تاریخ ثبت  1392/11/27
تعداد بازدید  747
منبع :  سایت اندیشه قم
پرسش
آيا دليلي بر رد ابن تيميّه كه قائل است كه "حديث شريف ثقلين" آن گونه كه شيعه آن را نقل مي كند صحيح نيست ، وجود دارد ؟
پاسخ

طبق قول ابن تيميه متن دقيق و صحيح حديث شريف ثقلين اين گونه است «انا تارك فيكم الثقلين اولهما كتاب الله فيه الهدي و النور، فخذو بكتاب الله و استمسكوا به فحث علي كتاب الله و رغب فيه ثم قال و اهل بيتي اذكركم الله في اهل بيتي، اذكركم الله في اهل بيتي اذكركم الله في اهل بيتي» صحيح مسلم، 4/873.

جواب :

براي روشن شدن جواب نكاتي تحت عنوان مقدّمه بيان مي شود:

1ـ جايگاه حديث ثقلين: حديث ثقلين از احاديث متواترة اسلامي است كه علماء و دانشمندان آن را از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل كرده اند، مراجعه به اسناد و روايات اين حديث، صدور حديث را از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ قطعي مي سازد و هيچ فرد دير باور هم، نمي تواند در صحّت و استواري آن شك و ترديد نمايد،[1] و اين حديث را پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فقط يكبار نگفته، بلكه بارها و در موارد مختلفي بيان نموده است[2] كه در منابع اهل سنّت و شيعيان نقل شده است.

2ـ ابن تيميّه كيست: ابوالعباس احمدبن عبدالحليم معروف به «ابن تيميّه» از علماي حنبلي است كه در سال 728 در زندان شام درگذشت.[3] كه از چند جهت، كلام و نقل او قابل اعتبار نيست: 1ـ چون در زمان پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نبوده تا بتواند از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ حديث نقل كند. 2ـ او حتّي در نزد علماي اهل سنّت هم اعتبار و جايگاهي ندارد، و ائمه چهارگانة اهل سنّت او را كافر مي دانند.[4] 3ـ عناد و دشمني سرسختي با ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ و شيعه دارد. 4ـ سند محمّد بن مسلم، قرائني در خود روايت دارد كه مي رساند جعلي و نادرست مي باشد كه بعداً بيان مي شود.

3ـ نكات مهمّي كه از حديث ثقلين استفاده مي شود: اين حديث شريف خطوط مهمّي را در بردارد كه به طور فشرده به قسمتي از آن اشاره مي شود:

1ـ قرآن و اهلبيت ـ عليهم السّلام ـ هميشه همراه يكديگرند و جدايي ناپذيرند.

2ـ پيروي اهلبيت ـ عليهم السّلام ـ مثل قرآن، بدون قيد و شرط واجب مي باشد.

3ـ با توجّه به دو نكتة قبلي، عصمت اهلبيت عليهم السلام به خوبي اثبات مي شود.

4ـ در هر عصر و زمان، بايد فردي يا افرادي از اهلبيت ـ عليهم السّلام ـ در كنار قرآن باشند.

5ـ جدايي و يا پيشي گرفتن از اهلبيت عليهم السلام ماية گمراهي است.

6ـ آن ها از همه افضل و اعلم و برترند.[5]
اشكلات نقل ابن تيميه از مسلم؛

اوّلاً: در اين نقل قرائني داريم كه مي رساند اين نقل درست نيست. چون كه جملة «نساؤه من اهل بيته» در پايان اين روايت آمده است زيدبن ارقم مي گويد: اهل بيت علاوه بر زنها، شامل آل علي عليه السلام و آل عقيل و آل جعفر و آل عباس[6] مي شود. با اين كه فخر رازي بعد از تطبيق اهل بيت بر خمسة طيبّه ـ عليهم السّلام ـ در آيه ي مباهله، مي گويد: «و بدان كه صحت اين روايت بين اهل تفسير و حديث متفق عليه است و همه صحّت آن را پذيرفته اند».[7] خود صحيح مسلم هم اين روايت را نقل نموده است كه مراد از اهلبيت، خمسة طيّبه عليهم السلام ميباشد.[8]پس ذيل روايت مذكور در شبهه، دليل بر عدم صحت آن است.

ثانياً: بر فرض كه تنها طريق صحيح حديث شريف ثقلين، همان باشد كه ابن تيميّه گفته است، باز هم تا حدودي مدعاي شيعيان را ثابت مي كند، و مي رساند كه به هرحال دو ثقل اكبر جا مانده از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ قرآن و اهلبيت (ولو به معناي وسيع آن) مي باشد و اتفاقاً در مورد اهل بيت سه بار تأكيد مي كند كه «خدا را بياد شما مي اندازم در مورد اهل بيتم». هر چند جملات لن يفترقا را ندارد، اي كاش ابن تيميّه و وهابي ها به همين مضمون عمل مي كردند، و اين همه مضامين قرآن را كه دربارة شفاعت، وسيله تحصيل نمودن براي قرب به خداوند متعال، متوسل شدن به پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ براي است استغفار و نفي تجسيم، زير پا قرار نمي دادند، و اي كاش به تأكيد حديث توجّه مي كردند كه سه بار دربارة اهلبيت تأكيد نموده است و اين همه بي حرمتي ها به اهلبيت و قبور آن ها در بقيع و كربلا و... روا نمي داشتند.[9]

ثالثاً: محدّثين ديگري از اهل سنّت حديث ثقلين را به گونه اي كه شيعه نقل نموده است، نقل كرده اند، كه ما به يك نمونه اشاره و بقيّه را به مراجع مربوطه ارجاع مي دهيم ترمذي در صحيحش با سندي منتهي به همان زيدبن ارقم كه ناقل روايت مذكور در شبهه است، چنين نقل مي كند[10] كه پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود «يا ايها الناس اني قد تركت فيكم ما ان اخذتم به لن تضلوا كتاب الله و عترتي اهل بيتي» اي مردم بيدار باشيد كه من در بين شما چيزي را باقي گذاشتم كه اگر آن را بگيريد و بدان تمسك كنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد، آن كتاب خدا و خانوادة من اهلبيت من هستند. مرحوم سلطان الواعظين حدود چهل طريق از علماي عامّه را نام مي برد كه حديث را به اين صورت نقل كردهاند «اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي لن يفترقا حتّي يردا عليّ الحوض من توسل (اوتمسك) بهما فقد نجي و من تخلّف عنهما فقد هلك ... ما ان تمسكتم بهما لن تضلّوا ابداً»[11] آيا مي شود چشم ها را بست و گفت نقل دقيق همان است كه ابن تيميّه مي گويد با اين كه اين همه از علماي عامّه برخلاف ايشان و موافق با شيعه نقل نموده اند؟

رابعاً: اين كه اگر در نقل حرفي از شخصيتي، خلافي صورت بگيرد و بر فرض آن شخصيّت هم از دنيا رفته باشد، بايد برويم درب خانة اهل بيت و بستگان او زانو بزنيم و بپرسيم كه حقيقت آن حرف چه بوده است؟ «اهل البيت ادري ما في البيت» وقتي مي رويم در خانة اهل بيت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ همان اهلبيتي كه فخر رازي اتّفاق اهل تفسير و حديث را بر آن مدّعي شده است، (كه قبلاً نقل نموديم) مي گويند: پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ جدّ ما چنين فرمودند «اني مخّلف (در بعضي تاركٌ دارد) فيكم الثقلّين كتاب الله و عترتي اهلبيتي لن تضلّوا (ما تمسكتم بهما)[12]» به عبارت هاي ديگري كه مقداري با اين تفاوت دارد نيز نقل شده است.[13]

نتيجه اين شد كه:

اوّلاً: خود ابن تيميه در زمان پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ حضور نداشته تا بتواند مستقيم حديث نقل كند و بگويد نقل شيعيان صحيح نيست، بلكه هم او و هم شيعيان بايد با واسطه نقل كنند و آن واسطه ها را بايد بررسي نمود. ثانياً: در خود روايت قرائني داريم كه مي رساند اين نقل در شبهه و سخن ابن تيميّه صحيح نمي باشد و ثالثاً: همين متن مورد تأييد ابن تيميّه هم تا حدودي مدّعاي شيعيان را ثابت مي كند، مخصوصاً كه سه بار دربارة اهلبيت تأكيد و سفارش نموده است، آيا خود ابن تيميّه به اين سفارشات عمل كرده و يا وهابي ها به آن عمل نموده اند؟ و يا برعكس قبور ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ را تخريب نموده اند. رابعاً: اكثر محدّثين اهل سنّت شبيه آن چه را كه شيعيان نقل نموده اند، نقل كرده اند، و خامساً: بر فرض اين كه اختلافي در نقل كلام پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ وجود داشته باشد، بايد از اهلبيت او سئوال كنيم كه «أدري ما في البيت» مي باشند و اهلبيت هم برخلاف نقل ابن تيميّه نقل كرده اند.

مدارك حديث ثقلين:

مرحوم سلطان الواعظين شيرازي، چهل طريق را از علماي عامّه نام مي برد كه حديث ثقلين را نقل كرده اند.[14] و هم چنين سيّد هاشم بحريني در غايته المرام به سي و نه طريق از علماي عامّه و 82 طريق از علماي شيعه، حديث مذكور را نقل نموده است.[15] اخيراً از طرف دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميّه رساله اي پيرامون اسناد و متون حديث ثقلين، منتشر گرديد، كه حاكي از آن است كه اساتيد عصر و پايه گذاران دارالتقريب، همگي به صحّت و تواتر حديث، ايمان راسخ دارند. در اين رساله، اين حديث از مدارك زير نقل شده است صحيح مسلم، ج 7، ص 122، سنن ترمذي، ج 2، ص 307، سنن دارمي، ج 2، ص 432، مسند احمد، ج 3، ص 14، 17، 26،... خصائص العلوي نسائي، ص 30، مستدرك حاكم، ج 3، طبقات محمدبن سعد زهري و ده ها كتاب ديگر كه نقل همة آن ها باعث طولاني شدن جواب مي شود.[16]

و هم چنين در پيام قرآن به 22 طريق اشاره شده است.[17]


[1] ـ ر.ك: آيت الله جعفر سبحاني، پيشوائي از نظر اسلام، (قم، انتشارات مكتب اسلام، 1374)، ص 203. 

[2] ـ ر.ك: آيت الله مكارم شيرازي و جمعي از دانشمندان، پيام قرآن (قم، انتشارات نسل جوان)، ج 9، ص 62. 

[3] ـ ر.ك: استاد جعفر سبحاني، آئين وهابيّت، (قم، انتشارات اسلامي، پنجم، 1372)، ص 33. 

[4] ـ ر.ك: ابن حجر عسقلاني، الدرالكافة، (طبع بيروت) ص 145 و ر.ك: مخالفة الوهابيّة للقرآن و السنة، عمر عبدالسلام، (بيروت دارالهداية، اوّل، 1416هـ) ص 11. 

[5] ـ پيام قرآن، (پيشين)، ج 9، ص 77 ـ 76. 

[6] ـ ابوالحسين مسلم بن حجّاج القشيري، صحيح مسلم بشرح النووي، (بيروت، دارالفكر، 1401) ج 15، ص 179. 

[7] ـ فخر رازي، التفسير الكبير، (بيروت، دار احياء التراث العربي)، ج 8، ص 80. 

[8] . صحيح مسلم بشرح النوري (پيشين) ج 15، ص 514 و هم‎چنين ديگر محدثين عامه همچون حاكم در مستدرك و ... نقل نموده‎اند. 

[9] ـ ر.ك: استاد جعفر سبحاني، آئين وهابيت، (پيشين)، تمام كتاب. 

[10] ـ محمدبن عيسي ترمذي، صحيح ترمذي، (مطبعة بولاق 1292) ج 2، ص 308. 

[11] ـ سلطان الواعظين شيرازي، شبهاي پيشاور، (تهران، دارالكتب الاسلاميّة، سي و هفتم، 1376) ص 226 ـ 224؛ و ر.ك: خطبه خوارزمي، مناقب خوارزمي با مقدمة محمدرضا موسوي خراسان، (تهران، مكتبة، نينوي الحديثه) ص 224 ـ 222. 

[12] ـ محمّد بين الحسن الحرّ العاملي، اثبات الهداة (قم، مطبعة العلمية)، ج 1، ص 562. 

[13] ـ ر.ك: همان مدرك، ج 1، ص 568 و ج 1، ص 571 و ج 1، ص 693 و ج 1، ص 529 و ر.ك: محمدبن بابويه الصدوق القمي ـ معاني الاخبار (تهران، مطبعه الحيدري، مكتبه الصدق) 90. 

[14] ـ ر.ك: سلطان الواعظين شيرازي، شبهاي پيشاور، (تهران، دارالكتب الاسلامية، سي و هفتم 1376)، ص 225. 

[15] ـ آية الله جعفر سبحاني، پيشوائي از نظر اسلام، (قم، مكتب اسلام 1374)، ص 203. 

[16] ـ ر.ك: همان، ص 206 ـ 204. 

[17] ـ پيام قرآن، (پيشين)، ج 9، ص 71 ـ 62.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن