پرسش

ابن‌تیمیه پس از تضعیف و تکذیب سندیِ حدیث غدیر، به موضوع دلالت حدیث غدیر وارد شده است و دلالت حدیث بر وصایت حضرت علی (ع) را رد می‌کند. وی می‌گوید:

این روایت بر جانشینی علی (ع) دلالت ندارد و در این حدیث، لفظ «مولی» به‌معنای ولایت و دوستی است، نه والی و زمامداری؛[1] چراکه بین معنای ولی، مولا و والی تفاوت وجود دارد. گاهی ولایت به‌معنای ضدّ عداوت است و گاهی ولایت به‌معنای امارت است. حدیث غدیر به‌معنای موالات، ضدّ عداوت است؛ زیرا پیامبر- نفرمودند «من کنت والیه فعلي والیه»، بلکه گفتند «من کنت مولاه فعلی مولاه»، و در این حدیث، «مولی» به‌معنای محبت به علی [ع] است.[2]

ابن‌تیمیه می‌نویسد:

یا این روایت از پیامبر- صادر شده است یا صادر نشده است. اگر از پیامبر- صادر نشده باشد، سخنی نیست، ولی اگر این روایت از پیامبر- صادر شده باشد، بر خلافت علی [ع] دلالت نمی‌کند؛ زیرا در این لفظ چیزی نیست که بر خلافتِ او دلالت داشته باشد.[3]

وی اصرار دارد بر اینکه کلمۀ «مولی» در حدیث «فمن کنت مولاه فإن علیاً مولاه» به‌معنای ولایت و دوستی است، نه به‌معنای اولویت و سرپرستی.

پاسخ

در پاسخ به ابن‌تیمیه باید به این موارد اشاره کرد:

اول: انشای روایت با واژۀ «ولی» و «مولا»

این حدیث فقط به لفظ «مولا» نیامده است تا در اینکه مرادِ آیۀ ولایت چیست، شک شود؛ بلکه طبق نقل نسائی کلمۀ «ولی» در متن روایت آمده است که جای هیچ شک‌وشبهه‌ای را در دلالتِ حدیث باقی نمی‌گذارد. نسائی چنین روایت کرده است:

إِنَّ اللهَ وَلِي الْمُؤْمِنِینَ، وَ مَنْ کنْتُ وَلِیهُ فَهَذَا وَلِیهُ، اللهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ؛[4]

خداوند سرپرست مؤمنان است و هرکس من سرپرستِ او هستم، علی [ع] نیز سرپرستِ اوست. خدایا دوست بدار کسی که او را دوست دارد و دشمن باش با کسی که با او دشمنی ورزد.[5]

در نقل دیگر نسائی چنین آمده است: «اللهُ وَلِیي، وَ أَنَا وَلِي الْمُؤْمِنِینَ، وَ مَنْ کنْتُ وَلِیهُ، فَهَذَا وَلِیهُ، اللهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ».[6]

بنابراین، از آنجا که برخی روایات، برخی دیگر از روایات را تفسیر می‌کنند، اگر نقل نسائی را در کنار نقل مسند احمد بگذاریم، موضوع بهتر روشن می‌شود.

نقل روایت مسند احمد به این صورت است:

فمن کنت مولاه فإن علیا مولاه. اللهم عاد من عاداه و وال من والاه؛[7]

هرکه من مولا و سرپرستِ او هستم، پس علی مولا و سرپرستِ اوست. خدایا دشمن بدار هرکه با علی دشمنی ورزد، و دوست بدار آنکه با او از درِ دوستی درآید.

با کنارِ هم قراردادنِ این دو روایت نتیجه می‌گیریم که کلمۀ «مولا» و «ولیه» دلالت بر خلافت و جانشینی دارد، نه بر محبت و دوستی؛ بنابراین، اگر کسی تشکیک نماید که در این حدیث شریف، «مولا» به‌معنای «ولی» یا «اولی» نیست، به‌طور مسلم وجودِ «ولی» در نقل دوم، جایی برای این تشکیک باقی نمی‌گذارد.[8]

دوم: تدبیر پیامبر ص  در تعیین خلیفه

معنا ندارد که انسان عاقلی مانند پیامبر اکرم ص  جمعیت زیادی را در بیابانِ سوزانِ حجاز جمع کند و آن‌گاه بگوید عل(ع) را دوست داشته باشید یا اینکه بگوید یار و یاورِ علی(ع) باشید؛ زیرا دوست‌داشتن و یاری‌کردن اختصاص به علی ‌بن‌ ابی‌طالب(ع) ندارد و هر مسلمانی موظف است دیگر مسلمانان را دوست داشته باشد. به‌ویژه آنکه طبق نقل مسلم،[9] احمد بن حنبل و نسائی، پیامبر ص  در ماجرای غدیر خم روزهای پایانیِ عمرِ خویش را می‌گذراندند و حضرت اعلام فرمودند که به‌زودی دعوت حق را لبیک خواهند گفت. بنابراین، مردمی که این خبر اندوه‌بار و اضطراب‌آور را می‌شنوند، انتظار داشتند که پیامبر ص  تکلیف آینده را روشن کند. از درایت و عطوفتِ پیغمبر اکرم ص  به امت نیز انتظاری جز تعیینِ تکلیف آینده نمی‌رود؛ چنان‌که خلیفۀ اول و خلیفۀ دوم در هنگام مرگ تکلیف آینده را روشن کردند. در چنین حالی، لزوم دوستی یا یاری‌کردنِ علی بن ابی‌طالب% به‌عنوان یک شهروند مسلمان، نه به‌عنوان رهبر مردم و جانشینِ آن حضرت، چقدر بی‌جا، نسنجیده و بی‌مقدار خواهد بود![10]

سوم: فهم سلف از روایت

یکی از مبانیِ ابن‌تیمیه «حجیت فهم سلف» است. وی معتقد است، سلف در علم، عمل، ایمان، عقل، دین، بیان و عبادت بر خلف برتری دارند و بنابراین «فهم سلف» بر «فهم خلف» ترجیح دارد.[11] با توجه به این مبنای ابن‌تیمیه می‌گوییم که فهم صحابه، تابعان و تابعانِ تابعان از حدیث غدیر، معنای امامت و رهبری بوده است و اگر به اَشعاری که شعرای بزرگ در توصیف واقعۀ غدیر سروده‌اند، توجه شود، به‌خوبی نشان می‌دهد که سلف از عبارت «من کنت مولاه فهذا علي مولاه»، معنای امامتِ مسلمانان را فهمیده بودند. علامه امینی) در کتاب الغدیر اشعار زیادی را از سلف نقل کرده است که در اینجا به‌اختصار چند مورد را ذکر می‌کنیم:

حضرت علی(ع) در جواب نامۀ معاویه می‌نویسد:

و أوجب لي ولایته علیکم    رسول اللّه یوم غدیر خم؛‏[12]

و در روز غدیر خم، رسول خدا ص  ولایت خود بر شما را، بر من واجب کرد.

حسان بن ثابت، که در حادثۀ غدیر حضور داشت، بعد از واقعۀ غدیر از پیامبر ص  خواست تا شعری بسراید و ایشان این‌گونه سرودند:

فقال له قم یا علي فإنّني    رضیتك من بعدي اماما و هادیا؛[13]

پس به او گفت یا على، برخیز. همانا من تو را بعد از خود به‌عنوان امام و راهنما پسندیدم.

قیس بن سعد بن عباده انصاری نیز این‌چنین سروده است:

و علي إمامنا و إمام       لسوانا أتى به التنزیل‏

یوم قال النبي: من کنت مولا         فهذا مولاه خطب جلیل؛[14]

و على [ع] امام ما و امامِ همه است که کتاب الهى آن را آورد. روزی که پیغمبر- فرمود: «هرکس من مولاى اویم، این مولاى اوست»، امر مهمى است.

چنان‌که از سروده‌های سلف پیداست، فهم سلف از این روایت، «امامت» و «وصایتِ» حضرت علی(ع) بوده است و طبق مبانیِ ابن‌تیمیه باید برای او حجت باشد.

نتیجه

حدیث غدیر در منابع معتبر اهل‌سنت آمده است و به‌صراحت بر وصایت و خلافت حضرت علی(ع) دلالت دارد. ابن‌تیمیه با این استدلال که این حدیث در صحیحین نیامده است، در صحتِ این حدیث تشکیک کرده است. این در حالی است که اولاً: صحت حدیث، فقط از طریق کتب صحیحین ثابت نمی‌شود تا با ذکرنشدنِ حدیثی در کتاب بخاری و مسلم، به ضعفِ آن روایت حکم شود؛ بلکه صحت روایت از طریق بررسیِ سندی و دلالی ثابت می‌شود. ثانیاً: طبق بررسیِ سندی که برای با حدیث غدیر انجام شده است، این حدیث بنا بر تحقیق البانی، از طرق مختلف و بنا بر شرط شیخین صحیح است. ثالثاً: حاکم نیشابوری نیز روایت غدیر را بنا بر شرط شیخین صحیح دانسته است. رابعاً: بسیاری از محدثان و علمای اهل‌سنت روایت غدیر را متواتر دانسته و به تواتر این حدیث حکم کرده‌اند. خامساً: نسائی حدیث غدیر را افزون بر واژۀ «مولی» با واژۀ «ولیّه» نیز روایت کرده است که با قراردادنِ این روایت در کنار روایت مسند احمد، که از واژۀ «مولی» استفاده شده است، مشخص می‌شود که مراد پیامبر ص  وصایت بوده است، نه محبت. سادساً: سلفِ امت نیز از روایت غدیر «وصایت» را فهمیده‌اند و بر طبق مبنای ابن‌تیمیه، «فهم سلف» حجت است و باید مورد توجه قرار گیرد.

همچنین ببینید: اشکالات سندی ابن تیمیه بر حدیث غدیر چیست؟

  منبع: سراج منیر شماره 28


 [1]‌. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویة، ج7، ص322.

[2]‌. همان، ص324.

[3]‌. همان، ص321.

[4]‌. نسائی، احمد بن شعیب، السنن الکبری، ج7، ص444.

[5]‌. نسائی، احمد بن شعیب، فضائل الصحابة، ص15، ح45.

[6]‌. نسائی، احمد بن شعیب، السنن الکبری، ج7، ص466.

[7]‌. ابن‌حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج5، ص501، ح18838‌.

[8]‌. حسینی میلانی، سیدعلی، نگاهی به حدیث غدیر، ص29.

[9]‌. «قَامَ رَسُولُ اللهِ- یوْمًا فِینَا خَطِیبًا، بِمَاءٍ یدْعَى خُمًّا بَینَ مَکةَ وَ الْمَدِینَةِ فَحَمِدَ اللهَ وَ أَثْنَى عَلَیهِ، وَ وَعَظَ وَ ذَکرَ، ثُمَّ قَالَ: ”أَمَّا بَعْدُ، أَلَا أَیهَا النَّاسُ فَإِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ یوشِك أَنْ یأْتِي رَسُولُ رَبِّي فَأُجِیبَ، وَ أَنَا تَارِك فِیکمْ ثَقَلَینِ: أَوَّلُهُمَا کتَابُ اللهِ فِیهِ الْهُدَى وَ النُّورُ فَخُذُوا بِکتَابِ اللهِ، وَ اسْتَمْسِکوا بِهِ“. فَحَثَّ عَلَى کتَابِ اللهِ وَ رَغَّبَ فِیهِ، ثُمَّ قَالَ:”وَ أَهْلُ بَیتِي أُذَکرُکمُ اللهَ فِي أَهْلِ بَیتِي، أُذَکرُکمُ اللهَ فِي أَهْلِ بَیتِي، أُذَکرُکمُ اللهَ فِي أَهْلِ بَیتِي“». (نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج4، ص1873).

[10]‌. جوادی آملی، عبدالله، شمیم ولایت، ص321 تا 323.

[11]‌. ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموع الفتاوی، ج4، ص158.

[12]. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج2، ص288.

[13]‌. طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج، ج1، ص117.

[14]‌. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج2، ص288 و 289؛ کراجکی، محمد بن علی، کنز الفوائد، ج‏2، ص99.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن