منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

ابن‌تیمیه و به دنبال آن وهابی ها با عناوین و عبارت‌های مختلفی شیعه را متهم می‌کند که آنها از بیشترِ صحابه بیزاری می‌جویند و به آنها ابراز بی‌مهری می‌کنند. و معتقدند نه‌ تنها صحابه جایگاه و احترامی نزد شیعه ندارند، بلکه آنان با اصحابِ رسول خدا (ص) کینه و دشمنی نیز دارند.  ابن تیمیه  در این خصوص می‌گوید: و هم یبرأون من جمهور هؤلاء بل یتبرأون من سائر أصحاب رسول الله- إلا نفراً قلیلاً نحو بضعة عشر؛[1] شیعیان از جمهور آنها [یعنی صحابه‌ای که در بیعت رضوان با پیامبر بیعت کردند] تبری می‌جویند، بلکه از سایر اصحابِ رسول خدا- نیز بیزاری می‌جویند، مگر از عدۀ خیلی کمی.[2]در جای دیگر نیز می‌گوید صحابۀ مورد مدحِ شیعیان، فقط ده نفر هستند.[3] وی همچنین می‌نویسد شیعیان تمام صحابه به‌جز ده نفر را مورد طعن قرار داده‌اند،[4] نسبت به صحابه محبت ندارند و برای آنها طلب مغفرت نمی‌کنند[5] و نسبت به آنها بغض دارند.

 

پاسخ

اگر کسی اندک آشنایی با منابع شیعیان داشته باشد، متوجه می‌شود که سخنانِ ابن‌تیمیه کاملاً بی‌اساس و دور از واقعیت است و تهمتی بیش نیست. ابن‌تیمیه به شیعه تهمت می‌زند که شیعه فقط تعداد انگشت‌شماری از صحابه را قبول دارد و از بقیۀ صحابه تبری می‌جوید. این مطلب اتهام و دروغی بیش نیست؛ زیرا از نظر شیعه، صحابه‌ای که مورد تأیید شیعه و ائمۀ اطهار هستند، دوازده هزار نفرند. امام صادق (ص) می‌فرمایند:

کان أصحاب رسول الله اثنی عشر ألفا. ثمانیة آلاف من المدینة، و ألفان من مکة، و ألفان من الطلقاء، و لم یر فیهم قدري و لا مرجي و لا حروري و لا معتزلي، و لا صحاب رأي، کانوا یبکون اللیل و النهار و یقولون: «اقبض أرواحنا من قبل أن نأکل خبز الخمیر»؛[6]

اصحاب رسول خدا (ص) دوازده هزار نفر بودند که هشت هزار نفر از مدینه، دو هزار نفر از مکه، دو هزار نفر از طلقاء (آزادشده‌های فتح مکه). حتی یک نفر از آنها قدری، مرجئی، حروری، معتزلی و اهل‌رأی نبوده است. شب و روز خدا را عبادت می‌نمودند و گریه می‌کردند و می‌گفتند: «خدایا، روح ما را قبض کن، قبل از زمانی که ما نان گندم بخوریم».

محدث نوری نیز این روایتِ شیخ صدوق را نقل کرده و آن را صحیح دانسته است.[7] علامه مجلسی ذیل باب ‏«فضل‏ المهاجرین‏ و الأنصار و سائر الصحابة و التابعین و جمل أحوالهم‏»، بعد از ذکر آیات فراوان در خصوص فضایل صحابه، این روایت را به‌عنوان فضایلِ آنان نقل کرده است.

لازم است یادآوری شود که 1500 نفر[8] از اصحاب پیامبر (ص)، که 80 نفر از آنها اهل‌بدر بودند، و در نقلی از اهل‌سنت، بیش از 800 نفر از صحابه،[9] که 130 نفر از آنها نیز اهل‌بدر بودند، در رکاب امیرمؤمنان (ع) در جنگ جمل شرکت داشتند. مسعودی در خصوص شرکت صحابۀ پیامبر (ص) در جنگ صفین نیز می‌نویسد: «از کسانی که در جنگ صفین علی (ع) را همراهی کردند، 87 نفر از اهل‌بدر بودند. همچنین اصحابی که در زیر شجره با رسول خدا (ص) بیعت کردند، 900 نفر بودند و همۀ صحابه‌ای که همراه امیرمؤمنان بودند، به 2800 نفر می‌رسیدند».[10] در جنگ صفین تعداد زیادى از اصحابِ پیامبر به درجۀ رفیع شهادت نائل آمدند. طبق نقل ابن‌جوزى، فقط 25 نفر از اصحاب بدر در این جنگ در رکاب امیرمؤمنان علی (ع) به شهادت رسیده‌اند. وی می‌گوید: «در جنگ صفین هفتاد هزار نفر کشته شدند که 45 هزار نفر از آنها اهل‌شام، 25 هزار نفر از آنها اهل‌عراق بودند که در بین آنها 25 نفرشان از اصحاب بدر بودند».[11] از جملۀ این صحابه که در صفین کشته شدند، می‌توان به این افراد اشاره کرد: عمار یاسر،[12] خزیمه ذوالشهادتین،[13] ابوفضاله انصاری،[14] هاشم بن عتبه،[15] سهیل بن عمرو انصاری،[16] عبدالله بن بدیل و برادرش،[17] عبدالله بن کعب،[18] ابوعمره انصاری،[19] ابوحازم بجلی،[20] محمد بن سلیمان بن رفاعه،[21] جندب بن زهیر،[22] سعد بن حارث،[23] عبدالله بن ارقم[24] و یعلی بن امیه.[25]

بنابراین، تعداد صحابۀ مورد تکریمِ شیعه بیش از آن چیزی است که ابن‌تیمیه گفته است و این صحابه کسانی بودند که به انحراف کشیده نشدند و جزءِ جریان‌هایی مانند مرجئه و اهل‌رأی نبودند؛ هرچند از نظر درجۀ ایمان و تقوا با یکدیگر متفاوت بودند. در روایات فراوانی نیز این صحابه مورد لطف و محبت قرار گرفته و مدح شده‌اند.[26]

نویسنده:  وحید خورشیدی

 

[1]. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویة، ج1، ص39.

[2]. جوهری «بضعة» را مابینِ سه تا نُه می‌داند؛ لذا وقتی «بضعة عشر» گفته می‌شود؛ یعنی کمتر از ده. (جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج3، ص1186).

البته برخی نیز عدد ده به بالا تا بیست را «بضعة عشر» می‌گویند. (بیهقی، احمد بن حسین، معرفة السنن و الآثار، ج5، ص520).

[3]. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموع الفتاوی، ج4، ص470.

[4]. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویة، ج7، ص106.

[5]. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموع الفتاوی، ج20، ص104.

[6]. ابن‌بابویه، محمد بن علی، الخصال، ص639.

[7]. محدث نوری، حسین، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج1، ص212.

[8]. طوسی، محمد بن حسن، الأمالي، ص727.

[9]. ذهبى، محمد بن احمد، تاریخ الإسلام، ج3، ص484.

[10]. مسعودی، علی، مروج الذهب، ج2، ص361.

[11]. ابن‌جوزی، ابوالفرج، المنتظم في تاریخ الملوك و الأمم، ج5، ص120.

[12]. ابن‌حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج4، ص199.

[13]. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرك علی الصحیحین، ج3، ص448.

[14]. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الإستیعاب في معرفة الأصحاب، ج4، ص1729.

[15]. ابن‌حبان، محمد، الثقات، ج3، ص437، ش1428.

[16]. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الإستیعاب في معرفة الأصحاب، ج2، ص669.

[17]. ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة في تمییز الصحابة، ج4، ص21.

[18]. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الإستیعاب في معرفة الأصحاب، ج3، ص981.

[19]. همان، ج1، ص175.

[20]. ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة في تمییز الصحابة، ج7، ص82، ش9726.

[21]. همان، ج6، ص15، ش7781.

[22]. اصفهانی، ابونعیم، معرفة الصحابة، ج2، ص580.

[23]. ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة في تمییز الصحابة، ج3، ص50، ش3138.

[24]. ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج7، ص311.

[25]. وی در جنگ جمل در کنار اهل‌جمل علیه حضرت علی% جنگید؛ اما بعد از پی‌بردن به حقانیتِ آن حضرت، به ایشان پیوست و در جنگ صفین به شهادت رسید. (ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة في تمییز الصحابة، ج6، ص685).

[26]. سید رضى، محمد، نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص143.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن