پرسش

مجری:
شما به عنوان کسی که در حوزه مذاهب اسلامی آشنا هستید، شبکه ­های مختلف در حوزه ادیان و برنامه هایی که در بحث مذاهب هست را دنبال می کنید نظر شما راجع به شرایط و اوضاع فعلی چیست؟

 

پاسخ

کارشناس:

متاسفانه برخی از شبکه ها در این ایام که بسیار ایام حساسی برای اسلام و مسلمانان است به جای اینکه مطالبی را مطرح کنند که اختلافات میان مسلمانان کم شود، بدبینی ها نسبت به یکدیگر از بین برود،‌آنچه که موجب ایجاد فتنه در جامعه اسلامی است اینها را از بین ببرند اموری را مطرح می کنند که بیشتر اختلافات و بدبینی ها و کینه ها را نسبت به یکدیگر بیفزاید، عملا دارند خواسته های دشمنان اسلام، دشمنان مسلمین را تامین می کنند، امروزه ما می بینیم یکی از گرفتاری های بسیار مهم جامعه اسلامی  در ممالک مختلف وجود گروه های تکفیری و جنگ و درگیری ها و کشتارهایی است که مسلمانان در جامعه اسلامی به وجود آمده و افرادی به نام اسلام مسلمانان دیگر را به خاک و خون می کشند.

به جای اینکه بیایند کاری کنند که این حرکت های زشت کم شود، جلوگیری شود، بیشتر مطالبی را مطرح می کنند که این مشکلات را می افزاید، خواسته های دشمنان را تامین می کند، این افرادی که این کارهای خلاف را انجام می دهند، آدم می کشند به نام اسلام، آبروی اسلام را می برند، مسلمانان را دچار مشکل می کنند، دم از اسلام و قرآن و تسنن می زنند، خب چرا این اقایان اگر واقعا سوء نیست ندارند، اگر هدفشان خدمت به دشمنان اسلام نیست نمی آیند بیان کنند که این عملکردی که گروه های تکفیری و افراطی دارند اینها با اسلام سازگار نیست، اینها دم از تسنن می زنند، هرگز عملکرد اینها مورد تایید احادیث بزرگان اهل سنت نیست.

من به عنوان نمونه دو حدیث در قسمت اول می خوانم، آقای امام بخاری مولف کتاب صحیح بخاری که کتاب ایشان در جامعه اهل سنت بالاترین جایگاه را بعد از قرآن کریم دارد، ببینید ایشان چه حدیثی نقل می کند، اگر این آقایان واقعا سوء نیست ندارند چرا این احادیث را پخش نمی کنند؟ آقای بخاری در کتاب صحیح بخاری حدیث نقل می کند در بخش کتاب المغازی که حالا ان شا الله عین عبارت را برایتان از روی کتاب می خوانیم، در باب «بعث النبی اسامة بن زید الی الحرقات» حدیثی نقل می کنند که آقای اسامة بن زید که یکی از اصحاب پیامبر (ص) بود نقل کرد که پیامبر ما را به منطقه حرقة فرستادند برای جنگ و جهاد،‌ رفتیم و جنگ شروع شد من در کنار یکی از برادران انصار با هم در کنار هم با دشمن می جنگیدیم تا اینکه یکی از مشرکین دنبال کردیم، تا بر او مسلط شدیم و خواستیم او را بکشیم یک مرتبه این آقا گفت:لا اله الا الله

تا این را گفت دوست من که از انصار بود او را نکشت، من زدم و او را کشتم، با خودم گفتم این الکی و بیخود می گوید، زدم و او را کشتم، بعد که به مدینه برگشتیم خبر به پیامبر رسیده بود، تا پیامبر چشمشان به من افتاد فرمودند اسامه این فرد را بعد از اینکه لا اله الا الله گفت کشتی؟ عرض کردم یا رسوالله این فرد پناهنده به این حرف شده بود و این را گفت تا او را نکشم، دوباره حضرت فرمود کسی که لا اله الا الله گفت را کشتی؟ دوباره برای بار سوم فرمود اسامه کسی را که لا اله الا الله گفت کشتی؟ همینجور پیامبر تکرار کردند، چرا کسی که یکبار لا اله الا الله گفته است کشتی؟ به حدی پیامبر این جمله را تکرار کردند که من اسامه آرزو کردم ای کاش دیرتر مسلمان شده بودم تا در آن روز مسلمان نبودم و در این جنگ حضور نشدم و این خطا از من صادر نشده بود.من عین عبارت را می خوانم راوی می گوید:

  • سمعت اسامة بن زید یقول بعثنا رسول الله ص الی الحرقة فصبحنا القوم فهزمناهم ولحقت انا ورجل من الانصار رجلا منهم فلما غشیناه قال لا اله الا الله فک الانصاری فتعنت....... حتی قتله فلما قدمناه بلغ النبی ص فقال یا اسامة اقتلته بعد ما قال لا اله الا الله قلت متعوضا فما زال یکررها حتی تمنیت انی لم اکن اسملت قبل ذلک الیوم
  • از اسامة بن زید شنیدم رسول الله ما را به منطقه حرقه فرستادند صبح جنگ آغاز شد دشمن را شکست دادیم من و یکی از انصار دنبال کردیم یک مردی از دشمنان و مشرکین را همین که بر او مسلط شدیم گفت لا اله الا الله مرد انصاری دست نگه داشت، من با نیزه به بدن او وارد کردم و او را کشتم همین که وارد مدینه شدیم خبر این موضوع به پیامبر رسیده بود بعد از اینکه لا اله الا الله گفت کشتی؟ گفتم او پناهنده به این حرف شده بود که کشته نشود، از ته قلب نگفت حضرت رها نکرد، همچنان این جمله را تکرار می کرد. تا اینکه من آرزو کردم ای کاش قبل از این روز مسلمان نشده بودم و این خطا از من صادر نشده بود.

حالا ببینید اینها دم از تسنن می زنند، تمام کسانی که گروه های تکفیری و داعشی تا هم اکنون به خاک و خون کشیدند تمام اینها گوینده لا اله الا الله بودند،‌ تا به حال یک گلوله به طرف اسرائیل شلیک نکردند، آیا این عملکرد اینها با قرآن جور در می آید؟ با روایات جور در می آید؟ با صحیح بخاری جور در می آید؟ چرا این شبکه ای تفرقه افکن اگر واقعا دست نشانده دشمنان نیستند چرا این روایات را نقل نمی کنند که هم مسلمانان بدانند کسی فریب گروه های تکفیری را نخورد و هم سایر مردم جهان غیر مسلمان ها بدانند که این عملکرد گروه های تکفیری ربطی به اسلام ندارد، نه تشیع نه تسنن.

  • نمونه دیگر هم باز چون اینها دم از تسنن می زنند،‌ باز همین جناب آقای امام بخاری در همین کتاب صحیح بخاری در بخش کتاب المغازی یک باب دیگری دارد حدیث دیگری آن هم جالب است برایتان می خوانم، در باب «شهود الملائکة بدرا» نقل می کند:
  • «اخبره ان المقداد بن عمرو الکندی وکان حلیفا لبنی زهرة وکان ممن شهد بدرا مع رسول الله ص اخبره انه قال یا رسول الله ارایت ان لقیت رجلا من الکفار فاقتتلنا فضرب احدی یدی بسیف فقطعها ثم لاز منی بشجره فقال اسلمت ااقتله یا رسول الله بعد ان قالها فقال رسول الله لا تقتله قال یا رسول الله انه قطع احدی یدی ثم قال ذلک بعد ما قطعها فقال رسول الله ص لا تقتله فان قتلته فانه بمنزلتک قبل ان تقتله وانک بمنزلته قبل ان یقول کلمته التی قال»
  • می گوید مقداد از کسانی بود که در جنگ بدر با رسول الله حضور داشت، صحابه بدریین به ویژه از دیدگاه اهل سنت جایگاه بسیار والایی دارند، این آقا گفت من به پیامبر گفتم یا رسول الله فرض کنید ما در میدان جنگ برخورد کردیم با یکی از کفار با هم جنگیدیم با شمشیر زد به یکی از دو دست من و دستم را قطع کرد زد دست من را قطع کرد و بعد از دست من به درختی پناهنده شد، یعنی بالای درختی رفت. دست من را قطع کرد حالا می گوید اسلام آوردم، خودم را تسلیم خدا کردم آیا حق دارم این آدم را بعد از اینکه اظهار اسلام کرده است بکشم؟ فرمودند نه نباید او را بکشی مقداد عرض کرد یا رسول الله یک دست مرا قطع کرده است. بعد از اینکه دستم را قطع کرده اظهار اسلام می کند، نکشم؟دوباره فرمودند نه نباید بکشی اگر او را بکشی او به منزله تو خواهد بود قبل از اینکه او را بکشی،‌ یعنی او به منزله تو می شود جزو یکی از صحابه بدریین تو می شوی به منزله او قبل از اینکه این کلمه را بگوید. این فرد قبل از گفتن «اسلمت لله» یک کافر حربی حساب می شد، تویی که از صحابه بدریین من هستی اگر کسی را که در میدان جنگ یک «اسلمت لله» بگوید بکشی می شوی مثل یک کافر حربی.

حالا با این حدیث آقای صحیح بخاری طبق این حدیث وضع این افراد گروه های تکفیری و داعشی که تا به حال هر چه کشته اند گویندگان لا اله الا الله بوده چه می شود؟ این شبکه ها چرا اینها را پخش نمی کنند تا مردم بدانند از نظر حدیث صحیح بخاری اینها به منزله کافر حربی حساب می شوند.

مجری:

استاد توی یکی از این شبکه ها چند وقت پیش بحثی را راجع به رجعت مطرح کردند، بارها در همین شبکه ولایت در برنامه های به ویژه مربوط به مهدویت گفتیم که اعتقاد شیعه این است که در زمان حضرت وقتی که ظهور خواهند کرد و خواهند آمد عده ای رجعت می کنند، هم از خوبان و هم از بدان تاریخ و حالا اتفاقاتی که می افتد،‌این شبهه را مطرح کردند که این با عدل الهی تعارض دارد،‌ اینها یکبار باید در دنیا مورد عذاب قرار بگیرند و یک بار هم در آخرت و چنین چیزی در اعتقادات اصیل اسلامی وجود ندارد و ساخته شیعیان است، چطور می شود به این شبهه پاسخ داد؟

کارشناس:

اولا قبل از اینکه شبهه را پاسخ دهم یک اشاره ای کنم حدیثی که من خواندم در مساله تکفیری و اینکه پیامبر به اسامه فرمودند نباید بکشی، این حدیث در صحیح مسلم هست،‌ آنجا هم در کتاب الایمان بابی دارد باب «تحریم قتل الکافر بعد ما قال لا اله الا الله» هر کافری همین که لا اله الا الله گفت دیگر حق کشتن او را نداریم.

و اما بحث رجعت که فرمودید، در اینجا من 5 مطلب را خدمت شما توضیح می دهم:

  1. نکته اول کلمه رجعت از نظر لغت عربی یعنی چه؟ و مقصود از رجعت چیست؟

رجعت از نظر لغت عربی یعنی بازگشت و رجوع، بازگشت از هر چیزی را شامل می شود؛ اما در اصطلاح رجعت چیست؟ ما دو رجعت داریم،‌مقصود از رجعت در اصطلاح بازگشت به حیات بعد از مرگ است،‌ زنده شدن بعد از مردن، ما دو جور رجعت داریم،‌ یک رجعت عمومی داریم، یک رجعت خاص،‌ رجعت عمومی بازگشت همه مرده هاست به حیات در روز قیامت، این بازگشت به حیات و زنده شدن در روز قیامت را همه مسلمانان قبول دارند بلکه غیر مسلمان ها از جمله یهود و نصارا هم قبول دارند.

اما یک رجعت خاصی هست که عده ای ویژه از افراد بسیار خوب یا بسیار بد را شیعه معتقد است که در آینده زمان، زمانی که حضرت مهدی علیه السلام که شیعه و سنی به ایشان معتقد هستند می آیند حکومت عدل جهانی و اسلامی ایجاد می کنند در زمان ایشان تعدادی از افراد بسیار خوب و تعدادی افراد بسیار بد هم دوباره زنده می شوند، خب حالا عده ای برایشان سوال شده که این دلیلش چیست.

  1. نکته دوم در این رابطه می خواهیم بگوییم آیا این افرادی که در این مورد سوال مطرح می کنند مقصودشان این است که این کار غیر ممکن است، یا اینکه مقصودشان این است که ممکن هست ولی سابقه ندارد، اما در رابطه با امکانش بزرگان اهل تسنن هم هیچکس نفرموده چنین امری غیر ممکن است چون بحث در این نیست که بنده و جنابعالی یا انسانی مانند ما بخواهد اینها را زنده کند، بحث این است که خدای متعال عده ای را در آن زمان زنده می کند، خب معنا ندارد هیچ مسلمانی نمی گوید که خدا قدرت ندارد، خدا روز قیامت می تواند همه مرده ها را زنده کند اما تو دنیا خدا قدرت ندارد، اگر کسی این حرف را بگوید معنیش این است که قدرت خدا را منکر است، خب با توجه به قدرت خداوند چه فرق است برای خداوند که بخواهد در قیامت افراد را زنده کند یا همین افراد را عده ای را در دنیا زنده کند، برای خدا هیچ فرقی نمی کند«ان الله علی کل شی قدیر»این نکته دوم که امکانش با توجه به قدرت خداوند متعال هرگز قابل انکار نیست.
  2. نکته سوم این است که اگر کسی بپرسد خب حالا ممکن است اما آیا چنین چیزی سابق دارد که در دنیا بعد از مردن کسی زنده شود؟ جواب می دهیم بله، سابقه داشته است، قرآن کریم فقط در سوره مبارکه بقره 4-5 مورد نقل کرده است، که بله افرادی در همین دنیا بعد از مردن زنده شدند، هم انسان و هم غیر انسان، اما غیر انسان خداوند در سوره بقره داستان حضرت ابراهیم را نقل می کند که حضرت ابراهیم عرض کرد خدایا: « وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي ۖ قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا ۚ وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»[1] خدایا به من نشان بده مرده ها را چطور زنده می کنی؟ خداوند فرمود: مگر باور نداری؟ گفت قبول دارم اما برای اینکه دلم آرامش پیدا کند می خواهم با چشمانم ببینم، خداوند فرمود:4 تا پرنده بگیر اینها را بکش گوشت هایش را مخلوط کن گوشت های این چهار پرنده را بعد از کشتن گوشتهایشان را مخلوط می کنی بعد بر سر هر کوهی یک مقداری از گوشت اینها را بگذار بعد اینها را صدا بزن شتابان به سوی تو خواهند آمد.

حضرت ابراهیم این کار را کرد، 4 حیوان در همین دنیا کشته شدند، بعد صدا زد، خروس، طاووس، هر کدام را صدا زد یک دفعه دید تکه های گوشت از این طرف و آن طرف به هم چسبید و بعد زنده شد.

  • نمونه دیگر باز خداوند نقل می فرماید در همین سوره بقره داستان عزیر را به این تعبیر، خداوند اسم نیاورده، می فرماید یک فردی بر قریه ای عبور کرد، قریه ای که این قریه کلا فرو خوابیده بود و اهلش همه مرده بودند یک مرتبه به ذهنش آمد که خدا چگونه اینها را دوباره زنده می کند: « أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ  قَالَ كَمْ لَبِثْتَ  قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ  قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ  وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ  وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا  فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»[2]
  • فردی عبور کرد بر قریه ای در حالی که این قریه بر سقش روی زمین خوابیده بود، فروریخته بودگفت خدا چطور و کی اینها را دوباره زنده می کند، تا اینها را گفت میراند خدا او را، جانش را گرفت، تا کی مرده بود؟ تا صد سال همچنان مرده باقی مانده بود، بعد زنده اش کرد.
  • نمونه دیگر باز خداوند می فرماید حضرت موسی موقعی که عده ای از بنی اسرائیل به او گفتند: « وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ»[3] خدا را به ما نشان بده حضرت موسی گفت خدا دیدنی نیست، بالاخره گفتند ما به تو ایمان نمی آوریم مگر اینکه علنی خدا را ببینیم، حضرت موسی به امر خدا گفت بیایید به کوه طور برویم، اینها را به کوه طور برد و یک مرتبه از سوی خداوند یک نوری به این کوه تابید، همه اینها افتادند غش کردند و مردند،‌ شاهد ما عین آیه قرآن است، می فرماید: « ثُمَّ بَعَثْنَاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»[4]به بنی اسرائیل می گوید ما زنده کردیم شما را بعد از مردنتان.
  • باز در سوره مبارکه بقره آیه 243 خداوند می فرماید:« أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ»[5] یک عده ای از ترس مرگ از محل زندگی و قریه خود خارج شدند گفتند مرض طاعون آمده بیرون آمدند تا نجات پیدا کنند یک عده ای از دیار از خانه های خودشان از ترس مرگ بیرون آمدند در حالی که هزاران نفر بودند خداوند خطاب کرد به اینها که همه بمیرید، همه مردند بعد زنده شان کرد.

این همه نمونه، پس این چیز عجیبی نیست که در تاریخ نباشد، در تاریخ طبق قرآن وجود دارد که افرادی در همین دنیا به اراده الهی زنده شدند، علاوه که حضرت عیسی علیه السلام یک معجزه اش چه بود؟زنده کردن مردها خداوند متعال می فرماید: «وَرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ  أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ  وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَىٰبِإِذْنِ اللَّهِ  وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ  إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»[6]مرده ها را زنده می کرد، نکته بعد اینکه حالا ممکن است بپرسند چه دلیلی بر این قضیه وجود دارد؟

مجری:

ممكن است سوال شود این مسائلی که شما مطرح کردید آن داستان اول که پرندگان است، بعد از آن هم یک سری موارد خنثی ای است، ولی اینجا زنده شدن برای یک عذاب دوباره است و این در واقع زنده می شود که عذاب ببیند، این عدل الهی اینجا چه پاسخی است؟

کارشناس:

پاسخ می دهیم، پس اولا نمونه ها بوده ولو اینکه برای عذاب نبوده باشد، نمونه ها نه یک نفر دو نفر، بلکه هزاران نفر زنده شدند، اما اینکه حالا اینها برای عذاب، نمی توانیم قاعده کلی بگوییم که هرکسی باید از نظر عدالت فقط یکبار عذاب بشود، کسی این حرف را بزند معلوم می شود اصلا از قرآن کمترین اطلاعی ندارد، قرآن فراوان دارد،‌عقل هم این را می گوید که عذاب باید متناسب با گناه و جرم باشد،‌ تناسب باید داشته باشد، گناه تا گناه داریم،‌ هرکسی و هر گنهکاری که در این دنیا زنده نمی شود که دوباره عذاب شود، یکسری افراد خاص، افراد خاص را عقل را هم می گوید، بعضی ها یک جرم و جنایتی انجام دادند که با یک بار عذاب برایشان کافی نیست، خود قرآن درباره منافقین، سوره مبارکه توبه 101 درباره منافقین می فرماید:«وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ  سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ»[7]

ای پیامبر یک عده افرادی که دور و بر شما هستند منافق هستند از اهل مدینه هم عده ای راه نفاق را در پیش گرفتند.شما همه این منافقان را نمی شناسی ما اینها را می شناسیم

ما دوبار اینها را عذاب می کنیم، اینهایی که ایراد می گیرند اول باید به قرآن عذاب بگیرند، اگر می گویند نمی شود دوبار عذاب کرد خود قرآن می گوید «سنعذبهم مرتین» و آیات متعدد داریم که خداوند درباره عده ای از افراد دارد که«لهم فی الدنیا خزی ولهم فی الآخره عذاب النار» هم در دنیا خاری و ذلت دارند هم در آخرت یا اقوامی که هلاک شدند، قوم عاد، قوم ثمود اینها، هم در دنیا باد و طوفان را خداوند بر سرشان مسلط کرد، هم عذاب دنیوی هم عذاب آخرتی، این مربوط به این است که گناه چگونه باشد، بعضی گناهان را خدا می بخشد، کسانی که مثلا فقط گناهان صغیره از دستشان در رفته اما گناهان کبیره انجام ندادند،‌ خود قرآن کریم می فرماید: «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيمًا»[8]اگر گناهان کبیره ای که نهی شدید اجتناب کنید سیئات و غیر کبائر که از دست شما در رفته آنها را ما خودمان می بخشیم، نه در دنیا عذاب می کنیم نه در آخرت، یا با شفاعت بخشیده می شود«من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه»به اذن خدا عده ای شفاعت می کنند

بعضی از افراد از این حرف ها گذشته باید عذاب شوند، بعضی فقط عذاب آخرتی، بعضی هم همانطور که در مورد منافقین فرمود دوبار عذاب می شوند، شما حساب کنید یک نفر جنایتکار هزاران انسان را به خاک و خون کشیده آیا این فرد با یک بار عذاب کافیست؟ اگر یک جنایتکاری مثل صدام و بسیاری از جنایتکاران تاریخ چه جنایات بزرگی انجام دادند اگر فقط یک بار عذاب شوند کافیست؟ اگر تلافی شود که نمی شود و او را بکشند تازه تلافی قتل یک نفر می شود، کسی که هزاران نفر را به خاک و خون کشیده او چطور؟ لذا در قیامت هم آیه قرآن داریم راجع به عده ای هست

«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ  إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا»[9]

هر دفعه که پوستشان آب بشود ذوب شود دوباره پوست جدیدی بر آنها می رویانیم

لیذوق العذاب

تا عذاب را بچشند

از این طرف عده ای مومنین آرزو داشتند، اینهایی که مورد عذاب و شکنجه واقع شدند، خودشان یا عزیزانشان آرزو داشتند ای کاش قبل از آن دنیا هم در همین دنیا عذاب عده ای را ببینیم، خب چه اشکالی دارد؟ خدا قادر است اینها هم از خدا می خواهند خدا کاری کند که قبل از آخرت تو دنیا هم عذاب عده ای از دشمنانشان را ببینند، یا آدم هایی که خیلی خوب بودند آرزو داشتند که حکومت جهانی اسلامی بر اساس عدل الهی را در این دنیا ببینند،‌ حالا آرزو کردند دعا کردند و موقعی که حضرت مهدی علیه السلام ظهور فرمودند خدا بیاید دعای اینها را مستجاب کند و زنده شان کند تا حکومت عدل الهی را ببینند، هیچ دلیلی نداریم که چنین چیزی ممکن نیست بلکه اگر کسی به قرآن مراجعه کند از ظاهر آیه قرآن هم این به دست می آید، آیه قرآن ما داریم سوره مبارکه نمل، آیه 83 می فرماید «وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ»[10]یاد کن روزی را که از هر امتی یک عده ای را که تکذیب آیات ما را می کنند زنده شان می کنیم اگر منظور قیامت باشد، قیامت که یک عده زنده نمی شوند، روز قیامت قرآن دارد: «وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا» زنده می کنیم و احدی را فروگذار نمی کنیم.اما این آیه قرآن می گوید روزی خواهد آمد که از هر امتی یک عده ای را زنده می کنیم، خب این معلوم می شود که منظور قیامت نیست.

مجری:

استاد فرمودند که طبق آیه 49 سوره هود پیامبر (ص) از غیب خبر نداشته است و خداوند اخبار را به ایشان وحی می کردند چطور شما شیعیان مدعی هستید که ائمه علیهم السلام و امامان دوازده گانه از غیب مطلع بودند و کراماتی داشتند؟

کارشناس:

ببینید خود این طرز سوال، اینکه شما شیعیان چنین می گویید اینها همه دنبال تفرقه بین شیعه و سنی هستند، اصلا بحث علم غیب یک بحث خاص شیعه و اختلافی بین شیعه وسنی نیست، چرا؟ یک بحث قرآنی است، و آن این است که از نگاه قرآنی هیچ کس هم قرآن هم عقل، هیچکس از خودش جز خداوند غیب نمی داند، هم شیعه قبول دارد هم سنی، همه می دانند هیچکس از خودش جز خدا غیب نمی داند، آیات قرآن هم که می فرماید:«وَيَقُولُونَ لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ ۖ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ»[11]غیب مخصوص خداست ما هم همین را می گوییم

«َعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ  وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ»[12]کلیدهای غیب نزد خداست و جز خدا کسی غیب نمی داند.اما خب همین آیه 49 سوره هود بعد از اینکه خداوند در سوره مبارکه هود داستان حضرت نوح را بیان می کند بعد می فرماید:

«تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ ۖ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَٰذَا ۖ فَاصْبِرْ ۖ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ»[13]

این جریان حضرت نوح که برایت نقل کردیم اینها از اخبار غیب است که به تو ای پیامبر وحی می کنیم، خود خداوند می فرماید اخبار غیبی است اما ما به تو وحی می کنیم و یاد می دهیم، ما هم غیر از این نمی گوییم، نه شیعه و نه سنی، آیه قرآن می گوید ما اخبار غیبی را به تو می گوییم، در ادامه می گوید:نه خودت و نه قومت قبل از اینکه ما به تو بگوییم نمی دانستی خب معلوم است،‌همه مسلمانها می گویند، هیچ پیامبر و هیچ جانشین پیامبری تا خدا به او از غیب خبر ندهد و از طریق خدا اخبار غیبی به او نرسد خبر ندارد، این بحث شیعه و سنی نیست، بعد موقعی که خدا بخواهد بدهد همه قبول دارند اخبار غیبی را خدا بخواهد به کسی بدهد می دهد.

آیه آخر سوره مبارکه جن می فرماید:

«عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًاإِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا»[14] خدا عالم الغیب است، و بر غیبش احدی را مطلع نمی کند، آگاه نمی کند مگر هر رسول و پیامبری که خدا راضی باشد و صلاح بداند که او را مطلع به غیب کند، خود خدا می گوید عالم الغیب من هستم هیچکس را آگاه نمی کنم مگر هر پیامبری را که صلاح بدانم.

اول علم غیب ممکن است به پیامبر برسد اما بعد آیا از طریق پیامبر به دیگران نمی رسد؟ چرا، آیات قرآن مثلا جبرئیل آمد به پیامبر گفت:

«الم غلبت الروم فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ»[15]

توی جنگی که بین روم و ایران اتفاق افتاد قرآن در سوره روم آیه 30 فرمود رومی ها در این جنگ شکست خوردند و همین رومی ها در جنگ بعدی پیروز می شوند، این خبر از آینده، خبر از غیب، اول پیامبر از این خبر غیبی با خبر شدند، بعد از اینکه این آیات را پیامبر برای عموم مسلمانان خواندند و عموم مسلمان ها هم از این خبر غیبی با خبر شدند یا نه؟ جبرئیل آمد خبر داد که شما در آینده مکه را فتح می کنید

«َقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ  لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا»[16]

مسلما و حتما شما وارد مسجد الحرام می شوید بدون هیچ ترسی، با امنیت کامل و اعمال حج که حلق و تقصیر وسر تراشیدن است انجام می دهید.

اول جبرئیل آمد این آیات را به پیامبر گفت پیامبر با خبر شد، بعد پیامبر همین را برای عموم مسلمانان خواندند و همه از این خبر غیبی با خبر شدند، حالا یک موقع مطلب در قرآن است و پیامبر برای عموم بیان می کنند همه با خبر می شوند، یک موقع وحی غیر قرآنی است، مثل مطالبی که جبرئیل در معراج به پیامبر گفت، اینها وحی است، جبرئیل گفته اما در قرآن نیست، جبرئیل آمد پیشگویی کرد که امام حسین علیه السلام به شهادت می رسد، خب پیامبر با خبر شدند، اگر این اخبار این چنینی که در قرآن نیست پیامبر در جلسه عمومی می گفتند همه با خبر می شدند، اگر به فرد یا گروهی خاص میگفتند آن فرد یا گروه خاص هم از طریق پیامبر از اخبار غیبی با خبر می شدند، از جمله پیامبر به عمار فرمود:

«یا عمار تقتلک الفئة الباغیه» تو را در آینده گروه ستمگر به شهادت می رسانند

این در واقع دو پیشگویی است،‌ یک اینکه عمار با مرگ طبیعی از دنیا نمی روی و به قتل می رسی، دوم اینکه آن گروهی که تو را می کشند گروه ستمگر و باطل هستند،‌ پیامبر این را به عمار گفتند عمار با خبر شد.

بنابراین ما نه برای پیامبر و نه برای ائمه علم غیب از خودشان قائل نیستیم آن کسی که از خودش غیب می داند خداست، اما خداوند به پیامبر می دهد،‌ از طریق پیامبر به دیگران، پیامبر فرموده است:«انا مدینة العلم وعلی بابها» من شهر علمم علی درب و دروازه اوست

علمای اهل سنت هم فراوان نقل کردند از جمله آقای حاکم نیشابوری در کتاب المستدرک علی الصحیحین کتاب معرفة الصحابه در شرح حال حضرت علی علیه السلام این را نقل کرده است.

طبعا بیشترین اخبار غیبی به پیامبر رسیده است و حضرت می فرماید هرکسی می خواهد وارد شهر علم من بشود درب و دروازه اش علی است، از طریق پیامبر به حضرت علی علیه السلام و از طریق حضرت علی به امامان بعد منتقل شد.

مجری:

شاید یک سوال دیگر این باشد که به پیامبر جبرئیل این اخبار را منتقل می کرد، به اهل بیت و ائمه شیعیان چطور؟

کارشناس:

يك سري اخبار گفتیم از طریق پیامبر به حضرت علی منتقل شد، از حضرت به امام حسن،‌ از امام حسن به امام حسین، هر امامی به امام دیگر.

دوم طبق روایات شیعه و سنی ممکن است گاهی توسط فرشتگان مطالبی به غیر از انبیاء منتقل شود، فردی که جزء انبیاء نیست و طبعا افراد عادی هم نیست بلکه افرادی در حد جانشینان انبیاء، ممکن است افرادی پیامبر هم نباشند اما فرشتگان بیایند یک سری اخبار را به آنها بگویند، چنین فردی از نظر روایات شیعه و سنی محدث نامیده می شود، شیعه و سنی هر دو قبول دارند، هم در اصول کافی روایت داریم که محدث غیر از انبیاء داریم، محدث یعنی کسی که فرشتگان با او سخن می گویند در حالی که پیامبر نیست، حضرت مریم محدثه بود، حضرت مریم را کسی نگفت که پیامبر بود اما صریح قرآن می گوید با اینکه پیامبر نبود ما جبرئیل را سراغ او فرستادیم«فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا»[17] بعد آقای بخاری در صحیح بخاری نقل می کند که می گویند پیامبر فرمودند در امت های قبل از شما محدثینی وجود داشتند «لقد کان فی الامم قبلکم محدثون»

صحیح بخاری کتاب المناقب بخش مناقب عمر بن الخطاب، پیامبر فرمودند در امت های قبل از شما محدثینی وجود داشته اند بعد آقای بخاری خودش معنا می کند، چندین معنا برای محدث ذکر شده که قریب به هم است، یکی می گوید محدث چه کسی است؟«رجال کلموا من غیر ان یکونوا انبیاء»

افرادی بودند با اینکه پیامبر نبودند اما با آنها صحبت کردندیعنی همانی که با انبیاء صحبت می کند با اینها هم صحبت می کند، آقای بخاری در ادامه می گوید پیامبر فرموده اند اگر در امت من یک محدث باشد خلیفه دوم است«فان یکن فی امتی منهم احد فعمر»

پس اصل محدث را هم شیعه قبول دارد هم سنی، الا اینکه روایت صحیح بخاری می گوید عمر بن الخطاب محدث است روایت اصول کافی می گوید ائمه اهل بیت محدث هستند، موقعی که فرشته صحبت می کند ممکن است یک سری اخبار غیبی را فرشته ای به جانشین پیامبر بگوید، حالا اهل سنت می گویند به خلیفه دوم و شیعه می گوید به ائمه اهل بیت علیهم السلام.

 

 برای مطالعه کامل مجموعه پرسمان اینجا را کلیک کنید.


[1] . بقره، آیه 260 و چون ابراهیم گفت: بار پروردگارا، به من بنما که چگونه مردگان را زنده خواهی کرد؟ خدا فرمود: باور نداری؟ گفت: آری باور دارم، لیکن خواهم (به مشاهده آن) دلم آرام گیرد. خدا فرمود: چهار مرغ بگیر و گوشت آنها را به هم درآمیز نزد خود، آن گاه هر قسمتی را بر سر کوهی بگذار، سپس آن مرغان را بخوان، که به سوی تو شتابان پرواز کنند؛ و بدان که خدا (بر همه چیز) توانا و داناست.

[2] . بقره، آیه 259. یا به مانند آن کس (عزیر) که به دهکده‌ای گذر کرد که خراب و ویران شده بود، گفت: (به حیرتم که) خدا چگونه باز این مردگان را زنده خواهد کرد! پس خداوند او را صد سال میراند سپس زنده کرد و برانگیخت و بدو فرمود که چند مدّت درنگ نمودی؟ جواب داد: یک روز یا پاره‌ای از یک روز درنگ نمودم، خداوند فرمود (نه چنین است) بلکه صد سال است که به خواب مرگ افتاده‌ای، نظر در طعام و شراب خود بنما که هنوز تغییر ننموده، و الاغ خود را بنگر (که اکنون زنده‌اش کنیم تا احوال بر تو معلوم شود) و تا تو را حجت و نشانه‌ای برای خلق قرار دهیم (که امر بعثت را انکار نکنند) و بنگر در استخوانهای آن که چگونه درهمش پیوسته و گوشت بر آن پوشانیم. چون این کار بر او روشن گردید، گفت: به یقین می‌دانم که خدا بر هر چیز قادر است.

[3] . بقره، آیه 55. و (یاد آرید) وقتی که گفتید: ای موسی ما به تو ایمان نمی‌آوریم تا آنکه خدا را آشکار ببینیم، پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد و آن را مشاهده می‌کردید.

[4] . بقره، آیه 56. سپس شما را بعد از مرگ برانگیختیم شاید خدا را شکر گزارید.

[5] . بقره، آیه 43. آیا ندیدید آنهایی را که از ترس مرگ از دیار خود بیرون رفتند که هزارها تن بودند، خدا فرمود که تمام بمیرید (همه مردند) سپس آنها را زنده کرد، زیرا خدا را در حق بندگان فضل و کرم بسیار است، و لیکن بیشتر مردم سپاسگزار نیستند.

[6] .ال عمران، آیه 49. و او را به رسالت به سوی بنی اسرائیل فرستد که به آنان گوید: من از طرف خدا معجزی آورده‌ام، من از گل مجسمه مرغی ساخته و بر آن (نفس قدسی) بدمم تا به امر خدا مرغی گردد، و کور مادر زاد و مبتلای به پیسی را به امر خدا شفا دهم، و مردگان را به امر خدا زنده کنم، و به شما (از غیب) خبر دهم که در خانه‌هاتان چه می‌خورید و چه ذخیره می‌کنید. این معجزات برای شما حجّت و نشانه (حقانیت من) است اگر اهل ایمان هستید.

[7] .سوره توبه، آیه 101. و بعضی از اعراب بادیه‌نشین اطراف شما (اطراف مدینه) منافقند و بعضی اهل شهر مدینه هم منافق و بر نفاق ماهر و ثابتند که تو از آنها آگاه نیستی، ما از آنها آگاهیم، آنان را دو بار عذاب خواهیم کرد (در دنیا قبل از مرگ و در برزخ بعد از مرگ) و عاقبت هم به عذاب سخت ابدی دوزخ بازگردانیده می‌شوند.

[8] . سوره نساء، آیه 31. (ای اهل ایمان) چنانکه از گناهان بزرگی که شما را از آن نهی کرده‌اند دوری گزینید، ما از گناهان دیگر شما درگذریم و شما را به مقامی نیکو برسانیم.

[9] .سوره نساء، آیه 56. آنان که به آیات ما کافر شدند به زودی در آتش دوزخشان درافکنیم که هر چه پوست تن آنها بسوزد آنان را پوست دیگری جایگزین کنیم تا (سختی) عذاب را بچشند، که همانا خدا مقتدر و کارش از روی حکمت است.

[10] .سوره نمل، آیه 83. (ای رسول، امت را به یاد آر) روزی که (به عرصه قیامت یا رجعت به دنیا در ظهور امام عصر) از هر قومی یک دسته را که تکذیب آیات ما می‌کنند بر می‌انگیزیم و آنها (برای سؤال) باز داشته خواهند شد.

[11] . یونس، آیه 20.

[12] .انعام، آیه 59

[13] .سوره هود، آیه49.

[14] . سوره جن، آیه 26.27

[15] . سوره روم، آیه 3.2

[16] . سوره فتح، آیه 27.

[17] . سوره مریم، آیه 17

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن