، ج2، ص436؛ عبدالکریم خطیب، التفسیر القرآنی للقرآن، ج8، ص1349؛ ابوبکر جزائری، ایسر التفاسیر، ج5، ص481؛ وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر الوسیط، ج3، ص2788؛ محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج10، ص6909؛ الهیئة العامة، التفسیر الوسیط لقرآن الکریم، ج10، ص1699؛ حسین بن مسعود فراء بغوی، معالم التنزیل، ج5، ص307.

[44]. وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر الوسیط، ج3، ص2788.

[45]. حسین بن مسعود فراء بغوی، تفسیر بغوی (معالم التنزیل فی التفسیر والتأویل)، ج5، ص188؛ ابن عاشور، التحریر والتنویر، ج29، ص343-344؛ یکی از علمای قرن 8 هجری، الانصاف فی الانتصاف لاهل الحق من اهل الاسراف، تحقیق: طاهر عبدالامیر سلامی، ج3، ص264.

[46]. محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج20، ص135؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج25، ص348.­­

[47]. جعفر سبحانی تبریزی، ابن تیمیه فکراً ومنهجاً، ص333 و 334.

[48]. عبید الله بن احمد حاکم حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج2، ص409.

[49]. محمد شوکانی، فتح القدیر، ج5، ص343.

[50]. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لأحکام القرآن معروف به تفسیر القرطبی، ج19، ص118.

[51]. سید محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج29، ص150.

[52]. نک.: فهرست اسماء سور در آخر قرآن چاپ عربستان.

[53]. ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة النبویة، ج7، ص178-179؛ سید علی حسینی میلانی، نزول سوره هل اتی در شأن اهل بیت مصطفی، ص67؛ حسین بن مسعود فراء بغوی، تفسیر بغوی (معالم التنزیل فی تفسیر القرآن)، ج5، ص188.

[54]. عبد الحسین امینی، نظرة فی کتاب منهاج السنة النبویة، تحقیق: احمد کنانی، ص79-86؛ عبدالحسین امینی، الغدیر، ج3، ص169.

[55]. علاء الدین علی بن محمد خازن بغدادی، لباب التأویل فی معانی التنزیل = تفسیر الخازن، ج4، ص356، ج1، ص9.

[56]. ابوجعفر احمد بن  محمد نحاس، الناسخ  والمنسوخ، ص260؛ جلال الدین سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج1، ص41؛ احمد بن حسین ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة، ج7، ص143؛ محمد بن ایوب ابن ضریس رازی، فضائل القرآن، ص34.

[57]. احمد کنانی، نظرة فی کتاب منهاج السنة النبویة، ص86.

[58]. برای تفصیل این مطلب نک.: عبیدالله بن احمد حاکم حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج2، ص409؛ ابوالمظفر بن فُرُغلی بن عبدالله سبط ابن جوزی حنفی بغدادی، تذکرة الخواص، ص397؛ اسماعیل حقی بروسوی، تفسیر روح البیان، ج10، ص319؛ ابن عبد ربّه قرطبی مالکی، العقد الفرید، ج3، ص42- 47.

[59]. هاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج5، 549.

[60]. محمود زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج4، ص670.

[61]. یکی از علمای قرن 8، الانصاف فی الانتصاف لاهل الحق من اهل الاسراف، ج3، ص266.

[62]. نک.: حسن بن یوسف ابن  مطهر حلی، منهاج الکرامة فی معرفة الامامة، نسخه خطی بمبئی 1296 ه.ق.، ص61؛ سایت المصطفی، www.almostafa.com

[63]. محمد مال الله، الامامة فی الضوء الکتاب والسنة، ج1، ص121 می گوید این حدیث، با وجود اختلاف در الفاظ آن، از ابن عمر در صحیح بخاری (ج8، ص124-125)، کتاب القدر، باب القاء العبد النذر و در صحیح (ج3، ص1260-1261)، کتاب القدر، باب النهی عن القدر که در آن سه روایت به شماره های 2، 3، 4 آمده است. این حدیث همچنین در سنن ابوداود، نسایی، ابن ماجه، دارمی، بیهقی و مسند امام احمد روایت شده است که البانی در ارواء الغلیل (ج8، ص208-209 به شماره 255 آورده است.

[64]. احمد بن عبدالحلیم ابن تیمیه حرانی، الامامة فی ضوء الکتاب والسنة، تحقیق: محمد مال الله، ج1، ص121؛ محمد مال الله در پاورقی می گوید این حدیث را جایی نیافتم؛ و در منهاج السنة النبویة، ج7، ص181، آدرس روایت ذکر نشده است.

[65]. احمد بن عبدالحلیم ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة النبویة، ج7، ص181 و 182.

[66]. موفق الدین احمد بن محمد ابن قدامة مقدسی، المغنی، کتاب النذور، ج13، ص372؛ عبدالرحمن جزیری، الفقه علی المذاهب الأربعة، مباحث النذر، ج2، ص139؛ نک.: صادق عبدالرحمن غریانی (فقیه لیبی)، مدونة الفقه المالکی وأدلته؛ محمد راتب نابلسی، الفقه الإسلامی، موضوعات متفرقه، درس 38: النذر، 21/6/1992، www.nabulsi.com.

[67]. محمود زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج4، ص670.

[68]. محمد بن جریر طبری، تفسیر الطبری، ج29، ص129.

[69]. محمد بن عبد الله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ج4، ص353؛ محمد بن عیسی ترمذی، سنن ترمذی، ج4، ص112، باب 10، ش1538؛ سلیمان بن اشعث ابو داود سجستانی، سنن ابی داود، ص251، باب کراهیة النذر، ش3287؛ احمد بن علی بن موسی ابوبکر بیهقی، سنن بیهقی، ج10، ص77.

[70]. احمد بن عبدالحلیم ابن تیمیه حرانی، مجموع الفتاوی، ج18، ص6-10؛ نک.: عبدالقادر بن حبیب الله سندی، حجیة السنة النبویة و مکانتها فی التشریع الإسلامی، الجامعة الإسلامیة المدینة المنورة، س8، ش2، رمضان 1395.

[71]. محمد بن جریر طبری، تفسیر الطبری، ج29، ص129.

[72]. احمد بن عبدالحلیم ابن تیمیه حرانی، جامع الرسائل، رسالة فی المعانی المستنبطة، تحقیق: محمد رشاد رفیق سالم، ص70؛ در این کتاب از شأن نزول سوره هل اتی سخنی به میان نمی آورد.

[73] . سوره هل اتی (76): آیه 30.

[74]. احمد بن عبدالحلیم ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة النبویة، ج7، ص182 و 183.

[75]. سید علی حسینی میلانی، نزول سوره هل اتی در شأن اهل بیت مصطفی، ص49.

[76]. علی بن ابی الکرم محمد ابن اثیر جزری شیبانی، اسد الغابة فی معرفة الصحابه، ج7، ص230، ذیل عنوان فضة.

[77]. محمد بن احمد انصاری قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج19، ص130.

[78]. عمر بن علی ابن عادل دمشقی، اللباب فی علوم الکتاب، ج20، ص24.

[79]. احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابة، ج4، ص378.

[80]. سوره حشر (59): آیه 9.

[81]. سوره هل اتی (76): آیه 8.

[82]. محمد مال الله در پاورقی کتاب الامامة فی ضوء الکتاب والسنة، ج1، ص123 می گوید این حدیث با وجود اختلاف در الفاظ آن از ابوهریره در صحیح مسلم (ج2، ص716)، کتاب الزکاة، سنن نسایی (ج5، ص51)، کتاب الزکاة، باب أی صدقة افضل، و (ج6، ص198)، کتاب الوصایا، الکراهیة فی تأخیر الوصیة، سنن ابن ماجه (ج2، ص903)، کتاب الوصایا، باب النهی عن امساک فی الحیاة والتبذیر عند الموت، و در مسند امام احمد شماره های 7159، 7401، 9367، 9767 روایت شده است.

[83]. احمد بن عبدالحلیم ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة النبویة، ج7، ص183 و 184.

[84]. عبید الله بن احمد حاکم حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج2، ص246.

[85]. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج25، ص251-255.

[86]. همو، آیات ولایت در قرآن، ص231-232؛ و برای مطالعه بیشتر نک.: تفسیر نمونه، ج23، ص518، ذیل آیه «ویؤثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصة».

[87]. احمد بن عبد الحلیم ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة، ج7، ص185.

[88]. علی بن محمد شیبانی ابن اثیر، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج7، ص236.

[89]. ناصر مکارم شیرازی، آیات ولایت در قرآن، ص233.

[90]. ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة، ج7، ص185.

[91]. همان (به اختصار).

[92]. همان، ص186 (به اختصار).

[93]. نظام الدین قمی نیشابوری، تفسیر نیشابوری، ج6، ص412؛ این تفسیر، در حاشیه تفسیر جامع البیان طبری است که با عنوان غرائب القرآن و رغائب الفرقان به چاپ رسیده است.

[94]. محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج4، ص263.

[95]. ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة النبویة، ج7، ص186.

[96]. محمد بن جریر طبری، تفسیر الطبری، ج29، ص129.

[97]. ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة النبویة، ج7، ص186.

[98]. همان (به اختصار).

[99]. سید علی حسینی میلانی، دراسات فی منهاج السنة لمعرفة ابن تیمیه، ص54.

[100]. علی بن محمد علاء الدین خازن بغدادی، لباب التأویل فی معانی التنزیل = تفسیر الخازن، ج4، ص358.

[101]. حبیب الله شریف کاشانی، بوارق القهر فی تفسیر سورة الدهر، ص102.

[102]. فخرالدین رازی، تفسیر الکبیر= مفاتیح الغیب، ج30، ص244.

[103]. ناصر مکارم شیرازی، آیات ولایت در قرآن، ص234.

[104]. ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة النبویة، ج8، ص553؛ در این کتاب دلایلی از قرآن و مفسران برای اثبات افضلیت ابوبکر می آورد و می گوید هر آیه ای که درباره انفاق است اول آنها درباره ابوبکر است.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن