احتفال بمولد النبی ص  از مراسم‌هایی است که در جامعۀ اسلامی رایج است و مسلمانانِ زیادی در این برنامه شرکت می‌کنند و حتی اموالی را به‌شکرانۀ میلادِ ایشان در این راه انفاق می‌نمایند. ابن‌تیمیه با تفسیری خاص از «سنت» و «بدعت»، ضمن بدعت دانستنِ این مراسم به‌دلیل «عدم‌اهتمام پیامبر ص  به این احتفال» و «عدم‌اهتمامِ سلف بر انجام این مراسم با وجود مقتضی و نبودِ ‌مانع» با اجرای این مراسم‌ها مقابله کرده و این مراسم را از مصادیق بدعت خوانده است؛ تا جایی که برگزارکنندگانِ این جشن را بدعت‌گذارِ در دین، و کافر دانسته است. اما با تکیه بر آیات شریف قرآن و همچنین منابع معتبر روایی، به‌خوبی روشن می‌شود که این ادعای ابن‌تیمیه بی‌اساس است؛ زیرا بنا بر آیاتی که پیامبر ص  را «رحمة للعالمین» می‌داند و ما را به شکرگزاری و شادی به‌واسطۀ این رحمت الهی ملزم می‌کند، و همچنین با تکیه بر منابع معتبر روایی، اثبات می‌شود که شادی به‌واسطۀ میلاد پیامبر ص  امری نیکو و پسندیده است. روایاتی مانند روایت روزه‌‌گرفتنِ پیامبر ص  در روز دوشنبه، روایت تخفیف در عذاب ابولهب به‌واسطۀ آزادکردنِ «ثویبه» به‌خاطر خبردادن از تولد پیامبر ص ، و روایت روزۀ روز عاشورا، شرعی بودنِ این عمل را اثبات کرده‌اند. علاوه بر این، دیدگاه و سیرۀ علما در قرن‌های متمادی بر این بوده است که به برگزاریِ جشن تولد پیامبر ص  اهتمام داشته باشند. در اثبات مشروعیت آن نیز کتاب‌های متعددی نگاشته‌اند.
نویسنده :  علی‌اکبر لطفی -کارشناسی ارشد مذاهب اسلامی، پژوهشگر مؤسسۀ دار الإعلام لمدرسة أهل البیت( و استاد مرکز آموزش زبان و معارف اسلامی مدرسۀ المهدی عج وابسته به جامعة المصطفی ص العالمیة.
منبع :  مجله سراج منیر شماره 28

مقدمه

تعظیم مقام پیامبر ص  و احترام به ایشان از اموری است که بر همۀ مسلمانان لازم و واجب است. یکی از راه‌های احترام به پیامبر ص ، ابراز خوشحالی و شکرگزاری از خداوند به‌خاطر تولدِ این مولودِ بابرکت است. ابن‌تیمیه با تعریف خاصی که از «سنت» و «بدعت در دین» دارد، این مراسم را خارج از دایرۀ سنت، و مصداق بارز بدعت دانسته است. از آنجایی که امروزه گروهی با تمسک به دیدگاه‌های این شخص اقدام به ایجاد تنش در جامعۀ اسلامی و تکفیر دیگر مسلمانان کرده‌اند، لازم است ابتدا به بیان دیدگاه وی، و سپس با تکیه بر کتاب، سنت و کلام بزرگانِ دین به نقد عالمانۀ این دیدگاه پرداخته شود تا حقیقتِ امر در این مسئله روشن شود. بزرگانِ دین، در نقد این اندیشۀ ابن‌تیمیه آثاری تألیف کرده‌اند که مهم‌ترینِ آنها عبارت ‌است از: حسن المقصد في عمل المولد نوشتۀ سیوطی، البیان النبوي عن إحتفال بمولد النبی نوشتۀ محمد زین، و أهداف الإحتفال بمولد سید الأنام محمد- نوشتۀ سعید رمضان‌ بوطی. البته در این آثار، به‌صورت خاص به دیدگاه ابن‌تیمیه و نقد دیدگاه وی پرداخته نشده است؛ ازاین‌رو، در این نوشته، ضمن تعریف «بدعت» و «احتفال»، دو ادعای ابن‌تیمیه در باب «احتفال» بیان شده و به نقد علمیِ آن از منابع معتبر اهل‌سنت پرداخته شده است.

مفهوم بدعت

شکی نیست که بدعت در دین از امور مردود و حرام است؛ اما برای تبیین حقیقتِ معنای بدعت و اینکه چه اموری بدعت در دین محسوب می‌شود، باید ابتدا مفهوم بدعت و سپس اقسام آن را بیان کرد:

«بدعت» در لغت، از البَدع یا الإبداع گرفته شده، و عبارت است از احداثِ چیزی که قبلاً نبوده و حال ایجاد شده است؛[1] همان گونه که در آیۀ )بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ( آمده است.[2]

در اصطلاح فقها، برای بدعت تعریف‌های متعددی بیان شده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم. ابن‌رجب حنبلی می‌گوید:

بدعت عبارت است از احداث چیزی در شرع که برای آن اصلی در دین نباشد؛ اما در صورتی که برای آن فعل، اصلی در شریعت وجود داشته باشد، بدعتِ حرام نخواهد بود؛ هرچند از جهت لغوی اطلاقِ بدعت بر آن، صحیح باشد.[3]

ابن‌حجر عسقلانی می‌نویسد: «بدعت عبارت است از احداث اموری در شرع که قبلاً برای آن مشابهی وجود نداشته است».[4] ابن‌حجر هیتمی بدعت را این‌گونه تعریف می‌کند: «بدعت عبارت است از آنچه برخلاف شرع وضع شود، بدون اینکه دلیل خاص یا دلیل عامی برای آن وجود داشته باشد».[5]

با دقت در تعریف بدعت نزد بزرگانِ اهل‌سنت، این مطلب به دست می‌آید که همۀ آنان بر اینکه بدعت بر اموری اطلاق می‌شود که پیشینۀ شرعی، و دلیلی برای آن نباشد، اتفاق‌نظر دارند.

احتفال بمولد النبی ص

یکی دیگر از مفاهیمی که در بحث «احتفال بمولد النبی ص » مورد توجه است، تبیین مفهوم احتفال است. «احتفال» در لغت، مصدر باب افتعال از مادۀ «حفل یحفل» است که به‌معنای اجتماع آمده است.[6]

در اصطلاح نیز، مراد از «مولِد النبی ص » همان زمان تولد ایشان در سال عام‌الفیل است و منظور از «احتفال بمولد النبی ص » برگزاریِ مراسم جشن همراه با تلاوت قرآن و مدح پیامبر ص  و همچنین اطعام به حاضران از باب شکرگزاریِ این نعمت بزرگ است.[7]

بیان دیدگاه ابن‌تیمیه در احتفال بمولد النبی ص

از اموری که ابن‌تیمیه به‌عنوان بدعت از آن یاد کرده، برگزاریِ جشن میلاد پیامبر گرامی اسلام ص  است. وی برای بدعت خواندنِ مراسم احتفال، دو ادعا دارد که آنها را بیان می‌کنیم:

ادعای اول: عدم‌اهتمام پیامبر ص به این احتفال

ابن‌تیمیه دربارۀ احتفال بمولد النبی ص  معتقد است:

آنچه بین مسلمانان از اعیاد و احتفال‌ها شایع است، پیامبر- انجام نداده‌اند، بلکه از آن نهی کرده‌اند. حتی صحابه و تابعان نیز، که از قرون فاضله هستند، این عمل را انجام نداده‌اند و به‌شدت با آن مخالفت کرده‌اند.[8]

البته ابن‌تیمیه در جای دیگری تصریح می‌کند:

تعظیم و جشنِ شب میلاد پیامبر-، که از سوی برخی افراد صورت می‌پذیرد، مورد قبول خداوند است و به آنان به‌خاطر تعظیم پیامبر- و حسن‌نیتِ آنها اجر داده می‌شود؛ البته مؤمنان این کار را انجام نمی‌دهند.[9]

اما برخی از سلفیان در توجیه این کلامِ ابن‌تیمیه گفته‌اند که این کلامِ او صرفاً بیانگرِ اعطای ثواب از ناحیۀ خداوند به این افراد است به‌خاطر محبتی که به پیامبر ص  دارند، نه به این اعتبار که احتفال جایز است؛ زیرا اگر از باب مشروعیتِ آن بود، حتماً سلف به آن عمل می‌کردند.[10]

نقد ادعای اول ابن‌تیمیه

ابن‌تیمیه مدعی است جشن میلاد پیامبر ص  از سوی ایشان مورد تأیید نبوده، و حضرت اهتمامی به این روز نداشتند؛[11] در حالی که با مراجعه به قرآن و منابع معتبر اهل‌سنت خلافِ دیدگاه وی اثبات می‌شود.

دلیل اول: قرآن کریم

خداوند در قرآن می‌فرماید: )إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَى النَّبِي یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیمًا(.[12] خداوند در این آیه به درود فرستادن بر پیامبر ص  دستور می‌دهد و آن را به زمان حضور، غیبت، حیات یا ممات مقید نکرده است؛ پس فهمیده می‌شود که در هر حال، بر ما لازم است که بر پیامبر ص  درود و صلوات بفرستیم و شبِ میلاد ایشان نیز از این موارد است.[13]

همچنین آیۀ )وَ مَا أَرْسَلناك إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ[14] پیامبر گرامی ص  را مایۀ رحمت برای عالمیان معرفی کرده است[15] و خود پیامبر ص  نیز می‌فرمایند: «یا أَیهَا النَّاسُ، إِنَّمَا أَنَا رَحْمَةٌ مُهْدَاةٌ».[16] خداوند در آیۀ دیگری نیز می‌فرماید: )قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِك فَلْیفْرَحُوا هُوَ خَیرٌ مِمَّا یجْمَعُونَ[17] (بگو به فضل خدا و رحمت او شادمان شوند؛ زیرا این دو از هرچه مى‏اندوزند، بهتر است)‏. مشهورِ مفسرانْ مصداق بارزِ )فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ( را پیامبر گرامی ص  دانسته‌اند.[18] پس، از آنجایی که پیامبر ص  به‌عنوان بزرگ‌ترین رحمت الهی برای بندگان است، باید به‌واسطۀ تولد این مصداقِ بارزِ رحمت الهی، شکر خدا را به جا آورد و شاد بود.[19]

دلیل دوم: روایات

علاوه بر آیات قرآن، در منابع روایی نیز روایاتی از پیامبر ص  در باب احتفال وارد شده است که برخی از این روایات عبارت‌ است از:

1. روزه‌گرفتنِ پیامبر ص  در روز دوشنبه

در روایتی از کتاب صحیح مسلم آمده است:

وقتی از پیامبر- دربارۀ روزۀ ایشان در روز دوشنبه سؤال شد، ایشان فرمودند: «این همان روزی است که در آن روز متولد شدم و همان روزی است که در آن روز مبعوث شدم».[20]

علاوه بر صحیح مسلم، این روایت در منابع معتبر اهل‌سنت وارد شده است که برخی از این منابع عبارت‌اند از: سنن أبي داود،[21] السنن الکبری للنسائی،[22] صحیح ابن حبان،[23] مسند الإمام أحمد بن حنبل[24] و مسند أبي‌ یعلی.[25]

شارحان ذیل این حدیث تصریح کرده‌اند که استحباب روزۀ روز دوشنبه، به‌خاطر این است که خداوند در این روز بر ما مسلمانان منت گذاشته و تولد پیامبر ص  را در این روز قرار داده است.[26] ازاین‌رو، می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که به‌واسطۀ عید بودنِ این روز، خداوند روزه را در این روز مقرر فرموده، و چه عیدی بالاتر از اینکه خداوند، پیامبرِ رحمت ص  را در این روز برای ما فرستاده است.[27]

ابن‌رجب حنبلی نیز در شرح این روایت تصریح می‌کند:

این روایت بر استحباب روزه در ایامی دلالت دارد که خداوند به بندگانش نعمت می‌دهد و بالاترین نعمت الهی نیز تولد پیامبر- است؛ ازاین‌رو، تجدد روزۀ این روز در تمام سال، به‌منزلۀ شکر این نعمت بزرگ الهی است.[28]

همچنین از روایت مذکور استفاده می‌شود که پیامبر ص  از باب برکتِ این روز و اهمیت آن، این روز را روزه می‌گرفتند. همچنین، از آنجایی که روزۀ پیامبر ص  در این روز، از باب شکر و شادی از تولدشان بوده است، انجام اعمال دیگری از قبیلِ اطعام مسلمانان و فقرا، جمع شدن برای بیان فضایل پیامبر ص ، و صدقه‌دادن نیز در این روز جایز است و کسی بین روزه‌گرفتن و دیگر افعالِ خیر فرقی قائل نشده است.[29]

ممکن است کسی اشکال کند که در روایت کلمۀ «روزه» آمده است و بقیۀ اموری که در مراسم احتفال صورت می‌پذیرد، خلاف روایت است. در جوابِ وی گفته می‌شود که بزرگان دین تصریح کرده‌اند هرگاه شارع عملی را جهت تقرب بندگانْ شرعی دانست، هر عملِ مشروعی که ما را به این هدفِ شارع برساند، جایز است.[30]

2. تخفیف در عذاب ابولهب به‌خاطر آزادکردنِ «ثویبه»

از روایاتی که بیانگر مشروعیت «احتفال بمولد النبی ص » است و بزرگان به آن استناد کرده‌اند، روایتی از منابع معتبر اهل‌سنت است که بیان می‌کند:

قال رسول الله-: أَرْضَعَتْنِي وَ أَبَا سَلَمَةَ ثُوَیبَةُ... قَالَ عُرْوَةُ، و ثُوَیبَةُ مَوْلاَةٌ لِأَبِي لَهَبٍ: کانَ أَبُو لَهَبٍ أَعْتَقَهَا، فَأَرْضَعَتِ النَّبِي-، فَلَمَّا مَاتَ أَبُو لَهَبٍ أُرِیهُ بَعْضُ أَهْلِهِ بِشَرِّ حِیبَةٍ، قَالَ لَهُ: مَاذَا لَقِیتَ؟ قَالَ أَبُو لَهَبٍ: لَمْ أَلْقَ بَعْدَکمْ غَیرَ أَنِّي سُقِیتُ فِي هَذِهِ بِعَتَاقَتِي ثُوَیبَةَ؛[31]

پیامبر- فرمودند: «ثویبه به من و اباسلمه شیر داد...». عروة بن زبیر گفت که ثویبه کنیز ابولهب بود که او این کنیز را [به‌خاطر بشارت‌دادن به ولادت پیامبر ص ] آزاد کرد. ثویبه به پیامبر- شیر داد. زمانی که ابولهب از دنیا رفت، یکی از نزدیکانِ او (برادرش عباس) وی را در خواب دید و از او دربارۀ وضعیتش سؤال کرد. ابولهب در جواب گفت: «وضعیتم خوب نیست و در عذاب هستم؛ مگر اینکه به‌خاطر آزادکردنِ ثویبه، به من به‌اندازۀ یک مشت، آب می‌دهند».

ابن‌جزری این روایت را دلیلی بر جواز احتفال بمولد النبی ص  دانسته است و تصریح می‌کند:

ابولهب را بعد از مرگش در خواب دیدند و از او پرسیدند که حالش چطور است. وی گفت: «در آتش جهنم هستم؛ اما هر شبِ دوشنبه عذاب از من برداشته می‌شود و این به‌خاطر آزاد‌کردنِ ثویبه (یکی از کنیزان وی) به‌خاطر بشارت‌دادن به ولادت محمد- و شیردادنِ وی به محمد- است». حال وقتی ابولهب، که خداوند در قرآن وعدۀ جهنم را به وی داده است، به‌واسطۀ تولد پیامبر- مستحقِ تخفیف در عذاب است، حالِ مسلمانی که به‌شکرانۀ تولد پیامبر- جشن بگیرد، چگونه خواهد بود؟ قسم می‌خورم که پاداشِ او ورود به بهشت است.[32]

3. روزه‌گرفتن در روز عاشورا

از ادله‌ای که برای جواز احتفال بمولد النبی ص  آورده‌اند، روایت روزۀ روز دهم محرم‌الحرام است که پیامبر ص  هنگام ورود به مدینه، گروهی از یهودیان را دیدند که در روز عاشورا روزه بودند. از آنان سؤال کردند که چرا آن روز را روزه گرفته‌اند. آنها در جواب گفتند: «زیرا این روز، همان روزی است که خداوند به‌واسطۀ موسی% ما را از دست فرعون رهایی بخشید و ما برای تعظیم و شکرِ این نعمت، این روز را روزه می‌گیریم». پیامبر ص  فرمودند: «ما از موسی سزاوارتریم».[33]

ابن‌حجر عسقلانی این روایت را دلیل بر مشروعیت و استحباب احتفال بمولد النبی ص  دانسته است که هر سال مسلمانان به‌شکرانۀ تولد پیامبرِ رحمت ص ، در یک روز خاص به تلاوت قرآن و ذکرگفتن مشغول می‌شوند.[34]

سیوطی نیز در ذیل این روایت تصریح می‌کند:

از این روایت استفاده می‌شود که این روزه، برای نزول رحمت و دفع بلا در روز معینی است که می‌توان این عمل را در سال‌های دیگر نیز انجام داد. از آنجایی که تولد پیامبر اسلام- بالاترین نعمت است، پس در این روز، عبادت از باب شکر به‌واسطۀ این نعمتْ جایز است.[35]

علاوه بر این، در برخی روایات وارد شده است که خودِ پیامبر ص  به صحابه آموزش می‌دادند که چگونه در وصف ایشان سخن بگویند و فضایل ایشان را در جمع بیان کنند؛ همان گونه که در این روایت شریف آمده است:

از ابن‌عباس روایت شده است که گروهی از اصحابِ پیامبر- در جلسه‌ای نشسته بودند که ایشان به‌طرفِ آنان حرکت کردند و زمانی که به نزدیکیِ آنان رسیدند، شنیدند که برخی اصحاب گفتند: «همانا خداوند ابراهیم را خلیلِ خود قرار داد». برخی گفتند: «همانا خداوند موسی را کلیمِ خود قرار داد». برخی گفتند: «عیسی کلمةالله و روح‌الله است». برخی گفتند: «آدم صفوةالله است». پیامبر- داخل شدند و فرمودند: «کلام شما را شنیدم و آنچه گفتید همان گونه است. همانا من حبیب خدا هستم و بر این فخر نمی‌فروشم. در قیامت حامل لوائی هستم که آدم و تمام فرزندانش زیر آن خواهند بود و بر این فخر نمی‌فروشم. من اولین شافع در قیامت هستم و بر این فخر نمی‌فروشم. من حلقۀ درِ بهشت را به حرکت در می‌آورم. درِ بهشت باز می‌شود و خداوند من را داخل بهشت می‌کند، و همراه من، فقیران از مؤمنان هستند و من فخر نمی‌فروشم. من کریم‌ترینِ انسان‌ها از اول تا آخرین هستم و بر این، فخر نمی‌فروشم».[36]

ادعای دوم: عدم‌اهتمامِ سلف بر انجام این مراسم با وجود مقتضی و نبودِ ‌مانع

ابن‌تیمیه قائل است که سلف احتفال بمولد النبی ص  را علی‌رغم اینکه مقتضی برای آنها موجود، و مانع نیز مفقود بوده است، انجام نداده‌اند؛ در حالی که محبتِ آنان به پیامبر ص  از ما بیشتر بوده است.[37]

نقد ادعای دوم ابن‌تیمیه

ابن‌تیمیه ادعا می‌کند که «احتفال» بدعت است؛ چراکه سلف چنین کاری را انجام نداده‌اند. این در حالی است که ابن‌قیم تصریح کرده است: «اینکه کسی بگوید فلان کار جایز نیست چون سلف انجام نداده‌اند، دلیل بر جهل و عدم‌علمِ گوینده است. چه‌بسا سلف این کار را انجام داده‌اند و کسی شاهد بر آن نبوده است».[38] عمل‌نکردنِ سلف، دلیل بر بدعت یا نامشروع بودنِ امور نیست؛[39] بلکه تنها اثبات‌کنندۀ سکوت آنان در برابر این فعلِ مستحب است و نبودِ دلیل خاص بر استحباب چیزی، دلیل بر عدم‌استحبابِ آن نیست و خود ابن‌تیمیه نیز بر این مسئله تصریح کرده و گفته است: «فنفی الحکم بالإستحباب لانتفاء دلیل معین من غیر تأمل باقي الأدلة خطأ عظیم»؛[40] (نفی حکمِ استحباب به‌خاطر نبودنِ دلیل معین بر آن، بدون تأمل در دیگر ادله، خطایی بزرگ است). ازاین‌رو انجام‌ندادنِ سلف، دلیل بر عدم‌استحباب و ثواب نداشتنِ این عمل نیست و تنها در صورتی می‌توان بر منعِ آن حکم کرد که دلیلی از کتاب و سنت دال بر نهی از آن وجود داشته باشد که در این باب نهیی وارد نشده است.[41] شافعی نیز تصریح می‌کند:

هرکاری که احداث شود و با کتاب، سنت، اجماع و اثر مخالفت داشته باشد، بدعت خواهد بود و چنانچه کاری احداث شود و با این امور مخالفت نداشته باشد، بدعت نخواهد بود، بلکه پسندیده نیز است. از آنجایی که مراسم احتفال بمولد النبی- دربردارندۀ ذکر و بیان فضایل است، پس کاری نیک خواهد بود.[42]

همچنین عدم‌مشروعیتِ احتفال به‌خاطر اینکه صحابه چنین کاری را انجام ندادند، زمانی صحیح خواهد بود که احتفال را امری «واجب» بدانیم؛ در حالی که کسی این ادعا را ندارد و همۀ کسانی که برای تولد پیامبر ص ، جشن برگزار می‌کنند، به «استحبابِ» آن قائل هستند.[43] علاوه بر این، اعمالی از قبیل یادگیریِ علم نحو و ساخت مدارس نیز از اموری هستند که سلف آنها را انجام نداده‌اند و ما امروزه اهتمام زیادی بر این امور داریم و هیچ‌کسی نیز به بدعت بودنِ این امور حکم نداده است.[44]

البته باید بیان کرد آنچه در مراسم احتفال بمولد النبی ص  انجام می‌شود، بیانِ مدح پیامبر ص  است که در زمانِ خودِ صحابه نیز رایج بود؛ همان طور که از اسلمة بن اکوع نقل شده است: «با پیامبر- در خیبر بودیم و مردی در وصف ایشان شعری بیان کرد. پیامبر- نیز به اَشعارِ وی گوش دادند و نه‌تنها به او اعتراض نکردند، بلکه خوشحال هم شدند».[45]

علاوه بر این، پیامبر گرامی اسلام ص  فرمودند:

مَنْ سَنَّ سُنَّةً صَالِحَةً فِي الْإِسْلَامِ فَعُمِلَ بِهَا بَعْدَهُ، کانَ لَهُ مِثْلُ أُجُورِهِمْ مِنْ غَیرِ أَنْ ینْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیئًا؛[46]

کسی که سنت حسنه‌ای را در اسلام ایجاد کند و بعد از مرگِ شخص نیز به این سنت عمل شود، همان اجری که به انجام‌دهندۀ این عمل داده می‌شود، به وضع‌کنندۀ آن نیز داده می‌شود.

از آنجایی که برگزاریِ جشن میلاد پیامبر ص  چیزی جز دیدار مسلمانان با یکدیگر، اطعامِ مسلمانان و فقرا، و همچنین بیان فضایل پیامبر ص  نیست، مصداق بارزِ این روایت است.

بر فرض که قبول کنیم در منابع دلیل خاصی بر انجام مراسم احتفال در دوران سلف با این کیفیتِ خاص رایج نبوده است، باید توجه داشت که این عمل از اموری است که بزرگانِ دین و همۀ مسلمانان در بلاد متعدد انجام می‌دهند و بنا بر روایتی که از عبدالله بن مسعود در منابع اهل‌سنت وارد شده است، هر کاری را که مسلمانان نیکو بدانند، نزد خداوند هم نیکوست و هر کاری را که مسلمانان زشت بدانند، نزد خداوند نیز زشت و ناپسند است.[47] شارحان ذیلِ این روایت، آن را حسن دانسته و راویانِ این حدیث را توثیق کرده‌اند.[48] از آنجایی که برگزاریِ جشن میلاد پیامبر ص  از اموری است که مسلمانان به آن اهتمام دارند و آن را انجام می‌دهند، می‌توان ادعا کرد که مورد رضایت خداوند است.[49] ابن‌تیمیه نیز تصریح کرده است: «إن ما ثبت حسنه فلیس من البدع»؛[50] (هر چیزی که نیکو بودنِ آن ثابت است، از بدعت‌ها نیست).

علاوه بر این، ما هر روز بعد از نماز یا دیگر اوقات در اجتماعی واحد به ذکر صلوات بر پیامبر ص  مشغول هستیم و هیچ‌کس بر این کار اشکالی وارد نکرده است؛ لذا برگزاریِ مراسم احتفال نیز امری مشابه به همین مسئله است که مؤمنان اجتماع می‌کنند و به ذکرگفتن و صلوات بر پیامبر ص  مشغول می‌شوند.[51] از سویی دیگر، در این زمان که تمام مردم به امور دنیاییِ خود مشغول هستند، شاید این بهانۀ خوبی باشد که لااقل سالی یک مرتبه اجتماع کنند و به ذکر و صلوات مشغول شوند و به این سبب ایمانشان نیز تقویت گردد.[52]

همچنین اجتماع در مراسم‌های احتفال، چیزی جز بیان ذکر و صلوات بر پیامبر ص  نیست که پیامبر ص  نیز این کار را تأیید کرده‌اند. ایشان هنگام مشاهدۀ اجتماع صحابه‌ای که مشغول ذکر بودند، بدین شرح به گفت‌وگو با آنان پرداختند:

پیامبر- فرمودند: «چرا نشسته‌اید؟» گفتند: «نشسته‌ایم و ذکر خدا را می‌گوییم و خدا را شکر می‌کنیم به‌خاطر اینکه ما را هدایت کرده و بر ما منت نهاده است». پیامبر- فرمودند: «به خدا قسم، آیا برای این جلسه گرفته‌اید؟» گفتند: «به خدا قسم، بله. فقط برای این است». سپس فرمودند: «همانا شما را قسم ندادم از باب اینکه در معرض تهمت بودید؛ بلکه جبرئیل نزد من آمد و خبر داد که خداوند در مقابل ملائکه به شما مباهات می‌کند».[53]

با توجه به این روایت شریف، برگزاریِ جلسه برای شکر خداوند مورد تأیید است و این همان کاری است که در مراسم‌های احتفال صورت می‌پذیرد.

از طرفی، بنا بر تصریح فقهای اهل‌سنت ابراز این شکر می‌تواند با امور مباح دیگری از قبیل دف‌زدن نیز همراه باشد؛ زیرا بنا بر آنچه در منابع اهل‌سنت وارد شده است، کنیزی هنگام ورود پیامبر ص  خطاب به ایشان عرض کرد: «یا رسول الله، من نذر کرده‌ام که به‌شکرانۀ حضور شما دف بزنم». ایشان نیز فرمودند: «اوف بنذرك»؛ (به نذرت وفا کن).[54]

حمد بن محمد خطابی ذیل این روایت تصریح می‌کند:

دف‌زدن از امور واردشده در باب عبادات نیست؛ اما اگر از این جهت باشد که ابراز خوشحالی و فرح را ایجاد نماید [همان گونه که این کنیز به‌خاطر حضور پیامبر- دف زد] یا در مراسم‌های ازدواج استفاده شود، اشکالی ندارد.[55]

برکات احتفال بمولد النبی ص

علاوه بر آنچه بیان شد، برگزاریِ مراسم احتفال دربردارندۀ برکاتی است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

1. تقرب به پیامبر ص  و جلب رضایت ایشان

یکی از فواید برگزاریِ جشن میلاد پیامبر ص  و بیان فضایل ایشان در این مراسم، نزدیک‌تر شدن به پیامبر ص  و جلب رضایت ایشان است؛ چراکه بیان فضایلِ آن بزرگوار موجب خشنودیِ ایشان است؛ همان گونه که وقتی ابورواحۀ انصاری در وصف ایشان بیت‌هایی را سرودند،[56] حضرت خوشحال شدند و در حق او دعا فرمودند.[57]

2. تقرب به خداوند به‌واسطۀ شنیدن فضایل پیامبر ص

یکی دیگر از فوایدی که برگزاری مراسم‌های جشن تولد پیامبر ص  در بر دارد، «تقرب إلی الله» است؛ چراکه این مراسم‌ها مشتمل بر ذکر خداوند و شنیدن فضایل پیامبر ص  است؛ همان گونه که خداوند تقویت ایمان و استواریِ پیامبر ص  را به‌واسطۀ بیان قصۀ انبیای قبل قرار داده است و در قرآن خطاب به پیامبر ص  می‌فرماید: )وَ کلًّا نَقُصُّ عَلَیك مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَك[58] (هر خبری از اخبار پیامبران را برای تو بازگو می‌کنیم تا تو را قوی‌دل ‌گردانیم). ما نیز به این مهم نیاز داریم تا جهت استوار کردنِ ایمانِ خود به خداوند، داستان و فضایلی از پیامبر ص  را بشنویم که بهترین موقعیتِ بیان این موارد، در ایام برگزاریِ مراسم‌های جشن تولد پیامبر ص  است.[59]

نووی نیز تصریح کرده است: «اگر بیان مدح موجب تقویت ایمان و اقتدای بیشترِ شخص به پیامبر- و معارف دین گردد، این امر و به‌تَبَعِ آن، شادی نیز مستحب است».[60]

ابن‌تیمیه دلیلِ بدعت بودنِ احتفال را انجام‌نشدنِ این فعل توسط پیامبر ص  و سلف دانسته است؛ در حالی که خودش تصریح دارد که انجام‌نشدنِ یک فعل توسط سلف، دلیل واحدی است که از اتفاقِ‌ علما ضعیف‌تر است.[61] در ضمن، تعداد زیادی از علما و مسلمانان اهتمام بر انجام این کار دارند؛ تا جایی که در جلسه‌ای که برای احتفال برگزار می‌شود، تعداد زیادی از علما شرکت می‌کنند و حتی به ذکر اشعار و فضایل می‌پردازند.

دیدگاه علمای اهل‌سنت دربارۀ احتفال بمولد النبی ص

ابن‌تیمیه به‌شدت سعی دارد این عمل را بدعت و بی‌اساس جلوه دهد. این در حالی است که دیدگاه مشهور علمای اهل‌سنت بر جواز، و حتی تأکید بر برپاییِ مراسم جشن تولد پیامبر ص  است. برای نمونه به برخی از این موارد اشاره می‌کنیم:

1. دیدگاه عبدالرحمن بن ابی‌بکر سیوطی

وی تصریح دارد:

پیامبر گرامی اسلام- بعد از بعثت برای خودشان عقیقه کردند، هرچند که قبل از آن، جدشان نیز برای ایشان عقیقه کرده بود. آنچه رایج است، اکتفاکردن به یک مرتبه عقیقه است، مگر اینکه بگوییم هدف پیامبر- از این کار، شکر خداوند به‌خاطر تولد خود و انتخاب ایشان به‌عنوان پیامبر است. پس بر ما نیز مستحب است که به‌شکرانۀ تولد حضرت اجتماع کنیم و طعام دهیم و عباداتی انجام دهیم که موجبِ تقرب و شادی است.[62]

سیوطی در جای دیگری آورده است:

اصل عمل مولد نبوی، که در آن گروهی از مسلمانان اجتماع می‌کنند و به تلاوت آیات و مدح پیامبر- و اطعام می‌پردازند، بدعت حسنه‌ای است که در دین ایجاد شده و به انجام‌دهندۀ آن ثواب داده می‌شود؛ زیرا این امر موجب تعظیم مقام پیامبر- و ابراز خوشحالی به‌خاطر ولادتِ ایشان است.[63]

وی همچنین در پاسخ به کسانی که اشکال کرده‌اند که وفات پیامبر ص  نیز در روز دوشنبه بوده پس استحباب روزه به این خاطر است، می‌گوید:

ولادت پیامبر- از بزرگ‌ترین نعمت‌هایی است که خداوند به مسلمانان داده و وفات ایشان نیز از بزرگ‌ترین مصیبت‌هایی است که بر مسلمانان وارد شده است. دربارۀ تولد ایشان استحباب عقیقه وارد شده است، ولی دربارۀ وفات ایشان، ذبح وارد نشده است؛ ازاین‌رو، می‌توانیم به عظمت روز ولادت پیامبر- پی ببریم و بر ما لازم است که این روز را گرامی بداریم.[64]

2. ابن‌کثیر

وی در معرفی شخصیت «ابوسعید کوکَبری» تصریح می‌کند:

او یکی از نیکوکاران، سادات بزرگوار و از پادشاهان خوب بود که برای او آثار نیکی بر شمرده‌اند. وی در شب ولادت پیامبر- جشنی بزرگ برگزار می‌کرد. شیخ ابوالخطاب نیز برای او کتابی در باب «احتفال مولد نبوی» نگاشته است.[65]

ابن‌کثیر از این شخص تعریف و تمجید کرده است. اگر ابن کثیر به بدعت بودنِ احتفال معتقد بود، نمی‌بایست این‌گونه از شخصی تعریف کند که به برگزاری جشن میلاد اهتمام داشته است. علاوه بر این، ذهبی نیز در ضمنِ معرفیِ ابوسعید کوکبری، از تعابیری همچون متواضع، خیّر، سنی و محبِ فقها در وصف وی استفاده کرده است.[66]

3. ابن‌حجر عسقلانی

وی در باب احتفال بمولد النبی ص  تصریح کرده است:

اصل عملِ احتفال بمولد النبی-، عملی است که در زمان سلف وارد نشده است؛ با وجود این، مشتمل بر محاسن و سیئاتی است که اگر به امور حسنۀ آن عمل شود و از سیئات دوری گردد، امری پسندیده خواهد بود.[67]

ازاین‌رو، با این توصیفاتی که ابن‌حجر مطرح کرده است، می‌توان این عمل را سنتی حسنه دانست.

4. محمد بن عبدالرحمن سخاوی

وی در باب برگزاریِ مراسم جشن تولد پیامبر ص  آورده است: «زمانی که اهل‌صلیب (مسیحیان) شب میلاد پیامبرشان را جشن می‌گیرند و آن را شبی بزرگ می‌پندارند و آن را بزرگ‌ترین عید خود قرار داده‌اند، مسلمانان به این تکریم در حق پیامبرشان اولویت دارند».[68]

5. احمد بن محمد قسطلانی

وی می‌گوید که بعد از قرون ثلاثه (دوران سلف) مسلمانان همواره تولد پیامبر ص  را جشن گرفته‌اند و در شب تولد ایشان صدقه می‌دهند و سرور و شادیِ خود را ابراز می‌کنند.[69]

نتیجه

با بررسیِ صورت‌گرفته در آثار ابن‌تیمیه، معلوم شد وی با تعریف خاصی که از بدعت دارد، اعمالی همچون «احتفال بمولد النبی ص » را مصداق بارز بدعت می‌داند. در این باب، وی دو ادعا دارد: 1. عدم‌اهتمام پیامبر ص  به احتفال؛ 2. انجام‌ندادنِ این کار توسط سلف. وی با این دو ادعا معتقد است که باید از این مراسم جلوگیری شود. اما با تکیه بر آیات و روایات واردشده از سوی پیامبر ص  در باب شادیِ ایشان و شکرگزاریِ خودِ حضرت بر تولدشان، معلوم شد این ادعاهای ابن‌تیمیه بی‌اساس، و مخالفت با عامۀ مسلمانان است؛ تا جایی که این ادعای وی با گفتار خودِ او در برخی از آثارش نیز منافات دارد. از جملۀ این روایات و دلایلِ بطلان این ادعاها می‌توان به این موارد اشاره کرد: روزه‌‌گرفتنِ پیامبر ص  در روز دوشنبه، تخفیفِ عذاب ابولهب به‌خاطر آزادکردنِ ثویبه به‌واسطۀ خبردادن از تولد پیامبر ص ، و همچنین سیرۀ عامۀ مسلمانان در طول تاریخ بر ابراز محبت و شکر به‌واسطۀ برگزاریِ مراسم تولد پیامبر ص .

 


کتابنامه

  1. قرآن کریم.
  2. ابن‌اثیر، علی بن محمد، أسد الغابة في معرفة الصحابة، تحقیق: علی محمد معوض، بیروت: دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.
  3. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، اقتضاء الصراط المستقیم؛ لمخالفة أصحاب الجحیم، تحقیق: ناصر عبدالکریم العقل، بیروت: دارعالم الکتب، چاپ هفتم، 1419ق.
  4. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، الفتاوی الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، عربستان: دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1408ق.
  5. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموع الفتاوى، تحقیق: عبدالرحمن بن محمد بن قاسم، مدینه: مجمع الملك فهد، چاپاول، 1416ق.
  6. ابن‌حبان، محمد، الإحسان في تقریب صحیح ابن حبان، تحقیق: شعیب ارنؤوط، بیروت: مؤسسةالرسالة، چاپ اول، 1408ق.
  7. ابن‌حجر عسقلانى، احمد بن علی، فتح الباري شرح صحیح البخاري، بیروت: دارالمعرفة، چاپ اول، 1379ق.
  8. ابن‌حجر هیتمی، احمد بن محمد، الفتح المبین بشرح الأربعین، تحقیق: نورس حلاق و قسی محمد و دیگران، جده: دارالمنهاج، چاپ اول، 1428ق.
  9. ابن‌حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، تحقیق: شعیب ارنؤوط و عادل مرشد و دیگران، بی‌جا: مؤسسةالرسالة، چاپ اول، 1421ق.
  10. ابن‌رجب، عبدالرحمن بن احمد، جامع العلوم و الحِکَم؛ في شرح خمسین حدیثاً من جوامع الکلم، تحقیق: شعیب ارناؤوط و ابراهیم باجس، بیروت: مؤسسةالرسالة، چاپهفتم، 1422ق.
  11. ابن‌رجب، عبدالرحمن بن احمد، لطائف المعارف؛ فیما لمواسم العام من الوظائف، بی‌جا: دارابنحزم، چاپ اول، 1424ق.
  12. ابن‌قیم جوزیه، محمد بن ابی‌بکر، کتاب الروح؛ فی الکلام على أرواح الأموات و الأحیاء، بیروت: دارالکتب العلمیة، بی‌تا.
  13. ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، تحقیق: علی شیری، بیروت: دارإحیاء التراث العربي، چاپاول، 1408ق.
  14. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت: دارصادر، چاپسوم، 1414ق.
  15. ابویعلى، احمد بن علی، مسند أبي یعلى، تحقیق: حسین سلیم اسد، دمشق: دارالمأمون، چاپاول، 1404ق.
  16. آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعاني؛ في تفسیر القرآن العظیم و السبع المثاني، تحقیق: علی عبدالباری عطیه، بیروت: دارالکتب العلمیة، چاپاول، 1415ق.
  17. بابکر، حامد احمد، الحجج الدامغة و البراهین الساطعة في جواز الاحتفال بمولد النبي الشریف، بی‌جا: دراسات المنهجیة في بناء المجتمع الصالح، بی‌تا.
  18. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاري، تحقیق: محمد زهیر بن ناصر، بی‌جا: دارطوق النجاة، چاپاول، 1422ق.
  19. جمعی از علما، رسائل في حکم الإحتفال بمولد النبي-، ریاض: دارالعاصمة، چاپاول، 1419ق.
  20. خطابی، حمد بن محمد، معالم السنن؛ شرح سنن أبي داود، حلب: المطبعة العلمیة، چاپاول، 1351ق.
  21. دارمی، عبدالله بن عبدالرحمن، سنن الدارمي، تحقیق: حسین سلیم اسد الدارانی، عربستان: دارالمغني، چاپاول، 1412ق.
  22. ذهبی، محمد بن احمد، سیر أعلام النبلاء، تحقیق: جمعی از محققان تحت اشراف شیخ شعیب ارناؤوط، بیروت: مؤسسةالرسالة، چاپسوم، 1405ق.
  23. زین، محمود احمد، البیان النبوي عن فضل الإحتفال بمولد النبي-، دبی: دارالبحوث للدراسات الإسلامیة، چاپدوم، 1426ق.
  24. سجستانى، سلیمان بن اشعث، سنن أبي داود، تحقیق: محمد محیی‌الدین عبدالحمید، بیروت: المکتبةالعصریة، بى‌تا.
  25. سخاوی، محمد بن عبدالرحمن، الأجوبة المرضیة؛ فیما سئل السخاوي عنه من الأحادیث النبویة، تحقیق: محمد ابراهیم، بی‌جا: دارالرایة، چاپاول، 1418ق.
  26. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، الحاوي للفتاوي، بیروت: دارالفکر، 1424ق.
  27. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، حسن المقصد في عمل المولد، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیة، بی‌تا.
  28. شنقیطی، محمد امین، أضواء البیان؛ في ایضاح القرآن بالقرآن، لبنان: دارالفکر، چاپاول، 1415ق.
  29. طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید سلفی، قاهره: مکتبةابنتیمیة، چاپ دوم، بی‌تا.
  30. عثمان بن شیخ عمر، اللآلي السنیة في مشروعیة مولد خیر البریة، بی‌جا: بی‌نا، بی‌تا.
  31. عصری، سیف بن علی، البدعة الإضافیة؛ دراسة تأصیلیة تطبیقیة، عمان: دارالفتح، چاپاول، 1434ق.
  32. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، تحقیق: مهدی مخزومی، بی‌جا: دارمکتبة الهلال، بی‌تا.
  33. قاضی عیاض، عیاض بن موسی، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی-، تحقیق: احمد شمنی، بی‌جا: دارالفکر، چاپاول، 1409ق.
  34. قسطلانی، احمد بن محمد، المواهب اللدنیة بالمنح المحمدیة، قاهره: المکتبة التوفیقیة، بی‌تا.
  35. مالکی حسنی، محمد، الإعلام بفتاوی أئمة الإسلام حول مولده علیه الصلاة و السلام، بیروت:دارالکتب العلمیة، چاپاول، 1426ق.
  36. مبارکفوری، محمد عبدالرحمن بن عبدالرحیم، تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي، بیروت: دارالکتب العلمیة، بى‌تا.
  37. نسائی، احمد بن شعیب، السنن الکبری، تحقیق: حسن عبدالمنعم شلبی، بیروت: مؤسسةالرسالة، چاپاول، 1421ق.
  38. نووی، یحیى بن شرف، المنهاج شرح صحیح مسلم بن الحجاج، بیروت: دارإحیاء التراث العربي، چاپدوم، 1392ق.
  39. نیشابورى، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقى، بیروت: دارإحیاء التراث العربي، بى‌تا.
  40. هیمید، سلیمان، إعانة في شرح صحیح مسلم، بی‌جا: مجلة ریاض المتقین، آدرس: Almootgeen.Com

 

[1]‌. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج2، ص54؛ ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج8، ص6.

[2]‌. سورۀ بقره، آیۀ 117.

[3]‌. ابن‌رجب، عبدالرحمن بن احمد، جامع العلوم و الحِکَم، ج2، ص127.

[4]‌. ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، فتح الباري شرح صحیح البخاري، ج4، ص253.

[5]‌. ابن‌حجر هیتمی، احمد بن محمد، الفتح المبین بشرح الأربعین، ص476.

[6]‌. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج11، ص157.

[7]. عصری، سیف بن علی، البدعة الإضافیة، ص485.

[8]‌. «أن ما شاع بین المسلمین من أعیاد و احتفالات لم یکن یفعله الرسول- بل نهى عنه، و لم یکن الصحابة و لا التابعون خلال القرون الفاضلة یفعلون ذلك، بل کانوا ینهون عنه و یحذرون من الوقوع فیه». (ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، اقتضاء الصراط المستقیم، ج1، ص56).

[9]‌. «فتعظیم المولد، و اتخاذه موسمًا، قد یفعله بعض الناس، و یکون له فیه أجر عظیم لحسن قصده، و تعظیمه لرسول الله-، کما قدمته لك أنه یحسن من بعض الناس، ما یستقبح من المؤمن المسدد». (همان، ج2، ص126).

[10]‌. جمعی از علما، رسائل في حکم الإحتفال بمولد النبي-، ص46.

[11]. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، الفتاوی الکبری، ج2، ص414.

[12]‌. سورۀ احزاب، آیۀ 56.

[13]‌. مالکی حسنی، محمد، الإعلام بفتاوی أئمة الإسلام حول مولده علیه الصلاة و السلام، ص83.

[14]‌. سورۀ انبیا، آیۀ 107.

[15]‌. شنقیطی، محمد امین، أضواء البیان، ج4، ص251.

[16]‌. دارمی، عبدالله بن عبدالرحن، سنن الدارمي، ج1، ص166.

[17]‌. سورۀ یونس، آیۀ 58.

[18]‌. آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعاني، ج6، ص133.

[19]‌. مالکی حسنی، محمد، الإعلام بفتاوی أئمة الإسلام حول مولده علیه الصلاة و السلام، ص16.

[20]‌. «وَ سُئِلَ عَنْ صَوْمِ یوْمِ الِاثْنَینِ. قَالَ: ”ذَاك یوْمٌ وُلِدْتُ فِیهِ، وَ یوْمٌ بُعِثْتُ“». (نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج2، ص819، ح1162).

[21]‌. «عَنْ أَبِي قَتَادَةَ، بِهَذَا الْحَدِیثِ. زَادَ قَالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ، أَرَأَیتَ صَوْمَ یوْمِ الِاثْنَینِ، وَ یوْمِ الْخَمِیسِ قَالَ فِیهِ: وُلِدْتُ وَ فِیهِ أُنْزِلَ عَلَی الْقُرْآنُ». (سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن أبي داود، ج2، ص322).

[22]‌. نسائی، احمد بن شعیب، السنن الکبری، ج3، ص214.

[23]‌. ابن‌حبان، محمد، الإحسان في تقریب صحیح ابن حبان، ج8، ص408.

[24]‌. ابن‌حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج37، ص244.

[25]‌. ابویعلى، احمد بن علی، مسند أبي یعلى، ج1، ص133.

[26]‌. هیمید، سلیمان، إعانة في شرح صحیح مسلم، ص71.

[27]‌. سخاوی، محمد بن عبدالرحمن، الأجوبة المرضیة، ج3، ص1118.

[28]‌. ابن‌رجب، عبدالرحمن بن احمد، لطائف المعارف، ص96.

[29]‌. عثمان بن شیخ عمر، اللآلي السنیة في مشروعیة مولد خیر البریة، ص28؛ بابکر، حامد احمد، الحجج الدامغة و البراهین الساطعة، ص15.

[30]‌. زین، محمود احمد، البیان النبوي عن فضل الإحتفال بمولد النبي-، ص48.

[31]‌. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاري، ج7، ص9.

[32]‌. نک: مالکی حسنی، محمد، الإعلام بفتاوی أئمة الإسلام حول مولده علیه الصلاة و السلام، ص12.

[33]‌. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاري، ج5، ص70؛ نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج2، ص792؛ سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن أبي داود، ج2، ص326.

[34]‌. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، حسن المقصد في عمل المولد، ص31.

[35]‌. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، الحاوي للفتاوی، ج1، ص229.

[36]‌. مبارکفوری، محمد عبدالرحمن بن عبدالرحیم، تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي، ج10، ص61؛ قاضی عیاض، عیاض بن موسی، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی-، ج1، ص211.

[37]‌. «فإن هذا لم یفعله السلف، مع قیام المقتضي له و عدم المانع منه لو کان خیرًا. و لو کان هذا خیرًا محضا، أو راجحًا لکان السلف أحق به منا، فإنهم کانوا أشد محبة لرسول الله- و تعظیمًا له منا، و هم على الخیر أحرص». (ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، اقتضاء الصراط المستقیم، ج2، ص123).

[38]‌. «وَ الْقَائِل أَن أحدا من السّلف لم یفعل ذَلِك قَائِل مَا لا علم لَهُ بِهِ فَإِن هَذِه شَهَادَة على نفی مَا لم یعمله فَمَا یدریه أَن السّلف کانُوا یفْعَلُونَ ذَلِك وَ لَا یشْهدُونَ من حضرهم عَلَیهِ». (ابن‌قیم جوزیه، محمد بن ابی‌بکر، کتاب الروح، ص143).

[39]‌. مالکی حسنی، محمد، الإعلام بفتاوی أئمة الإسلام حول مولده علیه الصلاة و السلام، ص22.

[40]‌. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموع الفتاوی، ج21، ص315.

[41]‌. مالکی حسنی، محمد، الإعلام بفتاوی أئمة الإسلام حول مولده علیه الصلاة و السلام، ص227.

[42]‌. نک: همان، ص22.

[43]‌. زین، محمود احمد، البیان النبوي عن فضل الإحتفال بمولد النبي-، ص37.

[44]‌. مالکی حسنی، محمد، الإعلام بفتاوی أئمة الإسلام حول مولده علیه الصلاة و السلام، ص23.

[45]‌. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاري، ج5، ص130.

[46]‌. نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج11، ص466؛ ابن‌ماجه، محمد بن یزید، سنن ابن ماجة، ج1، ص75؛ طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، ج2، ص345.

[47]‌. «فما رأى المسلمون حسنا، فهو عند الله حسن، و ما رأوا سیئا فهو عند الله سیئ». (ابن‌حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج6، ص86؛ طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، ج9، ص112).

[48]‌. ابن‌حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج6، ص86.

[49]‌. مالکی حسنی، محمد، الإعلام بفتاوی أئمة الإسلام حول مولده علیه الصلاة و السلام، ص21.

[50]‌. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، اقتضاء الصراط المستقیم، ج2، ص88.

[51]‌. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، حسن المقصد في عمل المولد، ص24.

[52]‌. همان، ص19.

[53]‌. «فَقَالَ: ”مَا أَجْلَسَکمْ؟“ قَالُوا: ”جَلَسْنَا نَذْکرُ اللهَ وَ نَحْمَدُهُ عَلَى مَا هَدَانَا لِلْإِسْلَامِ، وَ مَنَّ بِهِ عَلَینَا“. قَالَ: ”آللَّهِ مَا أَجْلَسَکمْ إِلَّا ذَاك؟“ قَالُوا: ”وَ اللهِ مَا أَجْلَسَنَا إِلَّا ذَاك“. قَالَ: ”أَمَا إِنِّي لَمْ أَسْتَحْلِفْکمْ تُهْمَةً لَکمْ، وَ لَکنَّهُ أَتَانِي جِبْرِیلُ فَأَخْبَرَنِي، أَنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ یبَاهِي بِکمُ الْمَلَائِکةَ“». (نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج4، ص2075).

[54]. «رجع رسول الله- من بعض مغازیه فجاءت جاریة سوداء فقالت: ”یا رسول الله، إني کنت نذرت إن ردك الله سالما أن أضرب على رأسك بالدف“. فقال: ”إن کنت نذرت فافعلی و إلا فلا“. قالت: ”إني کنت نذرت“. قال: ”فقعد رسول‌ الله-، فضربت بالدف“». (ابن‌حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج38، ص117).

[55]‌. خطابی، حمد بن محمد، معالم السنن، ج4، ص60.

.[56] شعر ابو‌رواحۀ انصاری بدین شرح است:

إني تفرست فیك الخیر أعرفه‌
أنت النَّبِي و من یحرم شفاعته
فثبت اللَّه ما آتاك من حسن

و الله یعلم أن ما خانني البصر
یوم الحساب فقد أزرى به القدر
تثبیت موسى و نصرًا کالذي نصروا

 

[57]‌. ابن‌اثیر، علی بن محمد، أسد الغابة في معرفة الصحابة، ج3، ص235.

[58]‌. سورۀ هود، آیۀ 120.

[59]‌. مالکی حسنی، محمد، الإعلام بفتاوی أئمة الإسلام حول مولده علیه الصلاة و السلام، ص80.

[60]‌. نووی، یحیی بن شرف، المنهاج شرح صحیح مسلم بن الحجاج، ج18، ص126.

[61]‌. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموع الفتاوی، ج21، ص313.

[62]‌. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، الحاوي للفتاوی، ص230.

[63]‌. همان، ص231.

[64]‌. همان، ص230.

[65]‌. ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج13، ص159.

[66]‌. ذهبی، محمد بن احمد، سیر أعلام النبلاء، ج22، ص336.

[67]‌. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، الحاوي للفتاوي، ص229.

[68]‌. سخاوی، محمد بن عبدالرحمن، الأجوبة المرضیة، ج3، ص1117.

[69]‌. «و لا زال أهل السلام یحتفلون بشهر مولده%، و یعملون الولائم، و یتصدقون في لیالیه بأنواع الصدقات، و یظهرون السرور، و یزیدون في المبرات. و یعتنون بقراءة مولده الکریم، و یظهر علیهم من برکاته کل فضل عمیم». (قسطلانی، احمد بن محمد، المواهب اللدنیة بالمنح المحمدیة، ص89).

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن