منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

یکی از روشهای ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه، سعی در تنقیص مقام اهل بیت (ع) می باشد از جمله کسانی که او تلاش کرده است تا ثابت کند که ایمان او ناقص بوده و جایگاه مهمی در ترویح دین نداشته است، حضرت خدیجه (س) است. وی در این کتاب می نویسد: حضرت خدیجه (س) برای اسلام نفعی آنچنانی نداشته و تنها نفع او به خود پبامبر (ص) بوده است و ایمان او نیز کامل نبوده است دلیل او نیز این است که چون ایشان در آغازین اسلام بودند و آن موقع دین کامل نشده بود تا خدیجه آن را بیاموزد و به آن علم پیدا کند و به وسیله آن به کمال ایمان دست یابد (منهاج السنة النبوية  ج 4 ص 304) لذا نتیجه می گیرد که دین ایشان ناقص بوده است بر خلاف برخی از زنان دیگر که آنها به دین، علم پیدا کردند و بعد ایمانشان کامل شد

 

پاسخ

اولا: ابن تیمیه بر خلاف نص صریح روایات، حرف زده است چون در روایات نقل شده است که  ایمان حضرت خدیجه (س) کامل بود همچنانکه در روایات معتبر نقل شده است. شوکانی روایتی را چنین از صحیحین نقل می کند:

وفي الصحيحين وغيرهما من حديث أبي موسى الأشعري عن النبي صلى الله عليه وإله وسلم قال كمل من الرجال كثير ولم يكمل من النساء إلا آسية امرأة فرعون ومريم بنت عمران وخديجة بنت خويلد[1]از مردان عده زیادی به کمال رسیدند و از زنان کامل نشد مگر آسيه و مريم  و خديجه.

لازم به یادآوری است هر چند این روایت در ذیل فضائل خدیجه (س) در صحيح بخاري و صحيح مسلم نقل شده است و بزرگان اهل سنت نیز به این صورت از این دو کتاب نقل کرده اند ولی خديجه بنت خويلد از روایت در صحیحین حذف شده است.

حضرت خدیجه در جایگاه و منزلت و ایمانی قرار داشت که خود خداوند به ایشان سلام می رساند در منابع اهل سنت رواياتي داريم که واقعاً جايگاه اين بزرگوار را در مکتب وحي نشان مي‌دهد.  مسلم در کتاب صحيح خود روايات متعددي در رابطه با حضرت خديجه کبري سلام الله عليها مطرح کرده است. در يكي از اين‌ها از ابو هريره نقل شده است که جبرئيل خدمت نبي مکرم در غار حراء نازل شد، فرمود:يا رَسُولَ اللَّهِ هذه خَدِيجَةُ قد أَتَتْكَ مَعَهَا إِنَاءٌ فيه إِدَامٌ أو طَعَامٌ أو شَرَابٌ فإذا هِيَ أَتَتْكَ فَاقْرَأْ عليها السَّلَامَ من رَبِّهَا عز وجل ومنى وَبَشِّرْهَا بِبَيْتٍ في الْجَنَّةِ من قَصَبٍ لَا صَخَبَ فيه ولا نَصَبَ.[2] حضرت خديجه نزد تو مي‌آيد و ظرفي که در آن غذا و آب و خورشتي است براي تو مي‌آورد، وقتي خديجه کبري نزد تو آمد، يا رسول الله از طرف خدا به او سلام برسان و از طرف من جبرئيل هم به او سلام برسان و به او بشارت بده که خداي عالم در بهشت قصري براي او در نظر گرفته است که از تارهاي طلا ساخته شده است و هيچ گونه لرزش و سر و صدايي و مشقتي در آنجا نيست.

اين روايت نشان مي‌دهد که جايگاه حضرت خديجه در چه مرحله است.در منابع شیعه نیز شبیه به این روایت نقل شده است و در آن بعد از ذکر سلام خدا بر حضرت خدیجه، نقل شده است که خداوند هر روز بر وجود ایشان مباهات مي كند : فإن الله عز و جل ليباهي‏ بك‏ كرام‏ ملائكته‏ كل يوم مرارا[3]

همچنین نقل شده است که یک روزی رسول اکرم صلی اله علیه وآله با صحابه نشسته بودند، با دست مبارکشان چهار خط کشیدند و فرمودند:  أَتَدْرُونَ ما هذا قال الله وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ فقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ وَفَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَمَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَآسِيَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ رضی الله عنهن أجمعين.[4]  می‌دانید این چهار خطی که کشیدم چیست؟ گفتند: خدا و پیامبرش بهتر می‌دانند. پیغمبر اکرم فرمود: با فضیلت‌‌ترین زنان بهشت چهار تا هستند: حضرت خدیجه و حضرت زهرا و حضرت آسیه و حضرت مریم سلام الله علیهن اجمعین.

حاکم نیشابوری هم در کتاب مستدرک در جلد 3 صفحه 174 نقل می‌کند که این روایت صحیح الاسناد است؛ ولی بخاری و مسلم این را نقل نکرده‌اند. هیثمی در کتاب مجمع الزوائد این روایت را نقل می‌کند و می‌گوید: طبرانی و دیگران نقل می‌کرده‌اند: ورجال الكبير رجال الصحيح غير محمد بن مروان الذهلي وثقه ابن حبان.[5]

بنابراین حضرت خدیجه (س ) به درجه ای از ایمان رسیده بود که از نظر پیامبر (ص) کاملترین زنان و با فضیلت ترین آنها است

ثانیا: طبق سخن ابن تیمیه که می گوید ایمان ابتدایی زیاد مهم نیست و باید تمام دین را درک کرد و به آن علم داشت تا به او بگوییم دینش کامل است، پس کساني که در مکه به شهادت رسيدند، مانند سميه و ياسر، پدر و مادر عمار، اين‌ها شهيد خيلي مهمي نيستند؛ چون اين‌ها در زماني بودند که پيامبر هنوز به مدينه هجرت نکرده بود، اين‌ها با ايمان کامل از دنيا نرفته‌اند!!! معلوم نيست ابن تيميه، ايمان را چه چیز  مي‌دانند، آيا ايمان را اين مي‌دانند که احکام حج نازل شده باشد يا احکام روزه نازل شده باشد؟

در سخت‌ترين شرايط، شخصيتي مثل حضرت خدیجه (س)، ياسر و سميه به پيامبر ايمان آورده‌اند. اين چه ملاکي است که هر کس که در مکه از دنيا رفته است، ايمانش کامل نبوده است چون علمش نسبت به دین کم بوده است و هر کس هم که در مدينه از دنيا رفته باشد، ايمانش کامل است چون علمش بيشتر بوده است؟!! مهم اين است که اعتقاد صد در صد به توحيد و نبوت پيامبر و عقايد بر حق تا آن مقداري که نازل شده است را داشته باشد. عقايد حقه پايه‌‌‌‌اش همين توحيد و نبوت و معاد است، كه در مکه نازل شده بود و آن چيزي که در مدينه نازل شده است، فروعات احکام است. بحث حرمت شراب و‌‌‌‌‌‌ صلاة و حج و فروعات اين چنيني نازل شده است. همچنین دانش، همان معرفت کردگار است و دانا کسی است که خدایش را بشناسد و میان شناخت خدا و یگانه دانستن او و آگاهی از حد دزدی و قتل و دیگراحکام فاصله بسیار است[6]. به مراتب علم به توحید جایگاهش بیشتر است لذا سخن ابن تیمیه در این خصوص حرف بی منطقی می باشد

ثالثا: بانو خديجه که در برهه ای از زمان نیم یا ثلث یا ربع امت بود و رنج دعوتی را کشید که از زمان پیامبر خدا عیسی (ع)کسی مانند آن را بر دوش نکشیده ، ابن تیمیه چنین تصور می کند که خیر حضرت خدیجه تنها به شخص پیامبر (ص) ، محدود می شود و به پندار او امت از آن بانو سودی نمی برد! در حالی که رسول خدا  (ص) تمام امت است و اگر او نبود، امت نیز نبود، پس بانو خديجه از رهگذر سود رسانی به رسول خدا تمامی امت را سود رساند[7]. همچنانکه در روایت آمده است: حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا علي بن إِسْحَاقَ انا عبد اللَّهِ قال انا مُجَالِدٌ عَنِ الشعبي عن مَسْرُوقٍ عن عَائِشَةَ قالت كان النبي صلى الله عليه وسلم إذا ذَكَرَ خَدِيجَةَ أَثْنَى عليها فَأَحْسَنَ الثَّنَاءَ قالت فَغِرْتُ يَوْماً فقلت ما أَكْثَرَ ما تَذْكُرُهَا حَمْرَاءَ الشِّدْقِ قد أَبْدَلَكَ الله عز وجل بها خَيْراً منها قال ما أبدلني الله عز وجل خَيْراً منها قد آمَنَتْ بي إِذْ كَفَرَ بي الناس وصدقتني إِذْ كذبني الناس وواستني بما لها إذا حرمني الناس ورزقني الله عز وجل وَلَدَهَا إِذْ حرمني أَوْلاَدَ النِّسَاءِ »[8]

هر وقت پيغمبر مي‌خواست از خانه بيرون برود، خديجه را ياد مي‌کرد و از او تعريف و تمجيد مي‌کرد. يک روزي مثل عادت هميشگي پيغمبر يادي از حضرت خديجه کرد و من حسادتم به جوش آمده بود و گفتم: آيا خديجه جز پير زن چيز ديگري هم بود؟ خدا به جاي او يک زن خوبي به تو داده است. پيغمبر غضبناک شد به حدي که موهاي جلوي سر حضرت از شدت غضب سيخ شد و فرمود: به خدا سوگند بهتر از خديجه خدا همسري به من نداده است، او روزي به من ايمان آورد که تمام مردم به من کفر مي‌ورزيدند و روزي مرا تصديق کرد که مردم مرا تکذيب مي‌کردند و آن روز تمام ثروتش را در اختيار من گذاشت که مردم از هرگونه معامله و مساعدت با من دريغ مي‌کردند خداي عالم تنها فقط از حضرت خديجه به من اولاد داد و از ديگر زنان خدا مرا محروم کرد.

بنابراین آیا ایمان یکی از برترین زنان بهشتی ناقص است؟!

آیا غیر از این است که ابن تیمیه با اين سخنان و هجمات بر عليه برترين زن پیامبر (ص)، تلاش کرده است تا شخصیت این بانوی اسلام را مخدوش کند؟!

 

[1] فتح القدير  ج 5   ص257

[2] صحيح مسلم، ج4، ص1887

[3] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏16 ؛ ص78

[4] مسند أحمد بن حنبل، ج1، ص316

[5] مجمع الزوائد، ج9، ص201 رجال طبرانی صحیح است غیر از محمد بن مروان که ابن حبان توثیق کرده است

 

[6]اخطا اين تيميه في حق رسول الله و اهل بيته ص 81

[7] اخطا اين تيميه في حق رسول الله و اهل بيته ص 81

[8] مسند أحمد بن حنبل  ج 6   ص 117

 

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن