پرسش

با توجه به روایت «لا تشد الرحال إلّا إلی ثلاثة مساجد، مسجدی هذا، و مسجد الحرام و المسجد الاقصی»، آیا پیامبر از سفر کردن، به قصد زیارت پیامبران و اولیای الهی نهی کرده اند؟

پاسخ

مسئله زیارت و سفر به قصد زیارت قبور پیامبران، ائمه اطهار(علیهم السلام)، صالحان و مؤمنان، از جمله موضوعاتی است که همواره مورد قبول مذاهب و فرق اسلامی، به ویژه امامیه، بوده است، و مشروعیت آن طبق آیات قرآن، روایات، سیره پیامبر و اصحاب ایشان، مسلّم می باشد.

در این میان فرقه وهابیت قصد سفر برای زیارت را بدعت، ضلالت و شرک می­ دانند و مهم‌ترین دلیل آن ها برای شرط دانستن قصد سفر روایت ذیل است:

«لا تُشَدُّ الرِّحالُ إلّا إلی ثَلاثَةِ مَساجِدَ، مسجدی هذا، و مسجد الحرام و المسجد الاقصی»؛ بار سفر بسته نمی­شود مگر به سه مسجد، مسجد من، مسجدالحرام، مسجدالاقصی.[1]

ابن تیمیه بنا به ظاهر حدیث فوق، عدم جواز سفر به مساجد و اماکن دیگر را برداشت کرده است و قصد سفر برای سه مسجد فوق را به معنای قصد انجام نماز، دعا کردن و استغفار کردن می­داند؛ و سفر به قصد دیگر مساجد را مشروع نمی­داند. اما در خصوص دیگر اماکن، از قبیل مشاهد مشرفه و قبور انبیا و صالحان، در صورتی که به قصد طلب حاجت، درخواست دعا کردن میت برای شخص زائر، یا واسطه قرار دادن آن صاحب قبر باشد و یا با اعتقاد به اینکه نماز خواندن و دعا کردن کنار این قبور از نماز خواندن و دعا کردن در مساجد برتری و فضیلت دارد چنین عملی گمراهی، بدعت، و شرک است.[2]

اولا: با فرض صحت صدور و سند روایت و با محور قرار دادن سفر به مساجد در برداشت از آن، ناگزیر از انتخاب یکی از معانی محتمل زیر خواهیم بود:

  • افضلیت و ارزش ویژة سفر به مساجد ثلاثه در قیاس با سایر مساجد؛ یعنی سفر به سایر مساجد نیز به دلیل فضل نماز و مسجد، فضیلت داشته، لکن در این مساجد، فضیلت ویژه و بالاتري وجود دارد و سفر به قصد آن، علاوه بر اینکه به عنوان مقدمۀ نماز ارزش دارد، مستقلاً عبادت محسوب می‌شود. در شرح نووي بر صحیح مسلمو آنچه نزد اصحاب و اهل تحقیق صحیح دانسته می‌شود، این است که می‌خوانیم سفر به سایر مساجد نه حرام و نه مکروه است، و مراد حدیث، بیان فضیلت کامل در سفر به سه مسجد است.[3]
  • فضیلت داشتن سفر به مساجد سه‌گانه و فضیلت نداشتن سفر به سایر مساجد؛ بدین معنا که در خود سفر، ثواب و ارزشی نیست و البته نماز در آن مسجد، مستقل از سفر محسوب شده و پاداش ویژة خود را خواهد داشت. این دیدگاه را آیت‌الله سبحانی نیز، با این عنوان که نباید براي اقامۀ نماز در مسجدي سفر کرد، طرح کرده‌اند که مقصود از آن این است که به استثناي مساجد یادشده، دیگر مساجد ارزش یکسانی دارند، لذا در صورت امکانِ نماز در یکی از آنها، سفر به مساجد مشابه، کاري لغو و بیهوده است.[4]

سبکی نیز به نقل از شیخ ابوعلی تصریح می‌کند که در سفر به غیر مساجد ثلاثه، قربت و ثواب مورد انتظار وجود ندارد.[5]

 ثانیاً: علمای فریقین (شیعه و سنی) از قبیل قسطلانی،[6] غزالی،[7] ابوالحسن ماوردی [8] سبکی و علمای دیگر، قصد کردن زیارت پیامبر(صلی الله و علیه و آله) را راجح دانسته و در برابر ابن­تیمیه به شدت موضع گرفتند.

ثالثا: تحریم زیارت قبور با استدلال به حدیث مذکور، با عمل عمر بن خطاب که به کعب الاحبار پیشنهاد مسافرت به مدینه منوره و زیارت قبر پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) را می دهد و با عمل بلال بن رباح موذن رسول گرامی اسلام که به قصد زیارت قبر پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله)  از شام به مدینه منوره مسافرت نمود و با عمل عمر بن عبدالعزیز که شخصی را از شام به قصد رساندن سلام وی به پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) به مدینه می فرستاد منافات دارد.[9]

بنابراین، سخن پیامبر(صلی الله و علیه و آله) درباره مساجد برای امت روشن می­سازد که سایر مساجد غیر از این سه مسجد در فضیلت برابر هستند؛ لذا سختی کشیدن در سفر به آن مساجد فایده­ای ندارد، اما این مساجد افضیلت دارند؛ بنابراین، وارد کردن مقابر در این روایت نوعی دروغ بستن بر رسول خدا است. ضمن اینکه زیارت حضرت را بسیاری از علما در کتاب‌های مناسک مستحب دانسته‌اند و این امر را روایات بسیاری تأیید می­کند، از جمله: «من زار قبری وجبتُ له شفاعتی»[10]

برای مطالعه بیشتر به مقاله «بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور» و یا به کتاب «شناخت وهابیت نوشته حجت الاسلام طبسی» مراجعه کنید.

 

[1] - النیسابوری، مسلم بن‌الحجاج، صحیح مسلم، ج4، ص126، کتاب الحج.

[2] - ابن تيميه، أحكام المرتد، ج2، ص78.

[3] - نووی، شرح صحیح مسلم، ج9، ص90.

[4] - سبحانی، جعفر، «زیارت قبور و آثار سازنده آن»

[5] -  سبکی، تقی الدین، شفاء السقام،  ص 121.

[6] - قسطلانی، ارشاد الساری، ج2، ص329.

[7] - غزالی، احیاء علوم الدین، ج1، ص258.

[8] - ماوردی، الاحکام السلطانیة، ص105.

[9] - ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ج 9، ص 198؛ ابن عساکر دمشقی شافعی ،تاریخ دمشق الکبیر :ج69 ص 41.

[10] - . ابن علوی مالکی، وهابیت و بازنگری از درون، ص143–147.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن