یکی از علمائی که در باب فضائل و مناقب امیر المومنین(علیه السلام)دست به قلم شده و روایاتی را جمع آوری نموده علامه حلی است. علامه فضائل و مناقب امیر المومنین (علیه السلام) را قابل شمارش ندانسته و روایاتی را از باب نمونه در فضائل حضرت بیان نموده است. از جمله­ی این  روایات، روایتی از کتاب الفردوس از ابن عباس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) که می­فرماید: «لواجتمع الناس علی حب علی لم یخلق الله النار»[1] ابن تیمیه به چندین حدیثی که علامه از کتاب فردوس بیان کرده اشکال گرفته و قائل شده به اینکه مؤلف کتاب «الفردوس» احادیثی راکه در این کتاب جمع کرده توجهی به صحیح و ضعیف موضوع بودن آن نداشته و به همین دلیل احادیث ذکر شده در این کتاب اعتباری ندارند. از جمله این احادیثی که وی ذکر کرده، حدیث «لواجتمع الناس علی حب علی لم یخلق الله النار»است. او می­گوید این حدیث از آشکارترین دروغ­هایی است که همه به آن اتفاق دارند؛ زیرا اگر مردم به حب علی (علیه السلام)جمع شوند این حب برای مردم فایده­ای نخواهد داشت مگر زمانی که ایمان به خدا، ملائک،کتب الهی، رسل الهی و روز قیامت داشته باشند.[2] بنابراین ابن تیمیه دو اشکال به این حدیث کرده است؛ اولا اعتبار حدیث بخاطر بودن آن در کتاب فردوس را زیر سوال برده و دوم بی اثر دانستن حب علی (علیه السلام) بدون ایمان به خدا و رسول خدا و روز قیامت که در ذیل به این دو اشکال پاسخ داده خواهد شد.
نویسنده :  ابراهیم کاظمی
منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه

دیدگاه ابن تیمیه

ابتداءا به اشکالی که ابن تیمیه بر کتاب الفردوس گرفته است پرداخته می­شود. مولف کتاب الفردوس شیرویة بن شهردار بن شهردار بن فناخسرو، محدث و مورخ همدانی قرن پنجم و ششم است که برای طلب حدیث به شهرهای مختلفی سفر کرده و احادیث بسیاری راشنیده است.[3] کتاب الفردوس بیش از ده هزار حدیث نبوی را در بردارد. خصوصیات این کتاب بدین گونه است که سلسه اسانید حذف شده و فقط به ذکر صحابی راوی حدیث بسنده شده است. مولف کتاب انگیزه خود را از اینگونه جمع آوری، روی گردانی مردم از حدیث و ترک احادیث صحیح و معتبر و به جای آن پرداختن به قصص و موضوعات دانسته است. وی همچنین کتاب خود را تخریج بر کتاب قاضی ابوعبدالله محمدبن سلامة قضاعی بیان کرده است.[4] سیوطی در طبقات الحفاظ می­نویسد: او حافظ، محدث، مفید، مصنف تاریخ و کتاب الفردوس و او در شناخت احادیث خوب بوده؛ البته غیر او متقن تر از او بودند.[5] سیوطی در این عبارت مدح دیلمی را نموده و در کنار آن اشاره ­می­کند که کار دیگران نسبت به دیلمی از اتقان بیشتری برخوردار است. شهردار فرزند مؤلف الفردوس اسانید این کتاب را جمع آوری کرده و به ترتیب دیگری در کتاب مسند الفردوس آورده است. علاوه بر فرزند او ابن حجر عسقلانی این کتاب را مختصر کرده و آن را تسدید القوس فی مختصر مسند الفردوس نام نهاده است. علاوه بر ابن حجر عسقلانی دو عالم دیگر از شافعی مذهب به نام محمودبن محمد درگزینی شافعی و علی بن ابی القاسم بن علی کتاب الفردوس را مختصر کردند. تألیف چند مستخرج و مختصر بر کتاب الفردوس اهمیت این کتاب را بیان می­کند. ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء بعد از بیان محدث، حافظ، مورخ بودن دیلمی، او را در حفظ متوسط و دیگران را اتقن از او دانسته است.[6]

ثانیا این حدیث در کتب دیگری همچون ارشاد القلوب الی الصواب[7]، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی[8]، دلائل الصدق لنهج الحق به نقل از الفردوس، نزهة المجالس و ينابيع المودة لذوي القربى[9]، مناقب خوارزمی، روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه به نقل مستفیض اشاره کرده است[10]غرر الاخبار[11]، نهج الحق و کشف الصدق باسانید متعدد[12] و إحقاق الحق و إزهاق الباطل[13] وارد شده است. مولف کتاب احقاق الحق سه طریق برای این حدیث بیان نموده است که طریق اول را از ابن عباس به نقل از ابن شیرویه الدیلمی در الفردوس و به نقل از خطیب خوارزمی در مناقب و شهردار فرزند شیرویه الدیلمی و سیوطی در ذیل اللئالی نقل کرده است. طریق دوم این حدیث را از ابن مسعود به نقل از قندوزی در ینابیع المودة نقل کرده و طریق سوم این حدیث را از نفس حضرت علی علیه السلام)به نقل از قندوزی بیان کرده و طریق چهارم نقل حدیث را از عمربن خطاب به نقل از قندوزی بیان کرده است.[14] این اسانید متعدد را نیز علامه حلی در کتاب نهج الحق اشاره نموده و این حدیث را دارای اعتبار دانسته است.[15]

پاسخ اشکال دوم ابن تیمیه: وی می­گوید حب علی(علیه السلام)بدون ایمان به خدا و ایمان به رسول خدا و روز قیامت سخن صحیحی نیست. ابن تیمیه تصور کرده که حب امیر الموالمومنین(علیه السلام) امری در مقابل ایمان به خدا و رسول خدا است و با یکدیگر تنافی دارد در حالی که حب حضرت در سایه ایمان به خدا و رسول خدا است. همان­طوری که شیخ حر عاملی در کتاب جواهر السنیه می­نویسد: «براى ولايت على شروطى است كه اگر آنها نباشد تنها قبول ولايت على عليه السلام كافى نيست و آنها عبارتند از:

  1. اقرار به يگانگى خداوند و عدالت او و نبوت و معاد مى‏باشد.
  2. اقرار به امامت ساير ائمه (عليهم السلام) هم داخل در اقرار به امامت على (عليه السلام) ‏است.
  3. از اين طرف هم اقرار به همان اصول بالا قبول نمى‏شود مگر بوسيله اعتقاد و اقرار به ولايت حضرت على (عليه السلام) و اين سخن (يعنى تكميل اعتماد به اصول دين بوسيله اقرار به امامت ائمه و همچنين تكمل اقرار به امامت ائمه بوسيله آن عقايد سه‏گانه، توحيد، نبوت، معاد) مسأله‏اى است كه با براهين قطعى و علمى و دينى مسلم شده است.

بنابراین با توجه به مطالب بالا مضمون این حدیث روشن می‌گردد که اگر همه مردم اقرار به وحدانیت خداوند و عدل او و نبوت همه انبیا داشته باشند و همه اوصیای پیامبران گذشته را قبول کنند و به امامت ائمه هم مؤمن باشند و به معاد هم معتقد باشند و عمل هم بکنند، نیازى به آفرینش جهنم نیست. اگر می‌بینیم در این حدیث فقط ولایت حضرت على (علیه السلام) را ذکر کرده از لحاظ اهمیت است و مضمون حدیث نشان می‌دهد که همه آن اعتقادات بدون این اقرار در نزد خداوند قبول نیست و شرط نجات از آتش جهنم این است که همه آن اعتقادات توأم با اعتقاد به ولایت و امامت باشد.همچنین می‌توان گفت که؛ این روایت در صدد آن است که با «لو امتناعیه»، عظمت ولایت امام را اعلام نماید.[16]مطالب فوق با تأکید روایات دیگری روشن­تر خواهد شد؛ مانند روایت امام صادق (علیه السلام) که می­فرماید: «لا يقبل الله عملا إلا بمعرفة و لا معرفة إلا بعمل فمن عرف دلته المعرفة على العمل و من لم يعمل فلا معرفة له ألا إن الإيمان بعضه من بعض»[17] روایت حضرت دال بر وجوب ایمان است و ایمان اصلی است انکار ناپذیر و روایت حب علی(علیه السلام) در سایه ایمان قرار دارد. روایت دیگر از امام باقر(علیه السلام) که می­فرماید: «لا تنال ولايتنا إلا بالعمل و الورع»[18] همچنین روایت دیگر از امام صادق(علیه السلام) که می­فرماید: «أما و الله إنكم لعلى دين الله و ملائكته فأعينونا على ذلك بورع و اجتهاد عليكم بالصلاة و العبادة عليكم بالورع»[19] تمام این روایات بیانگر جدا نبودن امر ولایت از ایمان به خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و ایمان به روز قیام است.

نکته مهم دیگری که باید اشاره شود این است که این روایت با روایات حب و بغض نسبت به امیر المومنین(علیه السلام) کاملا تطابق دارد و ابن تیمیه نمی­تواند بگوید این روایت با ایمان به خدا سازگاری ندارد و به همین دلیل باطل است. بنابراین برای روشن شدن و اثبات این مطلب به روایت حب و بغض پرداخته می­شود: این روایات در منابع اهل سنت به سه دسته تقسیم می­شوند:

دسته اول  با عبارت «أن لا يحبني إلا مؤمن ولا يبغضني إلا منافق» نقل شده است. برخی از محققین به شش مورد از منابع اهل سنت اشاره کرده­اند مانند؛[20]صحیح مسلم[21]، صحیح ابن حبا[22]، مسند ابی یعلی[23]، مسند احمدبن حنبل[24]، خصائص امیرالمومنین علیه السلام حافظ نسائی[25] و فضائل الصحابه احمدبن حنبل.[26]  ذهبی در سیر اعلام النبلاء تصریح می­کند سند این حدیث از حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» صحیح­تر است.[27] برای اثبات برتری این حدیث باید سخنی که ذهبی در سند حدیث «من کنت مولاه ...» بیان کرده را مشاهده نمود. وی در جلد هشتم سیر اعلام النبلاءمی­نویسد: «هذا الحدیث حسن عال جداً ومتنه متواتر»[28] بنابراین حدیث نقل شده باید صحیح­تر از حدیث متواتر «من کنت مولاه» باشد.

دسته دوم با عبارت «من أحب علیاً فقد أحبنی، ومن أبغض علیاً فقد أبغضنی»نقل شده است. طبرانى در«المعجم الکبیر» از امّ­سلمه نقل کرده: «اشهد انّى سمعت رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) یقول: من احبّ علیّاً فقد احبّنی و من احبّنی فقد احبّ الله و من ابغض علیّاً فقد ابغضنی و من ابغضنی فقد ابغض الله»؛گواهى مى­دهم من از رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)  شنیدم: هر کس على (علیه السلام) را دوست بدارد به­طور حتم مرا دوست داشته و هر کس مرا دوست بدارد به­طور حتم خدارا دوست داشته است و هر کس علىّ (علیه السلام) را دشمن بدارد به­طور حتم مرا دشمن داشته و هر کس مرا دشمن بدارد به­طور قطع خدا را دشمن داشته است».[29] حافظ هیثمى بعد از نقل این حدیث مى­گوید: « و اسناده حسن»؛ «سند این حدیث حسن است».[30] ثانیاً: حاکم نیشابورى از سلمان نقل کرده: «سمعت رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) یقول: من احبّ علیّاً فقد احبّنی و من ابغض علیّاً فقد ابغضنی»؛ او بعد از نقل این حدیث آن را صحیح شمرده است.[31] بنابراین این دسته از روایت نیز صحیح السند است.

دسته سوم از روایت در مورد عملیاتی شدن دو دسته از روایات فوق است. این روایات نشان دهنده این است که در زمان حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) نیز امیرالمومنین7 میزان برای شناخت منافق از مومن بوده­اند. این روایت در کتبی مانند:فضائل الصحابه احمدبن حنبل[32]، المناقب ابن مغازی[33]، الدر المنثورسیوطی[34]، معجم الوسیط طبرانی[35] و کتاب جزء علی بن محمد حمیری[36]  نقل شده است.  متن روایت عبارت از: «ما كنا نعرف المنافقين على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم إلا ببغض علي7».

نتیجه

 بنابراین اولا با وجود این روایات ثابت می­شود حب حضرت امری جداناپذیر از ایمان به خدا است؛ ثانیا با توجه به روایات فوق آن کسی که ایمان واقعی نداشته باشد نمی­تواند به امیر المومنین (علیه السلام) حب ومحبتی در دل داشته باشد. بنابراین اشکال ابن تیمیه مبنی بر اینکه حب امیر المومنین (علیه السلام) بدون ایمان به خدا باطل است سخن صحیحی نبوده و با توجه به این روایات اینچنین شخصی نمی­تواند محب واقعی حضرت باشد. با این وجود دلالت روایت «لو اجتمع الناس علی حب علی لما خلق الله النار» بدون اشکال خواهد بود و تأئید هایی زیادی از سایر روایات بر این می­توان بیان نمود.

منابع

  1. ابن المغازلي، علي بن محمّد، مناقب أمير المؤمنين علي بن أبي طالب رضي الله عنه، تحقيق: أبو عبد الرحمن تركي بن عبد الله الوادعي، ناشر: دار الآثار، صنعاء، چاپ اوّل، 1424 هـ.ق.
  2. ابن حبّان، محمّد، الإحسان في تقريب صحيح ابن حبان، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، مؤسسة الرسالة، بيروت، چاپ اوّل، 1408ق.
  3. ابن حنبل شيباني، أحمد، فضائل الصحابة، تحقیق: وصي الله محمد عباس، ناشر: مؤسسة الرسالة، بيروت، چاپ اول، 1403ق.
  4. ابن حنبل شيباني، أحمد، مسند أحمد بن حنبل، تحقيق: شعيب الأرنؤوط وعادل مرشد و ديگران، مؤسسة الرسالة، چاپ اوّل، 1421ق.
  5. أبو يعلى موصلي، أحمد، مسند أبي يعلى، تحقيق: حسين سليم أسد، دار المأمون للتراث، دمشق، چاپ اوّل، 1404ق.
  6. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن - قم، چاپ: دوم، 1371 ق.
  7. حاكم نيشابورى، محمّد، المستدرك على الصحيحين، تعليق: محمد بن أحمد ذهبى، تحقيق: مصطفى عبدالقادر عطا، ناشر:دارالكتب العلمية، چاپ اوّل، بيروت، 1411ق.
  8. حمیری، علی بن محمد، جزء علي بن محمد حميري، تحقیق: عبد العزيز بن سليمان البعيمي، ناشر: مكتبة الرشد، رياض، چاپ اول1418ق.
  9. حیدری، سید کمال، معالم الاسلام الاموی من القدح فی العترة النبویة الطاهرة الی استباحتها، تحقیق: ابراهیم باصری، ناشر: مشعر، تهران، چاپ اول، 1432ق.
  10. ديلمى، حسن بن محمد، غرر الأخبار - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1427 ق.
  11. الديلمي،أَبُو شُجَاع شيرويه بن شهردار، الفردوس بمأثور الخطاب، تحقيق: السعيد بن بسيوني زغلول، ناشر: دار الكتب العلميّة، بيروت، الطبعة الأولي، 1406 هـ.
  12. ذهبي، محمّد بن احمد، سير أعلام النبلاء، تحقيق: مجموعة من المحققين بإشراف الشيخ شعيب الأرناؤوط، ناشر:مؤسسة الرسالة، بيروت، چاپ سوّم، 1405 هـ.ق.
  13. الرافعي القزويني، أبو القاسم عبد الكريم بن محمد،التدوین فی اخبار القزوین، تحقيق: عزيز الله العطاردي،ناشر:دار الكتب العلمية، 1408ه.
  14. زركلي، خير الدين ، الأعلام، ناشر: دار العلم للملايين، چاپ پانزدهم، بي جا، 2002 م.
  15. سيوطي، عبد الرحمن، الدر المنثور في التفسير بالمأثور، ناشر: دار الفكر، بيروت، بي تا
  16. سيوطي، عبدالرحمن، طبقات الحفّاظ، ناشر:دار الكتب العلميّة، بيروت، چاپ اوّل، 1403ق.
  17. شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة - قم، چاپ: اول، 1409 ق.
  18. طبرانى، سليمان، المعجم الأوسط، تحقيق: طارق بن عوض الله بن محمد وعبد المحسن بن إبراهيم الحسيني،ناشر: دار الحرمين، قاهرة
  19. طبراني، سليمان، المعجم الكبير، تحقيق: حمدي بن عبد المجيد السلفي،ناشر: مكتبة ابن تيمية، القاهرة، چاپ دوّم، بي تا.
  20. طبرى آملى، عماد الدين أبي جعفر محمد بن أبي القاسم، بشارة المصطفى لشيعة المرتضى (ط - القديمة) - نجف، چاپ: دوم، 1383 ق.
  21. علامه حلى، حسن بن يوسف بن مطهر، نهج الحقّ و كشف الصدق - بيروت، چاپ: اول، 1982 م.
  22. قاضى نور الله مرعشى، إحقاق الحق و إزهاق الباطل - قم، چاپ: اول، 1409ق.
  23. قندوزي، سليمان بن إبراهيم ، ينابيع المودة لذوي القربى، تحقيق: سيد علي جمال أشرف الحسيني، ناشر: دار الأسوة للطباعة والنشر، چاپ اوّل، 1416 هـ. ق.
  24. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية) - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
  25. مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة) - قم، چاپ: دوم، 1406 ق.
  26. محدث عاملى- زين العابدين كاظمى خلخالى، الجواهر السنية-كليات حديث قدسى، 1جلد، انتشارات دهقان - تهران، چاپ: سوم، 1380ش.
  27. نسائی، احمدبن شعیب بن علی خراسانی، خصائص أمير المؤمنين علي بن أبي طالب، تحقیق: أحمد ميرين البلوشي، ناشر: مكتبة المعلا ، الكويت، چاپ اول، 1406ق.
  28. نيشابورى، مسلم، صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقى، ناشر:دار إحياء التراث العربى، بيروت، بى تا.
  29. هيثمي، علي بن ابي بکر، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، تحقيق: حسام الدين القدسي، مكتبة القدسي، القاهرة، 1414 ق.

 

[1] . علامه حلی، حسن بن یوسف مطهر، منهاج الکرامة، ص97.

[2] . ابن تیمیه، احمدبن عبدالحلیم، منهاج السنه، ج5، ص76.

[3] . زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج3، ص183.رافعی قزوینی، عبدالکریم، التدوین فی اخبار القزوین،ج3،ص85

[4] .  الدیلمی، شیرویه ابن شهردار، الفردوس بمأثور الخطاب، ج1، ص6 ، 8

[5] . سیوطی، طبقات الحفاظ للسیوطی، ج1، ص457. « وَهُوَ حسن الْمعرفَة وَغَيره أتقن مِنْهُ»

[6] . ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء،ج19، ص295.

[7] . ديلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب، ج2، ص234.

[8] . طبرى آملى، عماد الدين أبي جعفر محمد بن أبي القاسم، بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، ص75«أَخْبَرَنَا الشَّيْخُ الْفَقِيهُ أَبُو النَّجْمِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْوَهَّابِ بْنِ عِيسَى الرَّازِيُّ بِالرَّيِّ فِي دَرْبِ زَامَهْرَانَ فِي مَسْجِدِ الْغَرْبِيِّ بِقِرَاءَتِي عَلَيْهِ فِي صَفَرٍ سَنَةَ عَشَرَةٍ وَ خَمْسِمِائَةٍ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو سَعِيدٍ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ النَّيْشَابُورِيُّ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ الْفَقِيهُ الْمَعْرُوفُ بِالنَّاطِقِيِّ بِقِرَاءَتِي عَلَيْهِ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو الْمُفَضَّلِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الشَّيْبَانِيُّ فِي دَارِهِ بِبَغْدَادَ قَالَ: حَدَّثَنَا النَّاصِرُ الْحَقِّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مَنْصُورٍ قَالَ: حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ طَلْحَةَ الْيَرْبُوعِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ عَنْ لَيْثِ بْنِ أَبِي سُلَيْمٍ عَنْ طَاوُسٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ:: لَوِ اجْتَمَعَ‏ النَّاسُ‏ عَلَى‏ حُبِ‏ عَلِيِ‏ بْنِ أَبِي طَالِبٍ لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ النَّارَ»

[9] . قندوزی، سليمان بن إبراهيم ، ينابيع المودة لذوي القربى، ج1، ص242- مظفر نجفى، محمد حسن، دلائل الصدق لنهج الحق،ج6، ص471.

[10] .مجلسی، محمد تقی،روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج1، ص356 «كذا ما ورد مستفيضا عنه صلى الله عليه و آله و سلم، أنه لو اجتمع‏ الناس‏ على‏ حب‏ علي‏ بن أبي طالب لما خلق الله النار »

[11] . ديلمى، حسن بن محمد، غرر الأخبار، ص47

[12] . علامه حلى، حسن بن يوسف بن مطهر ، نهج الحق و کشف الصدق،ص259،»بأسانيد متعددة منها: عن عبد اللّه بن مسعود، و عمر بن الخطاب، و الديلمي في فردوس الأخبار«.

[13] . قاضى نور الله مرعشى، إحقاق الحق و إزهاق الباطل،ج7، ص151.

[14] . همان، ج7ف ص151

[15] . علامه حلى، حسن بن يوسف بن مطهر ، نهج الحق و کشف الصدق،ص259،»

[16] . محدث عاملى، زين العابدين، كليات حديث قدسى(ترجمه جواهر السنیة شیخ حر عاملی)، ص، 470

[17] . كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج1،ص44. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن،ج1، ص198. «خداوند هيچ عملى را بدون معرفت (شناخت توحيد و نبوت و معاد و امامت و عدل) قبول نمى‏كند و همچنين معرفت بدون عمل را هم نمى‏پذيرد.»

[18] . حرعاملی،محمدحسن، وسائل الشيعة، ج‏15، ص247.

[19] . همان، ج15، ص247.

[20] .سید کمال، حیدری، معالم الاسلام الاموی، ص95

[21] . نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج1، ص86، حدیث131. « عن عدي بن ثابت عن زر قان قال علي: والذي فلق الحبة وبرأ النسمةإنه لعهد النبي الأمِّيّ صلى اللّه عليه وسلم إلي أن لا يحبني إلّا مؤمن ولا يبغضنِي إلا منافق»

[22] . محمد، ابن حبان، صحیح ابن حبان، ج15، ص367، حدیث6924.

[23] . احمد، ابو یعلی موصلی، مسند ابو یعلی، ج1ف ص250، حدیث291.

[24] . احمد، ابن حنبل شیبانی، مسند احمد بن حنبل، ج2، ص71، حدیث642.

[25] . احمدبن شعیب، نسائی، خصائص امیر المومنین علیه السلام، ج1، 118، حدیث100،101،102.

[26] . احمد، ابن حنبل شیبانی، فضائل الصحابة، ج2، ص563، حدیث948.

[27] . محمد بن احمد، ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج17، ص169.

[28] . همان، ج8، 335.

[29] . سلیمان، طبرانی، معجم الکبیر طبرانی، ج23، ص380، حدیث901.

[30] . علی بن ابی بکر، هیثمی، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج9، ص132.

[31] . محمد، حاکم نیشابوری، مستدرک علی الصحیحین، ج3، ص141، حدیث4648.

[32] . ابن حنبل شیبانی، احمد، فضائل الصحابة، ج2، ص579. «انما کنا نعرف منافقی الانصار ببغضهم علیا»

[33] . ابن المغازی، علی بن محمد، مناقب امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام، ص380.«قال ببغضهم علي بن أبي طالب »

[34] . سیوطی، عبدالرحمن، در المنثور، ج7، ص504. « ما كنا نعرف المنافقين على عهد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم إلا ببغضهم علي بن أبي طالب »

[35] . طبرانی، سلیمان،معجم الاوسط، ج2، ص328، حدیث2125.« ما كنا نعرف المنافقين إلا ببغضهم عليا »

[36] . حمیری، علی محمد،جزء علی بن محمد الحمیری، ص97، حدیث38.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن