منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

شبکه های وهابی و تکفیری ولادت امام عصر (عج) را یک افسانه تلقی می کنند و می خواهند جا بیندازند به ویژه اهانت هایی که به مادر عزیز و مکرم آن حضرت می کنند که خارج از عرف و اخلاق است، نظرتان را در این زمینه و تقریر علمی این مساله که ولادت امام زمان و مادر ایشان است بیان کنید؟

 

پاسخ

کارشناس:

اولا اینکه فرمودید تعبیر افسانه از جریان ولادت امام زمان علیه السلام کرده اند این یک چیز تازه ای نیست، اینکه یک کسی واقعیتی را اسمش را افسانه بگذارد با حرف این و آن واقعیت عوض نمی شود، قرآن کریم بیان می کند که عده ای مشرکین دشمنان انبیاء معاد را می گفتند افسانه است، عده ای مشرکین می گفتند قرآن افسانه است، می گفتند: «لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِنْ قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ»[1]

این بحث معاد چیزی نیست جز افسانه های قدیمی، آیا با اینکه عده ای از مشرکین اسم معاد را افسانه گذاشتند دیگر معاد افسانه شد؟ خب این روش همان روش و پیروی از مشرکین و افراد بی منطقی است که در مقابل منطق چیزی ندارند جز اینکه واقعیت ها را افسانه بنامند.

نکته دوم بحثی که فرمودید کلمات اهانت آمیز در مورد مادر مکرم و بزرگوار امام زمان علیه السلام به کار بردند، بله، چطور سلمان رشدی آمد و درباره پیامبر خدا، همسران ایشان کلمات بسیار اهانت آمیزی در غالب رمان و داستان بیان کرد، خب رمان سر مردم را بند می کند، بعضی می آیند همین قضیه تولد امام زمان علیه السلام را به صورت افسانه در بیاورند از خودشان هم یک چیزهایی ببافند و اضافه کنند و این را مطرح کنند همراه با کلمات اهانت آمیز، خب اینها بی سابقه نیست، جلوتر از اینها سلمان رشدی این کار را کرده است، جلوتر به شخص پیامبر خدا (ص) توهین کردند، به حضرت مریم توهین کردند، این قرآن کریم بیان می کند اینکه بیایند توهین بزنند، در سوره مبارکه مریم می خوانیم که حضرت مریم علیها سلام موقعی که فرزندش عیسی را به دنیا آورد و پیش قومش آورد یک عده ای گفتند که ای مریم کار زشتی بود، این چه کاری بود، بچه از کجا آوردی، سوره مبارکه مریم که خداوند می فرماید: «فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا يَا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئًا فَرِيًّا»[2]مریم فرزندش عیسی را نزد قومش آورد. مریم چیز زشتی آوردی، این چه کاری بود، یعنی نعوذ بالله تو از طریق نا مشروع فرزند دار شدی، در ادامه گفتند:«يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا»[3]

چون برادر حضرت مریم نامش هارون بود، گفتند ای خواهر هارون پدرت آدم بدی نبود، مادرت زن فاسدی نبود، این بچه از کجا؟ یعنی تو فرزند یک پدر و مادر پاک بودی و کار خلاف کردی، غیر مستقیم به حضرت مریم تهمت زدند، به همسر پیامبر اسلام (ص) تهمت زدند، متاسفانه حتی عده ای مسلمانان به نام اسلام، امروز هم عده ای به نام اسلام می آیند مادر امام زمان علیه السلام را مورد اهانت قرار می دهند، خب قرآن می گوید که یک عده ای، یکی از همسران البته در قرآن کریم نام هیچ یک از همسران پیامبر ذکر نشده و حتی اینکه تهمت نا مشروع به همسر پیامبر زدند این هم ذکر نشده که به همسر پیامبر بوده، اشاره کرده و بیان فرموده که یک تهمتی زدند به یک زن پاک و قران می فرماید که متاسفانه به تعبیر من آن افرادی که این تهمت را زدند کفار نبودند، عده ای از خود مسلمان ها، سوره مبارکه نور می فرماید:«إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ  بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ  لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ  وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ»[4]

آن افرادی که این دروغ را مطرح کردند از خود شما مسلمان ها بودند، به یکی از همسران پیامبر تهمت زدند که حالا برادران اهل سنت عموما می فرمایند که این تهمت را به همسر پیامبر عایشه بنت ابی بکر ام المومنین، به ایشان زدند، شیعیان بعضی می گویند که این تمهت را به ایشان زدند، بعضی می گویند که به ماریه، مهم نیست، اینکه بالاخره تهمت بوده، به هرکس بوده تهمت بوده و همین جا من به مناسبت ذکر می کنم، چیزی را که قرآن کریم فرموده تهمت است، اگر کسی بگوید نه خیر واقعیت دارد با توجه به اینکه قرآن گفته تهمت است ما او را مسلمان نمی دانیم، بگوید نه خیر قرآن می گوید افک است ، من می گویم افک نیست، بعضی باز در همین رابطه به شیعیان نسبت نا روا می دهند که شیعیان می گویند واقعیت دارد، نه، چیزی را که قرآن فرموده افک است هیچ شیعه ای نمی گوید که افک نیست، و اگر کسی حرف نا مناسبی بزند این به حساب خود اوست، در تمام ادیان و مذاهب ممکن است یک نظرات شاذ و استثنائی وجود داشته باشد، عموم بزرگان نظری داشته باشند و یک نفر در آن دین و مذهب استثناء نظری داشته باشد، خب این حرف مخصوص به خودش است و به حساب خودش گذاشته می شود و به حساب عموم هم مذهبان و هم دینان گذاشته نمی شود، به حساب مذهب و دین گذاشته نمی شود.

خب خواستیم این نکته را بگوییم که مفصل قرآن کریم وارد این بحث شده که زمان پیامبر آمدند به همسر پیامبر تهمت زدند، در صحیح بخاری هم این موضوع اشاره شده، در کتاب التفسیر، در تفسیر همین آیه که می فرماید:« لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُبِينٌ»[5]

اشاره می کند که بعضی ها به بعضی از زنان پاکدامن تهمت زدند، بعد خداوند به مسلمان ها انتقاد میکند، فرمود چرا وقتی که شما این حرف را شنیدید، مردان و زنان مومن به خودشان خوش گمانی نورزیدند؟ چرا نگفتید این یک دورغ و بهتان است؟ بعد در صحیح بخاری هم این جریان را مفصل نقل کردند که بد نیست اشاره کنیم از صحیح بخاری که متاسفانه عده ای آمدند و این موضوع را مطرح کردند و شخصی به نام عبدالله بن ابی بن سلول آمد و مطرح کرد، قضیه چه بود؟ داستان این بود که در یک مسافرتی پیامبر خدا با عده ای از مسلمانان مسافرت می رفتند، در صحیح بخاری داستان به این صورت نقل شده که همسر پیامبر عایشه گفت که من هم بودم و برای قضاء حاجت رفتم، کاروان حرکت کردند، آن شتری که من سوار او بودم، این حودج روی آن بود و اینها حرکت کردند به گمان اینکه من هم داخل حودج هستم، من رفتم و برگشتم دیدم کسی نیست و در بیابان تنها ماندم، مقداری گذشت بعد یکی از مسلمان ها آمد، من را قبل از دوره حجاب دیده بود و شناخت، فهمید من همسر پیامبر هستم، بعد شترش را آورد و گفت تو سوار شو، من سوار شدم و بالاخره من را به کاروان رساند، خب یک مقداری فاصله ایجاد شد، عده ای بعدا که ما رسیدیم زمزمه کردند که  در این مسیر ایشان تنها بوده، همسر پیامبر جوان و زیبا بوده است، این جوان زیبا با مرد توی مسیر، حتما اتفاقی افتاده، یک تهمتی زدند و این پخش شد، یکی از افرادی هم که متاسفانه این قضیه را پخش می کرد، نوه خاله ابوبکر بود، مسطح بن اساسه، این همین حرف را مطرح می کرد، در صحیح بخاری دارد:«وَكَانَ الَّذِي تَوَلَّى الإِفْكَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أُبَيٍّ ابْنُ سَلُولَ، فَقَدِمْنَا المَدِينَةَ...»[6]

کسی که متولی و سردمدار این گروه بود و در مردم پخش کرد که بله حتما رابطه ای بود شخصی بود به نام عبدالله بن ابی بن سلول، نفر دیگر هم باز در این قسمت پایین تر می بینید که مسطح بن اساسه، مسطح نوه خاله ابوبکر بود، نسبت با همسر پیامبر عایشه داشت، او خودش هم همین قضیه را مطرح کرد، در حالی که همین مسطح یکی از صحابه بدریین بود، این هم دوباره این موضوع را مطرح کرد، که مادرش به او توهین کرد، ببینید عبارتی در صحیح بخاری است که مادرش گفت: « فَأَقْبَلْتُ أَنَا وَأُمُّ مِسْطَحٍ بِنْتُ أَبِي رُهْمٍ نَمْشِي، فَعَثَرَتْ فِي مِرْطِهَا، فَقَالَتْ: تَعِسَ مِسْطَحٌ، فَقُلْتُ لَهَا: بِئْسَ مَا قُلْتِ، أَتَسُبِّينَ رَجُلًا شَهِدَ بَدْرًا، فَقَالَتْ: يَا هَنْتَاهْ، أَلَمْ تَسْمَعِي مَا قَالُوا؟ فَأَخْبَرَتْنِي بِقَوْلِ أَهْلِ الإِفْكِ، فَازْدَدْتُ مَرَضًا عَلَى مَرَضِي»[7]

داستانی نقل می کند که عایشه گفت من و ام مسطح رفتیم طرف خانه، کارمان تمام شد، پای این ام مسطح لغزید بعد مادرش یک مرتبه گفت مثل اینکه بگوید مرگ بر مسطح، هلاک باد مسطح به او گفتم که حرف بدی زدی. آیا تو توهین می کنی مردی را که در بدر حضور داشته است، جزو صحابه بدریین بوده است، این جمله تو سب و توهین به این صحابه پیامبر است، گفت مگر تو نشنیدی چه می گوید؟ من پرسیدم مگر مسطح چه گفته است؟ گفت این هم همان حرف اهل افک را می زند و به شما نسبت خلاف می دهد.

ببینید این قضیه در آن زمان، حالا بعضی ها آمدند اینجور تصور اشتباه می کنند بله ما داریم که حتی الامکان نباید مرد و زن نامحرم در یک جا جمع شوند خصوصا در خلوت، فرد سوم شیطان است، شیطان وسوسه می کند، شیطان وسوسه می کند معنایش این نیست که حتما گناه انجام می شود، شیطان اینجا امیدوار می شود و می آید، شیطان حتی از وسوسه کردن حضرت ابراهیم هم نا امید نبود، داستان رمی جمره برای چیست؟ موضوع این است که موقعی که حضرت ابراهیم خواستند به دستور الهی فرزندشان را ذبح کنند شیطان آمد و خواست مانع شود، دو سه بار آمد تا به عناوین مختلف ایشان را منصرف کند تا دستور الهی را اقدام نکند، خب شیطان می آید اما معنایش این نیست که حتما گناه انجام شود، اینجا به همسر پیامبر گفتند زن زیبا و جوان در مسیر با مردی تنها بوده حتما گناهی انجام شده، خب قرآن آمد تبرئه کرد و گفت اینجور نبوده است، حالا چه این همسر پیامبر مقصود باشد یا همسر دیگر پیامبر ماریه، هرکس که بوده تهمت است.

در این داستان مادر بزرگوار امام زمان علیه السلام هم شخصیت بزرگواری است من فقط اشاره می کنم به داستان چگونگی خرید ایشان که کنیز بوده است، در برخی کتب ما از جمله کتاب کمال الدین مرحوم صدوق داستانی نقل شده برای کیفیت چگونگی خرید ایشان و ازدواج ایشان با امام حسن عسکری، من فقط دو سه جمله را اشاره می کنم در اینجا، در کتاب کمال الدین ایشان داستانی را نقل می کنند که یک آقایی از شیعیان و دوستان امام دهم علیه السلام و امام یازدهم که همسایه ایشان هم بود، این آقا به نام بشر بن سلیمان گفت یک روز خادم امام دهم علیه السلام خدمت من آمد و گفت آقا با شما کار دارند، من هم خدمت حضرت رفتم، عنوان هم همین است«ما روی فی نرجس ام القائم»تحت این عنوان در کتاب کمال الدین صدوق، داستان را نقل کردند، من رفتم خدمت حضرت، حضرت احوالپرسی کردند و فرمودند شما از انصار هستید و شما جزو ثقات و مورد اعتماد ما هستید، لذا می خواهم یک ماموریتی به شما بدهم که افتخار و فضیلتی برای شما است، عبارت را ببینید من از عین عبارت می خوانم، می گوید حضرت فرمودند:« فَلَمَّا جَلَسْتُ قَالَ يَا بِشْرُ إِنَّكَ مِنْ وُلْدِ اَلْأَنْصَار وَ هَذِهِ اَلْوَلاَيَةُ لَمْ تَزَلْ فِيكُمْ يَرِثُهَا خَلَفٌ عَنْ سَلَفٍ فَأَنْتُمْ ثِقَاتُنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ ِ»[8]

تو از اولاد انصار هستی این ولایت و محبت اهل بیت در میان شما همیشه بوده است. شما انصار افراد مورد اعتماد ما اهل بیت هستید، شیعه ای خاص و به ویژه مورد وثوق امام علیه السلام، بعد فرمودند شما به بغداد می روید و اسرایی را می آورند، افراد برای خرید می آورند، یک آقایی به این نام کنیزانی دارد و موقعی که یک کنیزی با این خصوصیات را برای فروش عرضه کرد شما او را بخر، بعد حضرت یک نامه ای هم نوشتند.

در اینجا توضیح بدهم که اینکه امام علیه السلام پیشگویی می کنند از نظر وهابی ها فوری می گویند که مگر ایشان علم غیب دارند؟ مگر می شود؟ ما قبلا گفتیم از نظر شیعه و سنی این حرف پذیرفته است که همینطور که انبیاء الهی کارهای خارق العاده انجام بدهند به اذن الله، گاهی از آینده و از غیب خبر می دهند باذن الله، حضرت عیسی می فرمود من خبر می دهم که شما در خانه خود چه خوردید و چه مخفی کردید: « وَرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَی بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»[9]

غیر انبیاء جانشینان انبیاء اولیاء الهی هم همینطور گاهی از اوقات از باب کرامت از غیب از آینده خبر می دهند، هم در کتب شیعه است، هم در کتب اهل تسنن، قبلا من در همین برنامه پرسمان مطرح کردم که برادران اهل تسنن می گویند که خلیفه دوم از مدینه نهاوند را دید و تذکر داد که چنین و چنان کنید و انها هم شنیدند، پس بنابراین از نظر شیعه و سنی اصل این مطلب کاملا پذیرفته شده است که اولیاء الهی بتوانند چیزهایی از اخبار غیبی خبر داشته باشند، ایشان فرمودند یک چنین گروهی می آیند، فردی با این خصوصیات بعد شما برو و او را بخر، یک نامه ای هم به زبان فرنگی و خط رومی نوشتند و گفتند این نامه را به او بده، خب این هم رفت و همین قضیه را انجام داد و ایشان را خرید، بعد در آنجا هم دارد که این کنیز این قدر ویژگی داشت که دو لباس ضخیم پوشیده بود، مواظب بود و حاضر نبود افرادی که آمدند او را بخرند حاضر نبود کسی او را ببیند و کسی دستی به او بزند یا صورت او را ببیند، تا می خواست کسی این کار را کند فریاد می زد که حتی دارد که اون فروشنده او را کتک زد گفت چرا نمی گذاری؟ هرکس می خواهد چهره تو را ببیند مانع می شوی؟

بعضی از این شبکه های وهابی آمدند رمان و داستان درست کردند و هم تقطیع کردند و این قسمت هایی که کاملا عفاف و پاکدامنی این زن را بیان می کند را حذف کردند، بعد می گوید که حتی یک نفر آمد گفت من این را می خرم به فلان قیمت، حالا من عباراتی را از خود کتاب صدوق می خوانم می گوید این زن در حالی بود که: «فَإِذَا رَأَيْتَ ذَلِكَ فَأَشْرِفْ مِنَ اَلْبُعْدِ عَلَى اَلْمُسَمَّى عُمَرَ بْنَ يَزِيدَ اَلنَّخَّاسَ عَامَّةَ نَهَارِكَ إِلَى أَنْ يُبْرِزَ لِلْمُبْتَاعِينَ جَارِيَةً صِفَتُهَا كَذَا وَ كَذَا لاَبِسَةً حَرِيرَتَيْنِ صَفِيقَتَيْنِ تَمْتَنِعُ مِنَ اَلسُّفُورِ وَ لَمْسِ اَلْمُعْتَرِضِ وَ اَلاِنْقِيَادِ لِمَنْ يُحَاوِلُ لَمْسَهَا وَ يَشْغَلُ نَظَرَهُ بِتَأَمُّلِ مَكَاشِفِهَا مِنْ وَرَاءِ اَلسِّتْرِ اَلرَّقِيقِ فَيَضْرِبُهَا اَلنَّخَّاسُ فَتَصْرَخُ صَرْخَةً رُومِيَّةً فَاعْلَمْ أَنَّهَا تَقُولُ وَا هَتْكَ سِتْرَاهْ فَيَقُولُ بَعْضُ اَلْمُبْتَاعِينَ عَلَيَّ بِثَلاَثِمِائَةِ دِينَارٍ فَقَدْ زَادَنِي اَلْعَفَافُ فِيهَا رَغْبَةً فَتَقُولُ بِالْعَرَبِيَّةِ لَوْ بَرَزْتَ فِي زِيِّ سُلَيْمَانَ وَ عَلَى مِثْلِ سَرِيرِ مُلْكِهِ مَا بَدَتْ لِي فِيكَ رَغْبَةٌ فَاشْفَقْ عَلَى مَالِكَ»[10]دو لباس ضخیم پوشیده بود خودداری می کرد از اینکه روی او دیده شود. نمی گذاشت کسی به او دست بزند. هرگز حاضر نبود کسی به او دست بزند یا نگاهش کند، وکسی می آمد می خواست دست بزند. نمی گذاشت، اون فروشنده او را کتک زد.آمد به او دست بزند گفت وای بر من که هتک ستر من کردند، هتک حرمت من کردند، لذا می گوید یکی از اون خریداران گفت من سیصد دینار می دهم این کنیز را به من بدهید، چرا؟ گفت این عفت و پاکدامنی که این زن دارد رغبت من را به این زن بیشتر کرد، لذا با این قیمت بالا می خرم، لذا اون کنیز گفت پولت را بیخود نده من به تو تمایلی ندارم، بعد موقعی که این نماینده حضرت نامه را به او داد و خواند به آن برده فروش گفت فقط من را به ایشان بفروش.

خب خواستم اجمالی از این پاکدامنی ایشان که امده است بیان کنم، همانطور که در جریان همسر پیامبر اون جریانات را درست کردند و سلمان رشدی همینجور، اینها هم بعضی از این گروه های تکفیری آمدند این نکات را حذف کردند و اهانت آمیز داستان تولد امام زمان علیه السلام و ازدواج امام عسکری با ایشان اینها را مطرح کرده اند، ایشان آمده چون فاصله بوده، همانطور که اونجا در داستان همسر پیامبر گفتند فاصله بوده حتما یک چیزی شده، اینجا هم گفتند ایشان را فرد نا محرمی خریده و برده تا به آنجا برده حتما یک ارتباط غلطی انجام شده است.

مجری:

سعید عزیز و بزرگوار سوال کردند که در مورد اهانت شبکه های وهابی به مادر امام زمان اگر ممکن است ثابت کنید مطالب این شبکه ها دروغ بوده است؟

کارشناس:

همانطور که فرمودید ما عرض کردیم حضرت فرمودند شما از افراد مورد وثوق ما هستید، اینها را بیان نکردند، آمده که بر اساس اینکه قاعدتا اگر این کنیز با این فرد با تقوا همراه بوده حتما یک گناهی انجام شده است، خب اینها همه سوء ظن هایی به مومنین و تهمت زدن بر اساس سوء ظن دقیقا آنچه که زمان پیامبر خدا اتفاق افتاد، اینها آمدند اینجور تهمت زدند و گفتیم این مسائلی که لباس ضخیم پوشیده بود و حاضر نبود کسی نگاهش کند، حاضر شد کتک بخورد ولی کسی به او نگاه نکند، این قسمت هایی بود که بریده بودند و مطرح نکرده بودند.

مجری:

شخصی سوال می کند که نماز عبادت در کنار قبور کار یهود است، این را می شود پاسخ بدهید؟

کارشناس:

اولا چگونه ممکن است که زیارت پیامبر(ص) مستحب باشد، مقدمه او حرام باشد؟ این خیلی عجیب است، همه مذاهب می گویند زیارت قبر پیامبر مستحب است، بعد خب ما که می خواهیم به زیارت برویم تا مسافرت نکنیم چگونه می توانیم حرم پیامبر را زیارت کنیم؟ می گویند زیارت مستحب ولی سفر برای این حرام است، اینکه با هم جور در نمی آید.

نکته دیگری که ارتباطی بین این دو بحث ایجاد می کند این است که فرمودید عده ای مطرح کردند که دعا و عبادت در نزد قبور کار یهود است و خواستند بگویند حرام است، بعضی گفتند حرام و شرک است، این سه مسجد حدیث داریم، در کتب اهل تسنن که فرمودند:«عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: " لاَ تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلَّا إِلَى ثَلاَثَةِ مَسَاجِدَ: المَسْجِدِ الحَرَامِ، وَمَسْجِدِ الرَّسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَمَسْجِدِ الأَقْصَى»[11]

ریشه حرف ابن تیمیه این است که می گوید ما حدیث داریم فرمودند مسافرت نکنند کسی، بار سفر نبندند مگر به سوی یکی از این سه مسجد، مسجد الحرام، مسجد النبی و مسجد الاقصی، خب این مقصود چیست؟ بار سفر نبندید مگر برای این سه مسجد، مقصود این نیست که برای هیچ کاری غیر از این مسجد، اگر این باشد پس تمام سفرهای تفریحی حرام می شود، همه سفرهای تجاری حرام می شود، سفرهای زیارتی حرام می شود، علمای اهل سنت عده ای خودشان در شرح این حدیث گفتند مقصود این است که به سوی مسجدی غیر از این سه مسجد، نه اینکه برای هیچ کاری نباید بروید، اون هم به سوی این سه مسجد بار سفر نبندید نه به این معنا که حرام است و اشکال دارد، این سه مسجد ثواب نماز در آنها آن قدر زیاد است که می ارزد انسان بار سفر ببندد مخصوص اینکه به آنجا برود در مسجد النبی یا مسجد الحرام نماز بخواند، یک نماز معادل هزار نماز، یک نماز معادل ده هزار یا صد هزار نماز است، می ارزد انسان برود، همچنین مسجد الاقصی که البته ثواب آن کمتر است.

معنایش این است که جاهای دیگر مثل مسجد جامع این شهر و آن شهر ثوابش فرقی ندارد که شما مخصوصی بروید، ابن تیمیه این نکته را توجه نکرده گفته اگر کسی مدینه هم می رود به نیت نماز خواندن و عبادت و مسجد پیامبر برود، اگر برای زیارت برود اشکال دارد، او این برداشت غلط را از این حدیث داشته است.

حالا نکته دیگر اینکه گفتند عبادت عند القبور اشکال دارد، اتفاقا همین سه مسجدی که از نظر جمیع مذاهب عبادت در آنها افضل از همه مساجد کره زمین است، از همه جا مهمتر و ارزشمندتر است، عبادت در آنجاها عبادت کنار قبر است، چرا؟ اما در مدینه ما در مسجد پیامبر می رویم، قبر پیامبر کجاست؟ وصل به آنجاست، شما موقعی که کنار ضریح پیامبر دارید در مسجد النبی نماز می خوانید گاهی از اوقات با قبر پیامبر یک متر و نیم بیشتر فاصله نداریم، خب نمازی که شما در مسجد پیامبر می خوانید کنار قبر پیامبر هست یا نیست؟ خلیفه اول و دوم هم که آنجا دفن شدند، اگر عبادت کنار قبر اشکال داشت چون اول مسجد ساخته بودند پس نباید پیامبر را در یک متری محل مسجد دفن کنند که عبادت مسلمانان بشود عبادت کنار قبر، اگر اشکال داشته باشد نباید پیامبر را آنجا دفن می کردند و همچنین بعد نباید خلیفه اول و دوم را آنجا دفن می کردند، این یکی از مهمترین مساجد، کسانی که آنجا نماز می خوانند عبادتشان عبادت کنار قبر است، آنجا دعا می کنند کنار قبر است.

دوم مسجد الحرام از مهمترین مساجد است، آنجا هم که ما نماز می خوانیم افضل اماکن مسجد الحرام حجر اسماعیل است، در آنجا اسماعیل و مادرش حاجر آنجا دفن هستند، آنجا که نماز می خوانید نماز شما کنار قبر هست یا نیست؟ همچنین در مسجد الاقصی  آنجا هم کنار قبر عده ای از اولیا و پیامبران الهی است که در آنجا دفن هستند.

نکته دیگر اینکه گفتند دعا کردن کنار قبر اشکال دارد، مگر ما موقعی که می رویم زیارت می کنیم خود سلام کردن بر آنها دعا هست یا نیست؟ زیارتی توی صحیح مسلم دارد که موقعی که به زیارت اهل قبور رفتید این زیارت را بخوانید

«السَّلَامُ عَلَيْكُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ، وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللهُ بِكُمْ لَاحِقُونَ، وَدِدْتُ أَنَّا قَدْ رَأَيْنَا إِخْوَانَنَا»[12] اینها همه اش دعاست، خدا گذشتگان ما و شما را رحمت کند، سلام خدا بر شما باد، اینها دعا هست یا نیست؟ می گوید هر قبرستانی رفتید این دعاها را بخوانید، خب این دستور دعا کردن عند القبر است.

مجری:

بیننده ای سوال کردند 3 یا 4 مورد از اختلافات عقیدتی اهل تسنن و وهابیت را گفتند اگر بشود به صورت شفاف بیان کنید.

کارشناس:

 یک وهابیون تقلید را از هیچ یک از 4 مذهب اهل تسنن قبول ندارند، عموم اهل سنت مقلد هستند در احکام، احکام را یا از آقای ابوحنیفه یا شافعی یا آقای مالک یا احمد بن حنبل خودشان تقلید می کنند، وهابیان تقلید از هیچ یک از اینها را قبول ندارند.دوم یک سری از امور را وهابی ها می گویند شرک است، مثل توسل به پیامبر و بزرگان دین که عموم اهل سنت چنین عقیده ای ندارند، یک سری چیزهایی را وهابی ها می گویند حرام و بدعت است که عموم اهل سنت عقیده ندارند، مثل اینکه می گویند گنبد و بارگاه و بنای روی قبر حرام و بدعت است لذا خراب می کنند اما عموم اهل سنت چنین عقیده ای ندارند، لذا می بینید که روی قبر امام مذهب حنفی آقای ابوحنیفه گنبد و بارگاه ساختند، روی قبر آقای شافعی امام شافعیه در مصر گنبد و بارگاه ساختند، خب اگر در مذهب آنها این کار مثل وهابی ها حرام بود که نمی آمدند روی قبر برادران اهل سنت ، روی قبر امام خودشان خلاف فتوای او عمل کنند، خب این چیز واضحی است، همینطور که بار سفر بستن، وهابی ها می گویند حرام است، اما نه مذهب حنفی نه مذهب شافعی و  دیگر مذاهب چنین نظر ندارند.

مجری:

آیا می شود باور کرد وهابی ها گفته باشند ابوحنیفه جایگاهی بالاتر از رسول الله دارد و بهتر از اوست؟

کارشناس:

نه، هیچکس، نه پیروان ایشان اعتقاد دارند که چنین جایگاهی داشته باشد و نه وهابی ها، وهابی ها که اتفاقا با این مذاهب مخالف هستند و اگر کسی کتاب های آنها را مطالعه کند می بیند که چون آنها به اصطلاح جبهه مقابل اهل رای هستند و آقای ابوحنیفه امام اهل الرای است کاملا جبهه مخالف هستند، آنها هرگز چنین چیزی اهانت نکنند به ایشان کافیست که البته تو کتابهایشان مطالب اهانت آمیز هم به ایشان نقل کردند، هرگز وهابی ها چنین چیزی نمی گویند شاید مقصودشان این بوده که برادران و خواهران حنفی شاید چیزی شنیده، این را هم عرض می کنیم نه، برادران حنفی هرگز عقیده ندارند که ایشان مقامی بالاتر از پیامبر داشته باشند.

 

برای مطالعه کامل مجموعه پرسمان اینجا را کلیک کنید.


 

[1] . سوره مومنون، آیه 83. از این وعده‌ها بسیار به ما و پیش از این به پدران ما داده شد ولی اینها جز افسانه‌های پیشینیان نیست.

[2] .سوره مریم، آیه27. آن‌گاه کودک را برداشته نزد قوم خود آورد گفتند: ای مریم عجب کاری منکر و شگفت‌آور کردی!

[3] . سوره مریم، آیه28. ای خواهر هارون، تو را نه پدری ناصالح بود و نه مادری بدکار (پس تو دختر بکر از کجا فرزند یافتی).

[4] . سوره نور، آیه 11. همانا کسانی که آن بهتان را بستند (و به عایشه تهمت کار ناشایست زدند که رسول و مؤمنان را بیازارند) گروهی همدست از (منافقان) شمایند؛ نپندارید ضرری از آن به آبروی شما می‌رسد بلکه خیر و ثواب نیز (چون بر تهمت صبر کنید از خدا) خواهید یافت؛ هر یک از آنها به عقاب گناه خود خواهند رسید؛ و آن کس از منافقان که رأس و منشأ این بهتان بزرگ گشت هم او به عذابی بزرگ معذب خواهد شد.

[5] .سور نور،آیه 12. آیا سزاوار این نبود که چون (از منافقان) چنین بهتان و دروغها شنیدید مردان و زنان مؤمن حسن ظنّشان درباره یکدیگر بیشتر شده و گویند: این دروغی است آشکار؟

[6] . صحیح مسلم، ج3،ص 173.

[7] . همان.

[8] . کمال الدين و تمام النعمة , جلد 2 , صفحه 417

[9] .سوره آل عمران، آیه 49.

[10] . کمال الدين و تمام النعمة , جلد 2 , صفحه 417

[11] صحیح بخاری، ج3، ص60

[12] . صحیح مسلم،ج1، ص218

 

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن