منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

ابن تیمیه بر خلاف علمای اهل سنت، برای تبرئه یزید ادعا می کند سر امام حسین (ع) به شام فرستاده نشده است چنانچه وی می نویسد:

(وقد روي بإسناد مجهول أن هذا كان قدام يزيد، وأن الرأس حمل إليه ، وأنه هو الذي نكت على ثناياه. وهذا مع أنه لم يثبت ففي الحديث ما يدل على أنه كذب، فإن الذين حضروا نكته بالقضيب من الصحابة لم يكونوا بالشام وإنما كانوا بالعراق)[1]؛ به اسناد مجهول رسیده که سر امام حسین (ع) به سوی یزید فرستاده شد و یزید با چوب دندان های امام حسین (ع) را زد و این نقل کذب است و ثابت نیست و آنچه که صحابه حضورداشتند و به دندان های امام حسین (ع) چوب خیزرانزده شده در عراق بود نه این که در شام بود.

ابن تیمیه در کتاب (راس الحسین) می نویسد: (والمصنفون من أهل الحديث في ذلك - كالبغوي، وابن ابي الدنيا، ونحوهما: كالمصنفين من أهل الحديث في سائر المنقولات - هم ذلك أعلم وأصدق بلا نزاع بين أهل العلم ... * فقد تمن أن القصة التي يذكرون فيها حمل الرأس إلى يزيد، ونكته بالقضيب: كذبوا فيها: وإن كان الحمل إلى ابن زياد - وهو الناكت بالقضيب - ولم ينقل بإسناد معروف عن الرأس حمل إلى قدام يزيد ... * والمقصود هنا: أن نقل رأس الحسين إلى الشام لا أصل له في زمن)[2].

 از اهل حدیث کسانی که در مقتل امام حسین (ع) کتاب تصنیف کرده‌اند، مانند بغوی و ابن ابی الدنیا به این داستان (عدم انتقال سر به شام‌)، داناتر و راست‌گوتر هستند ونزاعی در بین اهل علم نیست که آنها اعم هستند ... و همانا قصه ای که در آن ذکر می کنند که سر امام حسین (ع) به سوی یزید حمل شده و با چوب خیزران به سر زدند در آن قصه دروغ گفتند ... و مقصود این است که انتقال سر امام حسین (ع) به سوی شام برای آن اصلی نیست.

ابن تیمه در جای دیگر می آورد:

معلوم است که زبیر بن بکّار و ابن سعد صاحب الطبقات و امثال آن دو آگاه تر و راستگوتر در زمینه مقتل امام حسین (ع) هستند از کسانی که این داستان را از جاهلان و دروغ‌گویان نقل می‌کنند و از بعضی از اهل تاریخ که اطمینان به علمشان نیست و صادق تر از آنها نیستند بلکه گاهی مردی صادق است و لکن خبره به اسانید نیست. [3].

پاسخ

اولا: ابن جوزی از ابن ابی الدنیا از زید بن ارقم نقل می کند: (کنت عند یزید بن معاویه فأتی برأس حسین بن علی فجعل (ینکت) بالخیزران علی شفتیه وهو یقول: نفلقن هاما إلی آخره ...)[4]؛ نزد یزید بودم سر امام حسین ع را برای یزید آوردند و یزید با چوب به دو لب مبارک امام حسین ع می زد.

همچنین ابن جوزی و ابن کثیر از ابن ابی الدنیا از حسن بصری آورند: (قَالَ ابْنُ أَبِي الدُّنْيَا وَحَدَّثَنِي مَسْلَمَةُ بْنُ شَبِيبٍ، عَنِ الْحُمَيْدِيِّ، عَنْ سُفْيَانَ، سَمِعْتُ سَالِمَ بْنَ أَبِي حَفْصَةَ قَالَ: قَالَ الْحَسَنُ: لَمَّا جِيءَ بِرَأْسِ الْحُسَيْنِ جَعَلَ يَزِيدُ يَطْعَنُ بِالْقَضِيبِ)، یزید سر حسین را در بین دو دست خود گذاشت‌ و با چوبی که در دست داشت بر لب‌های امام ضربه می زد[5].

پس چطور ابن تیمیه بیان می کند که ابن ابی الدنیا این واقعه (نرفتن سر به شام) را ذکر نکرده است[6]. همچنین ابن سعد می گوید: (وَكَانَ عَمْرُو بْنُ سَعِيدٍ مِنْ رِجَالِ قُرَيْشٍ , وَكَانَ يَزِيدُ بْنُ مُعَاوِيَةَ قَدْ وَلَّاهُ الْمَدِينَةَ فَقَتَلَ الْحُسَيْنَ وَهُوَ عَلَى الْمَدِينَةِ , فَبَعَثَ إِلَيْهِ بِرَأْسِ الْحُسَيْنِ , فَكَفَّنَهُ وَدَفَنَهُ بِالْبَقِيعِ)؛ یزید سر امام حسین را به سوی والیش (عمرو بن سعيد) فرستاده است[7].

ثانیا: طبرانی در معجم کبیر و دیگران از لیث بن سعید می آورند: (فَوَضَعَ رَأْسَهُ، فَضَرَبَ عَلَى ثَنِيَّتَيِ الْحُسَيْنِ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، فَقَالَ ...)[8]؛ وقتی سر امام حسین را جلوی یزید گذاشتند با چوب به دندان های جلوی امام حسین زد. هیثمی این روایت را صحیح دانسته است: (رَوَاهُ الطَّبَرَانِيُّ، وَرِجَالُهُ ثِقَاتٌ) [9]. همین روایت را ذهبی و ابن عساکر هم نقل کردند[10].

ابو الفرج اصفهانی می نویسد: (ووضع الرأس بين يدي يزيد- لعنه الله- في طست، فجعل ينكته على ثناياه بالقضيب)[11]؛ سر امام حسین را در طشت جلوی یزید (لعنه الله) گذاشتند و یزید با چوب به دندان امام حسین می زد. ابن کثیر می آورد: (وَقَدِ اخْتَلَفَ الْعُلَمَاءُ بَعْدَ هَذَا فِي الرَّأْسِ هَلْ سَيَّرَهُ ابْنُ زِيَادٍ مِنَ الْكُوفَةِ إِلَى يَزِيدَ بِالشَّامِ أَمْ لَا؟ عَلَى قَوْلَيْنِ، وَالْأَوَّلُ أَشْبَهُ وَقَدْ وَرَدَ فِي ذَلِكَ آثَارٌ كَثِيرَةٌ. فَاللَّهُ أَعْلَمُ)[12]؛ اظهر و اشبه این است که سر امام حسین ع به شام فرستاده شده است و آثار زیادی بر آن وارد شده است[13].

سفارینی حنبلی می گوید: (ثم ان الخبيث لما اتى برأس سيدنا الحسين رضوان الله عليه تناوله بقضيب فكشف عن ثناياه)[14]؛ این خبیث (یزید) وقتی سر امام حسین نزدش بود با چوب می زد و دندان هایش را نشان می داد. ابن وردی در تاریخش می نویسد: (ثمَّ بعث ابْن زِيَاد بالرؤوس وبالنساء والأطفال إِلَى يزِيد بن مُعَاوِيَة فَوضع يزِيد رَأس الْحُسَيْن بَين يَدَيْهِ واستحضر النِّسَاء والأطفال)[15]؛ ابن زیاد سرهای کربلا و زنان و کودکان را به سوی یزید فرستاد و یزید سر امام حسین ع را جلوی خودش قرار داد و زنان و کودکان پیش یزید بودند.

ذهبی می نویسد: (وقد ذكرنا في الحوادث من غير وجه أن الرأس قدم به على يزيد)[16]؛ من با سندهای متعدد آورده‌ام که در داستان کربلا، سر مقدس امام حسین(ع) را برای یزید بردند. ابن حجر هیتمی می آورد: ابن زیاد سر امام حسین ع و اهل بیتش را به سوی یزید فرستاد[17]. در ادامه از سبط بن جوزی و دیگران می آورد:  (وقال سبط ابن الجوزي وغيره المشهور أنه جمع أهل الشام وجعل ينكت الرأس بالخيزران )؛ قول مشهور این است اهل شام را جمع کرده بود و با چوب خیزران به سر امام حسین ع می زد.

نتیجه: پس در مجموع مطالبی که بیان شده علمای اهل سنت حتی کسانی که مورد قبول وهابیت هستند بر خلاف ابن تیمیه و برخی از وهابیون، قائل هستند سر امام حسین (ع) به شام فرستاده شده است.

 نویسنده: سید مصطفی عبدالله زاده

 


 

[1]- ابن تيميه، احمد بن عبد الحليم (م 728)، منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدرية، تحقيق: محمد رشاد سالم، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية، چاپ اوّل، 1406 هـ. ج 4 ص 557

[2]- تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني (المتوفى: 728هـ)رأس الحسين، تحقيق ودراسة: الدكتور السيد الجميلي. ص 206 و 207.

[3]- تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني (المتوفى: 728هـ)، رأس الحسين، ص 198. (ومن المعلوم: أن الزبير بن بكار، صاحب كتاب الأنساب، ومحمد ابن سعد كاتب الواقدي، صاحب الطبقات ونحوهما من المعروف بالعلم والثقة والاطلاع: أعلم بهذا الباب، وأصدق فيما ينقلو به من المجاهليل والكذابين، وبعض أهل التواريخ الذين لا يوثق بعلمهم ولا أصدقهم، بل قد يكون الرجل صادقا، ولكن لا خبرة له بالأسانيد)

[4]- ابن جوزى، عبد الرحمن: الرد علي المتعصب العنيد المانع من ذم الیزید، تحقیق: دکتر هیثم عبدالسلام محمد، بیروت: دار الکتب العلمیه، چاپ اول، 1426ق. ص 58.

[5]- همان- ابن كثير دمشقي، اسماعيل، البداية والنهاية، تحقيق: عبد الله بن عبد المحسن التركي، دار هجر، چاپ اوّل، 1418ق. ج 11 ص 559.

[6]- ابن جوزى، عبد الرحمن، المنتظم في تاريخ الأمم والملوك، ج 5، ص 344.

[7]- ابن سعد، محمّد، الطبقات الكبرى، ج 5، ص 238.

[8]- طبراني، سليمان، المعجم الكبير، تحقيق: حمدي بن عبد المجيد السلفي، مكتبة ابن تيمية، القاهرة، چاپ دوّم، بي تا. ج 3 ص 104.

[9]- هيثمي، علي بن ابي بکر (م 807)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، تحقيق: حسام الدين القدسي، مكتبة القدسي، القاهرة، 1414 هـ.ق. ج 9، ص 195.

[10]- ذهبى، محمد بن احمد، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، تحقيق: بشار عوّاد معروف، دار الغرب الإسلامى، چاپ اوّل، 2003م. ج 2 ص 578- ذهبي، محمّد بن احمد (748)، سير أعلام النبلاء، تحقيق: مجموعة من المحققين بإشراف الشيخ شعيب الأرناؤوط، مؤسسة الرسالة، بيروت، چاپ سوّم، 1405 هـ.ق. ج 3 ص 319- ابن عساکر، أبو القاسم علي، تاريخ دمشق، تحقيق: عمرو بن غرامة العمروي، بیروت، دار الفكر، 1415ق. ج 70 ص 14.

[11]- ابو الفرج اصفهانی، علي: مقاتل الطالبيين، محقق: السيد أحمد صقر، بیروت: دار المعرفة، بی‌چا، بی‌تا. ص 119.

[12]- ابن کثير، اسماعيل، البداية والنهاية، ج 11، ص 558 و 559.

[13]- ابن کثير، اسماعيل، البداية والنهاية، ج 11، ص 558 و 559.

[14]- سفارینی حنبلی، محمد، غذاء الألباب شرح منظومة الآداب، تحقيق: محمد عبد العزيز الخالدي، بیروت: دار الكتب العلمية، چاپ دوم، 1423ق. ص 96

[15]- ابن الوردی، عمر، تاريخ ابن الوردي، بیروت: دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1417ق. ج 1، ص 163.

[16]- ذهبى، محمد، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 2، ص 636.

[17]- هيتمي، احمد بن محمّد (م 974)، الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، التحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي وكامل محمد الخراط، مؤسسة الرسالة، لبنان، چاپ اوّل، 1417هـ.ق. ج 2، ص 579.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن