منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

در بحث طرح مساله مهدویت و فواید آن اشاره ای بفرمایید و اگر لزوما نیازی به اشاره به مباحث تکفیری ها یا مذاهب اسلامی هست آنها را تقریر کنید؟

 

پاسخ

کارشناس:

چرا به طرح مساله مهدویت اهمیت می­دهیم؟ نه تنها ما اهمیت می دهیم، چرا پیامبر اسلام اهمیت داده اند؟ چرا تمام علمای اسلام از شیعه و سنی اهمیت دادند؟ این عملکرد و برخورد گروه های تکفیری و وهابی را نباید به حساب برادران اهل سنت بگذاریم، علمای بزرگوار اهل سنت از مذاهب مختلف فراوان درباره مهدویت بحث کردند، یعنی اهمیت دادند،‌ عده ای در کتاب های حدیثی احادیث بحث مهدویت را مطرح کردند،‌ حتی کتاب هایی که بنا داشتند بر اینکه خیلی مفصل نشود مثل آقای بخاری در صحیح بخاری، ایشان می گویند که من دنبال این بودم که در این کتاب فقط روایات صحیحه را بیاورم اما بسیاری از احادیث صحیح را نیاوردم به خاطر اینکه کتاب طولانی نشود،‌تعبیری که از آقای بخاری علمای اهل سنت نقل کردند این است که ایشان گفتند: «سَمِعت البُخَارِيّ يَقُول مَا أدخلت فِي كتابي الْجَامِع الا مَا صَحَّ وَتركت من الصَّحِيح حَتَّى لَا يطول»[1]در این کتابم جز آنچه صحیح است وارد نکردم. بسیاری از احادیث صحیحه را هم نیاوردم به خاطر اینکه کتاب طولانی نشود، در عین حال ایشان یک حدیثی را می آورند که اشاره به مهدویت دارد.

ایشان در باب نزول عیسی بن مریم،‌ این حدیث را دارند: أَنَّ أَبَا هُرَيْرَةَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا نَزَلَ ابْنُ مَرْيَمَ فِيكُمْ، وَإِمَامُكُمْ مِنْكُمْ»[2]یعنی پیامبر خدا فرمودند که شما چه حالی خواهید داشت آن زمانی که فرزند مریم از آسمان در میان شما فرود آید و در عین حال که عیسی در میان شما هست امام شما فردی از خودتان باشد، یعنی شما یک شخصیتی دارید که با وجود حضرت عیسی او امامت و رهبری می کند نه عیسی.

در صحیح مسلم در این مورد حدیث داریم، سنن ابی داوود حدیث داریم، علمای اهل سنت عده ای کتاب مستقل نوشته اند، آقای ابن حجر مکی هیتمی از علمای معروف شافعیه کتابی دارند به نام القول المختصر فی علامة المهدی المنتظر، آقای مقدسی شافعی کتابی دارند به نام عقد الدرر واخبار المنتظر، کتاب العرف الوردی فی اخبار المهدی، البیان فی اخبار صاحب الزمان، کتاب های متعدد علمای اهل سنت اهمیت دادند بالخصوص درباره بحث مهدویت کتاب نوشتند.

علمای شیعه هم فراوان، مرحوم صدوق کتاب نوشتند کمال الدین، شیخ طوسی کتاب نوشته الغیبة، مرحوم نعمانی شاگرد کلینی کتاب نوشته الغیبة، کتاب ها متعدد، علت چیست؟ فایده اش چیست؟ فایده اش چند چیز است، امید دادن به همه مردم، امید دادن به ویژه به افرادی که در صدد اصلاحات اجتماعی هستند،‌ امید دادن به مردم یعنی چه؟ مردم وضع زمان را می بینند، غالبا قدرت و حکومت دست افراد فاسد است، تاریخ بشر را مطالعه می کنند می بینند در گذشته تاریخ غالبا حکومت و قدرت در دست افراد ظالم و ستمگر بوده است، این سوال برای مردم پیش می آید که آینده جهان چه خواهد بود، آیا تا قیامت همین وضعیت خواهد بود و همیشه حکومت و قدرت در دست افراد ظالم و ستمگر است؟ ایا روزی نمی شود که جهان پر از عدل باشد؟ عدالت حاکم باشد؟ دین الهی و قوانین الهی حاکم باشد؟ آینده جهان آیا تاریک است؟ ظلمانی است؟ یا مبهم است یا روشن، مساله مهدویت یک افق روشن در برابر دید همه جهان و به ویژه  مسلمانان تصویر می کند به مردم می گوید بدانید آینده ای روشن در پیش است، قرار است روزی فرا رسد که در کل کره زمین عدالت حاکم شود، ظلم و جور از بین برود، مردی الهی از تبار آخرین پیامبران الهی پیامبر اسلام در راس این حکومت قرار خواهد گرفت، ظلم و بی عدالتی و اینها از بین می رود، خب این مردم را امیدوار به آینده می کند که بدانید «العاقبة للمتقین» و همچنین افرادی که در طول تاریخ بودند قبل از اسلام و بعد از اسلام، افراد زیادی بودند که اینها از مشاهده ظلم و ستم و بی رحمی ها و نا انسانی ها رنج می بردند، به فکر این بودند که می شود کاری کرد که عدالت و انسانیت و فضیلت حاکم شود یا نه، افلاطون ها به این امید کتاب ها نوشتند، افلاطون کتاب مدینه فاضله نوشت، یک شهر با فضیلت و مملکتی که در او فضیلت و انسانیت بخواهد حاکم باشد باید چه ویژگی هایی داشته باشد.

آن شهر و کشور آرمانی خودش را ترسیم می کند،‌افراد دیگری هم بودند که کتاب ها در این موضوع نوشتند، حالا آیا این افرادی که دلشان می خواهد عدالت و انسانیت و فضیلت در جهان حاکم باشد اینها آیا امیدوار باشند؟ این ایده پیاده شدنی است؟ یانه، ممکن است یک عده بگویند نه، اصلا آینده وضعیت جوری پیش می رود که روز به روز بدتر می شود، یکی ممکن است بگوید نه آینده مبهم است و ما نمی دانیم چه می شود، خوب می شود یا بد می شود، سوم اینکه بگوییم نه مساله مهدویت به این مصلحان جهان اینهایی که خواهان اصلاح جهان و حاکمیت عدل و عدالت و انسانیت هستند به همه اینها بشارت می دهد بدانید این یک ایده و آرمانی است شدنی و قطعا این خواهد شد، شما می توانید تلاش کنید که این آرزو زودتر انجام شود، زمینه های آن حکومت زودتر ایجاد شود، بنابراین یک مساله بسیار مهم است.

از سویی می بینیم قوم یهود می گویند ما قوم برتر هستیم، حق حاکمیت بر کل جهان حق ماست، دنبال این هستند تلاش می کنند برای اینکه حکومت و اقتصاد و همه چیز را به دست بگیرند، قدرتمندان دیگر مسیحی و دولت های بزرگ جهان آنها می گویند که ما دنبال این هستیم که در جهان یک حکومت باید ایجاد شود که نظم نوین جهانی باید ایجاد شود، خب این نظم را چه کسی می خواهد ایجاد کند؟ ما، آنهایی که خودشان دستشان آلوده به خون ملت هاست، اینها مدعی این هستند که ما می خواهیم در جهان نظم و عدالت ایجاد کنیم، اینها شدند مدافع حقوق بشر، آیا مردم این سوال برایشان پیش می آید که آخرش چه می شود؟ آیا یهودی ها روی کار می آیند؟ آیا همین افرادی که چه جنایات کردند و روی سر ملت ها بمب ریختند، بمب های اتمی و هزاران نفر را به خاک و خون کشیدند اینها می خواهند در راس حکومت جهان قرار بگیرند؟

مساله مهدویت این را می گوید، نه بدانید که آخر پیروزی از انسان و انسانیت است، در پایان جهان فردی از تبار آخرین پیامبران الهی، پیامبر اسلام می آید، حق و عدالت را در کل جهان پیاده می کند.

مجری:

وهابی ها می گویند بعد از پیامبر خدا که حجت است چطور شیعیان امامان شیعه به ویژه حضرت مهدی (عج) را به عنوان حجت خدا قرار می دهند؟ آنها پیامبر را هم حجت نمی دانند ولی در مقام ادعا چنین ادعایی دارند که پیامبر خدا بعد از او دیگر حجتی نیست.

کارشناس:

اولا در این رابطه عرض کنم که این حرفی که این افراد می گویند این در واقع زیر سوال بردن یک مذهب خاص، مذهب تشیع نیست، این حرفی که اینها می گویند نه با مذهب تسنن و مذاهب اربعه اهل سنت جور در می آید نه با مذهب شیعه، اهل سنت عده ای می گویند ما بعد از پیامبر سنت خلفا را حجت می دانیم، سنت صحابه را حجت می دانیم،‌یعنی برای خلفا و عده ای برای عموم صحابه حجیت قائل هستند و می گویند اینها قول و فعلشان حجت است، استدلال به این می کنند، شیعیان هم می گویند بعد از پیامبر خدا ائمه اهل بیت حجت هستند،  حجت خدا هستند،‌قول و فعلشان حجت است، اینهایی که می گویند بعد از پیامبر دیگر حجتی نیست حرفی می زنند که نه با مذهب شیعه سازگار است و نه با مذاهب اهل سنت و این افراد از بی سوادی شان چون اطلاعات کافی ندارند برداشت سطحی از قرآن اینها آمدند از آیه ای در سوره مبارکه نساء آیه 165 که می فرماید:«رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ  وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا»[3]

همه این رسل مبشرین و منذرین بودند، چرا این پیامبران را فرستادم؟ برای اینکه برای مردم بر خدا حجت نباشد، اینها نفهمیدند آیه چه می گوید، آیه می خواهد بگوید که ما پیامبر فرستادیم که بعدا کسی روز قیامت در مقابل خدا حجت نداشته باشند بگویند خدایا کسی نیامد به ما بگوید بهشتی، جهنمی، حسابی و کتابی در کار است، برای اینکه مردم بر خدا حجت نداشته باشند ما پیامبر فرستادیم، آیه می گوید مردم بر خدا حجت بعد از اینکه پیامبران را فرستادیم حجت ندارند.

این آیه را ملاک قرار دادند می گویند خداوند فرموده بعد از رسل حجتی وجود ندارد، نفهمیدند، قران نمی گوید خدا بعد از پیامبر حجتی ندارد،‌ مردم با وجود پیامبران بر خدا حجت ندارند،‌ این را نفهمیدند.

مجری:

اینها مدعی هستند که فقط قرآن هادی است بنابراین دیگر نیازی به حجتی نیست، این هم می تواند پاسخی از همین ناحیه داشته باشد، درست است؟

کارشناس:

بله باز این مطلب را هم بعضی از اینها آمدند مطرح کردند که مثلا هادی فقط قرآن است، ما غیر از قرآن هدایتگری نداریم،‌حتی بعضی هایشان تصریح کردند که تو بعضی از این شبکه ها که حتی پیامبر را هم نمی توانیم، پیامبر را هم هدایت نمی کنیم، هدایت فقط برای قرآن است، من تعجب می کنم که این افراد چگونه به خودشان اجازه می دهند این گونه حرف بزنند، اینها آیا قرآن نخواندند یا قرآن را هم قبول ندارند، قرآن کریم صریحا می فرماید:«وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا  مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَاوَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ»[4]

خطاب به پیامبر است، ای پیامبر قطعا و یقینا تو ای پیامبر مردم را به صراط مستقیم هدایت می کنی، قران می گوید ای پیامبر مردم را هدایت می کنی اینها می گویند نه مردم را هدایت نمی کند، اینها یک سری مسائل روشن را درک نمی کنند که اگر گفتیم قرآن هدایت می کند، اگر گفتیم خدا هدایت می کند، معنایش این نیست که قرآن هدایت نمی کند، اگر گفتیم قرآن هدایت می کند معنایش این نیست که پیامبر هدایت نمی کند، خداوند متعال کارهایی که انجام می دهد از طریق اسباب و علل است،‌پیامبر وسیله هدایت است، قرآن اسباب هدایت است لذا هم می توانیم بگوییم خدا هدایت می کند هدایتگر اصلی خداست، می توانیم بگوییم قرآن هدایت می کند هدی للعالمین و هدی للمتقین است، می توانیم بگوییم پیامبر هدایت می کند «وانک لتهدی الی صراط مستقیم»

اینها این مطلب ساده را توی مباحث دیگر هم نفهمیدند، مثلا باز یک نمونه ای عرض کنم که گروه های وهابی متوجه نیستند، شما الان اگر بگویید که مثلا حضرت عیسی مردم را شفا می داد، پیامبر خدا شفا داد، پزشک شفا داد، فوری به شما می گویند نه آقا این حرف ها چیه؟ شفا دست خداست، خدا شفا می دهد، خیال می کنند اگر کسی گفت پیامبر خدا شفا داد، حضرت عیسی شفا داد، معنایش این است که خدا هیچکاره است، معنایش این نیست، درست است یک موقع حضرت ابراهیم می فرماید: «وإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ»[5]موقعی که مریض شوم خدا شفا می دهداما خدا شفا می دهد به چه وسیله؟ ابزار و وسایل، خب قرآن می گوید مثلا

عسل شفاست و مردم را شفا می دهد: «ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا  يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»[6]خدا شفا می دهد گاهی به وسیله عسل، گاهی به وسیله دارو، به وسیله پزشک، حضرت عیسی پیامبر الهی می گوید:« وَرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ  أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ  إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»[7]

من آدم کور مادرزاد را شفا می دهم.خب حضرت عیسی به اذن خدا، پیامبر هدایت می کند به اذن خدا، قرآن هدایت می کند به اذن خدا.

مجری:

شیعه که مهدویت را مطرح می کند اصلا مهدی یک چهره، سخت، بی رحم، خشن و با این ویژگی ها را دارد، حالا ممکن است یک کسی هم در جامعه امروزی بپرسد که من با چهره مهدی علیه السلام چندان آشنا نیستم، این را برای من توصیف بفرمایید که ما توصیف باید کنیم که ویژگی های حضرت چیست؟ منتها این خشونتی که متوجه حضرت می کنند چقدر از نظر علمی می تواند مورد نقد و تحلیل قرار بگیرد؟

کارشناس:

اولا باید عرض کنم اینکه می گویند حضرت مهدی که شیعه می گوید این هم باز از همین باب است که می خواهند مسائل را همه را اختلافی نشان دهند، عمده آنچه درباره حضرت مهدی در کتب شیعه گفته شده همان است که مشابهش در کتب اهل سنت آمده بحث مهدویت یک بحث خاص شیعی و مذهبی نیست یک بحث اسلامی است بلکه اگر یک مقدار بیشتر مطالعه کنیم می بینیم که یک بحث خاص اسلامی هم نیست بلکه ادیان گذشته تحت عنوان مساله منجی جهانی مطرح کردند، در تورات هست، در انجیل هست، مسیحی ها منتظر آمدن منجی جهانی هستند، یهودی ها منتظر هستند، در کتب زرتشتی ها هم وجود دارد، در جاماسب نامه، گشتاسب نامه آنها در آنجا هم وجود دارد، مساله خاص شیعی نیست که اینها می خواهند مساله را خیلی کوچک و بی اهمیت و محدود کنند، یا بیایند بگویند دو گونه است، شیعه یک جور معرفی می کند، تسنن یک جور، اصلا مطلب این است، مساله ای که می گویند خشونت، مطالبی که درباره حضرت مهدی علیه السلام بیان شده در کتب شیعه و سنی یکسان است، مساله خشونت که اینها مطرح کردند عین حرفی است که دشمنان اسلام آمدند درباره حضرت پیامبر اسلام مطرح کردند اینها آمدند راجع به حضرت مهدی مطرح کردند، یک عده دشمنان اسلام آمدند گفتند پیامبر اسلام یک فرد خشن بوده و اسلام دین خشنی است، عین کاری که دشمنان اسلام  مثل یهود و نصارا نسبت به اسلام گفتند بعضی از این افراد وهابی و تکفیری راجع به حضرت مهدی گفتند، در حالی که ما می بینیم اگر کسی مغرضانه برخورد نکند مثلا پیامبر اسلام مهربان ترین فرد تاریخ بشر است، کاری انجام داده در تاریخ بشر بی سابقه بعد این پیامبر را می آیند خشن معرفی می کنند.

مشرکین مکه بیش از 20 سال مسلمانان و پیامبر اسلام را اذیت کردند، پیامبر از زمانی که به پیامبری مبعوث شدند 13 سال در مکه ماندند که سه سال مخفیانه و ده سال علنی تبلیغ کردند، چقدر در آن دوره پیامبر و مسلمانان را اذیت و آزار کردند که مجبور شدند عده ای هجرت کنند، عده ای به طائف، عده ای به حبشه، و عده ای به مدینه، چقدر مسلمانان را اذیت و آزار کردند و در محاصره قرار دادند در شعب ابی طالب، افرادی را مثل پدر و مادر عمار را به شهادت رساندند بعد هم که مسلمانان برای رهایی از شر آنها به مدینه هجرت کردند، جنگ هایی را مثل بدر و احد را تحمیل کردند، تا اینکه در سال هشتم هجرت پیامبر و مسلمانان وارد مکه شدند و مکه را فتح کردند، مکه افتاد به دست مسلمانان و مشرکین اسیر دست مسلمانان شدند اما با اینکه اینها بیش از بیست سال پیامبر را اذیت کرده بودند پیامبر اسلام اعلام کردند: « عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالاَ: ذَكَرْنَا لَهُ اَلْكُوفَةَ وَ مَا وُضِعَ عَلَيْهَا مِنَ اَلْخَرَاجِ وَ مَا سَارَ فِيهَا أَهْلُ بَيْتِهِ ......وَ إِنَّ أَهْلَ مَكَّةَ دَخَلَهَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَنْوَةً فَكَانُوا أُسَرَاءَ فِي يَدِهِ فَأَعْتَقَهُمْ وَ قَالَ اِذْهَبُوا فَأَنْتُمُ اَلطُّلَقَاءُ»[8]بروید شما آزاد هستید.

چند نفر از مسلمانان شعار دادند در کوچه های مکه که «الیوم یوم الملحمه» امروز روز کشتار و انتقام است، پیامبر اسلام فرمودند این شعار را دیگر تکرار نکنید، به جای این شعار بگویید «الیوم یوم المرحه» امروز روزی است که شما رحمت و مهربانی پیامبر اسلام را ببینید، دشمنان آمدند این پیامبر رحمت را بد  معرفی کردند، حالا حضرت مهدی که مسلمانان معرفی می کنند شیعه و سنی یک جور معرفی می کنند، اهل سنت هم می گویند حضرت مهدی می آید اخلاق اسلامی و عدالت اسلامی را اجرا کند، شیعه هم همین را می گوید، روایات از شیعه و سنی هست که پیامبر خدا فرمودند ایشان می آید در حالی که: «و عنه صلّى اللّه عليه و آله: «المهدي من ولدي، اسمه اسمي، و كنيته كنيتي، أشبه النّاس بي خلقا و خلقا، تكون له غيبة و حيرة تضلّ فيه الأمم، ثمّ يقبل كالشهاب الثّاقب فيملأها عدلا و قسطا كما ملئت ظلما و جورا»[9]

شبیه ترین مردم است به من در اخلاق هم در شکل و شمایل. کتب اهل سنت فراوان، حالا من یک عبارتش را می خوانم، یکی دو عبارت را از این آقایان خب ببینید که عین عبارات این است که حضرت مهدی علیه السلام شبیه ترین مردم به پیامبر اسلام هستند، این اخلاق، غیبت شیخ طوسی هست، کتب اهل تسنن در این باره فراوان هست که حضرت مهدی علیه السلام می آید اخلاقش اخلاق پیامبر است، آمده برای چه؟ دین پیامبر را، پیامبری که پیامبر رحمت است، می آید همان کار را اجرا می کند، بعد این آقایان می آیند می گویند که حضرت مهدی فردی خشن و خونریز است، بلی ما این را قبول داریم که حضرت مهدی علیه السلام لازمه اینکه می خواهد عدالت را اجرا کند این است که آن افراد جنایتکار، آن افرادی که به هیچ صراطی مستقیم نمی شوند، علف هرزه های جامعه را برای ایجاد عدالت در جامعه باید از بین ببرد، ببینید لازمه عدالت این است، اگر کسی بخواهد عدالت در یک محیطی اجرا شود آن افرادی که در راس ایجاد ظلم و ستم هستند تا اینها را مشکلشان را حل نمی کند امنیت در جامعه ایجاد نمی شوود.

ببینید همین الان افرادی که داریم، افرادی مثل همین گروه های تکفیری ، این افرادی که به بچه و زن و کوچک و بزرگ رحم نمی کنند، گاهی زنده زنده می سوزانند، یا در همین روزها خبری شنیدید که در یمن چه کردند، می آیند در مجلس عروسی بمب می اندازند، انسان نگاه می کند اشکش جاری می شود، بچه کوچک با پدر و مادرش به مجلس آمده بعد پدر و مادر سوختند و این بچه روی مادر افتاده و مادر و پدر مرده اند، بچه طاقت نمی آورد و میخواهد روپوشی که روی آنها انداختند را کنار بزند و اینها را حرکت بدهد، بچه دو ساله، خب موقعی که در جامعه این گونه افراد جنایتکار وجود دارد باید کسی که می خواهد عدالت ایجادکند این علف هرزه ها و سردمداران ظلم و ستم و جنایت را باید از بین ببرد، لذا حضرت مهدی علیه السلام ایشان آدمکش نیست، جانی کش است، جنایتکارانی که، آدم نماهایی که روح درندگی دارند این گونه افراد را برای ایجاد عدالت در جامعه از بین می برد، لذا خود خداوند متعال در وصف پیامبر همین را می گوید، پیامبرص: «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ»[10]

نسبت به مومنین رووف و رحیم است، حتی نسبت به کفاری که لجوج نیستند، بالاسر پیامبر آن مرد یهودی زباله می ریخت، مریض شد حضرت به عیادت او رفتند، پیامبر اسلام از همان زکاتی که مسلمان ها از دست رنج خودشان می دادند گاهی به افراد کافر و مشرک می داد، اینها دلشان جذب و نرم شود بدانند که اسلام دین رافت و عطوفت است، قرآن هم فرمود:«إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ  فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ  وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ»[11]

پیامبر اسلام این بوده خب بله، قرآن می فرماید ویژگی پیامبر این است که در مقابل مسلمان ها افرادی که لجوج نیستند کاملا مهربان، اما افراد لجوج و عنود در مقابل آنها قاطع و جدی است، قرآن می فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ...»[12]

آیه آخر سوره فتح، می فرماید پیامبر که رسول خداست و همه کسانی که با او و هم خط او هست ویژگی شان این است، قاطع و جدی در برابر کفار هستند و بین خودشان مهربان هستند، فرزندش حضرت مهدی علیه السلام هم همین است، کفار هم به قرینه سیره پیامبر و آیات قرآن می فهمیم منظور هر کافری نیست، کفار لجوج و عنود، هر قدر حق روشن می شود باز هم لجاجت می کنند، باز هم تن به عدالت و حقیقت نمی دهند، در مقابل آنها حضرت مهدی علیه السلام هم همین است.

مجری:

گاهی شبهه ای القا می کنند که فایده مهدویت چیست، بهره آن چیست، بود و نبودش چه فایده ای دارد، در زمانی که کتاب شریف قرآن وجود دارد، آموزه های پیامبر وجود دارد، به گونه ای القا می شود که انگار فایده ای در مهدویت وجود ندارد و ثمره ای ندارد، حالا در پاسخ به این سوال چه جواب هایی را می توان تدبیر کرد؟

کارشناس:

بله بعضی می گویند که حضرت مهدی بیاید اتفاق خاصی نمی افتد، به این بیان می گویند خب بله اسلام کامل است، حضرت مهدی که نمی آید اسلام را تغییر دهد، قرآن همان قرآن است، سنت پیامبر همان است، حضرت مهدی بیاید کار خاصی انجام نمی دهد، گاهی اینها این گونه می گویند، در این رابطه باید عرض کنیم که این افراد واقعا انسان دچار تردید می شود افرادی که این گونه حرف می زنند، آیا واقعا به اسلام و پیامبر اسلام عقیده دارند و این حرف ها را می زنند؟ اولا اگر یک مساله ای بود، مردم بدانند یا ندانند که چنین اتفاقی می افتد اثری ندارد، چرا این همه پیامبر خدا درباره مساله مهدویت این همه فرمایشات بفرمایند که صدها حدیث در کتب شیعه و سنی وجود دارد، شما فقط این کتاب عقد الدرر که یکی از علمای شافعیه در قرن هفتم نوشته است همین را ببینید صدها حدیث ایشان آورده، هزاران حدیث در بحث مهدویت در کتب اهل سنت است، خب اگر یک چیزی است که مهم نیست چرا پیامبر این همه تاکید کنند؟ کتاب صحیح بخاری من مناسب می بینم که اصلا حدیث را از رو بخوانم و اشاره ای به حدیث صحیح مسلم کنم، ببینید علما هم آمدند این بحث مهدویت را اهمیت دادند، صحیح بخاری در باب نزول عیسی بن مریم، یک عبارتی دارند: «أَنَّ أَبَا هُرَيْرَةَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا نَزَلَ ابْنُ مَرْيَمَ فِيكُمْ، وَإِمَامُكُمْ مِنْكُمْ»[13]

حدیثی که خواندیم، چه روزی خواهید داشت، به مردم بشارت می دهند که خوشحال باشید، چنین روز خوشی خواهید، چه روزی خواهید داشت آن زمانی که فرزند مریم در میان شما فرود آید، آن امام چه کسی است که در جایی که حضرت عیسی وجود دارد او امامت می کند، با وجود او امام شما از شماست، آقای مسلم در صحیح مسلم نقل می کنند که حضرت عیسی که از آسمان فرود می آید امام مسلمان ها حضرت مهدی به او می گوید: «عَنِ ابْنِ جُرَيْجٍ، قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبُو الزُّبَيْرِ، أَنَّهُ سَمِعَ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللهِ، يَقُولُ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: «لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»، قَالَ: فَيَنْزِلُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَيَقُولُ أَمِيرُهُمْ: تَعَالَ صَلِّ لَنَا، فَيَقُولُ: لَا، إِنَّ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ أُمَرَاءُ تَكْرِمَةَ اللهِ هَذِهِ الْأُمَّةَ»[14]

بیا برای ما نماز بخوان حضرت عیسی می فرماید نه، من امامت نمی کنم. امیر و بزرگ و فرمانده شما از خودتان است، درست است من اینجا در بین شما هستم ولی امیر شما از خودتان است و من حق ندارم ، چرا؟به خاطر گرامیداشت خداوند این امت رایعنی امت پیامبر اسلام را خدا این قدر عزیز و گرامی داشته که در جایی که من حضرت عیسی پیامبر خدا وجود دارم با وجود من باز باید امام شما فردی از خودتان باشد، لذا عده ای علمای تسنن گفته اند که این فردی است که حضرت عیسی بعد پشت سر او نماز می خواند، نه اینکه حضرت عیسی جدا نماز بخواند و ایشان هم جدا، نه، همین آقای ابن حجر مکی هیتمی در همان مقدمه کتاب القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر ایشان می گوید روایات در این باب متواتر است، حضرت مهدی می آیند، زمین را پر از عدل و داد می کنند:«اَلثَّامِنُ وَاَلثَّلاَثُونَ فِي قَوْلِهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مِنَّا اَلَّذِي يُصَلِّي عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ خَلْفَهُ وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ اَلْخُدْرِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مِنَّا اَلَّذِي يُصَلِّي عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ خَلْفَهُ»[15]حضرت عیسی علیه السلام پشت سر ایشان نماز می خواند. آقای مقدسی شافعی هم در همین کتاب عقد الدرر یک بابی منعقد کرده در همین مورد که سنن ابی داوود یکی از کتب ششگانه برادران اهل سنت که از معروفترین کتب حدیثی نزد برادران اهل سنت است ایشان در این کتاب یک بابی دارد به عنوان باب صفه المهدی، وصف حضرت مهدی، بعد ایشان حدیث از پیامبر نقل می کنند که حضرت فرمودند: «وَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ اَلدُّنْيَا إِلاَّ يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اَللَّهُ ذَلِكَ اَلْيَوْمَ حَتَّى يَبْعَثَ اَللَّهُ فِيهِ رَجُلاً مِنْ وُلْدِي يُوَاطِئُ اِسْمُهُ اِسْمِي يَمْلَؤُهَا عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً»[16] اگر از عمر واحد باقی نماند مگر یک روز، نمی گویند یک روز می ماند، یعنی انقدر این مطلب قطعی و حتمی که  باید حتما انجام شود حتی اگر یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد خدا آن روز را آن قدر طولانی می کند تا مردی از اهل بیت مرا به ملک و حکومت و قدرت برساند. مردی از اهل بیت مرا به قدرت و حکومت برساند که نامش هماهنگ با نام من است. او می آید زمین را پر می کند، کل کره زمین، زمین را پر از عدل می کند بعد از اینکه ظلم و جور همه کره زمین را فرا گرفته باشد، این افرادی که می گویند مهم نیست مثل اینکه اینها برایشان حاکمیت عدالت در کل جهان، حاکمیت اسلام در کل جهان، اینکه فردی از ذریه پیامبر اسلام بیاید اسلام را پیاده کند چیز مهمی نیست، بله حضرت مهدی نمی آید که دین را عوض کند، حضرت مهدی می آید دو کار انجام دهد، یک بسیاری از تحریفاتی که در طول تاریخ بعد از اسلام در اسلام ایجاد شده، عده ای قرآن را تفسیر به رای کردند، احادیث ساختگی ایجاد و جعل کردند، یک سری مطالب و پیرایه هایی را به اسلام بستند، حضرت مهدی می آیند اولا آن اسلام واقعی صد درصد را معرفی می کنند، دومین کاری که می کنند اسلام را پیاده می کنند، این چیزی است که از زمانی که حضرت آدم آفریده شده است تا الان کی بوده که در کل کره زمین عدالت اجرا شود، این فقط طبق روایت پیامبر زمان ایشان است اما اینها می گویند چیز مهمی نیست. شاید بر همین اساس افرادی هم که همین افکار را داشتند در گذشته امدند بعضی از روایات مهدویت را خواستند به گوش مردم نرسد یا منکر شدند یا بی اهمیت، یک نمونه ای را عرض می کنم حرفم را تمام می کنم

یک حدیثی در کتب مختلف است که آمده:«قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ: اَلْمَهْدِيُّ مِنْ عِتْرَتِي مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ»[17]

حضرت مهدی که می آید از ذریه من است، از اولاد فاطمه زهرا سلام الله علیها است، این در کتب مختلف آمده است، بعد بعضی آقایان همین آقای ابن حجر مکی هیتمی این حدیث را آوردند، ببینید آدرس، غیبت شیخ طوسی هست، همین حدیث در کتب مختلف اهل سنت هم وجود دارد و در چندین کتاب از جمله می بینیم آقای ابن حجر مکی در کتاب الصواعق المحرقه این حدیث از چندین کتاب نقل می کند من فقط این حدیث را می خوانم، ایشان می گوید: «ومن ذلك ما أخرجه مسلم وأبو داود والنسائي وابن ماجة والبيهقي وآخرون المهدي من عترتي من ولد فاطمة»[18]

یکی از این روایات مهدویت این است که آقای مسلم، ابوداوود، نسائی و دیگران نقل کردند که اما الان ما نگاه می کنیم می بینیم در صحیح مسلم نیست، من فکر می کنم یک سری از دشمنان، کی بودند، از همین افرادی که دوست ندارند بحث مهدویت مطرح شود اینها لابد آمدند در طول تاریخ دستکاری کردند، کتاب کنزالعمال هم همین حدیث را نقل کرده و کتاب موجود است، ایشان هم این کتاب را جستجو کنید می بینید. آدرس داده میم، اول کتاب جلد اول مقدمه نوشته هر جا گفتم میم یعنی کتاب صحیح مسلم، از کتاب صحیح مسلم نقل کرده الان می بینیم حذف شده است این هم فکر کنم یک سری افرادی که با مساله مهدویت مخالف بودند آمدند دستکاری کردند.

 

 برای مطالعه کامل مجموعه پرسمان اینجا را کلیک کنید.


 

[1] . هدی الساری، ابن حجر عسقلانی، ص9.

[2] . بخاری، صحیح بخاری، ج4، ص168.

[3] . سوره نساء، آیه 165. رسولانی را فرستاد که (نیکان را) بشارت دهند و (بدان را) بترسانند تا آنکه پس از فرستادن رسولان، مردم را بر خدا حجّتی نباشد، و خدا همیشه مقتدر و کارش بر وفق حکمت است.

[4] . سوره شوری، آیه 52

[5] . سوره شعری، آیه 80. و چون بیمار شوم مرا شفا می‌دهد.

[6] .سوره نحل، آیه 69. و سپس از انواع میوه‌های شیرین (و از حلاوت و شهد گلهای خوشبو) تغذیه کن و راه پروردگارت را به اطاعت بپوی، آن‌گاه از درون آن، شربت شیرینی به رنگهای مختلف بیرون آید که در آن شفاء مردمان است. در این کار نیز آیتی (از قدرت خدا) برای متفکران پیداست.

[7] . سوره آل عمران، آیه 42. و او را به رسالت به سوی بنی اسرائیل فرستد که به آنان گوید: من از طرف خدا معجزی آورده‌ام، من از گل مجسمه مرغی ساخته و بر آن (نفس قدسی) بدمم تا به امر خدا مرغی گردد، و کور مادر زاد و مبتلای به پیسی را به امر خدا شفا دهم، و مردگان را به امر خدا زنده کنم، و به شما (از غیب) خبر دهم که در خانه‌هاتان چه می‌خورید و چه ذخیره می‌کنید. این معجزات برای شما حجّت و نشانه (حقانیت من) است اگر اهل ایمان هستید.

[8] . الکافي , جلد 3 , صفحه 512. صفوان بن يحيى و احمد بن محمّد بن ابى نصر گويند: به حضرتش در مورد ماليات كوفه و مردم آن سخن گفتيم.فرمود: هركه با ميل خود مسلمان شده، زمينش از آن خود اوست كه اگر به صورت ديمى آبيارى مى‌شود، يك‌دهم به عنوان ماليات گرفته مى‌شود و اگر با سطل آبيارى مى‌شود، نصف يك‌دهم. و اين در صورتى است كه زمين آباد باشد و اگر آباد نباشد، زمين از آن امام است و آن را از آبادگران مى‌پذيرد و از آن مسلمانان است و پذيرندگان در سهم، يك‌دهم و نصف يك‌دهم خواهد بود. و زمانى كه كمتر از پنج اوساق باشد، زكات ندارد.و زمين‌هايى كه با شمشير گرفته شده از آن امام است. به هركه صلاح دانست مى‌دهد. آن‌سان كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله در جنگ خيبر چنين كرد كه سرزمين و نخلستان آن‌ها را پذيرفت و مردم مى‌گفتند: پذيرفتن از زمين نخلستان شايسته نيست.ولى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله از خيبر پذيرفت و بر پذيرندگان علاوه بر پذيرش زمين، يك‌دهم و نصف يك‌دهم در اموال آن‌هاست.حضرتش فرمود: هنگامى كه مردم طائف مسلمان شدند، يك‌دهم و نصف يك‌دهم را به عنوان خراج قرار دادند.و آن‌گاه كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله با قدرت وارد مكّه شد، مردم مكّه در دست حضرتش اسير شدند، پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله آن‌ها را آزاد كرد و فرمود: برويد كه شما آزادشدگانيد.

[9] . نوادر الأخبار فیما یتعلق بأصول الدین , جلد 1 , صفحه 226. جابر بن عبد اللّه انصارى گويد: حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله فرمود: مهدى از فرزندان من خواهد بود، نام او نام من و كنيه وى كنيه من است، وى از همۀ مردمان به من اشبه است، وى مدتى از انظار پنهان خواهد شد، و در اين غيبت گروهى از مردم در حيرت و سرگردانى خواهند افتاد، پس از مدتى از پشت پرده بيرون ميگردد و همچون ستارۀ فروزانى ميدرخشد، و زمين را از عدل و داد پر ميكند همچنان كه از جور و ستم پر شده باشد.

[10] .سوره توبه، ایه 128. همانا رسولی از جنس شما برای (هدایت) شما آمد که فقر و پریشانی و جهل و فلاکت شما بر او سخت می‌آید و بر (آسایش و نجات) شما بسیار حریص و به مؤمنان رئوف و مهربان است.

[11] . سوره توبه، آیه 60. (مصرف) صدقات منحصرا مختص است به (این هشت طایفه): فقیران و عاجزان و متصدیان اداره صدقات و کسانی که باید تألیف قلوب آنها کرد (یعنی برای متمایل کردن بیگانگان به دین اسلام) و آزادی بندگان و قرض‌داران و در راه خدا (یعنی در راه تبلیغ و رواج دین خدا) و به راه درماندگان. این مصارف هشتگانه فرض و حکم خداست، که خدا دانا و بر تمام مصالح خلق آگاه است.

[12] . سوره فتح، آیه 29.

[13] . بخارى، محمّد، صحيح البخاري،ج4، ص168.

[14] . نيشابورى، مسلم، صحيح مسلم،ج1، ص137

[15] . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام , جلد 51 , صفحه 84.

[16] . الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد , جلد 2 , صفحه 340.

[17] . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام , جلد 51 , صفحه 86.

[18] . هيتمي، احمد بن محمّد (م 974)، الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة،ج2، ص472.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن