پرسش

مجری:

استاد توحیدی ما پرسمان اعتقادی را در شرایطی روی آنتن آوردیم که در شبکه های ماهواره ای،‌در فضای مجازی و آنچه که به عنوان رسانه مطرح می شود، سالهاست دارد فعالیت می شود و هم شیعه و هم سنی و هم شافعی، هم حنبلی، هم حنفی همه و همه دارند فعالیت می کنند از سوی دیگر وهابیون هم دارند فعالیت می کنند، فرقه های مختلف دارند، شمایی که قرار است در این عرصه پاسخگوی سوالات مردم باشید فضا را چگونه می بینید و تحلیل شما از فضا چیست و چقدر می توانیم با شرایط موجود جلو برویم؟

 

پاسخ

کارشناس:

سوال خوبی مطرح کردید، من نسبت به یک سری شبکه ها،‌یک سری سوالاتی دارد و یک سری انتقادات، اینکه چرا برخی از شبکه ها رویکردشان تاکید زیاد بر موارد اختلافی است، دائم روی نکاتی که نتیجه ای جز ایجاد کینه و عداوت بین مسلمان هاست دائم بر این ها تاکید می کنند،‌یکسره این گونه سوالات را مطرح می کنند،‌ آیا نمی توانند یک مطالبی را مطرح کنند که اینها بیشتر ایجاد وحدت می کند،‌سوالاتی که بدبینی ها را از بین می برد، ببینید قرآن کریم بیان می کند که یکی از الطاف الهی بر مردم به وسیله پیامبر و اسلام و قرآن این بود که کینه ها و دشمنی هایی که در میان مردم بود اسلام آمد، قرآن آمد این کینه ها و دشمنی ها را از بین برد و عداوت ها را تبدیل به اخوت و محبت کرد، در سوره مبارکه آل عمران آیه103 می خوانیم:

«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا  وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا  كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ»[1]

خداوند می فرماید: همه با هم دنبال ریسمان الهی که دین الهی ، پیامبر الهی، دستورات خداست چنگ بزنید و یاد کنید نعمت خدا را بر خودتان، لطف خدا را بر خودتان که شماها قبل از اسلام و قرآن، قبل از آمدن این پیامبر همه با هم دشمن بودید، خداوند به برکت اسلام و قرآن میان دلهای شما الفت و محبت ایجاد کرد به حدی که با لطف و نعمت خدا شما دشمنان دیروز امروز برادران یکدیگر شدید، با یکدیگر برادر وار زندگی می کنید،‌خدا می گوید این یک لطف و نعمت خداست، یک برکت اسلام و قرآن این است که اعداء را تبدیل به اخوان کرد، پیامبر اسلام این کار را کرد.

لذا هر فردی و گروهی که بیاید دشمنی ها و عداوت ها را از بین ببرد، بین مسلمانان اخوت و الفت بین القلوب ایجاد کند این راه پیامبر و راه قرآن را ادامه داده است، آن کسی که می آید و طرز برخوردش جوری است که بین مسلمانان عداوت ایجاد می کند، اخوت ها را از بین می‌برد تبدیل به عداوت می کند این دقیقا سیره اش ضد سیره پیامبر است.

خب حالا این شبکه هایی که هستند ما ببینیم آنهایی که روش شان این است در پرسمان ها به این جهت پیش می روند که سوء تفاهمات و بدبینی ها را از بین ببرند و مسلمانان متحد تر باشند اینها مسیر پیامبر و اسلام را ادامه می دهند اما آنهایی که نتیجه کارشان این است که عداوت ها و دشمنی ها بیشتر می شود، برادران مسلمان را دشمنان یک دیگر قرار می دهند و به جان می اندازند اینها دقیقا سیره ای ضد سیره پیامبر دارند،‌ این یک نکته است که من خواهش دارم، من نمی دانم حالا این افرادی که این کارها را انجام می دهند تعمد دارند که این چنین برخورد کنند و ایجاد تفرقه کنند یا توجه ندارند،‌ اگر توجه ندارند ما از اینها خواهش داریم که رویکردشان را از این جهت که دائم روی مطالب اختلافی، آن هم چیزهایی که کینه آور میان مسلمان هاست و عداوت را ایجاد و تشدید می کند از این نوع کار احتراز کنند، نکته دوم این است که مباحث اختلافی بین مذاهب را در صورتی هم که مطرح می کنند با چه ادبیاتی مطرح کنند، با یک ادبیات تند و تیز که این خودش غیر از اینکه ذات آن سوال یک سوالی است که احیانا عداوت ایجاد می‌کند با یک ادبیات تند و تیز، اهانت به این و آن، آیا روش اسلام و پیامبراسلام همین است؟

قرآن کریم می فرماید: «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»[2]بگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم که به جز خدای یکتا را نپرستیم، و چیزی را با او شریک قرار ندهیم، و برخی برخی را به جای خدا به ربوبیّت تعظیم نکنیم. پس اگر از حق روی گردانند بگویید: شما گواه باشید که ما تسلیم فرمان خداوندیم. مشترکات، یعنی ما با یهود و نصارا هم یک سری موارد مشترک و کلمة سواء داریم، اینها چرا یک مرتبه می روند دائم سراغ موارد اختلافی آن هم با یک ادبیات بسیار تند و اهانت آمیز، بعضی از این شبکه ها، همه را من قضاوت نمی کنم این را شما می دانید.

نکته سوم، گاهی اوقات اختلافات در حدی نیست که بزرگنمایی می شود، چرا اختلافات را در آن حد خودش بیان نمی کنند، خب بیایند آن حدی که هست،‌به عنوان مثال فرض کنید بین  مسلمانان، یکی دست بسته نماز می خواند یکی دست باز نماز میخواند، این را بیایند توضیح بدهند، سوال کنند،‌آیا این تفاوت یک چیز بسیار مهم است؟ آیا برادران اهل سنت که دست بسته نماز می خوانند حالا اگر کسی دست باز نماز بخواند از دیدگاه اهل سنت نمازش اشکال دارد؟ این را بیایند مطرح کنند،‌ تا بعد علمای اهل سنت بفرمایند که اینجور نیست و از نظر ما اولا تمام مذاهب ما، اهل سنت نمی گویند باید دست بسته نماز بخوانید، یک عده مثل مالکی ها دست باز نماز می خوانند، سه مذهب دیگر هم هستند که می گویند ما این را به عنوان یک کار مستحب میدانیم و هرگز نمی گوییم اگر کسی دستش باز بود اشکال دارد، یک سنی هم اگر دست باز نماز بخواند اشکالی ندارد.

پس این خیلی چیز بزرگی نیست که مردم سوال می کنند و فکر می کنند که یک چیز خیلی بزرگ و اساسی است، یا فرض کنید در بعضی مسائل فقهی دیگر حالا یکی وضو از این طرف می گیرد یکی از این طرف، آیا این یک چیز خیلی مهمی است؟ اهل تسنن می گویند درست است که ما از این طرف وضو می گیریم اما ما این را یک امر مستحب می دانیم اگر هم کسی از بالا به پایین دستش را بشوید از نظر تمام مذاهب چهارگانه اشکالی ندارد.

خب گاهی اوقات میفرمایند نه فاصله ها اونقدر که خیال می کنند زیاد است زیاد نیست، بیایند یک مقداری مسائل را واقعی، اختلاف در چه حدی هست این را بیان کنند و متاسفانه این شبکه ها این برنامه ها را ندارند.

مجری:

گفتند ‌فرمودید از آیات قرآن در برنامه استفاده می کنید ولی در بدو امر سلام و تحیات را فقط بر محمد (ص) فرستادید و صحابه را فراموش نمودید حال آنکه در قرآن بارها و بارها در مورد صحابه ستایش به عمل آمده و در ارتفاع مقام آنان از اهل بیت هیچ کم نگذاشتند.

کارشناس:

بله تقدیر و تشکر می کنیم از این سوال کننده محترم، این صلواتی که بنده فرستادم این صلواتی است که شیعه و سنی هر دو این گونه صلوات را از قول پیامبر نقل کردند، ما چون بنایمان این است که بحث های وحدتی را بحث کنیم لذا این صلواتی است که هم اهل سنت در نماز بر پیامبر و آل او همچین صلواتی می فرستادند هم شیعه و آقای بخاری در صحیح بخاری نقل فرمودند،‌بحث صحابه و مقام صحابه سر جای خودش محفوظ ما هیچ راجع به آن نمی خواهیم بحثی کنیم و بگوییم نه، اما حرف این است که آقای بخاری در صحیح بخاری در بخش کتاب التفسیر صحیح بخاری تفسیر سوره احزاب در باب «قوله ان الله وملائکته یصلون علی النبی» آیه صلوات که آیه 56 سوره احزاب است، در آنجا ایشان نقل می کنند که موقعی که این آیه صلوات نازل شد که خداوند فرمود خداوند و فرشتگانش بر پیامبر صلوات می فرستند شما مومنین بر او صلوات و سلام بفرستید.

در صحیح بخاری دارد که عده ای از صحابه از پیامبر پرسیدند: «حَدَّثَنِي سَعِيدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ، حَدَّثَنَا أَبِي، حَدَّثَنَا مِسْعَرٌ، عَنِ الحَكَمِ، عَنِ ابْنِ أَبِي لَيْلَى، عَنْ كَعْبِ بْنِ عُجْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَمَّا السَّلاَمُ عَلَيْكَ فَقَدْ عَرَفْنَاهُ، فَكَيْفَ الصَّلاَةُ عَلَيْكَ؟ قَالَ: " قُولُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ»[3]

سلام بر شما را بلد هستیم اما این آیه گفته صلوات هم بر پیامبر بفرستید، حضرت فرمودند صلوات بر من و بر آل من بفرستید، خب آقای بخاری هم می فرماید که پیامبر فرمودند صلوات به این صورت، البته گاهی ما می گوییم صلوات بر پیامبر و آل و اصحاب اما آن چیزی که پیامبر در صحیح بخاری دارد این است که پیامبر می گویند بر من و بر آل من، صلوات البته دو گونه است هم در شیعه و هم در سنی، یک صلوات کوتاه داریم:«اللهم صل علی محمد وآل محمد» یک صلوات مفصل تر داریم همین که گفتیم و هم شیعه و سنی قبول دارند:اللهم صل علی محمد و آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم وبارک عل یمحمد و آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم و ترحم علی محمد و آل محمد کما ترحمت علی ابراهیم و آل ابراهیم» اینکه خدایا بر پیامبر و آلش صلوات بفرست آنچنان که بر ابراهیم و آل او صلوات فرستادی،‌خدایا برکت بفرست آنچنان که بر ابراهیم و آلش برکت فرستادی،خدایا رحمتت را شامل حال پیامبر و اهل بیتش کن همانگونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم، این چیزی است که دستور پیامبر است، ما موقعی که صلوات می فرستیم نمی توانیم از خودمان یک چیزی اضافه کنیم، یک مورد خاص داریم البته در اهل سنت تا جایی که بنده بررسی کردم، البته دوستان و برادران و خواهران اهل سنت که صدای من را می شنوند می دانند که من آشناییم با کتب اهل سنت کم نیست، در مثلا کتاب کنز العمال یک موقعی بررسی کردم و روایات باب صلوات را بررسی کردم، 154 حدیث در دو جلد این کتاب دیدم همه صلوات ها بر پیامبر و آل بود، در تمام اینها عنوان اصحاب نبود، اصحاب احترامشان محفوظ ولی موقعی که میخواهیم صلواتی چیزی بگوییم همینطور که تمام اهل سنت، همین برادری که این سوال را پرسیدند ایشان در نمازشان که صلوات می فرستند بر اصحاب هم صلوات می فرستند؟ همچین چیزی اهل سنت هم ندارند، لذا ما ضمن اینکه مقام اصحاب پیامبر ، اصحاب ویژه پیامبر را داریم و قبول داریم اما موقعی که پیامبر دستور نفرمودند حالا اگر کسی نگفت اشکال ندارد، بله موردی ما داریم مثلا در دعای روز سه شنبه ما داریم که در کتاب مفاتیح الجنان هم که معروف ترین کتاب دعای شیعی است و در همه مساجد هست«اللهم صل علی محمد خاتم النبیین وآله الطیبین الطاهرین واصحابه المنتجبین» خب صلوات بر پیامبر و آل و اصحاب، اما این دستور همیشگی نیست نه در کتب شیعه و نه اهل سنت، لذا ما گاهی نام اصحاب را هم می آوریم گاهی هم عین همان صلواتی که صحیح بخاری، اهل سنت، شیعه نقل کردند همان را می گوییم،‌دائمی باید پیامبر و آل باشد.

 

مجری:

چه فرقی بین مذهب شیعه و مذهب دراویش هست؟ برخی می گویند اینها شیعیانی هستند که دارای اعتقادات خاصی هستند.

کارشناس:

ببینید اگر ما درویش بودن را معادل با صوفی گری معنا کنیم که معمولا به جای واژه صوفی درویش به کار می برند باید بگوییم که تصوف و صوفی گری هم در شیعه است هم در تسنن، و اینها خودشان فرقه های مختلفی هستند، یک سری فرقه ها و طریقت های صوفیانه در میان اهل سنت بیشتر رایج است، یک سری هم در میان برخی شیعیان، یعنی هم صوفی سنی داریم هم صوفی شیعه، صوفی سنی مثلا فرقه نقشبندی،‌ فرقه قادری، اینها از فرق تصوف هستند که در میان اهل تسنن هستند، اهل تسنن صوفی ها یک عده ای پیرو طریقت نقشبندی،‌عده ای پیرو طریقه قادری و مانند اینها.

یک سری هم صوفی هایی هستند که از نظر اعتقادی می گویند ما شیعه هستیم،‌ مانند فرقه شاه نعمت الله، یا گنابادی که از زیر مجموعه فرقه شاه نعمت الله است، یا فرقه ذهبی که اینها باز یک سری فرقه هایی هستند که می گویند ما شیعه هستیم.

پس بنابراین بحث صوفی گری یک بحث است، بحث مذهب یک چیز دیگری است که مذهب ممکن است یک صوفی شیعه باشد یا سنی، درویش هم درویش شیعه داریم هم درویش سنی، لذا اینکه بگوییم فرقش چی هست اینها اصلا در یک فاز نیستند، صوفی شیعه داریم، خب اونی که صوفی شیعه است با شیعه ای که صوفی نیست فرقش چیست؟ یک سری چیزها در میان صوفیه هست که شیعیان غیر صوفی اینها را قبول ندارند، همچنان که در میان اهل تسنن هم یک سری از اهل تسنن تصوف را قبول دارند، حالا یا طریقت نقشبندی یا قادری یا بقیه طریقت ها، برخی از اهل تسنن هم ارادتی به صوفی گری ندارند و مخالف هستند، مثلا عموم وهابی ها و اهل حدیث شدیدا با تصوف و صوفی گری و درویش گری مخالف هستند، شیعیان هم عموما نظر موافقی با این فرق صوفیه ای که به نام شیعه هستند عموم بزرگان شیعه نظر موافقی ندارند و اما خب عده ای هم هستند از صوفیان مثل همین دراویش گنابادی که می گویند ما شیعه هستیم ولی اضافاتی از عقاید دارند که عموم شیعیان ندارند.

مثلا عموم شیعیان عبادتگاهشان مسجد است ولی خب اینها غالبا مرکزی می سازند به نام خانقاه

مجری:

داستان خانقاه چیست؟

کارشناس:

فقط می خواهیم این را بگوییم که ما مسجد می سازیم بعد در کنار مسجد گاهی برای اینکه برخی افراد عذر دارند و نمی توانند در مسجد شرکت کنند حسینیه ای هم در بعضی جاها می سازند ولی نه اینکه فقط حسینیه بسازند به جای مسجد، معبد مسلمانان در اصل مسجد است، چون خود اسلام گفته یک سری افراد حق ورود در مسجد ندارند و می خواهند در مراسم مذهبی شرکت کنند گاهی اوقات مراکزی به عنوان حسینیه، تکیه و مانند اینها می سازند که بتوانند شرکت کنند، اما معبد اصلی مسلمانان مسجد است،‌حالا این آقایان مسجد نمی سازند و خانقاه می سازند، این یک تفاوت است.

مطلب دیگر اینکه همه مسلمانان می گویند که انسان معلم داشته باشد،‌مربی و استاد داشته باشد اما اینکه یک فرد خاصی به عنوان قطب و من باید بروم با او بیعت کنم، اگر بخواهم به مسیر کمال برسم و احیانا برخی فرق صوفیه می گویند که آن قطب هر دستوری به شما داد باید رعایت کنی حتی اگر به ظاهر خلاف دستور شرع باشد، خب ما عموم شیعیان و علمای اسلام این را قبول ندارند که یک کسی بیاید به بنده دستور بدهد تو خلاف شرع انجام بده چون او استاد تو بوده قبول کن، یا بعضی از فرق صوفیه که بحث طریقت و شریعت و حقیقت را مطرح می کنند بعضی می گویند انسان ابتدا باید برای رسیدن به حقیقت و واقعیت و کشف و شهود و اینها باید دستورات اسلام و شریعت را رعایت کند، اما بعد که به آن مرحله و مقام عالی رسید دیگر عمل به این دستورات لازم نیست و تکالیف از فرد ساقط می شود این را عموم علمای اسلام قبول ندارند که انسان به یک مرحله ای برسد که نماز بر او واجب نباشد، تکالیف از او ساقط شده باشد، بعضی فرق صوفیه یک چنین چیزهایی دارند که عموم علمای اسلام قبول ندارد یا اینکه برخی از این فرق به جای خمس که خب آیه خمس در قرآن است و شیعه و سنی اصل خمس را قبول دارند بعضی از آنها می گویند به جای آن عشر بدهید، خمس یعنی یک پنجم، عشر بگویند این را عموم علمای اسلام قبول ندارند، از این قبیل چیزها که از موضوع ما مقداری خارج است.

مجری:

الان اگر بخواهیم در یک جمله جمع بندی کنیم آن آقایی که می گوید من صوفی و درویش هستم،‌ شیعه هست؟

کارشناس:

بله می تواند شیعه باشد ولی اعتقاداتی که مطرح می کند ممکن است شیعه باشد به این معنا،‌ما شیعه را چه می گوییم؟ کسی که معتقد است بعد از پیامبر جانشین آن حضرت اهل بیت آنها اولین نفر حضرت علی علیه السلام بعد ائمه اهل بیت،‌خب ممکن است کسی صوفی است همین حرف را بگوید در مقابل افرادی که این نظر را ندارند،‌ اما بعد علاوه بر این یک سری حرف هایی که در فرق صوفیه هست داشته باشد و بگوید من این عقیده را دارم همانطوری که یک کسی اهل تسنن است می گوید من معتقدم که پیامبر کسی را به جای خود تعیین نفرمودند و مردم خلفای ثلاثه و بعد حضرت علی را انتخاب کردند که اینها را قبول دارم و در عین حال صوفی هم هست و برخی حرف های صوفیه را دارد، یکی هم می گوید من اهل تسنن هستم ولی صوفی نیستم.

مجری:

 پیامکی مطرح شده و سوالی را پرسیدند اینکه اهل بیت با بنی امیه خوب بودند و از آنها دختر می گرفتند و با آنها ازدواج می کردند چرا می گویید که این رابطه رابطه بدی بوده است؟

کارشناس:

من قبل از اینکه این سوال را پاسخ بدهم، این را مطرح می کنم که چرا برخی از افراد و برخی از شبکه ها آمدند وارد این فاز شدند که بیایند از بنی امیه دفاع کنند، همچنان که برخی از شبکه ها احیانا وارد این بحث شدند که اهل بیت یا حضرت علی علیه السلام را زیر سوال ببرند، من میخواهم این را بگویم که این شبکه ها و این افراد به نظر می رسد که اینها عموم اهل تسنن نیستند، چرا؟ چون عموم اهل تسنن هیچگاه در صدد اینکه بیایند اهل بیت یا حضرت علی علیه السلام را زیر سوال ببرند نیستند، در صدد اینکه بیایند از یزید و عموم بنی امیه دفاع کنند نیستند، ببینید عموم اهل تسنن دیدگاهشان راجع به اهل بیت بسیار مثبت است و به عنوان مثال عرض می کنم آقای احمد بن حنبل امام مذهب حنبلی ایشان که امام یک مذهب است یک کتاب مفصل هم دارد به نام مسند و کتابی دارد به نام فضائل الصحابه این آقا چنین می گوید، نگاه کنید المستدرک علی الصحیحین آقای حاکم نیشابوری در جلد سوم کتاب معرفة الصحابة در ترجمه یعنی شرح حال حضرت علی علیه السلام این را نقل می کند،‌همان ابتدا می گوید امام احمد گفت:«سَمِعْتُ الْقَاضِيَ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ الْحَسَنِ الْجَرَّاحِيَّ، وَأَبَا الْحُسَيْنِ مُحَمَّدَ بْنَ الْمُظَفَّرِ الْحَافِظِ، يَقُولَانِ: سَمِعْنَا أَبَا حَامِدٍ مُحَمَّدَ بْنَ هَارُونَ الْحَضْرَمِيَّ يَقُولُ: سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ مَنْصُورٍ الطُّوسِيَّ يَقُولُ: سَمِعْتُ أَحْمَدَ بْنَ حَنْبَلٍ يَقُولُ: «مَا جَاءَ لِأَحَدٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنَ الْفَضَائِلِ مَا جَاءَ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ»[4] این آقا که امام اهل حدیث و یک محدث بزرگ اهل سنت است می گوید ما برای احدی از اصحاب پیامبر آن قدر حدیث فضیلت که برای حضرت علی داریم برای هیچکس نداریم. ببینید این امام اهل سنت، نقل می کند آقای حاکم نیشابوری از بزرگان اهل سنت است نقل می کند پس اینها در صدد اینکه بیایند حضرت علی را زیر سوال ببرند نیستند، می آیند فضائل حضرت را بیان می کنند، آقای نسائی از بزرگان اهل سنت که عموم اهل سنت قبول دارند ایشان کتاب می نویسد خصائص الامام علی علیه السلام، من اینها را می گویم که برادران شیعه بدانند به اشتباه نیفتند، اگر دیدند یک جا برخی شبکه ها می آیند حضرت علی و اهل بیت را زیر سوال می برند یا فضائل آنها را انکار می کنند خیال نکنند اینها اهل سنت هستند، اهل سنت این است، آقای نسائی یکی از مولفان کتب سته اهل سنت ایشان یک کتاب نوشته خصائص الامام علی بن ابیطالب، فضیلت های مخصوص و ویژه حضرت علی علیه السلام را بیان می کند، آنی که می آید از آن طرف یکسره دنبال این است که حضرت علی و اهل بیت را زیر سوال ببرد بدانید ربطی به عموم برادران و خواهران اهل سنت ندارد، آن کسی که می آید از یزید دفاع می کند برادران بدانند من شبکه خاصی را نمی خواهم اسم بیاورم، یا اونی که می آید از بنی امیه دفاع می کند بدانید این برادران اهل سنت نیستند، افرادی که حالا گرایش های ناصبی گری دارند یا احیانا افرادی که گرایش های وهابی گری و ابن تیمیه ای دارند آنها این روش را دارند اما عموم اهل سنت چنین نیستند، آقای مثلا تفتازانی از بزرگترین علمای علم کلام و عقاید اهل سنت است، ایشان درباره یزید می گوید که واقعیت این است که «و الحق: أن رضا «يزيد» بقتل «الحسين» و استبشاره بذلك، و اهانته أهل بيت النبي عليه السلام»[5] واقعیت این است که اینی که یزید راضی به قتل امام حسین بود و خوشحال از این قضیه شد این از چیزهایی است که متواتر است و از نظر معنا این مطلب به صورت قطعی و متواتر نقل شده است، بعد می گوید لعنت بر او، تعبیر آقای تفتازانی این است که لعنت بر یزید می کند، حالا یک شبکه ای می آید از یزید دفاع می کند، برخی علمای اهل سنت در تفاسیر خود مثل آقای سیوطی احادیث فراوانی نقل می کند، حاکم نیشابوری احادیث فراوانی نقل می کند در مذمت بنی امیه، نگاه کنید در همین کتاب معرفة الصحابة آقای حاکم نیشابوری از بزرگترین علمای اهل تسنن روایات فراوانی در مذمت بنی امیه حالا یکسری شبکه ها پیدا شدند یکسره مدافع، حداقل خواستم این را بگویم که برادران شیعه تصور نکنند که عموم اهل سنت چنین هستند.

 

 برای مطالعه کامل مجموعه پرسمان مذاهب  اینجا را کلیک کنید.


 

[1] . سوره آل عمران، ایه 103.

[2] . سوره ال عمران، آیه 64.

[3] . بخارى، محمّد، صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر، دار طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422ق.ج 6، ص 120

[4] . حاكم نيشابورى، محمّد، المستدرك على الصحيحين، تعليق: محمد بن أحمد ذهبى، تحقيق: مصطفى عبدالقادر عطا، دارالكتب العلمية، چاپ اوّل، بيروت، 1411ق. ج3، ص116

[5] . تفتازانى، مسعود بن عمر (793)، شرح العقائد النسفية، مكتبة الكليات الأزهرية، چاپ اول قاهره،، 1407ه. ق. ج1، ص69

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن