«توحید عبادی» اصلی‌ترین مؤلفۀ مورد دعوتِ انبیای الهی است. مفهوم و مصادیق عبادت در میان مسلمانان بدون اختلاف و واضح بود تا اینکه با ظهور ابن‌تیمیه و تفسیر جدیدش از این مفهوم، برخی اعمال مسلمانان ‎مانند شفاعت و توسل، عبادتِ غیرخدا شمرده شد و موجب تکفیرِ آنان گردید. مفهومی که ابن‌تیمیه به‌عنوان تعریفِ عبادت ارائه کرد، معنای لغویِ عبادت، یعنی صِرف طاعت در مقابلِ شیء است و وی قیودی مانند حبّ معبود را به آن افزود. مهم‌ترین اشکالات این تعریف را ‎می‎توان ابهامِ آن، عدم‌ جامعیت و مانعیت، و همچنین مخالفت با استعمال‌های قرآنی دانست. در مقابل، آیت‌الله مصباح با استناد به استعمال‌های قرآنی، قید «اعتقاد به الوهیتِ معبود» را در مفهوم عبادت دخیل، و اعمالی مانند توسل و استغاثه را مُقرِّبِ عبد به خداوند ‎می‌داند.
نویسنده :  حسین‌علی ادریسی(سطح دو حوزۀ علمیه، دانش‌پژوه مؤسسۀ دار الإعلام لمدرسة أهل البیت(ع) ،شعبۀ شیراز).
منبع :  مجله سراج منیر شماره 31

 

مقدمه

اساس دعوت انبیا، احقاق کلمۀ توحید و برپاییِ آن در نظام زندگیِ بشری است؛ توحیدی که به‌واسطۀ عبادتِ خدای سبحان محقق شده و شکنندۀ قیود و مظاهر شرک و بت‌پرستی است. در قرآن کریم به‌صراحت به این حقیقت اشاره شده و «توحید در عبادت» به‌عنوان مفاد دعوت تمام انبیا بیان شده است: )وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِي کلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَ اجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ(.[1] همۀ مسلمانان در طول شبانه‌روز بارها این شعار را بیان و در عملْ آن را تکرار ‎می‎کنند: )إِیاك نَعْبُدُ(.[2]

مسلمانان علی‌رغم تفاوت برداشت‌ها از مفهوم توحید، در توحید‌ عبادی و انحصارِ آن عبادت برای خداوند، اجماع دارند؛ اما نقطۀ اصلیِ اختلاف زمانی شروع ‎می‎شود که مفهوم عبادت، اشتباه تفسیر شده و در نتیجه، باعث تکفیر ‎می‌شود و عواقب سوءِ آن، دامن مسلمانان را ‎می‎گیرد.

به‌بیان منطقی، اختلاف در صغرای قیاس است؛[3] یعنی تفسیرِ این جمله که «آیا فلان عمل عبادت است یا خیر؟». تمام مسلمانان در کبرای قضیه متفق‌القول هستند و عبادت غیرخدا را جایز ‎نمی‎دانند. برای رفع این مشکل، راحت‌ترین راه، بازگشت به معنا و استعمال قرآنیِ کلمۀ عبادت است.

«استغاثه به اولیای الهی و طلب دعا»، «طلب شفاعت»، «توسل» و... از مصادیقی هستند که در صورت تبیینِ غلطِ آنها، ‎می‎توانند در زمرۀ عبادتِ غیرخدا قلمداد شوند و زمینۀ تکفیر را به وجود بیاورند.[4] قاطبۀ مسلمانان مصادیق مذکور را جز به‌هدفِ تقرب به خداوند سبحان و تکریمِ اولیای الهی انجام ‎نمی‎دهند؛ اما با تفسیر غلطی که سلفیانِ تکفیری با اتکا به اندیشه‌های ابن‌تیمیه از مفهوم عبادت ارائه داده‌اند، به‌راحتی ‎می‎توان کثیری از مسلمانان را مشرک دانست و به جنگ آنان رفت و برادرکشی به راه انداخت.

با این بیان، برای ارتفاع مشکل ‎می‎توان از دو راهِ توضیح مصادیقِ محل بحث و تبیین مفهوم عبادت وارد شد. این مقاله، در مقام بررسیِ مفهوم توحید عبادی از دیدگاه ابن‌تیمیه[5] و آیت‌الله مصباح[6] است و ابتدا به تبیین مفهوم این دو واژه می‌پردازد و سپس توحید عبادی و واژۀ عبادت را از منظر هر دو نفر بیان و بررسی ‎می‎کند.

دربارۀ نقد آرای ابن‌تیمیه در زمینۀ توحید عبادی، تحقیقاتی وجود دارد؛ همچون نقد و بررسیِ توحید عبادی از دیدگاه علامه حلی و ابن‌تیمیه نوشتۀ سیدمحمد حسینی تسلیم، توحید عبادی در قرآن و روایات با رویکرد انتقادی به نظرات ابن‌تیمیه نوشتۀ احمد اکبری، و بررسیِ مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه نوشتۀ عبدالمحمد شریفات. اما در رابطه با تبیین دیدگاه آیت‌الله مصباح در زمینۀ توحید عبادی، متأسفانه تحقیق مستقلی صورت نگرفته است و فقط ‎می‎توان به کتاب‌های ایشان مانند توحید در قرآن و آموزش عقاید رجوع کرد. در باب تطبیق دیدگاه این دو نفر نیز پژوهشی صورت نگرفته است.

مفهوم‌شناسی

از مهم‌ترین ویژگی‌های تبیین دقیق دیدگاه‌ها و رسیدن به نتیجۀ صحیح، بیان دقیق مفاهیم و تعریف آنهاست که از به خطا رفتن جلوگیری ‎می‎کند. در تبیین مفهوم توحید عبادی ابتدا باید نظری به تعریف توحید داشت و سپس توحید عبادی را تعریف نمود.

1. توحید

«توحید» را ‎می‎توان اساسی‌ترین مفهوم در میان مسلمانان و مکتب اسلام دانست. این مفهوم در گسترۀ مفهومی و مصداقیِ خویش، موجب تمایز اسلام از دیگر ادیان و آیین‌ها ‎می‎شود. برای بیان دقیق تعریف، نخستین مرحلهْ بررسیِ معنای لغویِ لفظ است؛ زیرا غالباً معانیِ اصطلاحی با توجه به معانیِ لغوی وضع ‎می‎شوند.

«توحید» مصدر باب تفعیل از ریشۀ «وحد» است. «وحد» در لغت به‌معنای انفراد[7] و منفرد[8] آمده است؛ یعنی چیزی که جزء ندارد. توحید در معنای اصطلاحی نیز در کتاب‌های لغت، به‌معنای ایمان به الله تعالی ذکر شده است.[9]

البته این نکته حائز اهمیت است که لفظ «وحد» در باب تفعیل و مشتقاتش، هیچ‌گاه در قرآن به کار نرفته است و قرآن کریم این اصل اساسی را با عبارت‌های دیگری مانند )قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ([10] و )اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ([11] بیان کرده و آن را سرلوحۀ دعوت انبیا[12] دانسته است.[13]

2. توحید الوهی

«الوهیت» مصدر صناعی از کلمۀ «اله» است. این کلمه، که بر وزن فِعال است، مصدر به‌معنای اسم‌مفعول (مألوه) به کار ‎می‎رود.[14] طبق این بیان معنای «اله» در لغت، همان معنای معبود است و واژۀ «الله» را می‌توان مشتق از «اله» دانست که بر معبود خاصی دلالت می‌کند. استعمال «اله» در قرآن، گاه درباره الله تعالی بوده و گاه به معبودانِ مشرکان باز ‎می‎گردد که آیۀ آخر سورۀ کهف بر همین مطلب دلالت دارد. البته در برخی استعمال‌های قرآنی همچون آیۀ 23 سورۀ جاثیه[15] یا برهان تمانع،[16] لفظ «اله» به‌معنای رَب استعمال شده است.

در کتاب‌های امامیه، از «توحید الوهی» به «توحید عبادی» تعبیر شده است و از زمان ابن‌تیمیه، استعمال توحید الوهی در مقابلِ توحید ربوبی شایع شد و در میان قدمای متکلمانِ اهل‌سنت، و کتاب‌هایی همچون لمعة الإعتقاد، المواقف، المقاصد و العقائد ‌النسفیة مطلبی در رابطه با توحید الوهی وجود ندارد.[17] در نتیجه، ‎می‎توان گفت مقصود ابن‌تیمیه از توحید الوهی همان توحید عبادی است.[18]

3. عبادت

همان طور که در ادامه نیز اشاره ‎می‎شود، توحید عبادی یا الوهی به‌معنای انحصارِ پرستش در خداوند سبحان است و آنچه موجب تغییر در برداشت‌ها شده است، تعاریف مختلفی است که از واژۀ «عبادت» در بین متفکرانِ اسلامی وجود دارد. برای مشخص شدنِ این مفهوم باید معنای لغویِ عبادت و مراد هر دو اندیشمند از این مفهوم روشن شود.

در بین اهل‌لغت دو معنا برای این لفظ آورده شده است.[19] عده‌‌ای مانند راغب اصفهانی، آن را نهایت خضوع و تذلل ‎می‎دانند[20] و در مقابل، دسته‌‌ای دیگر اطاعت همراه با خضوع را عبادت ‎می‎دانند؛ مانند ازهری که به‌نقل از زجاج ‎می‎نویسد: «و معنى العبادة في اللغة: الطاعة مع الخضوع‏»[21] و ابن‌منظور نیز همین معنا را ‎می‎پذیرد.[22] اما باید توجه داشت که این دو لفظ، مترادف نبوده و تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند.[23]

توحید عبادی از دیدگاه ابن‌تیمیه

برای رسیدن به معنای صحیح توحید عبادی از دیدگاه ابن‌تیمیه، باید ابتدا تعریف توحید را از دیدگاه وی بررسی کرد و سپس به این نکته توجه نمود که توحید عبادی در هندسۀ عقیدتیِ ابن‌تیمیه دارای چه جایگاهی است.

«توحید» لفظی است که در آثار ابن‌تیمیه به روش‌های گوناگون تعریف شده است که هرکدام از این تعاریف، ارزش معرفت‌شناختیِ خاص خود را دارا هستند. او یک بار توحید را به لوازمش تعریف کرده و نتیجۀ آن را ذکر ‎می‎کند،[24] بار دیگر تعریف به ضد ‎می‎کند و در ادامه، به بیان مصادیق مفهوم توحید ‎می‎پردازد.[25] این مفهوم در دیدگاه او به همان معنای متبادرِ میان مسلمانان، یعنی واحد دانستنِ خدای سبحان و لوازم آن است.[26]

حال پس از تعریف توحید از دیدگاه ابن‌تیمیه، شایسته است جایگاه توحید عبادی در اندیشۀ او تبیین شود. ابن‌تیمیه را ‎می‎توان اولین کسی دانست که دست به تقسیم توحید زده و آن را تفصیل داده است.[27] این کار، قبل از او شایع نبود و ‎می‎توان او را مبتدعِ این کار دانست.[28] آنچه اکنون میان علمای سلفیه به کار ‎می‎رود، تقسیم توحید به سه قسم «توحید ربوبی»، «توحید الوهی» و «توحید اسما و صفات» است[29] که از تقسیم ابن‌تیمیه نشأت گرفته است.[30] او در یکی از تقسیماتی که برای توحید انجام ‎می‎دهد، آن را به دو قسم توحید ربوبی و توحید الوهی تقسیم ‎می‎کند.[31] از دیدگاه او، توحید الوهی آن است که خداوند متعال توسط بندگان عبادت شود و شرک به پرستش او تحقق نگیرد، که نتیجۀ آن اطاعت از او و فرستادگانش است و باعث ‎می‎شود عبد آنچه را انجام دهد که او دوست دارد و بدان راضی است؛ اما توحید ربوبی در آنچه خداوند تقدیر کرده و بدان رضایت داده است، داخل ‎می‎شود؛ گرچه در میان اوامرِ او نباشد.[32] توحید ربوبی در اندیشۀ سلفیانی که توحید را به سه قسم تقسیم ‎می‎کنند، به توحید افعالی ‎باز می‌گردد.[33]

پس از شناختِ دو قسمِ توحیدِ مدنظرِ ابن‌تیمیه، به بیان اهمیت توحید الوهی یا عبادی ‎می‎پردازیم. او توحید اصلی و مناط تحقق اسلام را توحید الوهی ‎می‎داند و در بیان تفاوت میان توحید الوهی با توحید ربوبی معتقد است:

آن توحیدی که خداوند بندگان را به آن امر کرده است، توحید الوهیِ متضمنِ توحید ربوبی است؛ به این صورت که فقط خدا را بدون شرک‌ورزیدن به او عبادت کنند تا همۀ دین فقط برای الله شود و از غیر او نترسند و... .[34]

از متن فوق این نکته برداشت ‎می‎شود که صِرف توحید ربوبی ضامن سعادت و نشان‌دهندۀ اسلام شخص نیست و لازم است که این اعتقاد، جامۀ عمل بپوشد و به‌منصۀ ظهور برسد. شاهد او بر این مدعا استشهادی است به عقیدۀ مشرکانِ صدر اسلام، که نشان از اعتقاد آنان به الله دارد. او برداشت ‎می‎کند که آنان به توحید ربوبی معتقد، و به توحید الوهی کافر بوده‌اند.‎[35] پس، از دیدگاه او میان مصادیق این دو مفهوم، ارتباط عموم و خصوص مطلق جاری است. حتی از سایر عبارات وی ‎می‎توان این‌گونه برداشت کرد که کسی که به توحید الوهی ملتزم باشد، لاجرم در توحید ربوبی و توحید اسما و صفات نیز به حقیقت رسیده است؛ ولی کسی که در توحید الوهی پایش بلغزد، ضمانتی بر اسلامش وجود ندارد. توجه به این نکتۀ مهم ‎می‎تواند راهگشای فهم علت تکفیرهایی باشد که وهابی‌ها در قبال مسلمانان انجام می‌دهند.

این نتیجه‌گیری زمانی پررنگ‌تر ‎می‎شود که بدانیم تمام همّ‌وغمِ ابن‌تیمیه و اَسلافِ او این است که نشان دهند دعوت به توحید الوهی مهم‌ترین شاخصۀ دعوت انبیا بوده[36] و توحید ربوبی و توحید اسما و صفات، نقش اساسی در تحقق اسلام فرد ندارد. با وجود این، به‌راحتی ‎می‎توان قاطبۀ مسلمانان را به مشرکانِ صدر اسلام تشبیه کرد؛ کسانی که در جنبۀ ربوبی-اعتقادی موحدند، اما در حیطۀ عبادی-عملی دچار شرک شده و سزاوار تکفیرند.

یکی از دلایلی که به اشتباهِ وی در تبیین توحید عبادی منجر شده است، انحرافات اساسیِ وی در توحید اسما و صفات است[37] که باعث شده او در ورطۀ تجسیم و تشبیه بیفتد.[38] او معرفت اسما و صفات الهی را اصلِ دین و اساسِ هدایت دانسته،[39] که ‎می‎تواند زیربنای اعتقاداتِ شخص مسلمان در توحید قرار بگیرد. اما او که در معرفت اسما و صفات الهی به خطا رفته است،[40] ‎نمی‎تواند مرجع تطبیق مصادیق قرار بگیرد،[41] و حداقل باید اعتقادِ چنین شخصی در توحید الوهی با بررسیِ بیشتری ملاحظه شود و زیربناهای فکریِ آن بررسی گردد.

توحید عبادی از دیدگاه آیت‌الله مصباح

آیت‌الله مصباح توحید اصیل اسلامی را که به‌معنای یگانه شمردن و یکتا دانستنِ حق تعالی است، در چندین مرتبه جاری ‎می‎داند که در چهار حیطۀ اعتقادی، عملی، نفسانی و شهودی دسته‌بندی ‎می‎شوند.

آنچه در مراتب اعتقادی مهم است، اعتقاد به توحید الله تعالی در «وجوب وجود»، «خالقیت»، «ربوبیت تکوینی»، «ربوبیت تشریعی» و «الوهیت» است.

قوام مفهوم توحید عملی به رعایتِ این دو مورد است: «توحید در عبادت» و «توحید در استعانت».

در مراتب نفسانی به توحید در «توکل»، «خوف و خشیت»، «رجا» و «محبت» بر‎می‎خوریم.

در مرتبۀ آخر نیز، که مرتبۀ شهودی است، «توحید در وجود استقلالی» پایه و اساس است.[42]

وی مفهوم توحید را طیف و پیوَستاری شامل مصادیق متفاوت دانسته که نصاب تحقق اسلام بر فرد مسلمان، «اعتقاد به عدم‌شایستگیِ غیرِ الله برای پرستش» است؛[43] یعنی از منظر قرآن «موحد» کسی است که افزون بر واجب‌الوجود، خالق، رب تکوینی و تشریعی، «اله و معبود» را نیز منحصر در الله تعالی بداند. البته وی نیز همانند ابن‌تیمیه، اعتقاد به الوهیت را مشتمل بر اعتقاد به اقسام دیگر توحید دانسته است. از نگاه وی، سرّ گزینش شعار «لا إله إلا‌ الله» عمومیتِ اعتقاد به الوهیت نسبت به دیگر اعتقادات است.[44] پس ملاک تحقق توحید، «اعتقاد به الوهیت» است و مراتب بالاتر از توحید الوهی، مراتب کمال توحید است.[45]

از منظر ابن‌تیمیه و آیت‌الله مصباح، توحید الوهی به‌عنوان نصاب بیان شده است؛ اما فرق اصلی و اساسیِ این دو دیدگاه، کفایت اعتقاد در یکی و لزوم عمل در دیگری است. ابن‌تیمیه الوهیتی را که به عبودیت نرسد، الوهیت ‎نمی‎داند؛ اما آیت‌الله مصباح صِرف اعتقاد به الوهیت را آورندۀ حکم اسلام معرفی کند.[46]

البته توحید عبادی در اندیشۀ آیت‌الله مصباح، به‌صورت کلی از ارکان اسلام است. از منظر وی، با اینکه توحید الوهی در مرتبۀ عقیده و توحید عبادی در مرتبۀ عمل است، بین آن دو تلازم وجود دارد؛ اما اگر کسی غیر الله تعالی را پرستش کند، این عمل نشان از انحراف توحید الوهیِ او ‎می‎دهد؛ زیرا غیر الله تعالی را شایستۀ پرستش ‎می‎داند و کسی که فقط او را شایستۀ پرستش بداند، در عمل نیز به توحید عبادی ملتزم خواهد شد.[47] نکته‌‌ای که ارزش این دیدگاه نسبت به سایر دیدگاه‌ها را نشان می‌دهد، آن است که پرستش، از آن جهت که امری اختیاری است، ریشه در عقیده دارد و کسی که غیرخدا را ‎می‎پرستد، فی‌الجمله در اعتقادِ خود دچار اشتباه شده است. یعنی در مواردی امکان دارد که شخص مسلمان با وجود اعتقاد به الوهیتِ باری تعالی، در عمل کاری کند که منجر به عبادتِ غیر شود؛ مثلاً به‌خاطر جلب و حفظ منافع یا عواملی دیگر، در کارهای خود غیرخدا را شریک بداند. این کار با اینکه سبب خروج او از اسلام و تکفیر وی ‎نمی‎شود، اما قطعاً ضعف ایمان ‎را نشان می‎دهد و به‌عبارتی این شخص، مرتکب شرک خفی شده است؛[48] یعنی عمل شرک‌آلودِ او نشانۀ شرک در اعتقادِ اوست.[49]

ابن‌تیمیه و تعریف عبادت

قبل از ورود به بحث، ذکر این نکته حائز اهمیت است که اصلی‌ترین مبنای ابن‌تیمیه در شناخت دین، ظاهرگرایی است و همین انحراف، او را به مشرک خواندنِ قاطبۀ مسلمانان گرفتار کرده است. تعریف او از عبادت دارای رکن و قیدی جدید است که به‌ معنای لغویِ عبادت افزوده شده است. او معتقد است در عبادت دو مؤلفه مدنظر است: نهایت خضوع و نهایت حب. پس عبادت عملی است که از این دو امر سرچشمه گرفته باشد: «الْعِبَادَة الْمَأْمُور بهَا تَتَضَمَّن معنى الذل وَ معنى الْحبّ فهي تَتَضَمَّن غَایة الذل لله بغایة الْمحبَّة لَهُ».[50]

او در قسمت دیگر کتاب العبودیة، تعریف دیگری از عبادت را بیان کرده است که با تعریف مذکور تعارض مفهومی نداشته و در مقام بیان گستردگیِ مقام عبادت است. ابن‌تیمیه در مقام بیان مصادیق عبادت، لفظ عبادت را اسم‌جامعی ‎می‎داند که شامل اقوال و اعمالی باطنی و ظاهری است که به صفتِ رضایت و پسندِ خداوند سبحان متصف شده باشند؛ در نتیجه، جمیع اعمال عبادی مانند نماز، زکات، روزه، حج، صداقت در گفتار، ادای امانت، نیکی به پدر و مادر، صلۀ ارحام، وفای به عقود و عهود، امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکر، جهاد با کفار و منافقان، و احسان و نیکی نمودن به همسایه داخل در عبادات شرعیه معرفی ‎می‎شوند.[51] شاهدِ این برداشت،[52] پرسشی است که از وی در خلال بحث شده است: «هل مجموع الدین داخل فیها أو لا؟»[53]

او در جای دیگر، عبادت را همان طاعت ‎می‎داند: «و العبادة هي الطاعة، ذلك أنه من أطاع الله فیما أمره به و فیما نهاه عنه، فقد آثر عبادة الله»؛[54] (عبادت همان طاعت است، زیرا هرکس خداوند را در آنچه بدان امر و از آن نهی کرده است، اطاعت کند، قطعاً او را عبادت کرده است). این معنا به تعریف لغویِ آن نزدیک است. این نکته مغفول نمانَد که از نظرِ او، مطلق طاعت مساوی با عبادت نیست، بلکه وی طاعتی را عبادت ‎می‎داند که شامل انجام واجبات و ترک محرمات شود. پس او طاعت را، که همان انجام واجبات و ترک محرمات باشد، جامع ماهیت عبادت ‎می‎داند که دو عنصر نهایتِ خشوع و نهایتِ حب، به‌عنوان دو مفهومِ ضمنی در کنار آن در نظر گرفته ‎می‎شوند. با توجه به سه تعریفِ او از عبادت، به دست ‎می‎آید که تعریف عبادت از منظر او همراه با قیودِ آن، مستلزم طاعت است و این طاعت به آن عمل، درجه ‎می‎دهد و هر عملی که قصد قربت از طریقِ امتثالِ امرِ خدا باشد، حتماً عبادت است.[55]

او برای اثبات دخیل بودنِ عنصر حب در مفهوم عبادت، به آیۀ )وَ مِنَ النَّاسِ مَن یتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً یحِبُّونَهُمْ کحُبِّ اللّهِ وَ الَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا للّهِ([56] استناد می‌کند و با قیاس عمل مسلمانان با مشرکان، محبت کامل انسان را برای خداوند می‌داند. در کنار این مطلب، او به آیۀ 54 سورۀ مائده[57] و آیۀ 24 سورۀ توبه[58] اشاره می‌کند تا «محبت» را قید ضروری و جدایی‌ناپذیرِ عبادت نشان دهد.[59]

حال پس از بیان تعریف عبادت از منظر او، به سؤال اصلی ‎می‎رسیم که مبنای ابن‌تیمیه در شرک دانستنِ اعمالی مانند توسل، استغاثه و دعا در کنار قبور چیست.

طبق تعاریف عبادت که از ابن‌تیمیه نقل شد، این نکته به دست ‎می‎آید که قصد طاعت داخل در عبادت است و با اعتقاد به حاکمیت و مشروعیتِ کسی که مورد اطاعت قرار گرفته، ملازم است؛ با وجود این، اگر عبادت یا یکی از مصادیق آن، در مقابلِ شخصی غیر از خدای تعالی صورت بگیرد، مستلزم شرک ‎می‎گردد؛ زیرا این عبادت، طاعتِ مطاع را با لوازم آن در پی دارد و زمانی که در عرض طاعت الهی قرار بگیرد، نتیجه‌‌ای جز شرک نخواهد داشت.[60]

در نتیجه، تعریف عبادت به طاعت در نزد ابن‌تیمیه، این نتیجه را در پی دارد که عمل عبادیِ حاکی از طاعتِ معبود مانند سجده، ‎توسل و استغاثه، اگر در مقابلِ شخص و موجودِ ممکن، به‌قصدِ امتثالِ امر او صورت بگیرد و برای غیر الله تعالی باشد، به شرک ‎منجر می‎شود. این است که در مصادیق متعدد، او مسلمانان را مشرک در توحید الوهی ‎می‎داند.

نقد تعریف ابن‌تیمیه

تبیین مفهومیِ عبادت، که ابن‌تیمیه آن را انجام داده است، موجب ورود مصادیق غلط، در داخل معنای عبادت شده و تکفیرِ مسلمانان را در پی داشته است. اشکالاتی به این بیان وارد شده است که مهم‌ترینِ آنها بررسی ‎می‎شود. دلیل اصلیِ به خطا رفتنِ ابن‌تیمیه را ‎می‎توان ظاهرگراییِ او دانست که موجبِ کشاندنِ معنای لغویِ عبادت در حیطۀ اصطلاحِ علمِ کلام شده است.

1. عدم ‌جامعیت و مانعیت

تعریف ابن‌تیمیه تعریف دقیقی نیست؛ زیرا جامع افراد و مانع اغیار نیست. این تعریف، مواردی مانند سجدۀ حضرت یعقوب(ع) و فرزندانش بر یوسف(ع) و سجدۀ ملائکه بر آدم(ع) را، که دارای هر دو قیدِ نهایتِ حب و نهایت خضوع است، شامل ‎می‎شود؛ در حالی که هیچ‌کسی به عبادت شدنِ این دو شخص از سوی سجده‌کنندگان قائل نشده است، بلکه همه آن را در راستای عبادتِ الله تعالی ‎می‎دانند. این در صورتی است که آیت‌الله مصباح این موارد را عبادت ‎نمی‎شمارد؛ زیرا همراه با اعتقاد به الوهیت نیست و حتی عمل به این دستور، مطابق با عبادتِ خداوند سبحان است.[61]

مؤید این اشکال آن است که مسلمانان حتی شیطان را برای سرپیچی از دستور خداوند، که طبق تعریف ابن‌تیمیه به‌ظاهر شرک است، مستحق عذاب ‎می‎دانند. پس تعریف او مانعِ این موارد نیست. مواردی مانند نماز کسی که نماز را سبک ‎می‎شمارد یا عبادت‌های از روی عادت نیز در این تعریف داخل ‎نمی‎شوند؛ زیرا دارای قید نهایتِ خضوع نیستند؛ علی‌رغم اینکه بر عبادت بودنِ آنها اجماع وجود دارد.[62]

2. ابهام در تعریف عبادت

در تعریف عبادت، ابن‌تیمیه از معنای مصدریِ آن (پرستیدن)، همراه با یک قید اضافی (حب) استفاده کرده است؛ اما دلیل قانع‌کننده‌‌ای برای این تقیید را بیان نکرده است. اگر گفته شود که مراد او از عبادت معنای اسم‌مصدریِ آن است، بازهم این قید اضافی است؛ چراکه مرادش از غایت، که همان حب باشد، وجودِ آن به‌نحو اکمل است و چنین معنایی از اسم‌مصدر به دست ‎نمی‎آید.

البته بنا بر تعریف او، بر هیچ‌یک از مسلمانان عنوان شرک بار ‎نمی‎شود؛ زیرا با این دو قیدِ نهایتِ حب و نهایتِ خضوع، همۀ اعمال موردبحثِ او از تعریف خارج ‎می‎شوند. دلیل این سخن آن است که اولاً: ابن‌تیمیه نهایتِ حب را به تتمیم (تعبد محض برای معبود) ‎می‎داند،[63] که قطعاً تمام مسلمانان آن را برای الله تعالی در نظر دارند. ثانیاً: اگر از مسلمانی دربارۀ غایتِ حبِ او، برای الله یا یکی از اولیا سؤال شود، ‎می‎گوید که حبِّ ولیِّ خدا، به‌خاطر حبّ الله تعالی است و این در طولِ آن است و علتش حبِّ خداست، نه عبادت ولیِّ او. ثالثاً: تتمیم موردنظر ابن‌تیمیه دربارۀ عبادت اکثر مسلمانان صدق ‎نمی‎کند؛ زیرا از تلازم آن با عبادت آگاه نیستند. رابعاً: از صحابه بیانی دربارۀ نهایتِ محبت و ارتباط آن با عبادت و همچنین تتمیمِ ابن‌تیمیه صادر نشده است؛ پس آنان نیز به‌معنای مدنظر ابن‌تیمیه موحد نیستند. صد البته این مطلب مخالفِ سیرۀ علمی و عملیِ ابن‌تیمیه است؛ زیرا او فهم صحابه از سنت را اولیٰ ‎می‎داند و به حجیت مطلق فهم سلف اعتقاد دارد.

او برای اثباتِ دخیل بودنِ محبت در عبادت، به آیاتی استناد کرده است که این آیات تخصصاً از موضوع بحث خارج‌اند؛ زیرا محبت از لوازم اعتقاد است و آیۀ 165 سورۀ بقره، مشرکان را نه به‌خاطر محبت، بلکه به‌علت تشریک مؤاخذه ‎می‎کند. حال آیا چیزی که لازمۀ یک تعریف است، باید حتماً جزءِ ارکان آن به حساب بیاید؟ خیر، بلکه لوازمِ یک تعریف لزوماً رکن آن تعریف نیست و معمولاً خارج از اصلِ تعریف به حساب می‌آید. نکتۀ دیگر این است که اساساً در میان متکلمانِ اهل‌سنت، اطلاق محبت بر خدا مورد اختلاف واقع شده است و غالباً آن را مَجاز یا استعاره ‎می‎دانند.[64]

3. توهم عبادت استقلالی

تمام مواردی که ابن‌تیمیه به‌عنوان مصادیق شرکِ عبادی بیان کرده است، اعمالی هستند که زیرمجموعۀ مصادیق عمل مشرکانه قرار ‎نمی‎گیرند؛ زیرا اعمالی هستند که به‌عنوان حبّ لله تعالی (در طولِ عبادت خداوند سبحان) صورت گرفته‌اند، و مسلم است که حبّ مع الله (در عرضِ عبادت خداوند سبحان) شرک است، نه حبّ لله. او در حالی این اعمال را به‌عنوان عبادتِ غیر پنداشته است که فقط برای تقرب به خداوند سبحان واقع شده‌اند.‎

4. عبادت نبودنِ مطلق خضوع

اگر فرض کنیم عبادت به طاعت و خضوع و تذلل تفسیر شود، بازهم همۀ این تعاریف، تعریف بالمعنی‌الاعم است؛ زیرا آنچه واضح است آن است که به‌نحو مطلق، بر تذلل و طاعت «عبادت» اطلاق ‎نمی‎شود و این مطلب، از آیات قرآنی،[65] که طاعت در آنها به کار رفته است، به دست ‎می‎آید.[66]

گرچه در برخی استعمال‌های لفظ عبادت، به مواردی بر‎می‎خوریم که معنای خضوع را دارا هستند، اما باید توجه داشت که این استعمال‌ها، تابع معنای لغوی هستند و به‌صِرف چند استعمال ‎نمی‎توان معنای حقیقی و اصطلاحیِ کلمه را از آن برداشت کرد. مثلاً در آیۀ )فَقَالُوا أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَینِ مِثْلِنَا وَ قَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ[67] ‎صِرف پیروی و تکریم باعث شده است که از ریشۀ «ع‌ب‌د» استفاده شود؛ گرچه معنای حقیقیِ این ریشه، خضوع همراه با اعتقاد به الوهیت است. دلیلِ این عدول از معنای حقیقی به معنای لغوی، این است که ‎می‎دانیم در قرآن بنی‌اسرائیل جزءِ مشرکان نبوده‌اند.[68]

عبادت از دیدگاه آیت‌الله مصباح

آیت‌الله مصباح در کتاب‌های خود به دو بیان عبادت را تعریف کرده‌ است.‎ رویکرد اول را ‎می‎توان رویکردی تفسیری‌کلامی، و رویکرد دوم را به‌نوعی اخلاقی‌عرفانی دانست. ابتدا رویکرد تفسیریِ او را نقل و بررسی ‎می‎کنیم.

او در کتاب خداشناسی، ابتدا با نقل تعاریفی که تفاسیر المنار و آلاء الرحمن دربارۀ عبادت ارائه کرده‌اند، به نکته‌‌ای مهم و اساسی دربارۀ مفهوم عبادت ‎می‎پردازد. وی اصل عبادت را که به‌معنای «خضوع و خشوع در مقابلِ شخصی» است، پذیرفته؛ اما در کنار این مفهوم، یک قید مهم را مدنظر دارد. وی ‎می‎نویسد: «به‌طور قطع، هر خضوعی را ‎نمی‎توان عبادت گفت؛ بلکه عبادت عملی است که با اعتقاد به الوهیتِ کسی همراه باشد».[69] لازمۀ این بیان آن است که اگر عملی برای احترام به چیزی یا شخصی از طرفِ مکلف صورت پذیرد، اما او به الوهیتِ آن شخص اعتقاد نداشته باشد، عبادتِ اصطلاحی محقق نمی‌شود. در بوسیدنِ حجرالاسود و کعبه، و همچنین احترام به قبور اولیای الهی، چون اعتقاد به الوهیتِ هیچ‌کدام وجود ندارد، شرکی واقع ‎نمی‎شود. تکریم و تعظیمِ شیعیان به‌دلیل مقام معصومان است و با عبادت و الوهیتِ آنان ارتباطی ندارد؛ لذا این اعمال مقرِّب انسانِ موحد به خدای متعال است. حد جامع میان این تکریم و آن تقبیل، عدم‌اعتقاد به الوهیت و استقلال است.

در قرآن کریم نیز خداوند متعال به سجدۀ ملائکه بر آدم(ع) دستور می‎دهد و حتی به‌طور ضمنی آن را تأیید کرده و متمرد از این دستور را تا ابد از رحمت خویش به دور نگه ‎می‎دارد: )وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَ اسْتَکبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرِینَ(.[70] در حالی که اگر این عمل، که بیان‌کنندۀ نهایتِ خضوع و سجده برای غیر الله تعالی است، شرک ‎می‎بود، قطعاً خداوند سبحان به آن امر ‎نمی‎کرد. از این امر در‎می‎یابیم که اگر عملی، نهایتِ خضوع را به‌ همراه داشته باشد، ولی از طرف الله تعالی امر شود و اعتقاد به الوهیتِ غیر الله تعالی همراه آن احترام نباشد، شرک به حساب نمی‌آید،[71] بلکه اطاعت از آن، عینِ توحید است. مثال دیگر در این رابطه، به سجده افتادنِ خانوادۀ حضرت یوسف(ع) در مقابلِ ایشان است که در وجه‌استدلال، با موردِ قبل تفاوتی ‎نمی‎کند.[72]

ایشان در ادامه با گره‌زدنِ بحث عبادت با توحید، این‌طور بیان ‎می‎کنند: «اگر کسی معتقد باشد که در عالم کسی غیرخدا هست که مستقلاً مالک یکی از شئون انسانی است و اختیارش به‌دستِ اوست و در برابر او کاری بکند که مقتضای این مملوکیت باشد، این شخص مشرک در عبادت است».[73]

در پایان تحلیل معنای اول ‎می‎توان گفت که ایشان با توجه به نصوص قرآنی، عملی را عبادت ‎می‎دانند که «خضوع همراه با اعتقاد به الوهیت و استقلال در تأثیر» باشد و از دیدگاه ایشان خضوع در مقابلِ اولیای الهی به‌دلیل تقربشان، مقرِّب انسان به خدای متعال و عبادتِ اوست، نه عملی شرک‌آلود.

اما رویکرد دقیق‌تر ایشان، دیدگاه اخلاقی در باب عبادت و مقرِّب‌های انسان به خدای متعال است. از نظر ایشان، عبادت در این ساحت، هر چیزی است که انانیتِ انسانی را نفی و خودپرستیِ او را از بین ببرد و در عین حال، اقرار به ربوبیت خدای متعال نیز باشد.[74] از دیدگاه ایشان، عبادت در مفهوم حقیقیِ خود امری تشکیکی و ذومراتب است. اولین مرحلۀ آن این است که انسان، فانی در ارادۀ الهی گردد و به‌عبارتی به مقتضای اصلیِ بندگیِ خود عمل کند؛ یعنی مانند یک مملوک در هیچ‌یک از شئون زندگیِ خودش برای خودش اصالتی قائل نباشد. در این صورت، انسان حقیقت عبادت را انجام داده است و عبد حقیقی ‎می‎شود. اما در مراتب بالاتر، شخص با استمرار همین دیدگاه به نقطه‌‌ای ‎می‎رسد که دیگر هیچ‌چیزی برای خود اراده ‎نمی‎کند و هر اتفاقی که رخ دهد آن را از طرف خدا می‌داند و بدان تسلیم شده و به قضای الهی رضایت ‎می‎دهد.[75]

ایشان در تفسیر این رویکرد، عبادت را این‌طور معنا ‎می‎کنند که انسان همۀ کارهای اختیاریِ خود را به انگیزۀ اطاعت از خداوند و برای رضای او انجام دهد و هر عملی که چنین ملاکی را دارا باشد، عبادت به‌ شمار ‎می‎رود.[76] همان گونه که مشخص است، رویکرد عرفانی‌اخلاقیِ ایشان به مسئلۀ عبادت، با تعریف کلامی‌تفسیریِ عبادت تغایری ندارد و برداشتی از آن مفهوم محسوب می‌شود.

نتیجه

با توجه به بررسی‌های صورت‌گرفته، دیدگاه ابن‌تیمیه دارای اشکالاتی است که حقانیتِ آن را زیر سؤال ‎می‎برد. او مطلقِ خضوع به‌همراه حب را عبادت ‎می‎داند؛ در صورتی که این بیان، مخالفِ استعمال‌های قرآنی است و تعاریفی که او از عبادت بیان کرده، دارای ابهام است و شرایط تعریف صحیح را ندارد. نادیده گرفتنِ اشکال‌های مطرح‌شده و صحیح فرض کردنِ این تعریف، موجب آسیب‌های فراوانی است که اکنون جوامع اسلامی به آن گرفتار شده و تکفیر مسلمانان را در پی خواهد داشت. در مقابل، آیت‌الله مصباح عملی را عبادت ‎می‎داند که علاوه بر دارابودنِ خضوع و خشوع، برخاسته از اعتقاد به الوهیت معبود باشد. این برداشت با آیات قرآن هماهنگ است و ‎می‎توان آن را حق دانست.


 

کتابنامه

  1. قرآن کریم.
  2. ابن‌تیمیه،‎ احمد بن عبدالحلیم، ‎الإیمان، تحقیق: محمد ناصرالدین البانی، اردن: المکتبالإسلامي، چاپ پنجم، 1416ق.
  3. ابن‌تیمیه، ‎احمد بن عبدالحلیم، ‎الزهد و الورع و العبادة، تحقیق: حماد سلامة و محمد عویضة، اردن: مکتبةالمنار، چاپ اول، 1407ق.
  4. ابن‌تیمیه،‎ احمد بن عبدالحلیم، ‎العبودیة، تحقیق: محمد زهیر الشاویش، بیروت: المکتب الإسلامي، چاپهفتم، 1426ق.
  5. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، أمراض القلب و شفاءها، قاهره: المطبعةالسلفیة، چاپ دوم، 1399ق.
  6. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، بیان تلبیس الجهمیة؛ في تأسیس بدعهم الکلامیة، مدینه: مجمعالملك فهد، 1426ق.
  7. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموع الفتاوى، تحقیق: عبدالرحمن بن ‌محمدبن ‌قاسم، مدینه: مجمع الملك فهد، 1416ق.
  8. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویة؛ في نقض کلام الشیعة القدریة، تحقیق: محمد رشاد سالم، بی‌جا: جامعةالإمام محمد بن ‌سعود الإسلامیة، چاپ اول، 1406ق.
  9. ابن‌تیمیه، ‎احمدبن عبدالحلیم، ‎الإستقامة، تحقیق: محمد رشاد سالم، مدینه: جامعة الإمام محمد بن ‌سعود، چاپ اول، 1403ق.
  10. ابن‌تیمیه،‎احمد بن عبدالحلیم،‎ الفتاوی الحمویة الکبری، تحقیق: حمد بن ‌عبدالمحسن تویجری، ریاض: دارالصمیعي، چاپ دوم، 1425ق.
  11. ابن‌تیمیه،‎احمد بن عبدالحلیم، ‎الفتاوی الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، ریاض: دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1408ق.
  12. ابن‌عثیمین،‎ محمد بن ‌صالح، ‎القول المفید على کتاب التوحید، عربستان: دارالعاصمة، چاپ اول، 1415ق.
  13. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسانالعرب ‏، بیروت: دار صادر‏، چاپ سوم‏، 1414ق‏.
  14. ازهرى،‎ محمد بن‌احمد،‎ تهذیب اللغة، بیروت: دارإحیاء التراث العربي، چاپ اول، 1421ق‏.
  15. بدر، ‎عبدالرزاقبن‌ عبدالمحسن،‎ القول السدید في الرد علی من أنکر تقسیم التوحید، قاهره: دار ابن ‌القیم و دار ابن ‌عفان، 1422ق.
  16. جوادی آملی،‎ عبدالله، ‎تفسیر موضوعیِ قرآن کریم، قم: نشر اسراء، 1389ش.
  17. حیدری، سیدکمال، التوحید عند الشیخ ابن‌تیمیة، تحقیق: خلیل عاملی، بیروت: مؤسسة‌ الهدی، 1434ق.
  18. راغب اصفهانى، حسین بن‌ محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ‎بیروت: دارالقلم، چاپ اول‏،‏ 1412ق.
  19. سبحانی تبریزی، ‎جعفر، ‎ابنتیمیة؛ فکراً و منهجاً، قم: مؤسسۀ امام صادق(ع)، چاپ اول، 1432ق.
  20. سبحانی تبریزی، ‎جعفر، ‎الإیمان و الکفر في الکتاب و السنة، قم: مؤسسۀ امامصادق(ع)، چاپ دوم، 1427ق.
  21. سبحانی تبریزی، ‎جعفر، ‎التوحید و الشرك في القرآن الکریم، قم: موسسۀ امام صادق(ع)، چاپ سوم، 1437ق.
  22. سبحانی تبریزی، ‎جعفر، ‎الوهابیة بین المباني الفکریة و النتائج العملیة، قم: مؤسسۀ امامصادق(ع)، چاپ اول، 1426ق.
  23. سبحانی تبریزی، ‎جعفر، ‎الوهابیة في المیزان، قم: مؤسسۀ امام صادق(ع)، چاپ سوم، 1427ق.
  24. سبحانی تبریزی، ‎جعفر، ‎مرزهای توحید و شرک در قرآن، تهران: نشر مشعر، 1380ش.
  25. شریفات،‎عبدالمحمد،‎ «مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه»، پژوهشنامۀ نقد وهابیت سراجمنیر، شمارۀ 16، سال چهارم، زمستان 1393ش.
  26. عابدی،‎احمد، ‎توحید و شرک در نگاه شیعه و وهابیت، قم: مؤسسۀ فرهنگی هنری مشعر، چاپدوم، زمستان 1391ش.
  27. عبدالحمید، ‎صائب، ‎ابنتیمیة؛ حیاته-عقائده، بیروت: مرکز الغدیر، چاپ پنجم، 1437ق.
  28. عسکرى،‎ حسن بن‌ عبدالله‏،‎ الفروق في اللغة، بیروت: دارالآفاق الجدیدة، چاپ اول، 1400ق.‏
  29. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین‏، قم: ‏نشرهجرت، چاپ دوم، 1409ق.
  30. کردی، ‎فوز بنت عبداللطیف، ‎تحقیق العبودیة؛ بمعرفة الأسماء و الصفات، عربستان: دارطیبة، چاپ اول، 1420ق.
  31. مصباح یزدی، محمدتقی، به‌سوی او، قم: انتشارات مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امامخمینی)، چاپ چهارم، زمستان 1390ش.
  32. مصباح یزدی، ‎محمدتقی،‎ چکیده‌‌ای از اندیشه‌های بنیادین اسلامی، قم: انتشارات مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امامخمینی)، چاپ ششم، پاییز 1391ش.
  33. مصباح یزدی، ‎محمدتقی، خداشناسی، قم: انتشارات مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امامخمینی)، چاپ دوم، 1394ش.

سایت

  1. mesbahyazdi.ir

 

 

 

[1]. سورۀ نحل، آیۀ 36: و در حقیقت، ‎در میان هر امتى فرستاده‏اى برانگیختیم [تا بگوید:] خدا را بپرستید و از طاغوت [فریبگر] بپرهیزید.

[2]. سورۀ فاتحه، آیۀ 5: فقط تو را عبادت ‎می‎کنیم.

[3]. سبحانی تبریزی، ‎جعفر، ‎الوهابیة في المیزان، ‎ص178.

[4]. سبحانی تبریزی، ‎جعفر، الوهابیة بین المباني الفکریة و النتائج العملیة، ص77.

[5]. احمد بن ‌عبدالحلیم (661-728ق)، معروف به ابن‌تیمیه، از معروف‌ترین متفکران اهل‌سنت است که اندیشه‌های او پایه‌ریز مکتب‌های سلفی است. او را ‎می‎توان اولین فردی دانست که عبادت را به‌گونه‌ای تفسیر کرد که با آنچه در میان مسلمانان متداول بود، مخالفت داشت. (عبدالحمید، ‎صائب، ‎ابن تیمیة؛ حیاته-عقائده، ‎ص17، 65 و 93).

[6]. آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی، ‎فقیه و ‎فیلسوف و عارف معاصر شیعی است که از استادانِ علوم قرآن در حوزۀ علمیۀ قم شناخته ‎می‎شود.

www.mesbahyazdi.ir/node/836

[7]. راغب اصفهانی، ‎حسین بن محمد،‎مفردات ألفاظ القرآن،‎ ص857.

[8]. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین،‎ ج3،‎ ص280.

[9]. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب،‎ ج3،‎ ص450.

[10]. سورۀ اخلاص، آیۀ 1: بگو او خدایى است یکتا.

[11]. سورۀ اعراف، آیات 5، 65، 73 و 85: اى قوم من،‎ خدا را بپرستید که براى شما معبودى جز او نیست.

[12]. سورۀ نحل، آیۀ 36: )وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فيِ کلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ اجْتَنِبُواْ الطَّغُوت(؛ (و در حقیقت، ‎در میان هر امتى فرستاده‏اى برانگیختیم [تا بگوید:] خدا را بپرستید و از طاغوت [فریبگر] بپرهیزید).

[13]. مصباح یزدی، ‎محمدتقی،‎ خداشناسی، ‎ص165.

  1. آیت‌الله العظمی سبحانی در صفحه‌های 54 تا 58 از کتابِ التوحید و الشرك في القرآن الکریم، به این نتیجه ‎می‎رسند که «اله» به‌معنای معبود نیست، بلکه «اله» کسی است که شئون ربوبیت مانند خلق، ‎تدبیر، ‎احیاء و اماته را دارا باشد. تفسیر «اله» به معبود، تالی‌فاسد‌هایی را در لسان قرآن به دنبال خواهد داشت.

[15]. سورۀ جاثیه، آیۀ 23: )أَفَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ(؛ (پس آیا دیدى کسى را که هوسِ خویش را معبودِ خویش قرار داده؟)

[16]. سورۀ انبیا، آیۀ 22: )لَوْ کانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا(؛ (اگر در آن دو [زمین و آسمان‏] جز خدا،‎ خدایانى [دیگر] وجود داشت،‎ قطعاً [زمین و آسمان‏] تباه مى‏شد).

[17]. عابدی،‎احمد، ‎توحید و شرک در نگاه شیعه و وهابیت،‎ص108.

[18]. در ادامه، ایشان اشکالاتی بر استعمال لفظ «توحید الالوهیة» توسط وهابیان وارد ‎می‎کنند. (همان،‎ص98).

[19]. آیت‌الله سبحانی تعریف اهل‌لغت از عبادت را تعریف بالمعنی‌الاعم دانسته و معتقد است اگر این تعریف صحیح باشد،‎ باید به برخی امور فاسد ملتزم شویم. (نک: سبحانی تبریزی، ‎جعفر، الوهابیة بین المباني الفکریة و النتائج العملیة، ص80).

[20]. راغب اصفهانی، ‎حسین بن محمد،‎مفردات ألفاظ القرآن، ‎ص542.

[21]. ازهرى،‎ محمد بن ‌احمد،‎ تهذیب اللغة،‎ ج‏2،‎ ص138.

[22]. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب،‎ ج‏3، ‎ص272.

[23]. «عبادت» ‎آخرین مرتبۀ کرنش است؛ از‌این‌رو، ‎عبادتِ غیرخدا جایز نیست و عبادت باید همراه با شناخت معبود باشد. «اطاعت» کاری است که طبق ارادۀ مطاع انجام گیرد و ‎می‎تواند برای خدا یا بندگان صورت پذیرد، ‎ولی «پرستش» جز برای ذات خدا جایز نیست. ‎می‎توان کسی را مطیعِ دیگری نامید،‎ هرچند در اطاعتِ خود قصد اطاعت نکرده باشد؛ مانند کسی که خواسته‌های شیطان را انجام ‎می‎دهد که او را مطیعِ شیطان ‎می‎نامیم، ‎هرچند قصد اطاعتِ شیطان نکند. با این حال، پرستش حتماً نیت ‎می‎خواهد. (عسکرى،‎ حسن بن ‌عبدالله‏،‎ الفروق في اللغة، ‎ص215).

[24]. «فالتوحید الَّذِي بعث الله بِهِ رسله وَ انْزِلْ بِهِ کتبه هُوَ أن یعبد الله وَحده لَا شریك لَهُ». (ابن‌تیمیه، ‎احمد بن عبدالحلیم، ‎الإستقامة، ص31).

[25]. «فالتوحید ضد الشرك، فإذا قام العبد بالتوحید الذي هو حق الله فعبده لا یشرك به شیئا کان موحدا... . و من توحید الله و عبادته: التوکل علیه و الرجاء له و الخوف منه فهذا یخلص به العبد من الشرك. و إعطاء الناس حقوقهم و ترك العدوان علیهم یخلص به العبد من ظلمهم و من الشرك بهم». (ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموع الفتاوى، ج1، ص53).

[26]. این بیان از تعاریفی به‌دست ‎می‎آید که در دو پانوشتِ قبلی بیان شد‎.

[27]. بدر، ‎عبدالرزاق بن‌ عبدالمحسن،‎ القول السدید في الرد علی من أنکر تقسیم التوحید، ‎ص13.

[28]. حسن سقاف در کتاب التندید بمن عدّد التوحید، به رد تقسیمات توحید پرداخته و ریشۀ آن را بررسی کرده است.

[29]. ابن‌تیمیه در دو کتابِ مجموعة التوحید و کتاب ‎فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة و الإفتاء، به سه قسمت بودنِ توحید اشاره کرده است.

[30]. ابن‌عثیمین،‎ محمد بن ‌صالح، ‎القول المفید على کتاب التوحید، ج1،‎ ص5 تا 12.

[31]. ابن‌تیمیه،‎احمد بن عبدالحلیم، ‎الفتاوی الکبری، ‎ج2، ‎ص421.

[32]. همان.

[33]. کردی، ‎فوز بنت عبداللطیف، ‎تحقیق العبودیة، ‎ص105؛ ابن‌عثیمین،‎ محمد بن ‌صالح، ‎القول المفید على کتاب التوحید، ج1، ‎ص5 تا 12.

[34]. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویة،‎ ج3،‎ ص289 و 290.

[35]. سورۀ ‌لقمان، آیۀ 25؛ سورۀ ‌مؤمنون، آیۀ 86 و 87؛ سورۀ‌‌ یوسف، آیۀ 106.

[36]. ابن‌تیمیه، ‎احمد بن عبدالحلیم، الزهد و الورع و العبادة، ‎ص102.

[37]. «و أما في النفي، ‎فنفیتم عن الله أشیاء لم ینطق بها کتاب و لا سنة، ... و خالفتم العقول الصریحة و قلتم لیس هو بجسم و لا جوهر و لا متحیز و لا في جهة...». (ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، بیان تلبیس الجهمیة،‎ ج3،‎ ص44).

[38]. حیدری، سیدکمال، التوحید عند الشیخ ابن‌ تیمیة، ‎ص37.

[39]. ابن‌تیمیه، ‎احمد بن عبدالحلیم،‎ الفتاوی الحمویة الکبری، ص175.

[40]. از دیدگاه علمای شیعه،‎ ابن‌تیمیه گرفتارِ تجسیم شده است. (نک: حیدری، سیدکمال، التوحید عند الشیخ ابن‌ تیمیة، ‎ص97 و 463؛ سبحانی تبریزی، ‎جعفر، ‎ابن تیمیة؛ فکراً و منهجاً، ‎ص23 و 92).

[41]. کردی، ‎فوز بنت عبداللطیف، ‎تحقیق العبودیة، ‎ص89.

[42]. مصباح یزدی، ‎محمدتقی،‎ خداشناسی، ‎ص171 تا 177.

[43]. همان،‎ ص180.

[44]. آیت‌الله العظمی سبحانی اعتقاد به سه اصلِ توحید، ‎نبوت و معاد را مرزِ اسلام دانسته‌اند.‎ (نک: سبحانی تبریزی، ‎جعفر، ‎مرزهای توحید و شرک در قرآن،‎ ص19 و20؛ سبحانی تبریزی، ‎جعفر،‎ الإیمان و الکفر في الکتاب و السنة،‎ ص14).

[45]. مصباح یزدی، ‎محمدتقی،‎ خداشناسی،‎ ص181.

[46]. همان، ص198.

[47]. همان، ‎ص199.

[48]. همان.

[49]. همان.

[50]. «عبادتی که به آن امر شده است، ‎شامل معنای ذل و حب است. پس عبادت متضمن نهایتِ خاکساری در مقابلِ خدا، همراه با محبتِ اوست». (ابن‌تیمیه،‎ احمد بن عبدالحلیم، العبودیة، ج1، ص48).

[51]. همان، ص44.

[52]. یعنی تعارض نداشتن با تعریف قبلی و تعریفِ به مصداق بودنِ آن.

[53]. ابن‌تیمیه،‎ احمد بن عبدالحلیم، العبودیة، ج1،‎ ص43.

[54]. ابن‌تیمیه،‎ احمد بن عبدالحلیم، الإیمان،‎ص231.

[55]. شریفات،‎ عبدالمحمد،‎ «مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه»، پژوهشنامۀ نقد وهابیت سراج منیر،‎ شمارۀ 16، ص73.

[56]. سورۀ بقره، آیۀ 165: و برخى مردم ‎در برابرِ خدا ‎همانندهایى [براى او] برمى‏گزینند ‎و آنها را همچون دوستىِ خدا ‎دوست مى‏دارند؛ ولى کسانى که ایمان آورده‏اند، ‎ محبت بیشترى به خدا دارند.

[57]. سورۀ مائده، آیۀ 54: )یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یرْتَدَّ مِنکمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَ یحِبُّونَهُ(؛ (ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هرکس از شما از دینِ خود برگردد، به‌زودی خدا گروهی [دیگر] را ‎می‎آورد که آنان را دوست ‎می‎دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند).

شاخصۀ اصلیِ این گروه، که موجب امتیازهای ویژۀ آنها شده است، ‎حبّ دوطرفۀ الهی است.

[58]. سورۀ توبه، آیۀ 24: )قُلْ إِن کانَ آبَاؤُکمْ و... أَحَبَّ إِلَیکم مِّنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهَادٍ فِي سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى یأْتِي اللّهُ بِأَمْرِهِ(؛ (بگو اگر پدران و... نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه وی دوست‌داشتنی‌تر است، پس منتظر باشید تا خدا فرمانش را به اجرا درآورد).

حبّ اموال باعث ‎می‎شود انسان‌های مؤمن از حبّ الهی و جهاد روی‌گردان شوند؛ لذا عبادت باید همراه با حبّ الهی باشد.

[59]. شریفات،‎عبدالمحمد،‎ «مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه»، پژوهشنامۀ نقد وهابیت سراج منیر، شمارۀ 16، ص75.

[60]. همان، ‎ص74.

[61]. مصباح یزدی، ‎محمدتقی،‎ خداشناسی،‎ ص218.

[62]. شریفات،‎عبدالمحمد،‎ «مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه»، پژوهشنامۀ نقد وهابیت سراج منیر،‎ شمارۀ 16، ص76.

[63]. «لفظ الْعِبَادَة مُتَضَمّن للمحبة مَعَ الذل کمَا تقدم وَ لِهَذَا کانَت محبَّة الْقلب للبشر على طَبَقَات أَحدهَا العلاقة فَهُوَ تعلق الْقلب بالمحبوب ثمَّ الصبابة وَ هُوَ انصباب الْقلب إِلَیهِ ثمَّ الغرام وَ هُوَ الْحبّ اللَّازِم ثمَّ الْعِشْق وَ آخر الْمَرَاتِب هُوَ التتمیم وَ هُوَ التَّعَبُّد للمحبوب و المتیم المعبود و تیم الله عبد الله». (ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، أمراض القلب و شفاءها، ص70).

[64]. شریفات،‎عبدالمحمد،‎ «مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه»، پژوهشنامۀ نقد وهابیت سراج منیر،‎ شمارۀ 16، ص77 تا 80.

[65]. نک: سورۀ ‌یوسف، ‎آیات 4 و 100؛ سورۀ ‌بقره، آیۀ 34؛ ‎سورۀ ‌اسراء، ‎آیۀ24؛ ‎سورۀ ‌مائده، آیۀ 54.

[66]. سبحانی تبریزی، ‎جعفر، ‎التوحید و الشرك في القرآن الکریم، ‎ص40.

[67]. سورۀ مؤمنون، آیۀ 47: پس گفتند آیا به دو بشر که مثلِ خود ما هستند و طایفۀ آنها بندگانِ ما می‌باشند، ایمان بیاوریم؟

[68]. سبحانی تبریزی، ‎جعفر، ‎التوحید و الشرك في القرآن الکریم،‎ ص46.

[69]. مصباح یزدی، ‎محمدتقی،‎ خداشناسی، ‎ص218.

[70]. سورۀ بقره، آیۀ 34: و چون فرشتگان را فرمودیم براى آدم سجده کنید، ‎پس به‌جز ابلیس، که سر باز زد و کبر ورزید و از کافران شد، [همه‏] به سجده افتادند.

[71]. رویکرد اصلیِ علمای امامیه در تعریف عبادت، همین قید است.

«فالخضوع حتی لو لم یکن کثیرا اذا کان مقرونا بالإعتقاد الخاص فهو عبادة». (سبحانی تبریزی، ‎جعفر، ‎الوهابیة في المیزان، ص181).

«العبادة هي الخضوع عن اعتقاد بألوهیة المعبود و ربوبیته و استقلاله في فعله». (سبحانی تبریزی، ‎جعفر، ‎التوحید و الشرك في القرآن الکریم، ص71).

[72]. مصباح یزدی، ‎محمدتقی،‎ خداشناسی،‎ ص218.

[73]. همان،‎ ص218.

[74]. مصباح یزدی، ‎محمدتقی،‎ چکیده‌‌ای از اندیشه‌های بنیادین اسلامی، ص83.

[75]. آیت‌الله العظمی جوادی آملی معتقد است که کمالِ عبادت به‌واسطۀ معرفت حاصل ‎می‎شود. ایشان عقیده دارند ‎عمل انسان پس از مرگ قطع ‎می‎شود و فقط معرفتِ اوست که باقی ‎می‎ماند. (نک: جوادی آملی،‎ عبدالله، تفسیر موضوعیِ قرآن کریم، ‎ج6، ‎ص145).

[76]. مصباح یزدی، ‎محمدتقی، ‎به‌سوی او، ص64 و 65.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن