ابن‌تيميه براي اين اينكه ادعاي خود را درباره فرزند نداشتن امام عسكري (ع) اثبات كند، به گفتار ابن جرير طبري و عبد الباقي بن قانع مستند كرده است.
پرسش

   ابن تيميه با طرح اين شبهه كه  امام عسكري (ع) عقيم بوده و فرزندي نداشتند، درصدد بوده است تا اصل وجود مهدي منتظر شيعه را مورد انكار قرار بدهد.

در اين‌باره مي‌گويد:

قد ذكر محمد بن جرير الطبري وعبد الباقي بن قانع وغيرهما من أهل العلم بالأنساب والتواريخ أن الحسن بن علي العسكري أن الحسن بن علي العسكري لم يكن له نسل ولا عقب والإمامية الذين يزعمون أنه كان له ولد يدعون أنه دخل السرداب بسامرا وهو صغير منهم من قال عمرة سنتان ومنهم من قال ثلاث ومنهم من قال خمس سنين[1]... .محمد بن جرير طبرى و عبد الباقى بن قانع و ديگر دانشمندان علم انساب و تاريخ نقل کرده‌اند كه [امام] حسن بن على عسكرى [عليه السلام] فرزندى نداشته است؛ اما اماميه خيال مى كنند كه او داراى فرزند بوده و گمان مي‌كنند كه او داخل سرداب سامرا شده؛ در حالى كه خردسال بوده . برخى از شيعيان گفته‌اند كه او دو ساله داشته، بعضى سه سال و عده‌اى ديگر گفته‌اند كه پنج سال داشته است.

  وهابيان نيز به پيروي از ابن تيميه، عقيم بودن امام حسن عسكري عليه السلام را مطرح كرده و از آن چنين نتيجه مي‌گيرند كه باور شيعيان درباره موجود بودن امام مهدي عليه السلام، باوري پوچ و خيالي است[2].

 

پاسخ

همچنانكه ذكر شد ابن‌تيميه براي اين اينكه ادعاي خود را درباره  فرزند نداشتن امام عسكري (ع) اثبات كند، به گفتار ابن جرير طبري و عبد الباقي بن قانع مستند كرده است. نقد اين شبهه را در در قالب چند نكته بيان مي‌كنيم تا بي‌اساس بودن ادعاي ابن تيميه در اين زمينه روش شود.

1- ابن تييمه اين مطلب را به طبرى نسبت داده است در حالي كه با بررسي به عمل آمده، مشخص شد كه در هيچ كجاي كتاب تاريخ طبري به عقيم بودن امام عسكري اشاره نشده است و جمله » لم يكن له نسل ولا عقب»  در اين كتاب اصلا ديده نمي‌شود. محمد رشاد سالم كه از محققان أهل سنت است و كتاب منهاج السنة را تحقيق كرده است، وقتي متوجه مي‌شود كه اين مطلب در تاريخ طبري وجود ندارد، به ناچار براي اينكه حرف ابن تيميه را مستند كند، در پاورقي منهاج السنة[3] چنين مي‌گويد: اين جمله در صلة تاريخ الطبري[4] است كه نويسنده آن عريب بن سعد قرطبي است، اما غافل از اينكه اين کتاب موجود است و چنين تعبيري درباره فرزند نداشتن امام عسكري عليه السلام وجود ندارد، بلكه محمد رشاد با اين کارش به نوعي خواسته است دروغ ابن تيميه را  بپوشاند. در صلة تاريخ الطبرى ، جمله اي به اين مضمون «لم يعقب الحسن»[5] در باره يک قضيه‌اي آمده است اما هيچ ربطي به امام عسكرى عليه السلام ندارد,؛ قضيه به اين شكل است، زمان مقتدر عباسي ، يك شخصي مي‌آيد پيش مقتدر و مي‌گويد كه كار  مهمي با مقتدر دارم و اگر دير به او برسم براي خليفه مشكلاتي درست مي‌شود و اتفاقات ناگواري خواهد افتاد . وزراء و ديگران اصرار كردند كه قضيه چيست و به ما بگو تا به خليفه بگوييم، ولي ايشان مي‌گفت كه خودم شخصاً بايد به خليفه بگويم. تا اين‌كه اين شخص را آوردند و ايشان مطالبي از گذشته و آينده مطرح مي‌‌كند و به خليفه چيزي را گفت که ديگران نفهميدند (  به خليفه گفته بود که من فرزند علي بن ابي طالب عليه السلام هستم ) تا اينکه مقتدر دستور مي‌دهد كه ابن طومار -بزرگ بني هاشمي‌ها و عباسي ها- و بزرگان ديگر از آل ابي‌طالب بيايند تا امر او را روش کنند . ابن طومار از نسب او پرسيد او هم مي‌گويد: من محمد بن حسن بن علي بن موسي بن جعفر الرضا هستم . يعني من نوۀ امام رضا هستم  تا اينکه ابن طومار در تكذيب گفته‌هاى او  مى‌گويد:«لم يعقب الحسن ».حسن  فرزند امام رضا عليه السلام) اصلا فرزندى نداشته است بعد مشخص مي‌شود که او فرزندي شخص ديگري است به نام ابن الضبعي است پدرش را مي‌آورند و او نيز اقرار مي‌کند که او فرزند من است . بعد از اين جريان هاشمي‌ها و اولاد أمير المؤمنين عليه السلام جمع شدند و از خليفه مي‌خواهند  كه اين شخص بايد در ميان مردم مفتضح شود تا كسي هم‌چنين ادعايي نكند. يك اسب يا الاغي آوردند و اين شخص را وارونه سوار كردند و در كوچه‌ها گرداندند كه اين شخص ادعاي دروغ مي‌كرد كه فرزند علي بن أبي طالب (ع) است[6]

    نکته ديگري که در اينجا ضروري است ذکر شود تا بي اساس بودن شبهه ابن تيميه معلوم شود، اين است که همين نقلي را كه قرطبي آورده است، خودش داراي چندين اشكال است:

 الف:  قرطبي براي اين قضيه هيچ مصدر و سندي ذكر نمي‌كند.

ب: خود نويسنده کتاب يعني عريب بن سعد قرطبي مجهول است و درباره شرح حال او مطلبي نقل نشده است تنها خيرالدين زركلي در كتاب الأعلام تولد او را سال 369 هـ ، 979 ميلادي دانسته و معتقد است او اصالتا نصراني بوده و در استانبول تركيه زندگي مي‌كرده‌ است و کتاب صلة التاريخ که خلاصه تاريخ طبري است نيز از اوست

    ج: اما اينکه آيا اصلا امام رضا عليه السلام فرزندي به نام حسن داشته است يا نه ؟ در بين علماء اختلاف است. محمد بن طلحه شافعى‏ در مطالب السؤول شش فرزند براي امام رضا عليه السلام ذکرده کرده است که از جمله آنها حسن مي‌باشد[7]. سبط بن جوزی در تذکره الخوص پنج فرزند ذکر کرده و حسن را نيز از اولاد حضرت دانسته است[8] اما شيخ مفيد در ارشاد در اين‌باره می نويسد : امام رضا ( ع)  دنيا را بدرود گفت و سراغ نداريم که از وی فرزندی به جا مانده باشد جز همان پسرش که بعد از وی به امامت رسيد يعنی حضرت ابوجعفر محمد بن علی(ع)[9]. علامه حلي نيز گويد: امام رضا عليه السيلام هنگامي که از دنيا رفتند دو فرزند به نام محمد(ع) و موسي داشتند[10]  ولي علامه مجلسي برخلاف شيخ مفيد و علامه حلي مي‌گويد: قول صحيح اين است که اولاد حضرت بيش از اينها بوده است بعد به قول اهل سنت اشاره مي‌‌کند مي‌کند که معتقدند حضرت شش فرزند داشتند[11]. پس اختلاف در اين مسئله، موجب ترديد در نقل جريان فرزند داشتن يا نداشتن حسن بن علي موسي الرضا عليه السلام در کتاب صله التاريخ مي‌شود.

   بنابراين اين عبارت «لم يكن له نسل» را طبري در هيچ کجا نقل نکرده است بلکه ابن تيميه به دروغ آن را به طبري نسبت داده است و اگر هم در صلةالتاريخ نقل شده است نه تنها سندي براي آن ذکر نشده است بلکه مربوط به يک جريان ديگري است که ارتباطي به فرزند نداشتن امام عسکري عليه السلام ندارد. بلکه مربوط به فرزند داشتن حسن بن علي بن موسي الرضا عليه السلام است که آنهم دچار ترديد است؛ زيرا علماء در اينکه امام رضا (ع) غير از امام جواد عليه السلام فرزندي دارد يا ندارد با هم اختلاف نظر دارند.

2- اشکال ديگري که در اينجا متوجه ابن تيميه مي‌باشد، اين است که وي فرزند نداشتن امام حسن عسكرى (ع) را به عبد الباقي بن قانع نيز نسبت داده است و در اين خصوص هيچ سند و مدركى از او ارائه نداده‌ است. گذشته بر اين، ابن تيميه سخنش را به کسي انتساب مي‌کند که در بين علماء اهل سنت جايگاهي ندارد . علماي اهل سنت او را تضعيف كرده و درباره او  جملاتي گفته‌اند كه او را از اعتبار ساقط مي‌كند. ذهبي در تذكرة الحفاظ در شرح حال عبد الباقي بن قانع أبو الحسين مي‌نويسد: دار قطنى گفته: او روايات را حفظ مى‌كرد؛ ولى اشتباه مى‌كرد و بر خطايش اصرار مى‌ورزيد .برقانى، گفته است كه بغدادى‌ها او را توثيق كرده‌اند؛ ولى از ديدگاه من او ضعيف است . خطيب بغدادى از ازهرى از أبو الحسن بن فرات نقل كرده است كه براى ابن قانع نقل كرده‌اند كه دو سال قبل از مرگش ديوانه شده بود؛ پس من شنيدن روايت از او را رها كردم؛ چرا كه عده‌اى در زمان ديوانه‌گى‌اش  از او روايت شنيده‌اند[12] .

3- سخن ابن تيميه بر خلاف ديدگاه بزرگان اهل سنت به ويژه نسب شناسان معروف است که نقل كرده‌اند امام مهدي عليه السلام متولد و از فرزندان امام حسن عسكري عليه السلام مي‌باشد. به عنوان نمونه به چند تن اشاره مي‌كنيم: ابن خلدون تاريخ دان و جامعه شناس معروف[13]، شمس الدين ذهبى[14]، فخر الدين رازى،[15] ابن حجر هيثمى،[16] ابن أثير الجزري،[17] ابن خلكان[18] ، سبط بن جوزى[19]، صلاح الدين صفدي [20]، ابن صباغ المالكي المكي[21] خير الدين زركلى، از دانشمندان معاصر وهابى،[22] و گنجى شافعى[23].   

   بنابراين سخن ابن تيميه كه امام حسن عسكري عليه السلام فرزندي ندارد، ادعايي بدون دليل است

 منبع: بررسی و نقد ديدگاه ابن‌تيميه درباره امام مهدی (ع) « سایت الوهابیه »

 

[1] . أحمد بن عبد الحليم ، ابن تيميه، پيشين، ج4، ص87،.و همان، كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية،  ج 27،  ص 452

[2] . افرادي مثل دكتر ناصر قفاري در كتاب «اصول مذهب الشيعة الإثني عشرية» و احسان الهي ظهير در «الشيعة و أهل البيت،»و ديگران اين شبهه را ذكر كرده‌اند

[3]  .أحمد بن عبد الحليم ، ابن تيميه، منهاج السنة النبوية، ج4، ص87

[4]  . اين كتاب  تكمله تاريخ طبري است  

[5]  . حسن فرزندي نداشته است  

[6]  . عريب بن سعد ، قرطبي،  صلة تاريخ الطبري ، ص 35

[7] . محمد بن طلحه ، شافعى ، مطالب السئول في مناقب آل الرسول‏، ص 303

[8][8] . شمس الدين أبوالمظفر يوسف بن فرغلي،  سبط بن جوزي، تذكرة الخواص‏ ، ص321

[9] . محمد بن محمد بن نعمان ، مفيد، الإرشاد، ج 2 ص 271

[10] . علي بن يوسف ، حلي، العدد القوية لدفع المخاوف اليومية - ص 294

[11] . محمد باقر، مجلسي، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ، ج48 ، ص320

 [12] . أبو عبد الله شمس الدين محمد، ذهبي، تذكرة الحفاظ، ج3 ، ص883

[13]  . عبد الرحمن بن محمد، ‌ابن خلدون ، ابن خلدون ، تاريخ ابن خلدون ، ج 4، ص 148 :حسن العسكري و وفاته سنة ستين ومائتين. ثم ابنه محمد المهدي وهو الثاني عشر وهو عندهم حيّ منتظر. »

[14]  . شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان ، ذهبي، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام،  ج19، ص113

[15]  . فخر الدين محمد بن عمر ، رازي، الشجرة المباركة في أنساب الطالبية، ص78 ـ 79 .

[16] . احمد بن محمد بن علي ابن حجر ، هيتمي، پيشين، ج2، ص601

[17] .  عزالدين، ابن اثير جزري، الكامل في التاريخ، ج6 ص249 ـ 250

[18]  . شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر ، إبن خلكان، وفيات الأعيان و انباء أبناء الزمان،. ج4، ص176

[19] . شمس الدين أبوالمظفر يوسف بن فرغلي،  سبط بن جوزي ، پيشين، ص204

[20]  . صلاح الدين ، صفدي، الوافي بالوفيات، ج 2،  ص 249

[21] . علي بن محمد بن أحمد ، ابن صباغ مالكي، الفصول المهمة في معرفة الأئمة،.ج2، ص682

[22]  . خير الدين ، زركلي ، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربين والمستشرقين ، ‌ج6، ص80

[23] . محمد بن يوسف، گنجي شافعي، كفاية الطالب في مناقب علي بن أبي طالب عليه السلام ، ص 100

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن