منبع :  سراج منیر جلد 7-8
پرسش

ابن‌تیمیه چه کسانی را، قاتل امام حسین (علیه السلام) می داند؟ آیا شیعیان قاتلین امام حسین(ع) بودند یا غیر شیعیان؟

پاسخ

یکی از تحریف‌های ابن‌تیمیه در حادثه عاشورا  این است که می‌گوید: نه‌تنها بنی‌امیه و آل‌یزید، که حتی شامی‌ها اعم از اینکه گرایش شامی داشته باشند و یا اهل شام باشند، هرگز دستی در جنایات پیش آمده در کربلا و عاشورا نداشتند، بلکه مردم کوفه مرتکب همه جنایات شدند، همین شیعیان  علی‌بن‌ابی‌طالب7، به امام حسین7 نامه نوشتند و آن حضرت را به کوفه دعوت کردند و سپس پشیمان شدند و موضعشان را عوض کردند، رو در روی امام حسین7 قرار گرفتند و او را کشتند.

وی در این تحریف گناه همه جنایات کربلا را متوجه کوفیان می­داند و مرادش از اهل کوفه، شیعیان است؛[1] درحالی‌که قضیه این­طور نیست هرچند اهل‌کوفه مقصر بودند، پسر پیغمبر را دعوت کردند و از او حمایت ننمودند و بی‌تدبیری کردند و از حاکم وقت ترسیدند و ننگ ابدی را به خود گرفتند ولی باید توجه داشت که اصل ماجرا به حکومیت یزید بن‌معاویه و پیروان او بر می‌گردد. مقصر اصلی یزید و پیروان یزید بودند که در ذیل به طور مفصل به این موضوع خواهیم پرداخت.

  • معرفی قتلة امام حسین(ع) و پاسخ به شبهه ابن‌تیمیه

قتلة امام حسین(ع)مرکب از سه گروه بودند:

1. خوارج

از میان این سه گروه، خوارج خیلی شاخص بودند. البته در اینجا هم باید دقت کرد، موقعی که خوارج گفته می‌شود، آنچه به نظر می‌رسد این است که اینها از شیعیان علی بن‌ابی‌طالب7 بودند و در جنگ صفین در قضیه حکمیت از علی بن‌ابی‌طالب7 بریدند و خارجی‌مذهب شدند؛ درصورتی‌که این طور نیست. پیدایش خوارج به عصر خلافت خلیفه اوّل برمی‌گردد. بیشترین مرتدین و اهل رده، از همین خوارج بودند. در واقع خوارج گروهی بودند بدوی؛ اعرابی که زود به جوش می‌آمدند، زود دست به شمشیر می‌بردند، زود رنگ عوض می‌کردند، زود عقیده‌شان را تغییر می‌دادند، تندرو و افراطی بودند. فعالیت اجتماعی‌شان زمانی به اوج می‌رسد که به خانه عثمان بن‌عفان خلیفه سوم حمله­ور شدند و او را به قتل رساندند، قتله خلیفه سوم هم بیشتر خارجی‌ مذهب بودند. همین‌ها در روز عاشورا نقش چشم‌گیری داشتند. البته شواهدی از مستندات تاریخی موجود است که بنی‌امیه از همان ابتدا تعمّد داشتند فاجعه‌ عاشورا را به نام کوفی‌ها تمام کنند. لذا کسانی را جلو انداختند که از مردم کوفه بودند؛ مثل سنان بن‌انس، یا شبث بن‌ربعی، یا شمر بن‌ذی‌الجوشن، یا عمر بن‌سعد؛ ولی پشت سر اینها خودشان فعال بودند. بنابراین یک گروه از قاتلان امام حسین7، خوارج‌اند که نقش اینها چشم‌‌گیر است؛ مثل شمر بن‌ذی‌الجوشن و شبث بن‌ربعی.

2. انتقام‌جویان خلیفه سوم

گروه دوم که نقش بسیار سرسختانه و تعصب‌آلودی در کربلا و در کشتن امام حسین7 داشتند، کسانی که باور داشتند عثمان مظلوم کشته شده، انتقام خونش باید گرفته شود، باید قتله‌اش قصاص شوند، و چنین می‌پنداشتند که نعوذ بالله حضرت علی7 به قتله عثمان چراغ سبز نشان داده و شیعیان حضرت علی7 در قتل خلیفه سوم، نقش داشته­اند. اینها نیز حضور بسیار تأثیرگذاری، هم در کوفه در قتل مسلم بن‌عقیل و هم در کربلا داشتند و حضورشان از سر تعصّب بود، حتی زمانی‌که عبیدالله بن‌زیاد نامه­ای می‌نویسد و به دست شمر بن‌ذی‌الجوشن می­سپارد تا در کربلا آن را به عمر بن‌سعد برساند؛ در آن نامه می‌نویسد: «آب را به روی حسین بن‌علی و فرزندانش ببند تا از تشنگی بمیرند؛ چنان‌که خلیفه مظلوم از تشنگی مُرد».[2] همواره این مسئله که کشندگان عثمان با امام علی7 بودند، تبلیغ شده بود و عدّه‌ای این را باور داشتند، حتی از سپاهیان عمر بن‌سعد در روز عاشورا کسانی بودند که به میدان می‌آمدند، حریف می‌خواستند، هل من مبارز می‌گفتند و در رجزهاشان تصریح می‌کردند ما عثمانی هستیم.[3] این سخن چیزی نیست که در کتاب‌های مقتل امام حسین7، انکارشدنی باشد. نقش عثمانی‌ها تردیدناپذیر است و عثمانی‌ها علاوه بر اینکه شیعه نبودند، حتی از مردم کوفه هم نبودند، اما معاویة بن‌ابی‌سفیان در آن بیست سال ـ از سال 40 تا سال 60ق‌ـ از سال شهادت مولا علی7 تا سالی که معاویه از دنیا رفت، دو دهه، تا توانسته بود ترکیب شیعی کوفه را کاملاً وارونه کرده بود. از یک طرف طوائفی که به تشیع معروف بودند، قلع و قمع شده بودند، اموالشان مصادره شده بود، یا اصلاً قتل عام گردیده بودند مثل حجر بن‌عدی و انصارش، و از طرف دیگر معاویه نقشه‌ای کشیده بود تا از شهرهای دیگر از حواشی کوفه، مخصوصاً از بصره، مردمانی از مذاهب دیگر و از عثمانی­ها را ساکن کوفه کند. آن روزها عرب‌ها به صورت عشیره‌ای زندگی می‌کردند، جای ثابتی نداشتند، ییلاق و قشلاق داشتند، دامدار بودند و با دام‌هایشان می‌کوچیدند. معاویه عشایر عثمانی‌مذهب را کوچانیده و ساکن کوفه ساخته بود.[4] او آن‌قدر بر شیعیان کوفه سخت گرفته بود که خیلی‌ها جان خود، جان بچه‌ها و خانواده‌شان را از کوفه برداشته و فرار کرده بودند، حتی برخی به ایران آمده بودند که در تاریخ نمونه‌های فراوانی دارند، حتی یکی از یاران معروف مولا علی7 که در ایران ساکن بود، بعد از قتل حجر بن‌عدی و یارانش وقتی می‌شنود که حجر را با یارانش کشتند، تأسف می‌خورد و می‌گوید: ای کاش حجر هم مثل ما طائفه‌اش را بر می‌داشت و از کوفه خارج می‌شد تا این‌طور مظلومانه خودش و طائفه‌اش کشته نشوند. لذا این عثمانی‌ها هم شیعه مذهب شمرده نمی‌شدند، اصالت کوفی نداشتند، از مردم اصیل کوفه نبودند و شیعه هم نبودند.

3. شامیان

گروه سومی که نقش چشمگیری در فجایع عاشورا و قتل امام حسین7 داشتند، سپاهیانی بودند که از شام اعزام شده بودند، در روایات اهل بیت(ع) حضور اهل شام در کربلا قطعی است چند نمونه از این روایات را نقل می‌کنیم:

1. یک نمونه از کتاب کافی است. کلینی رازی از امام صادق7 نقل می‌کند: «عن ابي عبدالله7 قال: تاسوعا یوم حوصر فیه حسین7 و أصحابه2 بکربلا و اجتمع علیه خیل أهل الشام و اناخوا علیه و فرح ابن مرجانه و عمر بن سعد بتوافر  الخیل و کثرتها».[5] در این روایت با وضوح و صراحت امام صادق7 می‌فرماید: سواره نظام‌های مردم شام، امام حسین7 و یارانش را محاصره کردند.

2. نمونه دوم از همان مقتل الحسین به نقل از امالی شیخ صدوق (مجلس سی‌ام، ص226): «قال علی بن الحسین7 و أقبل عدو الله سنان بن انس الأیادی و شمر بن ذي‌الجوشن العامری في رجال من أهل الشام؛ یعنی سنان بن‌انس و شمر بن‌ذی‌الجوشن در میان مردانی از اهل شام بودند». این زمانی است که این دو برای قتل امام حسین7 پیش می‌آیند.[6]

3. سومین شاهد: عن ابی‌عبدالله7 قال: «إنّ آل أمیّة(علیهم لعنة الله) و من أعانهم علی قتل الحسین من أهل الشام نَذَروا نُذُوراً. إن قُتِل الحسین7 أن یتخذوا ذلک الیوم عیداً لهم و أن یصوموا فیه شکراً».[7]

4. مورد چهارم از ابن‌سعد کاتب واقدی است. ایشان می‌نویسد: «دعا رجل من أهل الشام علي بن‌الحسین الأکبر7 فقال: إنّ لک بأمیرالمؤمنین قرابةً و رحماً، فإن شئت آمنّاک وامض حیث ما أحببتَ؛[8] مردی از اهل شام به علی اکبر، فرزند امام حسین7، می‌گوید که تو با یزید نسبتی داری. مادرت از طایفه بنی‌امیه است و به آنها متصل. لذا ما به تو امان می‌دهیم که در صورت جدا شدن از پدرت، هرجا خواستی، بروی». اینجا می‌گوید: «دعا رجل من أهل الشام» و تردیدی نیست که این امان‌نامه آوردن برای علی اکبر در دشت کربلا بوده است. از همه واضح‌تر مرحوم فضلعلی قزوینی پس از نقل روایت کلینی که ما به­عنوان اولین شاهد آوردیم، می‌نویسد: «الروایة صریحة في اجتماع أهل الشام في کربلا و سنذکر في ترجمة مسلم بن عقیل أنّ في صبیحة یوم شهادته ورد الکوفة عشرة آلاف من جند أهل الشام؛ کما ذکره الطبري و غیره». صبح همان روزی که مسلم بن‌عقیل به قتل رسید نیز ده هزار نفر از لشکریان شام به کوفه آمده بودند. سپس ایشان یک نتیجه می‌گیرد و با صراحت می‌نویسد:

فمن أنکر وجود جنود من أهل الشام فهو من عدم علمه بالتاریخ، بل في مناقب، (مناقب ابن شهر آشوب)[9] إنّ خیل شمر بن ذی‌الجوشن و هم أربعة آلاف کلهم شامیّون.[10]

شمر بن‌ذی‌الجوشن بر چهارهزار نفر فرماندهی داشت که همه شامی بودند، حتی در مقاتل می­خوانید که قاسم بن‌حسن در میدان کربلا با کسی جنگ می‌کند و با او مبارزة تن به تن می‌کند که او به ازرق شامی معروف بوده است.

ابن شهرآشوب در مناقبش می‌نویسد: حریف قاسم بن‌حسن که از مردم شام بود. موقعی که دید حسین بن‌علی پس از شنیدن استغاثه برادرزاده‌اش از خیمه با عصبانیت به میدان آمد و به سوی او حمله کرد، فریاد می‌زند و از سپاهیان خودش یاری می‌طلبد، که به دادم برسید، الآن حسین بن‌علی می‌رسد. می‌گوید گروهی از مردم شام از سپاه عمر بن‌سعد جدا شدند و خواستند این شامی را که با قاسم بن‌حسن مبارزه می‌کرد، از دست امام حسین نجات بدهند.[11] در اینجا نیز صحبت از مردم شام است. اگر انگیزه‌های سیاسی اجتماعی را در نظر بگیریم، خواهیم دید که امویان و عباسیان انگیزه‌های فراوانی برای تخریب چهره کوفیان داشتند. همیشه شمشیر مردم عراق به‌ویژه مردم کوفه علیه خلفا از غلاف بیرون بود، چه بنی‌امیه باشند، چه بنی‌عباس. کوفیان آرام نداشتند، مخصوصاً بعد از فاجعه عاشورا، با قضیه توابین شروع شد تا قیام آل‌حسن که با بنی‌عباس در افتادند. بنابراین جعل حدیث علیه کوفی‌ها از قصر خضرای معاویه شروع شد و در کاخ‌های بنی‌عباس هم ادامه داشت تا کار عراقی‌ها مخصوصاً کوفی‌ها را برای همیشه یکسره کنند؛ چون کوفی‌ها همیشه موی دماغ خلافت بودند و حتی قیام‌کنندگان زیدیه‌ و فاجعه فخّ نیز همه‌ از کوفه برخاسته‌اند.

از طرفی دیگر در برخی روایت‌ها مذمت‌هایی از زبان حضرت علی7 نقل شده است، مانند آنکه در نهج البلاغه خطاب به کوفیان فرموده: «یا أشباه الرجال و لا رجال».[12]

در این موارد مخاطب حضرت علی7 بیشتر همان دو فرقه‌اند؛ یعنی عثمانی‌ها و خوارج. اگر اخبار و روایت‌های حضرت علی7 و سایر ائمه: در مدح مردم کوفه جمع شوند؛ روایات بسیاری وجود دارند. روایت­هایی که در میان ما رواج پیدا کرده مانند خطبه حضرت زینب (یا أهل الکوفة یا أهل الغدر...)[13] در برابر این روایت­های مدح کوفه تاب نمی­آورد؛ مانند روایتی که کوفه را حرم امیرالمؤمنین علی7 بیان می­کند در کنار مکه که حرم خداست و مدینه که حرم نبی مکرم اسلام6 است. اسناد این روایت‌ها نیز چنان چشمگیر است که هرگز نمی‌توان از آنها چشم‌پوشی کرد[14] و روایت‌های مربوط به مذمت کوفه در کنار اینها رنگ می‌بازند. پس نباید همه تقصیرها را به گردن شیعیان کوفه انداخت، شیعیان کوفه بخشی از مردم کوفه بودند، در واقع شیعیان کوفه از جهاد جا ماندند و با ساکت‌نشستنشان دشمن را علیه امام حسین7 جری کردند، به همین جهت وقتی به اشتباهات خودشان پی‌بردند، پشت سر هم قیام کردند و شهید شدند.

 

 
.[1] رأس الحسین، ص207؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج3، ص173.

[2]. تاریخ الطبری، ج5، ص412؛ مقتل الحسین، ج1، ص240و 244.

[3]. تاریخ الطبری، ج5، ص435؛ الارشاد، ج2، ص103.

[4]. بازتاب تفکّر عثمانی در واقعه کربلا، ص65.

[5]. کافی، ج4، ص1247، ح7.

[6]. ر.ک: مقتل الحسین7 به روایت شیخ صدوق، ص168.

[7]. امالی، ص667، ح1397.

[8]. طبقات الکبری، ج6، ص439.

[9]. مناقب، ج4، ص98.

[10]. ر.ک: الإمام الحسین واصحابه، ج1، ص253 ـ 254.

[11]. مناقب آل أبي طالب، ج4، ص109.

[12]. نهج البلاغه، خطبه27.

[13]. الأمالی، ص321ـ322.

[14]. کامل الزیارات، ص30؛ تهذیب الاحکام، ج6، ص31ـ39، باب 10، باب فضل الکوفه؛ وسائل الشیعه، ج10، ص282؛ مستدرک الوسائل، ج10، ص202ـ208؛ تاریخ کوفه، ص80ـ90؛ تاریخ قم، ص266ـ267. از باب نمونه از امام صادق7 روایت است: «انّ الله احتجّ بالکوفة علی سائر البلاد، و بالمؤمنین من أهلها علی غیرها» (ر.ک: مستدرک الوسائل، ج10، ص205، ح10، به نقل از تاریخ قم، ص267).
نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن