پرسش

مجری:

بعضی از شبکه های ماهواره ای حالا اسم نمی برم گفتند که آنهایی که به جنگ حضرت علی علیه السلام رفتند در واقع به خونخواهی عثمان بود، این ادعا را می کردند که قاتلین عثمان در سپاه و لشکر حضرت علی علیه السلام بود، در واقع یه جورایی دفاع می کنند از مخالفین علی بن ابیطالب علیهما السلام، چه پاسخی برای این وجود دارد؟

 

پاسخ

کارشناس:

ممنون و متشکر که این سوالی را که در برخی شبکه ها مطرح شده بیان فرمودید، قبل از اینکه من نسبت به خصوص این مطلب توضیحی بدهم این نکته را باید عرض کنم خدمت تمامی بینندگان عزیز و ارجمند، هم به شیعیان هم به اهل سنت، عزیزان بدانید که یک عده ای امروز آمدند در برخی از این شبکه ها به نام اهل سنت حرف می زنند ولی اینها هرگز نماینده جامعه اهل سنت نیستند، هم برادران شیعه بدانند و حرف های این افراد را به حساب عموم برادران و خواهران اهل سنت نگذارند و هم برادران اهل سنت توجه کنند که عده ای دارند به اسم آنها حرف می زنند در حالی که اینها هرگز عموم اهل سنت را قبول ندارند،‌خطشان جداست، افکار خودشان که مخالف افکار عموم تسنن است به نام تسنن امروز دارند در دنیا مطرح می کنند، از جمله همین موضوعی که الان مطرح شد، عده ای می آیند مستقیم و غیر مستقیم می خواهند از دشمنان و مخالفان حضرت علی علیه السلام دفاع کنند، می خواهند حضرت علی علیه السلام را زیر سوال ببرند،‌اینکه می آید می گوید که اینهایی که به جنگ حضرت علی آمدند اینها خب علتی داشته، اینها برای خونخواهی خلیفه سوم بوده، اینها در لشکر حضرت علی بودند،‌ یعنی در واقع می خواهد بگوید اینها کارشان درست بوده می خواهد حمایت کند، در حالی که دیدگاه عموم اهل تسنن این است که می گویند تمام کسانی که در جنگ های سه گانه، جنگ جمل،‌جنگ صفین، جنگ نهروان به جنگ حضرت علی علیه السلام و لشکر آن حضرت رفتند تمام اینها اشتباه کردند، همه اینها اشتباه کردند و حق در تمام این جنگ ها با حضرت علی علیه السلام بود، عموم علمای اهل سنت نظرشان این است،‌ بلی می گویند به نظر ما اینها اشتباه کردند اما سوء نیت نداشتند، خطای اجتهادی بوده ولی خطا بوده، کتاب های اعتقادی برادران اهل تسنن حتی کتاب هایی که متن درسی در حوزه علمیه اهل تسنن است تصریح دارند، اقای تفتازانی و دیگران، کسانی که با حضرت علی علیه السلام جنگیدند، در این جنگ ها حق با حضرت علی بود آنها اشتباه کردند ولی می گویند اشتباهشان از روی سوء نیت نبوده، خطای اجتهادی بوده،‌اما اینها از این طرف می خواهند بگویند نه اصلا درست بوده، حق با آنها بوده، اینی که میخواهند حضرت علی را زیر سوال ببرند و یک مطلبی که خلاف نظر عموم اهل سنت است به حساب اهل سنت در جامعه مطرح کند خب این یقینا افکار و ایده اش کاملا غیر اهل تسنن است، بیننده ها را می خواهند فریب دهند، افکار خودشان که متاثر از افکار بنی امیه ای است، بنی امیه بودند که دشمنان و مخالفان اهل بیت علیهم السلام بودند.

من همینجا دوست دارم یک مقداری این قسمت را باز کنم که الان گروه هایی که طرفدار بنی امیه هستند، گرایش این را دارند تا می شود فضائل حضرت علی علیه السلام را زیر سوال ببرند و رد کنند از آن طرف از مخالفان حضرت علی طرفداری کنند و بزرگشان کنند، حتی اینها می بینید که گاهی اوقات از بنی امیه صریحا دفاع می کنند، گاهی از یزید دفاع می کنند، گاهی تحت عنوان اینکه حالا یزید را دیگر لعن نکنید، چرا یزید را لعن می کنید، بنی امیه خدمات داشتند، یکی از این افراد شخصی به نام علوش که البته در سوریه کشته شد، فرمانده نیروهای عربستان در آنجا بود در صحبت های خود می گفت «نحن نفتخر ببنی امیة» ما به بنی امیه افتخار می کنیم، می گفت بنی امیه «اقاموا الحق والعدل» اینها حق را اجرا کردند، عدالت را اجرا کردند، یعنی مثلا امام حسین علیه السلام را به شهادت رساندند این حق و عدالت بود و ما هم افتخار می کنیم، عده ای افراد در بعضی شبکه ها هستند طرفدار اینها و این فکر هستند، حالا این فکر را شما بیایید با تفکر عموم برادران اهل تسنن،علمای اهل تسنن هرگز چنین چیزی ندارند، علمای تسنن حالا من یکی یکی می گویم به عنوان نمونه، چند دقیقه من در مورد بنی امیه صحبت کنم  بعد در خدمت شما هستم. علمای تسنن آمدند عده ای در قرآن کریم، ذیل آیه:«وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا»[1]

آمدند یک چیزی نقل کردند، آقای فخر رازی در تفسیرش نقل کرده، آقای قرطبی در تفسیرش نقل کرده، آقای سیوطی در درالمنثور و بسیاری از مفسرین اهل سنت این را نقل کردند که در شان نزول این آیه آمدند گفتند یک شان نزول این است که فراوان نقل شده،‌ پیامبر (ص) در عالم خواب دیدند که بنی امیه بالای منبر ایشان می روند مانند میمون هایی که بالای چیزی می جهند، یکی بالا می رود و یکی پایین می آید، تعبیر حضرت این است که در عالم خواب دیدم که بنی امیه: «أريت في منامي كأن بني الحكم بن أبي العاص ينزون على منبري كما ينزو القردة»[2]

از این خواب پیامبر شدیدا ناراحت شدند، بعد که از خواب بیدار شدند خودشان خوابشان را نقل کردند که چنین خوابی دیدم، خواب دیدم که میمون هایی بالای منبرم می روند بعد فرمودند که اینها بنی امیه هستند که بعد از من اینها به قدرت و حکومت می رسند، بعد نوشتند که از آن موقع به بعد کسی پیامبر را خندان ندید، انقدر ناراحت شدند از اینکه بعد از آن حضرت عده ای بنی امیه روی کار می آیند، من یک تعدادی روایات فقط از یک کتاب می خوانم، در تفاسیر فراوان است ولی یکی از علمای معروف اهل تسنن، اینها را می گویم تا دیدگاه تسنن معلوم شود، این گروه های طرفدار بنی امیه و دشمنان اهل بیت هم خطشان معلوم شود که اینها خط عموم اهل تسنن نیست، آقای حاکم نیشابوری از معروفترین علمای اهل تسنن کتاب دارند به نام المستدرک علی الصحیحین ایشان این کتاب را نوشته در تکمیل کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم، این دو کتاب در جامعه اهل سنت معتبرترین کتاب حدیثی محسوب می شود و این آقا در تکمیل آنها این کتاب را نوشته است، علمای اهل سنت از بزرگانی چون ذهبی و دیگران تجلیل فراوانی از نویسنده این کتاب آقای حاکم نیشابوری کردند، در جلسه قبل به مناسبتی گفتم که حتی آقای محمد بن عبدالوهاب بنیانگذار وهابیت در کتاب التوحید خودش باب فضل التوحید، موقعی که حدیثی نقل می کند و می خواهد بگوید این حدیث درست است می گوید این حدیثی است که حاکم نیشابوری گفته این حدیث درست است، پس درست است، استدلالش به این است، حالا این آقای حاکم نیشابوری که علمای اهل تسنن فراوان ایشان را قبول دارند یک روایات زیادی درباره بنی امیه دارد،‌ من یک بخشی از اینها را چند نمونه اش را در اینجا عین عبارت را می خوانم، در جلد چهارم کتاب مستدرک یک جا حدیث نقل می کند که پیامبر فرمودند:«عَنْ أَبِي ذَرٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، يَقُولُ: «إِذَا بَلَغَتْ بَنُو أُمَيَّةَ أَرْبَعِينَ، اتَّخَذُوا عِبَادَ اللَّهِ خَوَلًا، وَمَالَ اللَّهِ نِحَلًا، وَكِتَابَ اللَّهِ دَغَلًا»[3]

بنی امیه وقتی که به 40 نفر برسند بندگان خدا را بردگان خود می گیرند، مردم را به بردگی می کشند، مال خدا را، اموال عمومی مردم را مثل بخشش مال مفت و مجانی برای خود قرار می دهند و به همدیگر می بخشند، به کتاب خیانت می کنند، این حدیث را ایشان نقل می کند و حدیث دیگری در همین جا ایشان به مناسبت بنی امیه می آورد که پیامبر فرمودند: هلاک این امت به دست نوجوانانی از قریش است که ایشان این را در ذیل حال بنی امیه می آورد و می خواهد بگوید مقصود بنی امیه هستند و می گویند:«هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین» این حدیث درست است تمام شرایطی که آقای بخاری و مسلم برای صحت حدیث قائلند در  این حدیث هست. حدیث دیگری باز به همین مضمون نقل می کند به تعبیر:«عَنْ حَلَّامِ بْنِ جِذْلٍ الْغِفَارِيِّ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا ذَرٍّ جُنْدُبَ بْنَ جُنَادَةَ الْغِفَارِيَّ، يَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، يَقُولُ: «إِذَا بَلَغَ بَنُو أَبِي الْعَاصِ ثَلَاثِينَ رَجُلًا اتَّخَذُوا مَالَ اللَّهِ دُوَلًا، وَعِبَادَ اللَّهِ خَوَلًا، وَدِينَ اللَّهِ دَغَلًا»[4]مستدرک، ج4، ص526

اولاد ابی العاص از بنی امیه وقتی به 30 نفر برسند بندگان خدا را به بردگی می گیرند،‌از اموال مردم سوء استفاده می کنند، باز می گوید:

هذا حدیث صحیح علی شرط مسلم. و همین قضیه خواب پیامبر را هم باز ایشان نقل می کند می گوید که پیامبر فرمودند:«عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «إِنِّي أُرِيتُ فِي مَنَامِي كَأَنَّ بَنِي الْحَكَمِ بْنِ أَبِي الْعَاصِ يَنْزُونَ عَلَى مِنْبَرِي كَمَا تَنْزُو الْقِرَدَةُ» قَالَ: فَمَا رُئِيَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مُسْتَجْمِعًا ضَاحِكًا حَتَّى تُوُفِّيَ «هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ الشَّيْخَيْنِ، وَلَمْ يُخْرِجَاهُ»

در خواب به من نشان دادند گویا اولا حکم بن ابی العاص که در راس بنی امیه محسوب می شد بالای منبر من می پرند مثل میمون هایی که می جهند. از موقعی که پیامبر این خواب را دیدند دیگر کسی حضرت را خندان ندید، بعد مولف می گوید. این حدیث درست است از نظر شرایطی که آقای بخاری و مسلم برای صحت حدیث قائل هستند. حدیث بعدی از یکی از اصحاب پیامبر نقل می کند به نام ابو برزه اسلمی که می گوید او می گفت منفورترین قبایل و گروه ها نزد پیامبر سه گروه بودند: «عَنْ أَبِی حَمْزَةَ، قَالَ: سَمِعْتُ حُمَیْدَ بْنَ هِلَالٍ، یُحَدِّثُ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُطَرِّفٍ، عَنْ أَبِی بَرْزَةَ الْأَسْلَمِیِّ، قَالَ: کَانَ أَبْغَضَ الْأَحْیَاءِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بَنُو أُمَیَّةَ، وَبَنُو حَنِیفَةَ، وَثَقِیفٌ هَذَا حَدِیثٌ صَحِیحٌ عَلَى شَرْطِ الشَّیْخَیْنِ، وَلَمْ یُخْرِجَاهُ»[5]

مبغوض ترین قبایل نزد پیامبر چه کسانی بودند؟ بنو امیه و بنو حنیف و بنو سقیف

اولین آنها بنی امیه بود، منفوترین گروه بود، البته در هر گروهی استثنا وجود دارد، این دیدگاه علمای اهل تسنن، در تفاسیر و کتب حدیثی شان، اما یک عده ای را شما می بینید که اینها شروع کردند از بنی امیه دفاع کردن و تعریف کردن و حضرت علی علیه السلام و فضائلش را زیر سوال بردند، اینجا هم می خواهند بگویند که بله حق با اینها بود.

مجری:

فایده این کار چیه؟  یکی کسی مثل جرج جرداق مسیحی می آید علی صوت العدالة الانسانیة را راجع به امام علی علیه السلام می نویسد، یعنی اظهر من الشمس این حضور ایشان، عدالت ایشان، چه نفعی وجود دارد اینکه آنها دفاع از بنی امیه کنند؟ آیا منفعت خاصی وجود دارد؟

کارشناس:

این ممکن است دو علت باشد، یکی اینکه گاهی از اوقات دشمنان دنبال این هستند که ایجاد و اختلاف و درگیری بین مسلمانان کنند، بعضی از شبکه ها کارشان این است، همان چیزی که خواسته دشمنان است که ایجاد تفرقه میان مسلمان ها، عموم مسلمان ها دید خوبی نسبت به بنی امیه ندارند، همه مخالف هستند،‌این علمای اهل تسنن، علمای اهل تشیع هم که مشخص است، حالا در این وسط یک عده بیایند شروع کنند از بنی امیه و یزید و دشمنان اهل بیت دفاع کردن یک جنجالی میان مسلمانان ایجاد می کنند، این خب خواسته دشمنان هستند، مردم به جان هم بیفتند، بعد هم همانگونه که سایر فرق باطله، انسان ها موقعی که به یک چیزی وابسته شدند ولو باطل از او معمولا چون به عنوان باور خودشان هست ولو غلط باشد دفاع می کنند، چطور هندو ها، بودایی ها، بهایی ها، فرقه های باطل از عقیده خودشان دفاع می کنند؟ یک رگه ای از صدر اسلام تا به امروز یک رگه طرفداران بنی امیه و دشمنان اهل بیت، یک رگه ضعیفی تو کشورهای اسلامی بوده که عموم مسلمانان هم با اینها مخالف بودند اما اینها همچنان آن تفکر را دارند و می خواهند مستقیم و غیر مستقیم دفاع کنند، گاهی علنی جرات نمی کنند بیایند بگویند ما طرفدار بنی امیه هستیم، غیر مستقیم می گویند اینها چنین بودند و قصد خوبی داشتند و بنی امیه خدمت کردند، در عربستان یک کتابی چاپ کردند امیرالمومنین یزید بن معاویة، یزید را به عنوان امیرالمومنین معرفی کردند. خب اینها یک چیزی است که تمام امت اسلام را به هم میریزد و در واقع غیر مستقیم پیامبر را زیر سوال می برد، پیامبر می فرماید:«الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَأَبُوهُمَا خَيْرٌ مِنْهُمَا»[6]

 

پیامبر این قدر از امام حسین تعریف کردند، پیشگویی کردند به نقل شیعه و سنی موقعی که جبرئیل به پیامبر خبر داد که فرزندت را به شهادت می رسانند چقدر پیامبر گریه کردند، اینها در واقع می خواهند بگویند پیامبر هم نعوذ بالله بیخود گریه کرده و حق با یزید بوده است و امام حسین اشتباه کرده است، اگر پیامبر فرمودند امام حسین بهترین جوانان بهشت است، پیامبر اشتباه کردند و الا که ایشان آدم گنهکاری بود و حق با یزید بود.

مجری:

حدیث «انامدینة العلم وعلی بابها»[7] را همه شنیدند، کوچک و بزرگ، حالا بعضی از این شبکه ها و آقایان ادعا کردند که چنین روایتی اصلا وجود ندارد و منسوب به پیامبر نیست.

کارشناس:

این اولا یک شاهدی است بر مطلبی که عرض کردم به شما که یک عده ای گرایش بنی امیه ای دارند، گرایش ضد اهل بیتی دارند، تا بشود فضائل اهل بیت را زیر سوال ببرند حتی از روی جهل و نادانی،‌ چیزی که خبر ندارند یا واقعا می دانند این در کتب فراوان نقل شده که عمدا دروغ می گویند و تکذیب می کنند،‌ یا اطلاع ندارند، اگر شما اطلاع ندارید انقدر سواد ندارید، کتب معروف اهل تسنن را نخواندید شما حق ندارید حرف بزنید، می گوید حدیث «انا مدینة العلم» نیست، ببینید 6 کتاب حدیثی برادران اهل تسنن دارند که یکی از آنان کتابی است به نام سنن ترمذی، این کتاب حدیث را همین معنا را با تعبیر دیگری آورده است، می گوید پیامبر فرموده اند:«عَنْ عَلِيٍّ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: أَنَا دَارُ الحِكْمَةِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا»[8]سنن ترمذی من منزلگاه حکمت و دانش هستم وعلی درب و دروازه اوست.

اتفاقا این کتاب را هم اینجا داریم و می توانیم کتاب را هم ارائه کنیم تا ببینند، سنن ترمذی از معروف ترین کتب،‌ این یک کتاب معروف از 6 کتاب برادران اهل سنت در باب حدیث است، یک بخش این کتاب به عنوان کتاب المناقب است،‌مناقب و فضائل افراد مختلف را ذکر می کند تا می رسد به مناقب حضرت علی علیه السلام، مفصل روایاتی می آورد از جمله روایات این حدیث است، در همان باب چندین حدیث می آورد، حدیث اینکه پیامبر فرمود:«عَنِ الْمُسَاوِرِ الحِمْيَرِيِّ، عَنْ أُمِّهِ، قَالَتْ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ، فَسَمِعْتُهَا تَقُولُ: كَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: لاَ يُحِبُّ عَلِيًّا مُنَافِقٌ وَلاَ يَبْغَضُهُ مُؤْمِنٌ» تا به این حدیث می رسد که بعضی از چاپها مثل این، عنوان باب را «باب اما ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی» قرار داده است که پیامبر به حضرت علی فرموده اند آیا راضی نیستی برای من به منزله هارون باشی برای موسی، اولین حدیثی که اینجا هست می گوید:«قال رسول الله ص انا دار الحکمة وعلی بابها» خب این حدیث در اینجا آمده است، بعد ایشان می‌گوید: «هذا حدیث غریب ومنکر» می خواهد بگوید این حدیث یک سند دارد اما مضمونش برای ما مورد قبول نیست، بعد می گوید:«وروی بعضهم هذا الحدیث» عده ای هم از طریق دیگری این حدیث را نقل کردند. خب چون اینجا لفظش اینجور است و سندش هم می گوید یک سند بیشتر ندارد و غریب و منکر است، می رویم یک کتاب دیگری که واضح تر عین این عبارت را دارد،‌ المستدرک علی الصحیحین، نویسنده قبلا گفتیم آقای حاکم نیشابوری، در کتاب معرفة الصحابة می آید یک قسمتی می رسد به شرح حال حضرت علی علیه السلام، در شرح حال حضرت احادیث زیادی می آورد تا به این حدیث می رسد که من عین عبارت حدیث را می خوانم، بعد از اینکه سند حدیث را نقل می کند:«عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِهِ مِنْ بَابِهِ»[9] عین عبارت است، هم لفظ عین عبارتی که ایشان گفته دروغ است و چنین چیزی نداریم، این عین این است، می گوید پیامبر فرمودند: من شهر علم هستم و علی در و دروازه این شهر علم است، هرکس می خواهد وارد شهر علم شود، می خواهد دسترسی به علوم من پیدا کند از در وارد شود. قرآن داریم اشاره به آن آیه شریفه که:«يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَی وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[10]

خونه ها را از در و دروازه وارد شوید، یعنی هرچیزی راهی دارد، اگر می خواهید به علوم من دست پیدا کنید، از راهش وارد شوید، آن کسی که همه علوم من را بلد است علی است از طریق علی به تمام علوم من می توانید برسید. بعد مولف کتاب آقای حاکم نیشابوری می گوید:«هذا حدیث صحیح الاسنادولم یخرجاه وابو الصلت ثقة مامون فقال ثقة» سندش هم درست است.هر چند در صحیح بخاری و مسلم نقل نکردند اما سند این حدیث درست است، یکی از راویان شخصی است به نام ابوالصلت، بعد می گوید: ابوالصلت راوی مورد اعتماد است، فردی گفت که من از یحیی بن معین از علمای معروف علم رجال اهل سنت که صاحب نظر در این مسائل است پرسیدم درباره این آقای ابوالصلت گفت مورد اعتماد و وثوق است، پس بنابراین عین عبارت در این کتاب آمده و مولف هم تصریح کرده است که سند آن درست است، شاید آن عبارت را تغییر داده که « انا دار الحکمة» گفته این حدیث غریب است و یک سند دارد و منکر است، این می گوید نه عین همین عبارت صحیح و درست و مورد اعتماد است.

مجری:

بیننده ای گفتند سلام درباره آئین احمدی که مرکز آن در غرب است صحبت کنید، حالا استاد نمی دانم آیین احمدی آیا آشنایی دارید یا خیر.

کارشناس:

ببينید در پاکستان یک فرقه ای داریم به نام احمدیه، اونی که معروف هستند اینها هستند، اینها فرقه ای هستند که به سه نام معروفند،‌ قادیانی گفته می شود، میرزایی گفته می شود، احمدی هم گفته می شود،‌ احمدی معروف اینها هستند و اینها عمدتا در پاکستان و هندوستان هستند، پیروان شخصی به نام میرزا احمد قادیانی، قادیان یکی از مناطق نزدیک لاهور در پاکستان است، این آقا اهل آنجا بوده به مناسبت اینکه اهل آنجاست به او قادیانی می گویند اسمش هم میرزا احمد است، گاهی پیروانش را میرزایی می گویند، احمدی می گویند، قادیانی می گویند، احمدی معروف آنها هستند، که این آقا در جامعه اهل سنت سر بر آورد و کاری شبیه آنچه که علی محمد باب در ایران انجام داد و محمد بن عبدالوهاب در عربستان تفرقه ایجاد کرد، این سه نفر تقریبا قریب العهد بودند،‌زمانشان به هم نزدیک بود، هرکدام در یک منطقه جهان اسلام بین مسلمانها مشکل و تفرقه و درگیری ایجاد کردند، علی محمد باب و بعد از او بهاء الله در ایران، محمد بن عبدالوهاب در عربستان، میرزا احمد قادیانی و پیروانش تفرقه و اختلاف در پاکستان ایجاد کردند، این آقا به عنوان یک فرد سنی خودش را قلمداد کرد، سنی اصلاحگر،‌همانطور که محمد بن عبدالوهاب پیروانش او را به عنوان یک مصلح عنوان کردند بعد آمدند یک حرف هایی عنوان کرد که عموم علمای اهل تسنن فرمودند اصلا از دایره اسلام خارج است، ما او را سنی نمی دانیم و اصلا مسلمان هم نمی دانیم، طرفدارانی هم در آنجا دارد، احمدی های معروف اینها هستند، اگر یک فرد دیگری، چهار تا پیرو داشته باشد که معروف نیست آن را من نمی دانم، فرقه احمدی معروف در کتاب های ملل و نحل هم نوشته شده، آقای محمد جواد مشکور در کتاب فرق اسلامی ذکرشان کرده اند احمدی ها اینها هستند.

مجری:

می گویند که پیامبر هرگز به قبور توسل نکردند و توسل به قبور یک بدعتی است، به جای این کار برای میت استغفار می کردند،‌چرا شیعیان توسل به قبور می جویند؟

کارشناس:

اولا شیعیان و اهل سنت، بحث شیعه نیست، شیعه و سنی هر دو توسل پیدا می کنند، آن هم توسل به پیامبر و بزرگان دین، نه توسل به قبر،‌ قبر را وسیله قرار نمی دهند، هر چند که گاهی خود مکان ها هم قداستی پیدا می کنند، مثل مسجد که خودش قداست خاص خودش را دارد، خانه خدا احترام خاص خودش را دارد، جایی که پیامبر خدا در آنجا دفن شده به خاطر انتساب به پیامبر قداستی پیدا می کند اما آنی که مسلمان ها، چه شیعه و سنی توسل پیدا میکنند به خود پیامبر توسل پیدا می کنند نه اینکه بیایند به قبر توسل کنند و قبر را وسیله قرار بدهند، عمدتا توسل به خود پیامبر و اهل بیت است.

بعد آمدند گفتند که پیامبر یا دیگران توسل پیدا نمی کردند، اولا قاعده اولیه این است که انسان یک کسی را وسیله بین خودش و خداوند قرار دهد که یک فرد مهمتری باشد، شخصی مهمتر از پیامبر نبوده که حالا پیامبر بیایند و حتما در دعاهایشان او را وسیله قرار دهند، شخصی بالاتر نبود، ما می گوییم پیامبر خدا، اهل بیت پیامبر، ما اصلا کسی در مقابل آنها نیستیم، آنها مقام بسیار والایی دارند اینها را وسیله درگاه خدا قرار می دهیم خدایا از تو می خواهیم به آبروی پیامبر و اهل بیت، یا می گوییم یا رسول الله اشفع لنا عندالله، این است، پیامبر خودشان بالاترین مقام هستند، اما در عین حال شاید به خاطر آموزش به مثل ماها بوده است، مواردی داریم که خود پیامبر دعا می کردند و می فرمودند، از جمله به حق پیغمبرت، به حق پیغمبران گذشته، علمای اهل تسنن در کتاب های مختلف نقل کردند که موقعی که فاطمه بنت اسد از دنیا رفت پیامبر خودشان تشریف آوردند قبل از اینکه جنازه فاطمه بنت اسد مادر محترمه حضرت علی علیه السلام را به خاک بسپارند خود آن حضرت داخل قبر شدند و دعا کردند:« ثُمَّ قَالَ: «اللهُ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ حَيٌّ لَا يَمُوتُ، اغْفِرْ لِأُمِّي فَاطِمَةَ بِنْتِ أَسَدٍ، ولَقِّنْهَا حُجَّتَها، وَوَسِّعْ عَلَيْهَا مُدْخَلَهَا، بِحَقِّ نَبِيِّكَ وَالْأَنْبِيَاءِ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِي فَإِنَّكَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ»[11]

خدایا این زنی که برای من بعد از مادر خودم، مادری کرد، حق مادری به گردن من داشت، خدایا او را ببخش، این زنی که بعد از مادر من مادر دوم من محسوب می شد خدایا او را ببخش به حق پیامبرت و انبیائی که قبل از من بودند. پس پیامبر هم در دعای خود وسیله قرار دادند، یکی حق خودم و یکی هم خدایا به حق تمام انبیائی که قبل از من بوده اند.

نگاه کنید کتاب های متعدد از جمله یکی شان را نمونه ذکر می کنم کتاب سنن ترمذی عین عبارات را هم گفتیم در کتاب الدعوات و در ده ها کتاب دیگر، حتی یکی از علمای اهل تسنن مکه کتابی نوشته است، شخص معروفی است، نام کتاب مفاهیم یجب ان تصحح، در این کتاب آمده همین را نقل کرده با اسناد متعدد و گفته این اشکال ندارد، ایشان می گوید توسل پیامبر این کار را نمی کرده، ما نمی دانیم این آقایان با شیعه مشکل دارند، با سنی مشکل دارند یا با قرآن و پیامبر و دین مشکل دارند، آخر اینها یک چیزهایی را زیر سوال می برند که قرآن بیان کرده است، خداوند در سوره نساء آیه 64 صریحا بیان می کند:«وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا»[12] اگر همین منافقین وقتی که با نفاق خودشان به خودشان ضربه زدند و ظلم کردند، اگر می آمدند پیش تو ای پیغمبر، یعنی مهم است که بیایند پیش تو، بعد خودشان استغفار کنند از خدا طلب آمرزش می کردند پیغمبر هم برایشان استغفار می کرد، یعنی به دعای خودشان تنها اکتفا نکنند، موقعی که می خواهند توبه کنند بیایند پیامبر هم برایشان دعا کند.

مجري:

اين پاسخ را می دهند که این برای زمانی بوده که پیامبر زنده بودند

کارشناس:

 می فرمایند این آیه مربوط به زمان حیات پیامبر است نه بعدا، می گوییم اولا آیه که چنین چیزی ندارد،‌ مطلق است،‌ حدیث داریم بر خلاف آنچه که اینها می گویند و آن حدیث چیست؟ آقای سبکی در کتاب شفاء السقام،‌ از معروفترین علمای شافعیه است، کتابی در همین بحث توسل دارند به نام شفاء السقام فی زیارة خیر الانام،‌ ایشان می گوید پیامبر فرمودند هرکس بعد از مرگ من هم سراغ من بیاید مثل زمان حیاتم است، فرقی نمی کند، این آیه می گوید «جاؤوک» اگر می آمدند پیش تو ای پیامبر، می گوید پیامبر فرمودند:«عَنْ حَاطِبٍ , قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ:  «مَنْ زَارَنِي بَعْدَ مَوْتِي فَكَأَنَّمَا زَارَنِي فِي حَيَاتِي , وَمَنْ مَاتَ بِأَحَدِ الْحَرَمَيْنِ بُعِثَ مِنَ الْآمِنِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»[13]هرکس بعد از مردن من هم سراغ من بیاید مثل این است که زمان زنده بودن آمده است.

ثانیا روایات در کتب مختلف حدیثی برادران اهل سنت و شیعه داریم که از این احادیثی که شیعه و سنی نقل کرده اند فهمیده می شود که این آیه مخصوص زمان زنده بودن پیامبر نیست، نمونه بگویم آقای غزالی از معروفترین علمای اهل سنت شافعی مذهب، کتابی دارند به نام احیاء العلوم کتاب بسیار معروفی است، ایشان در بحث کتاب الحج می گوید مستحب است، غالب علمای اهل سنت در کتاب های فقهی در کتاب الحج مطرح می کنند که مستحب است انسان بعد یا قبل از حج خانه خدا زیارت حرم پیامبر بیاید،‌ زیارت قبر پیامبر بیاید، ایشان هم در همان کتاب الحج بحث زیارت پیامبر را می آورد بعد می گوید مستحب است، دستور است موقعی که زائر به زیارت قبر پیامبر آمد این آیه را کنار قبر پیامبر بخواند، خدایا چون تو در کتابت گفتی«وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا»[14]

خدایا تو در کتابت گفتی اگر وقتی گناه کردید بیایید پیش پیامبر خودتان استغفار کنید پیامبر هم استغفار کند ما شما را می بخشیم، لذا آمده ام، ببینید، می گوید یعنی بگو که خدایا من از باب عمل به این آیه آمده ام،‌معنایش این است که پس این آیه مخصوص زمان پیامبر نیست. نه تنها آقای غزالی این را نقل کرده علمای شیعه و سنی، در کتاب های شیعه هم در مفاتیح الجنان آمده که زیارت قبر پیامبر رفتی بگو خدایا:«انک قلت فی کتابک ولو انهم اذ...... توابا رحیما» تو در کتابت فرمودی. خدایا چون تو این آیه را نازل کردی آمدم، از اینها مهمتر، این آقایان ادعا می کنند که ما حنبلی مذهب هستیم، البته ما اینها را حنبلی نمی دانیم، آقای ابن قدامه که حنبلی مذهب است در معروفترین کتابش به نام المغنی در همان کتاب الحج به مناسبت می گوید بعد از حج یا قبل از حج برو زیارت پیامبر و در کنار قبر پیامبر این آیه را بخوان،‌ خدایا تو در کتابت این آیه را نازل کردی لذا آمده ام، یعنی اینها همه می خواهند بگویند این آیه مخصوص زمان حیات پیامبر نیست، مخصوص زمان زندگی ظاهری پیامبر نیست.

مجری:

چطوری بفهمیم حق با شیعه است و خاطر جمع شویم چون الان وهابی ها و غیره همه می­گویند حق با ماست و حرف هایی از این دست، البته شاید پاسخ اجمالی ایشان این باشد که از طریق پاسخ به همین شبهات می توانند حق را بفهمند

کارشناس:

ببینید اولا ما در این شبکه فعلا در صدد این نیستیم که بیاییم بحث شیعه سنی مطرح کنیم که حق با این و با آن است، ما فعلا آنی که مهم است می خواهیم مطرح کنیم این گروه هایی که به جان مسلمانان افتاده اند و این ها نه شیعه را قبول دارند نه سنی، ما دنبال این هستیم، حرف های شیعه، استدلال های شیعه در کتاب ها هست، استدلال اهل تسنن هم هست،‌کسی که می خواهد هر دو را آشنا باشد، کتاب هایی هست مثل کتاب المراجعات، ترجمه فارسی هم دارد به نام رهبری امام علی علیه السلام، می توانند خوانندگان این کتاب را بخوانند هم دیدگاه برادران اهل تسنن آمده هم دیدگاه برادران تشیع، آن عالم بزرگوار اهل سنت سوالاتی که راجع به عقاید شیعه داشته مطرح کرده و عالم بزرگوار علامه سید شرف الدین هم مودبانه توضیح دادند،‌خب ایشان می تواند این را مطالعه کند هم نظرات اهل تسنن هم نظرات اهل تشیع ببینید دیدگاه شیعه چیست و اجمالا این نکته را هم عرض می کنیم که نسبت به خصوص واژه شیعه که بعضی از اینها حساسیت نشان می دهند،‌نه عموم اهل تسنن، بعضی حساسیت نشان می دهند علمای فراوانی از اهل تسنن نقل کردند که واژه شیعه را برای پیروان حضرت علی علیه السلام پیامبر اولین بار به کار بردند، آقای سیوطی از معروفترین علمای اهل تسنن می فرمایند در تفسیر خودشان به نام درالمنثور در ذیل آیه:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»[15]سه تا حدیث نقل می کنند که پیامبر در ذیل این آیه در این احادیث چند بار به حضرت علی فرمودند مصداق این آیه جنابعالی و شیعیان تو هستند.«انت وشیعتک»[16] خب همین اندازه که این واژه که این واژه را توضیح دادیم بقیه ما در صدد این نیستیم که فعلا بحث شیعه و سنی در اینجا راه بیندازیم، به کتاب های که در این باره نوشته شده مراجعه بفرمایید.

 

 برای مطالعه کامل مجموعه پرسمان مذاهب  اینجا را کلیک کنید.


 

[1] . سوره اسراء، آیه 60.

[2] . عبدالرحمن بن ابی بکر، جلال الدین السیوطی، صحيح وضعيف الجامع الصغير وزيادته،ص1803.شماره حدیث 1802.

[3] . حاكم نيشابورى، محمّد، المستدرك على الصحيحين، تعليق: محمد بن أحمد ذهبى، تحقيق: مصطفى عبدالقادر عطا، دارالكتب العلمية، چاپ اوّل، بيروت، 1411ق. ج4، ص525.

[4] . حاكم نيشابورى، محمّد، المستدرك على الصحيحين، تعليق: محمد بن أحمد ذهبى، تحقيق: مصطفى عبدالقادر عطا، دارالكتب العلمية، چاپ اوّل، بيروت، 1411ق. ج4، ص752

[5] .همان، ج4،ص528،ح8482

[6] . ابن ماجه قزوينى، محمّد، سنن ابن ماجه، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء الكتب العربية، بى تا. ج1، ص44.

[7] . طبراني، سليمان، المعجم الكبير، تحقيق: حمدي بن عبد المجيد السلفي، مكتبة ابن تيمية، القاهرة، چاپ دوّم، بي تا. ج11، ص65.

[8] . ترمذى، محمّد، سنن الترمذى، تحقيق: بشار عواد معروف، دار الغرب الإسلامى، بيروت، 1998م، ج6، ص82

[9] . طبراني، سليمان، المعجم الكبير، تحقيق: حمدي بن عبد المجيد السلفي، مكتبة ابن تيمية، القاهرة، چاپ دوّم، بي تا. ج11، ص65

[10] . سوره بقره، آیه 189.

[11] . طبراني، سليمان، المعجم الكبير، تحقيق: حمدي بن عبد المجيد السلفي، مكتبة ابن تيمية، القاهرة، چاپ دوّم، بي تا.ج24، ص351.

[12] . سوره نساء، آیه 64.

[13] . دارقطني، علي بن عمر، سنن الدارقطني، تحقيق: شعيب الارنؤوط وحسن عبد المنعم شلبي وعبد اللطيف حرز الله وأحمد برهوم، مؤسسة الرسالة، بيروت، چاپ اوّل، 1424ق.

[14] . سوره نساء، آیه 64.

[15] . سوره بینه، آیه 7.

[16] . سيوطي، عبد الرحمن، الدر المنثور في التفسير بالمأثور، دار الفكر، بيروت، بي تا. ج8، ص589.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن