منبع :  مجله سراج منیر شماره 11
پرسش

ابن تیمیه به قرینه «نِسَاءَنَا» و «أَبْنَاءَنَا» ادّعا می­کند «أَنْفُسَنَا»ي در آیه مباهله، مختصّ حضرت علی7 نیست؛ زیرا «نساءنا» و «ابناءنا» به صورت جمع آمده­اند، ولی اختصاصی به فاطمه زهرا و امام حسن و حسین: ندارد؛ زیرا در آن زمان جز فاطمه زهرا3 از دختران پیامبر کسی در قید حیات نبود و رقیّه و امکلثوم و زینب همگی تا قبل از این واقعه از دنیا رفته بودند. کسی به غیر از امام حسن و حسین8 در آن زمان منسوب به بنوّت نبودند. ابراهیم، فرزند ماریه قبطیه، هم در آن زمان طفل کوچکی بود که نمی­شد او را دعوت کرد. پس پیامبراکرم6 فقط از ایشان برای مباهله دعوت کرد. با این شواهد نمی­توان قائل شد که منظور از «أَنْفُسَنَا» حضرت علی7 است.[1]

پاسخ

جواب اول

اگر در آیه شریفه لفظ جمع مراد خداوند متعال بود و امر الهی بر این تعلّق گرفته بود که پیامبر همه نزدیکان و اقربای خودش را دعوت به مباهله کند، بایستی پیامبر لااقلّ برای امتثال امر الهی از رجال و نساء و ابناء، از هر کدام به تعداد سه نفر برای مباهله دعوت می‌کرد، ابنتیمیه هم خود به این امر اعتراف کرده که در آن زمان افراد دیگری از مردان مثل عبّاس عموی پیامبر6، از زنان عائشه و حفصه... و از فرزندان ابراهیم بودند. پیامبر می­توانست آنها را نیز برای مباهله بیاورد؛ حال اینکه پیامبر اکرم6 فقط این چهار تن را در مجموع برای مباهله آورد. این خود دلیل بر این است که مصداق واقعی آیه خود اهلبیت: بوده و کسی نمیتوانسته در این فضیلت شریک باشد؛ لذا پیامبر فقط اهلبیت: را برای مباهله دعوت کرده است.[2]

جواب دوم

برخی از آثار در منابع اهل‌سنّت دلالت بر فهم سلف بر مصداق بودن اهلبیت: در آیه مباهله دارد. برای درک بهتر مناسب است به برخی از این آثار اشاره کنیم:

  1. دارقطنی نقل میکند:

در روز شورا حضرت علی در جمع حاضر، برای اثبات حقّانیت خود این‌گونه احتجاج فرمودند: «شما را به خدا قسم میدهم، آیا در میان شما کسی هست که به رسول اکرمr قرابتِ رَحِمی بیشتر از من داشته باشد و از کسانی باشد که پیامبراکرمr او را نفس خودش شمرده باشد و فرزندانش را فرزندان خودش، و زنان او را زنان خودش بداند؟» حاضران گفتند: «خیر، ما کسی را نمیشناسیم».[3]

همان‌طور که ملاحظه می­کنید، طبق این روایت امیرالمؤمنین7 خودش را مصداق «انفسنا»، و حسنین8را مصداق «ابناءنا»، و فاطمه زهرا3 را مصداق «نساءنا» معرفی کرده است. اگر کسان دیگر هم می­توانستند مصداق آیه به حساب آیند، دلیلی نداشت امام علی7 بر أفضلیت خودش به این آیه استدلال کند. علاوه بر این، در آن مجلس هیچ کس از صحابه به این تفسیر حضرت اعتراض نکردند و این سکوت صحابه خود دلیل بر تقریر کلام امام علی7 است.

  1. امام سجّاد7 از امام حسن7 نقل می­کند که ایشان در خطبه­ای فرمودند:

خداوند متعال هنگامی که انکار کفّار اهل نجران را دید، به جدّم، پیامبراکرم6، فرمود: «ای پیامبر بگو بیایید دعوت کنیم فرزندانمان و فرزندانتان، و زنانمان و زنانتان، و نفس و جانمان و نفس و جانتان را؛ سپس با هم مباهله کنیم و آن‌گاه لعنت خدا بر دروغ‌گویان باد» بعد جدّم، رسول اکرم6، برای مباهله خارج شد؛ درحالی‌که از انفس پدرم، و از بنین من و برادرم حسین، و از نساء مادرم فاطمه زهرا3 همراه ایشان آمدند. پس ما اهل و گوشت و خون و جان پیامبریم. ما از او هستیم و او از ماست.[4]

  1. حاکم نیشابوری در روایتی نظر ابن‌عبّاس را درباره آیه مباهله این‌گونه نقل میکند:

آیه مباهله بر رسول اکرمr نازل شد؛ درحالی‌که حضرت علی نفس پیامبر بود، و (نِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ) در شأن فاطمه زهرا3 و (أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ) در شأن امام حسن و حسین4 نازل شد.[5]

حاکم حسکانی کلام ابن‌عباس را در تفسیر آیه (وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ)[6] این‌گونه نقل میکند:

یعنی اهل‌‎بیت پیامبرتان را نکشید؛ زیرا خداوند در شأن و منزلت آنها میفرماید: «بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان و نفسمان و نفستان را دعوت کنیم. در این آیـه (أَبْنَاءَنَا) امام حسن و حسین8 هستند و (نِسَاءَنَا) حضرت فاطمه زهرا و (أَنْفُسَنَا) پیامبر اکرمr و حضرت علی است.[7]

  1. ابونعیم اصفهانی در دلائل النبوّة از طریق شعبی، نظر صحابه دیگری به‌نام جابر بن‌عبدالله انصاری را درباره آیه مباهله نقل میکند که ایشان گفته است مصداق (أَنْفُسَنَا) پیامبراکرم و علی8، و مصداق (أَبْنَاءَنَا) حسن و حسین8، و مصداق (نِسَاءَنَا) فاطمه زهرا3است.[8]
  2. خوارزمی در کتاب مناقبش روایتی از ابن‌عبّاس و حسن و شعبی و سدی نقل میکند که اینان دربارة حدیث مباهله نقل کردند:

پیامبراکرمr برای مباهله خارج شد؛ درحالی‌که امام علی2 روبه روی ایشان و امام حسن، درحالی‌که پیامبر دستانش را گرفته بود، در سمت راست پیامبرr بود. امام حسین در سمت چپ و فاطمه زهرا در پشت سر ایشان قرار داشت. سپس فرمود: برای مباهله حاضر شوید! اینان - حسن و حسین - فرزندان من، و اینان - علی و خود پیامبر - نفس ما هستند، و اینان - فاطمه زهرا- زنان ما هستند.[9]

بیهقی طبق روایتی می‌نویسد:

محمّد بن‌عائشه در بصره مجلسی بر پا کرد. در آن جمع شخصی که در وسط حلقه نشسته بود، برخاست و گفت: ای اباعبدالرحمن، چه کسی افضل اصحاب پیامبرr است؟ او در جواب گفت: «ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، زبیر، سعد، سعید، عبدالرحمن بن‌عوف، ابوعبیده بن‌جرّاح». آن شخص در جواب گفت: «پس علی چطور؟» او گفت: «تو از من درباره صحابه پیامبرr پرسیدی یا از نفس پیامبر؟»، او گفت: «از صحابه پرسیدم» آن شخص در جوابش گفت: «خداوند متعال میفرماید: (فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ). پس بدان هیچ وقت اصحاب شخص به مانند خود شخص نمیشود».[10]

با توجه به این روایات تعجب‌آور است افرادی چون ابنتیمیه که ادعا می‌کنند مبنای فکری و اعتقادی خود را بر فهم سلف قرار داده‌اند، چگونه درباره جریان مباهله، برخلاف نظر سلف حکم می‌کنند.

پس جا دارد با توجّه به این روایاتی که ذکر شد، بگوییم حضرت علی7 و فاطمه زهرا3 و حسنین8مصداق حقیقی آیه بوده‌اند و اگر کسی دیگر غیر از این حضرات جزء مصداق آیه بود، دیگر نباید پیامبر اکرم6 تأکید می‌کرد که اینان انفس و نساء و ابناء ما هستند؛ زیرا اگر کسان دیگر را هم شامل می‌شد، تأکید آن حضرت در اینجا بیجا بود.

جواب سوم

اطلاق «صيغه جمع» بر «مفرد» يا بر «تثنيه» تازگى ندارد و در قرآن و غير قرآن از ادبيات عرب و حتى غير عرب شواهد بسيارى وجود دارد. بسيار مى‏شود به هنگام بيان يك قانون، يا تنظيم يك عهدنامه، حكم به صورت كلى و به صيغه جمع آورده شود، ولى در مرحله اجرا، ممكن است مصداق آن منحصر به يك فرد باشد و اين انحصار در مصداق، منافات با كلّى بودن مسئله ندارد. در جریان مباهله پیامبر اكرم6 موظف بود طبق قراردادى كه با نصاراى نجران بست، همه فرزندان و زنان خاص خاندانش و تمام كسانى را كه به منزله جان او بودند، همراه خود به مباهله ببرد، ولى مصداقى جز دو فرزند و يك زن و يك مرد نداشت.[11]

نمونه‌های دیگر از آيات متعدّد داريم كه عبارت به صورت صيغه جمع آمده، اما مصداق آن به جهتى از جهات منحصر به يك فرد بوده است؛ مثلاً در سوره آلعمران مى‏خوانيم: (الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ)؛ «كسانى كه مردم به آنها گفتند دشمنان براى حمله به شما اجتماع كرده‏اند، از آنها بترسيد».[12] طبق تصريح جمعى از مفسرین اهل‌سنّت مثل طبری در جامع البیان،[13] و شوکانی در فتح القدیر،[14] و بغوی در معالم التنزیل،[15] گفته‌اند منظور از «النَّاسُ» در آیه، نعيم بن‌مسعود است كه از ابوسفيان اموالى گرفته بود تا مسلمانان را از قدرت مشركان بترساند!

و همچنين مى‏خوانيم: (لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ)؛ «خداوند گفتار كسانى را كه مى‏گفتند: خدا فقير است و ما بى‏نيازيم، شنيد»؛[16] در حالى كه منظور از «الَّذِينَ» در آيه، طبق تصريح جمعى از مفسران مثل طبری در جامع البیان،[17] ابوحیان در البحر المحیط،[18] شوکانی در فتح القدیر[19] و بغوی در معالم التنزیل[20] «فِنحاص» است. این کلام مفسّرین خود دلیل بر صحّت این امر است.

جواب چهارم

با مراجعه به کتب اهل‌سنّت در می‌یابیم که علمای اهل‌سنّت، قدیماً و حدیثاً، اذعان دارند که عنوان «أَبْنَاءَنَا» فقط در شأن امام حسن و حسین8، «نِسَاءَنَا» در شأن فاطمه زهرا3 و «أَنْفُسَنَا» در شأن امیرالمؤمنین7 نازل شده است و اراده خاصّ اهل بیت: شده است، ما در اینجا با برخی از کلمات آنها آشنا میشویم:

  1. ابن‌قتیبه دینوری (م 276) در الاختلاف في اللفظ و الردّ علی الجهمیة والمشبهة، حضرت علی7 را از نزدیک‌ترین افراد به پیامبر اکرم دانسته، میگوید این قرابت را خداوند در جریان مباهله به حضرت داد؛ به‌طوری‌که پیامبر اکرم6 بعد از اینکه خداوند فرمود: (أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ) از امام حسن و حسین:، برای (نِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ) از فاطمه زهرا3 و برای (أَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ) از امام علی7 برای مباهله دعوت کرد.[21]

در این عبارت ابن‌قتیبه با ذکر نام امام علی7 بعد از آیه مبارکه بدین مطلب اشاره میکند که مرادِ آیه، فقط حضرت علی7 است و کسی دیگر در این عنوان شریک نیست.

  1. ابوبكر محمد بن‌حسين آجری(م 360) در باب فضایل امیرمؤمنان7، امام حسن و امام حسین8 را مصداق (أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ) و فاطمه زهرا3 را مصداق (نِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ) و امام علی7 را مصداق (أَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ) میداند.[22]
  2. حاکم نیشابوری(م 405) قائل است که آیه مباهله بر پیامبر اکرم نازل شد؛ درحالی‌که علی7 نفس پیامبر اکرم6 بود، (نِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ) در شأن فاطمه زهرا3 و (أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ) در شأن امام حسن و امام حسین: نازل شد. ، بعد حاکم نیشابوری دلیل بر این تفسیر خود را تواتر اخباری که از ابن‌عبّاس و غیر ایشان در شأن آیه مباهله رسیده است، میداند؛ به‌گونهای که پیامبراکرم6 در روز مباهله دست علی7 و حسن و حسین8را گرفت و فاطمه زهرا3 نیز در پشت سر ایشان قرار داشت. سپس پیامبر فرمود: «اینان ابناء و انفس و نساء ما هستند ...».[23]
  3. ملا علی قاری حنفی (م1014) در شرح روایت مسلم از سعد بن‌ابی‌وقّاص میگوید: پیامبرr حضرت علی را به مباهله دعوت کرد و او را نازل منزله نفس خود گردانید، به سبب قرابت و اخوّتی که بین هر دو وجود داشت، و حضرت فاطمه زهرا را چون از نزدیکترین زنان به حضرت پیامبرr بود، به مباهله دعوت کرد، و امام حسن و امام حسین8را نازل منزله فرزند خود گردانید و فرمود: «خدایا اینان اهل‌بیت من هستند».[24]
  4. قندوزی حنفی (م1294) نیز در ذیل فضایل امیر المؤمنین بابی را به نام «علیٌّ کنفس رسول اللهr» باز می‌کند. در این باب 24 روایت به طرق و الفاظ مختلف آمده است که همگی به معنای واحدی دلالت دارند و آن به‌منزلة «نفس رسول الله بودن حضرت علی» است؛ از جمله این احادیث، روایات مربوط به جریان مباهله است.[25]
  5. مبارکفوری (م1353)، شارح سنن ترمذی، نیز اذعان می­کند پیامبراکرم6 حضرت علی7 را به منزله نفس خود و امام حسن و امام حسین: را به منزله فرزندان خود قرار داده و آنها را برای مباهله دعوت کرده است.[26]

 

 

[1]. ابن تیمیه، احمد، منهاح السنه ج7، ص129.

[2]. سبحانی، جعفر، کاوش‌هایی پیرامون ولایت، ص144.

[3]. هيثمی، ابن‌حجر، الصواعق المحرقة، ج2، ص454.

[4]. قندوزی، سليمان، ینابیع المودّة، ج1، ص165.

[5]. نيشابوری، حاكم، معرفة علوم الحديث، ج1، ص50.

[6]. سوره نساء(4)، آیه 29.

[7]. حسكانى، عبيدالله بن‌احمد، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص182.

[8]. اصفهانی، ابونعيم، دلائل النبوة، ج1 ص353؛ شوكانی، محمد بن‌علی، فتح القدير، ج1، ص347.

[9]. خوارزمی، موفق بن‌احمد، المناقب، ص160.

[10]. بيهقی، ابراهيم بن‌محمد، المحاسن والمساوي، ج1، ص38.

[11]. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج‏2، ص586.

[12]. سوره آلعمران(3)، آیه173.

[13]. ابن‌جرير، ابوجعفر، جامع البيان فى تفسير القرآن، ج‏2، ص171.

[14]. شوكانى، محمد بن‌على، فتح القدير، ج‏1، ص458.

[15]. بغوى، حسين، معالم التنزيل فى تفسير القرآن، ج‏1، ص542.

[16]. سوره آلعمران(3)، آیه181.

[17]. ابن‌جریر، ابوجعفر، پیشین، ج‏4، ص129.

[18]. اندلسى، ابوحيّان، البحر المحيط فى التفسير، ج‏3، ص454.

[19]. شوکانی، محمّد بن‌علی، پیشین، ج‏1، ص466.

[20]. بغوی، حسین، پیشین، ج‏1، ص547.

[21]. ابن‌قتیبه دینوری، عبدالله بن‌مسلم، الاختلاف في اللفظ والرد على الجهمية والمشبهة، ج1، ص56.

[22]. آجُرّی، محمد بن‌حسين، الشريعة، ج4، ص1756.

[23]. نيشابوری، حاکم، پیشین، ج1، ص50.

[24]. قاری، علی بن‌سلطان، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، ج9، ص3962.

[25]. قندوزی، سلیمان، پیشین، ج1، ص195.

[26]. مبارکفوری، محمّد، تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي، ج8، ص278.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن