ابن تیمیه و وهابیان برای منع دعا و نماز نزد قبور به قاعده سد ذرایع[1] استدلال می کنند[2] می گویند دعا و نماز کنار قبور اولیاء و صالحان راهی به سوی شرک است لذا از باب جلوگیری از شرک، دعا و نماز کنار قبور حرام و ممنوع است.
منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

ابن تیمیه و وهابیان برای منع دعا  و نماز نزد قبور به قاعده سد ذرایع[1] استدلال می کنند[2]  می گویند دعا و نماز کنار قبور اولیاء و صالحان راهی به سوی شرک است لذا از باب جلوگیری از شرک، دعا و نماز کنار قبور حرام و ممنوع است.

 

 

پاسخ

از این قاعده نمی‌توان حکم کلی برای همه افراد و همه زمان‌ها استفاده کرد؛ زیرا:

اولاً: تشخیص این‏که یک قاعده اصولی در کجا و تحت چه شرایطی اجراپذیر است، به نظر مجتهد بستگی دارد. پس طبیعی است که نظر هر مجتهدی، تنها برای خود او و پیروانش حجت باشد و در ضمن، هیچ مجتهدی نمی‌تواند نظر خود را بر مجتهد دیگر تحمیل کند.

افزون بر این، همان‌گونه که سلفیه نیز به آن اذعان کرده‌‌اند، هر حکمی که بر موضوعی از باب سد ذریعه وضع شود، حکم ثانوی بوده و دایر مدار وجود آن ذریعه است.[3] از این‌رو ابن حجر عسقلانی به عدم منع بنای مسجد بر قبور فتوا داده و درباره علت آن گفته است:

وَ قَدْ تَقَدَّمَ أَنَّ الْمَنْعَ مِنْ ذَلِک إِنَّمَا هُوَ حَالَ خَشْیةِ أَنْ یصْنَعَ بِالْقَبْرِ کمَا صَنَعَ أُولَئِک الَّذِینَ لُعِنُوا، وَ أَمَّا إِذَا أُمِنَ ذَلِک فَلَا امْتِنَاعَ وَ قَدْ یقُولُ بِالْمَنْعِ مُطْلَقًا مَنْ یرَی سد الذریعة: پیش‌تر گذشت که منع از اتخاذ مسجد بر قبور، مختص زمانی است که ترس از این باشد که مسلمانان همانند لعنت‌شدگان امت‌های گذشته، آن قبر را عبادت کنند. اما هنگامی که از این لحاظ، آسودگی خیال حاصل شود، دیگر منعی بر آن نیست. همچنین افزوده است کسی که به سد ذرایع معتقد است، امکان دارد قائل به منع مطلق شود[4].

ابن حجر در ذیل  باب: «مَا یکرَهُ مِنَ اتِّخَاذِ الْمَسَاجِدِ عَلَى الْقُبُورِ» ، نکات مهمی مطرح می‌کند. به گفته او تعبیر «ما یکره» در عنوان باب، می‌رساند که بخاری معتقد است بعضی از موارد اتخاذ مساجد بر قبور، کراهت ندارد. وی علت اتخاذ چنین حکمی توسط بخاری را تفاوت قائل شدن بخاری بین موارد مفسده‌خیز و غیر آن دانسته است. ابن حجر، در ادامه، در شرح نخستین حدیث این باب که درباره چادر زدن حضرت فاطمه بنت الحسین بر سر قبر همسرش، حسن بن الحسن و اقامت یک‌ساله وی در آنجا می­باشد، گفته است: «اقامت یک‌ساله، مستلزم نماز خواندن در آنجا نیز است، و لازمه نماز خواندن نزد قبر، اتخاذ قبر به عنوان مسجد است» [5]

ابن حجر وقتی به شرح حدیث «لَعَنَ اللهُ الیهُودَ وَالنَّصَارَى اتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِیائِهِمْ مَسْجِدًا»[6] می‌رسد، این سخن عایشه: «وَ لَوْلاَ ذَلِک لَأَبْرَزُوا قَبْرَهُ غَیرَ أَنِّی أَخْشَی أَنْ یتَّخَذَ مَسْجِدًا»[7] را که ذیل حدیث آمده است مورد توجه قرار می‌دهد و در این‌باره می‌گوید:

این سخن نشان می‌دهد که همین عایشه و همفکران او بودند که مانع از آشکار شدن قبر آن حضرت (صلی الله علیه وآله) شدند و معلوم می‌شود که این اقدام، از باب اجتهاد شخصی آنان بود؛ نه فرمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله). [8]

همچنین در حدیث آمده است: پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) از خداوند درخواست می‌کند که قبرش را بتی که پرستش شود، قرار ندهد: «اللَّهُمَّ لاَ تَجْعَلْ قَبْرِی وَثَناً یعْبَدُ».[9] حال باید از وهابیت پرسید آیا پروردگار، این درخواست محبوب‌ترین و مقرب‌‌ترین بندگان و پیامبران خود را اجابت کرده است یا خیر؟!

اگر بگویند اجابت نشده است، در این صورت وقتی دعای صالح‌ترین بندگان خدای متعال مستجاب نشود، پس دعای چه کسی مستجاب می‌شود؟! و این چنین دیدگاهی سوء ظن به خدای متعال محسوب می‌شود. اگر هم بگویند خدای متعال درخواست پیامبر گرامی‌اش را مستجاب کرده است و این در حالی است که هر روز هزاران نفر از راه‌های دور و نزدیک، به قصد زیارت، نماز و دعا نزد مرقد مطهر پیامبر (صلی الله علیه وآله) به مدینه منوره سفر می‌کنند. پس در این صورت نباید هیچ‌یک از نمازها، دعاها و زیارت‌هایی را که نزد قبر مطهر پیامبر (صلی الله علیه وآله) انجام می‌شود مصداق شرک بدانند و فریاد وااسلاما سردهند[10]

ثالثا: با این نگاه (نگاه سلفیه و وهابیت)، احتمالات زیادی برای تمسک به سد ذرایع پدید می­آید و شاید بتوان ادّعا کرد که این نوع نگاه دامن هر نوع فعل عبادی را می­گیرد؛ مثلاً نیت نمازگذار در مسجد ممکن است برای سنگ­ها باشد، یا نیت محرم برای حج و عمره، غیر خدا باشد و.... لذا این نوع نگاه به سدّ ذرایع صحیح نیست و به فرض پذیرش سدّ ذرایع، باید به موارد منصوص در شرع اکتفا کرد؛ چرا که در این موارد حتماً به حرام منتهی می­شود، اما در موارد مشکوک به صرف وجود احتمال نمی­توان حکم به حرمت داد. بنابراین این قاعده موردش جایی است که عملی به طور حتم راهی به سوی حرام باشد و به حرام منجر شود که باید راه را بر آن بست تا مردم به حرام نیفتند.

جهت اطلاع بیشتر «مشروعیت دعا نزد قبور اولیای الهی» در این سایت رجوع کنید

 

[1] سد ذرایع، به جلوگیری از فعل مفسده‌آور اطلاق می‌شود. «سد» یعنی بستن و جلوگیری کردن و «ذرایع» جمع «ذریعة»، به معنای وسیله است. در اصطلاح نیز به معنای جلوگیری کردن از هر کاری است که به حسب عادت، به مفسده‌ای منجر می‌گردد

[2] ابن تیمیه، مجموع الفتاوى  ج 1   ص 164 ودعائه والدعاء به والدعاء عنده فنهى رسول الله عن اتخاذ هذا المكان لعبادة الله وحده لئلا يتخذ ذريعة إلى الشرك بالله

[3] مجموع الفتاوى  ج 23   ص 214 «وَمَا کَانَ مَنْهِیا عَنْهُ لِسَدِّ الذَّرِیعَةِ لَا لِأَنَّهُ مَفْسَدَةٌ فِی نَفْسِهِ یشْرَعُ إذَا کَانَ فِیهِ مَصْلَحَةٌ رَاجِحَةٌ وَلَا تَفُوتُ الْمَصْلَحَةُ لِغَیرِ مَفْسَدَةٍ رَاجِحَةٍ... وَهَذَا أَصْلٌ لِأَحْمَدَ وَغَیرِهِ».   «و مَا حُرِّمَ سَدًّا لِلذَّرِیعَةِ أُبِیحَ لِلْمَصْلَحَةِ الرَّاجِحَةِ»    ابن قیم الجوزیة، إعلام الموقعین عن رب العالمین  ج 2 ص 108.

[4]    ابن حجر، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج 3ص 208

[5]    ابن حجر، فتح الباری شرح صحیح البخاری ج 3ص 200

[6] بخاری، صحیح البخاری ج 2: 88

[7]  اگر خوف این را نداشتم که همان (سنت یهود و نصارا درباره پیامبرانشان) تکرار شود، صحابه، قبر را آشکار می‌کردند. ولی ترسیدم قبر آن حضرت (صلی الله علیه وآله) را مسجد در نظر بگیرند».

[8]  همان ج 3: ص200

[9] احمد بن حنبل، مسند الإمام احمد بن حنبل  ج6ص656  مالک بن أنس، الموطأ، ج2ص 240

[10] چنان‌که البانی از شخصیت‌های علمی معروف وهابی، از این‏که به زعم او در مدینه منوره به اسلام عمل نمی‌شود و جلوی بدعت‌ها گرفته نمی‌شود، فریاد وا اسلاما سر می‌دهد و می‌نویسد: «لقد رأیت فی السنوات الثلاث، الّتی قضیتها فی المدینة المنورة (1381 ـ‌ 1383) أستاذاً فی الجامعة الإسلامیة، بدعاً کثیرة جداً تفعل فی المسجد النبوی، و المسؤولون فیه عن کل ذلک ساکتون، کما هو الشأن عندنا فی سوریة تماماً.... و لکن المسؤول الذی یستطیع ذلک لم یفعل و لن، فإلی الله المشتکی، من ضعف الإیمان و غلبة الهوى الذی لم یغد فیه حتى التوحید لغلبة حب المال علی أهله إلا من شاء الله و قلیل ما هو، و صدق رسول الله صلى علیه [وآله] و سلم إذا یقول: «فتنة لأمی المال». البانی: 1431، 2: 550.

 

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن