پرسش

تقیه در بین مسلمانان چه جایگاهی دارد؟ دیدگاه وهابیت در این زمینه چیست؟

پاسخ

تقیه یکی از مسائلی است که براساس قرآن، سنت، عقل و به اجماع تمامی مسلمانان مشروعیت داشته و از احکام مسلم اسلام به حساب می‌آید، ولی وهابیون آن را نوعی نفاق می دانند. ابن‌تیمیه، از جنجالی‌ترین چهره‌های تفکر وهابیت، تقيه را نوعى دروغ‌گويى و نفاق برشمرده است.[1] محمد بن‌عبدالوهاب در توضیح آیه شریفه «مَن کَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ ...»[2] می‌گوید: این آیه تنها دلالت دارد بر اینکه اگر کسی با اکراه کلمات کفر آمیز بگوید، کافر نیست، ولی اگر به جهت خوف و یا مدارا کلمات کفرآمیز بگوید و قلبش هم مطمئن به ایمان باشد، از اسلام خارج و کافر است.[3]

در حالی که طبق ادله فراوان، نه تنها تقیه، نفاق نیست بلکه مشروعیت آن نیز مسلم است، که در ذیل به بعضی از ادله مشروعیت آن، اشاره می کنیم؛

  1. ادله قرآنى؛

آیه 28 سوره آل عمران به اجماع مفسرین اهل‌سنّت، دلیل بر مشروعیت تقیه است. [4] آلوسی در تفسیرش تصریح می‌کند این آیه دلیل بر مشروعیت تقیه است.[5] بخاری نیز در صحیح خود از حسن بصری نقل می‌کند که تقیه تا روز قیامت وجود دارد.[6]

همچنین آیه 106 سوره نحل درباره داستان تقیه عمار از کفار نازل شده است که به صراحت ایمان عمار را اثبات کرده و عمل به تقیه را جایز دانسته است.[7]

  1. حکم عقل و سيره عقلا؛

حکم عقل و سيره عقلا مشروعیت تقیه را تایید می کند. شکي نيست که اظهار عقيده صحیح و حق و تبليغ آن در ميان ديگر اقوام، ارزش بسياري دارد و رسالت تمامی انبیای الهی بوده است، اما اگر از اظهار آن فايده مهمي حاصل نشود، بلکه همراه با ضرر احتمالي مادي و يا معنوي باشد، عقل بشر حکم به کتمان عقیده و یا اظهار خلاف عقیده را می‌کند و حتی در برخی موارد حکم به وجوب این کار می‌کند؛ همانند آنچه در جریان برخورد حضرت ابراهیم با مشرکین اتفاق افتاد.[8] در واقع کتمان عقیده و یا اظهار خلاف عقیده، عقب‌نشینی و کوتاه آمدن در برابر باطل نیست، بلکه نوعی تاکتیک در نحوه برخورد با جبهه باطل است که عقل سلیم به آن حکم می‌کند؛ زيرا عقل پرهيز از زيان رساندن به جان، آبرو و مال را واجب مى شمارد[9] و در موارد تعارض ميان مصالح مهم و مهم‌تر، به تقدم مهم‌تر حکم مى‌کند.[10]

 

  1. وجوب تقیه در سخنان اهل سنت؛

مشروعیت تقیه برای مسلمانان امری ثابت شده است، که حتی علمای اهل‌سنت در برخی موارد قائل به وجوب و یا استحباب تقیه‌اند.

زمخشري در تفسیر آيه 28 سوره آل عمران مي‌گويد: اگر از امري بيمناک شويد، واجب است از باب تقيّه، خود را از آن حفظ کنيد؛ چنان‌که اگر عده‌اي از دشمنان بترسند، به آنها اجازه داده شده که با ايشان دوستي کنند و مراد از اين دوستي، خوش‌خويي و معاشرت ظاهري است؛ درحالي‌که کينه و دشمني آنها را در دل دارند.[11]

برخي از عالمان اهل‌سنّت نيز تقيّه را واجب شرعي دانسته و ترک آن را حرام تلقّي کرده‌اند. ابوحيان اندلسي از مسروق نقل مي‌کند که او گفته: هرگاه کسي که بايد تقيّه کند، به اين وظيفه عمل نکند، وارد دوزخ مي‌شود.[12]

حکم به وجوب تقیه، در میان علمای سلف‌گرا نیز دیده می‌شود؛ از جمله رشید رضا در تفسیر آیه 28 سوره آل‌عمران در برخی موارد تقیه را واجب دانسته است. همچنین آلوسی نوع دیگری از تقیه را واجب می‌داند و آن حفظ اسرار الهی و افشا نکردن آن در برابر اغیار است.[13]

نتیجه آن که، تقیه یکی از فرامین اسلامی است که نزد مسلمانان مشروعیتش ثابت شده است. برای مطالعه بیشتر به مقاله «تقیه و رویکرد وهابیت به آن» مراجعه کنید.

 

[1] -  منهاج السنة، ج 1، ص 37 و 68.

[2] - سوره نحل، آیه 106.

[3] - کشف الشبهات، ص 120.

[4] - مفاتیح الغیب، ج8، ص13؛ تفسیرابن کثیر، ج1، ص492؛ تفسیرطبری، ج3، ص 267؛ فتح القدیر، ج1، ص551؛ المنار، ج3، ص196؛ الدرالمنثور، ج2، ص171؛ الجامع لأحکام القرآن، ج3، ص39؛ روح المعاني، ج3، ص39.

[5] - روح المعاني، ج3،ص39.

[6] - صحیح البخاری، ص 828.

[7] - روح المعاني، ج14، ص640؛ مفاتیح الغیب، ج20، ص102؛ تفسیر طبری، ج14، ص216.

[8] - سوره انعام، آیات 76 ــ 80.

[9] - العقيدة الإسلاميّة، ص 173؛ التقية في الفکر الإسلامي، ص 16 و 109؛ القواعدالفقهيّة، سید حسن بجنوردى، ج 5، ص 75.

[10] - القواعد الفقهية، ناصر مکارم شیرازی، ج 1، ص 388؛ محاضرات، ج 2، ص 279؛ التقية فى فقه اهل البيت(علیهم السلام)، ج 1، ص 66.

[11] - الکشاف، ج1، ص422.

[12] - البحر المحيط، ج2، ص424.

[13] - روح المعاني، ج2، ص164.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن