پرسش

مجری

آیا در منابع اهل سنت در مورد فضائل اهل بیت علیهم السلام روایتی وجود دارد؟

 

پاسخ

کارشناس:

من در مقدمه فقط یک حدیث را اشاره می کنم، حدیث سد الابواب، ببینید علمای اهل سنت در کتب مختلف آمدند علاوه بر اینکه فضائل علی علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام را نقل کردند فضائل ویژه و مخصوصی را برای حضرت علی علیه السلام از زبان پیامبر نقل فرموده اند از جمله آقای ترمذی در کتاب سنن ترمذی نقل می کنند که مسلمانان در اطراف مسجد پیامبر خانه ساخته بودند و از منازل خودشان هم دربی به مسجد باز کرده بودند، بعد یک موقع پیامبر دستور فرمودند که هرکس از منزل خودش دربی هم به مسجد باز کرده که هنگام نماز از کوچه دور نزند و از داخل منزل راحت به مسجد بیاید امر فرمودند همه این درها باید بسته شود و یک در باز بماند  و آن در منزل حضرت علی علیه السلام است که استثناست، هیچکس از صحابه دیگر استثنا نشد، خب این فضیلت فضیلت مهمی است، حالا عبارت سنن ترمذی را با هم می بینیم: «عَنْ عَائِشَةَ، أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: أَمَرَ بِسَدِّ الأَبْوَابِ إِلاَّ بَابَ أَبِي بَكْرٍ هَذَا حَدِيثٌ غَرِيبٌ مِنْ هَذَا الوَجْهِ»[1]

ابن عباس می گوید رسول الله امر فرمودند تمام درها بسته شود الا درب خانه حضرت علی علیه السلام.خب اینکه مولف می گوید«هذا حدیث غریب»

غریب یعنی یک سند دارد، به این صورت با یک سند نقل شده است و همین عبارت و مشابه این را در کتاب المستدرک علی الصحیحین داریم، ببینید حالا من هم کتاب سنن ترمذی اینجا است و هم کتاب المستدرک علی الصحیحین، من از روی المستدرک می خوانم دوستان هم عبارت را ان شا الله ارائه می کنند، در جلد سوم کتاب المستدرک علی الصحیحین در اینجا در بخش کتاب معرفه الصحابه در شرح حال حضرت علی علیه السلام روایات فراوانی را نقل می فرمایند یکی از آن روایات این است، عین عبارت را می خوانم: «عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ: كَانَتْ لِنَفَرٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَبْوَابٌ شَارِعَةٌ فِي الْمَسْجِدِ، فَقَالَ يَوْمًا: «سُدُّوا هَذِهِ الْأَبْوَابَ إِلَّا بَابَ عَلِيٍّ» قَالَ: فَتَكَلَّمَ فِي ذَلِكَ نَاسٌ فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَحَمِدَ اللَّهَ، وَأَثْنَى عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: " أَمَّا بَعْدُ: فَإِنِّي أُمِرْتُ بِسَدِّ هَذِهِ الْأَبْوَابِ غَيْرَ بَابِ عَلِيٍّ، فَقَالَ فِيهِ قَائِلُكُمْ، وَاللَّهِ مَا سَدَدْتُ شَيْئًا وَلَا فَتَحْتُهُ، وَلَكِنْ أُمِرْتُ بِشَيْءٍ فَاتَّبَعْتُهُ «هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ»[2]بود برای عده ای از اصحاب رسول الله درب هایی که به مسجد باز می شد.آن حضرت روزی فرمودند.این درب ها را ببندید. مگر درب منزل علی علیه السلام، همه صحابه ای که در اطراف مسجد خانه دارند و در باز کردند ببندند الا در علی علیه السلام. زید بن ارقم گفت. عده ای از صحابه در این باره حرف زدند، یعنی اعتراض می کردند، چرا؟ همه درب ها بسته شود، الا  درب خانه حضرت علی علیه السلام.حضرت قیام فرمودند به سخنرانی حمد و ثنای الهی گفتند.فرمودند بعد از حمد و ثنای الهی این را می خواهم اعلام کنم. من امر کردم به بستن این درب ها غیر از درب منزل علی علیه السلام گوینده شما در این باره حرف زدند، عده ای پشت  سر من حرف زدند و اعتراض کردند، بعد فرمود.به خدا قسم من دربی را نبستم و باز نکردم از سوی خودم. ولی من امر شدم به چیزی، تبعیت از امر الهی کردم، من مامور به این کار بودم، اینجور نبود که خودم از نزد خودم چنین تصمیمی بگیرم که درب منزل تمام صحابه بسته شود الا درب خانه حضرت علی علیه السلام، بعد آقای مولف حاکم نیشابوری می فرماید:«هذا حدیث صحیح الاسناد»این حدیث سندش درست است هر چند در کتاب صحیح بخاری و مسلم نقل نشده است، بد نیست به همین مناسبت حدیث بعدی را همین جا در فضیلت حضرت علی علیه السلام بخوانیم.

این گروه های تکفیری هیچ گاه این احادیث را مطرح نمی کنند، با اینکه عالم بزرگی مانند حاکم نیشابوری می گوید این حدیث صحیح است هرگز مطرح نمی کنند، اگر یک چیزی حدیث ضعیفی باشد ونعوذ بالله تعریضی به یکی از اهل بیت و حضرت علی داشته باشد این را مطرح می کنند، حدیث بعدی را هم ببینید، سند را نقل می کند، تا می رسد:«عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ: قَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: لَقَدْ أُعْطِيَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ثَلَاثَ خِصَالٍ لِأَنْ تَكُونَ لِي خَصْلَةٌ مِنْهَا أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُعْطَى حُمْرَ النَّعَمِ قِيلَ: وَمَا هُنَّ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؟ قَالَ: «تَزَوَّجُهُ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَسُكْنَاهُ الْمَسْجِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَحِلُّ لَهُ فِيهِ مَا يَحِلُّ لَهُ، وَالْرَايَةُ يَوْمَ خَيْبَرَ» هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ»[3]خلیفه دوم گفت به علی بن ابی طالب سه ویژگی و خصلت داده شده که اگر یکی از آنها برای من بود محبوب تر بود نزد من، بیشتر دوست داشتم از اینکه ثروت زیادی به من داده می شد، از اینکه حمر النعم، شترهای سرخ مو که در آن زمان جزو بهترین و ارزشمندترین کالاها محسوب می شده از این که چقدر شتران سرخ مو داشته باشم یکی از آنها را می داشتم برای من ارزشش بیشتر بود و بیشتر دوست داشتم. پرسیدند این ویژگی ها چیست؟یکی اینکه علی همسر شخصی به نام فاطمه بنت رسول الله شد، پیامبر دخترش را به علی داد، یک همسری فاطمه زهرا

اینکه ایشان با پیامبر می توانست ساکن مسجد شود، شاید اشاره به همین قضیه ای که در باز بود و وارد مسجد می شدند، بعد هم می گوید: حلال بود برای حضرت علی آنچه که استثنا برای پیامبر حلال بود، پیامبر در حالی که غسل بر ایشان واجب بود می توانستند وارد مسجد شوند، هیچکس حق ندارد در حالی که غسل بر گردنش است وارد مسجد شود ولی پیامبر استثنا بودند و فرمودند این ویژگی برای شما هم هست. دیگر هم اینکه در روز خیبر پرچم را به حضرت علی علیه السلام دادند، در آن روزی که فرمودند من پرچم را به کسی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست دارد، خدا و رسولش او را دوست دارد، فتح به دست او نصیب مسلمانان خواهد شد، بعد هم مولف می فرماید«هذا حدیث صحیح الاسناد ولم یخرجاه»

این حدیث هم سندش درست و صحیح است هر چند در صحیح بخاری و مسلم نقل نشده است. این را در مقدمه خواستم بگویم که ببینید خط گروه های تکفیری و وهابی و شبکه هایی که متعلق به آنهاست کاملا از برادران اهل سنت جداست، اینها می آیند این همه فضیلت نقل می کنند و آنها یکسره در صدد خدشه کردن و زیر سوال بردن فضائل علی علیه السلام و عموم اهل بیت هستند.

مجری:

بعضی می گویند این شفاعتی که شما می گویید پذیرفته است عین پارتی بازی است، مثل پارتی بازی که مذموم است، می گویند پارتی بازی نکنید درست نیست، حق کسی را ضایع نکنید، چطور می شود این دو را با همدیگر مقایسه کرد؟

کارشناس:

تفاوت زیادی بین شفاعت و پارتی بازی است، حالا قبل از اینکه آیات قرآن را بخوانیم خود این مطلب را اندکی توضیح عرض کنم، پارتی بازی یک نوع بی قانونی است، شفاعت خودش قانون است، شفاعت قانون دارد، پارتی بازی قانون ندارد، پارتی بازی برای تضییع حق دیگران است و شفاعت حق هیچکس ضایع نمی شود، پارتی خودش انتخاب می کند کسی را حق دیگری را ضایع کند، نوبت فردی است نوبت او را ضایع کنند و به این بدهند، حق دیگری را مثلا پارتی بازی کند این فرد باید در دادگاه محکوم شود و پول بدهد، مظلوم بشود ظالم و ظالم مظلوم شود، این جوری معرفی شود این پارتی بازی است.

اما شفاعت چیست؟ شفاعت هیچ ربطی به این مباحث ندارد، در شفاعت حق هیچ فردی ضایع نمی شود، انسانی، مسلمان، گناهی، خطایی کرده است، همینطور که خداوند می تواند بدون وساطت کسی آن فرد را مورد لطف و مغفرت و بخشش قرار بدهد می تواند هم اگر یکی از اولیای الهی از خداوند تقاضا کرد خداوند به خاطر تقاضای او و دعای این بنده صالح از عذاب آن فرد بگذرد و او را مورد لطف و مغفرت و شفاعت قرار دهد.

در شفاعت این نیست که حق کسی را، مثلا پیامبر و امام از خداوند بخواهند حق فلان کس را به کسی دیگر بدهید، گناه این فرد را وساطت کنند به حساب کسی دیگر بگذارند، کار خیر فردی را به حساب دیگر، هرگز این حرف نیست، لذا شفاعت خودش یک قانون است، نه هرکسی می تواند شفاعت کند و نه شفاعت گرانی که اجازه دارند می توانند از هر کسی شفاعت کنند، حساب و کتاب دارد، قران کریم خودش بیان می کند: «مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ»[4]

خود خداوند شفاعت را تایید می کند و می فرماید چه کسی است که بتواند در پیشگاه خداوند شفاعت کند الا به اجازه خداوند، اصلا این کسی که می خواهد شفاعت کند خود خداوند اجازه می دهد شما حق شفاعت دارید، شفاعت کننده باید اجازه داشته باشد، به آن افرادی هم که خداوند حق شفاعت می دهد به آنها می گوید شما از چه کسانی حق دارید شفاعت کنید، آنها هم از هرکسی نمی توانند شفاعت کنند، باز آیه قرآن می فرماید: «يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ»[5] شفاعت گران هم شفاعت نمی کنند مگر برای هرکسی که خداوند اجازه بدهد.

مجری:

می گویند ما قبول داریم در بحث شفاعت نمی آیند حق دیگری را بگیرند به دیگری بدهند، اما عدالت خداوند چه می شود؟ آقای الف کلی توی دنیا زحمت کشیده و عبادت کرده بعد پاسخش را می بیند، آقای ب زحمتی نکشیده بلکه خطا و گناه هم کرده است او هم اندازه الف باید پاداش ببرد.

کارشناس:

معنای شفاعت این نیست که آن افرادی که هیچ گناهی نکردند با افرادی که گناهانی کردند اینها همه مقامشان یکسان می شود، کسی نگفته معنای شفاعت این است، افرادی گناهانی مرتکب شدند از دستشان در رفته یک چیزی، کارهای خوبی هم داشتند، بعد افرادی می آیند از خداوند متعال می خواهند که خداوند متعال این فرد را به خاطر این عذاب نکند، آن هم چه کسانی؟ بعضی از افراد انقدر کارهای خلاف انجام دادند که لیاقت و صلاحیت اینکه مورد شفاعت قرار بگیرند ندارند، همین که این فرد مورد شفاعت قرار می گیرد این هم به خاطر یک سری اعمالش است، یک سری کارهای مثبت داشته که به خاطر آن کارهای مثبت این صلاحیت را پیدا کرده خداوند اجازه بدهد این گونه افراد را شما می توانید شفاعت کنید ولی بعضی از افراد مثل مشرکین کسی که شرک به خداوند ورزیده عمدا خب این فرد را هیچکس حق شفاعت ندارد، لذا در قران کریم می فرماید: «اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ  ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ»[6]

پیامبر هم اگر بخواهد برای مشرک طلب شفاعت کند، اگر 70 بار هم طلب آمرزش کند خدا اینها را نمی آمرزد، حدیث معروفی داریم که امام صادق علیه السلام هنگام رحلتشان عده ای از بستگانشان را جمع کردند بعد یک جمله ای که آنجا فرمودند: «وَ قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : «إِنَّ شَفَاعَتَنَا لاَ تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلاَةِ»[7] این بود که بدانید شفاعت ما اهل بیت به کسی که به نماز کم اهمیتی می کند نمی رسد، یعنی ما حق شفاعت داریم اماکسی که بی اهمیتی به نماز می کند شفاعت ما اصلا نمی تواند به او برسد، یعنی از تیررس شفاعت خارج می شود، پس افراد باید یک سری امور را رعایت کنند که این صلاحیت را پیدا کنند که اگر یک سری خطاهای دیگری از آنها صادر شده بشود از آنها شفاعت کنند، بنابراین بحث شفاعت ربطی به این قضیه ندارد.

بعد تعجبم از اینکه برخی از این سوالات را گروه های تکفیری و وهابی که دم از اسلام می زنند مطرح می کنند، اگر این سوال را مسیحی ها مطرح کنند خب جا دارد می گوییم اینها به اسلام و قرآن عقیده ندارند سوال می کنند، خب ما هم جواب دادیم، به آنها هم همین را می گوییم که این کاملا از مساله پارتی بازی و تضییع حقوق دیگران جداست، اما یک فردی که دم از اسلام می زند آن چطور می آید شفاعت را زیر سوال می برد؟ حواسشان نیست، وهابی و تکفیری وقتی این سوال را مطرح می کند در واقع دارد به جای اینکه شیعه را بخواهد زیر سوال ببرد پیامبر را زیر سوال ببرد، اگر کسی شفاعت را زیر سوال ببرد با اینکه صریح است و قرآن تایید کرده است، روایاتی که در باب شفاعت در کتب اهل سنت است در واقع همه اینها را زیر سوال برده و این افراد معلوم نیست که با شیعه و سنی مشکل دارند یا پیامبر و قرآن

مجری:

اگر کسی خودش عمل صالح داشته باشد ولی فرد دیگری نه او با شفاعت این مرحله را گذرانده باشد و از پل عبور کرده باشد، آیا اینها یکسان هستند؟

کارشناس:

هرگز معنای شفاعت این نیست که این فرد دقیقا مثل اون فرد می شود، شفاعت این است که وساطت می کنند این فرد مشمول عذاب الهی نشود اماخداوند می فرماید: « فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ»[8]

یک ذره کار خوب حساب دارد، یک ذره کار بد حساب دارد، بهشت درجات دارد، جهنم درکات دارد، اینجور نیست که کسی که هیچ جور گناهی نکرده با کسی که گناه کرده ولو بعدا بخشیده می شود درجه و مقامشان یکسان باشد، انبیاء الهی هم که همه معصوم از گناه بودند آنها هم درجاتشان یکسان نیست: «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ  وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ»[9]

بعضی از اوقات هم شفاعت سبب می شود که مقام کسی بالا برود، شفاعت ابعاد مختلفی دارد.

مجری:

بیننده ای گفتند که با عرض سلام خداوند در سوره بقره آیه 124 فرمودند امامت عهد الهی است و به فرزندان ظالم حضرت ابراهیم نمی رسد، کارشناس شبکه وهابی می گوید پس افراد عادل از ذریه حضرت ابراهیم علیه السلام همه امام هستند، آیا هر عادلی می تواند امام الهی باشد؟

کارشناس:

تعجب از افرادی که ادعای علم و سواد و اینها هم دارند و یک اشتباهات و برداشت های بسیار غلط واضح البطلانی دارند، اگر آیه شریفه فرمود امامت به ظالم نمی رسد معنایش این نیست که هرکس ظالم نبود عادل می شود، این آیه می خواهد بگوید که هیچ ظالمی امام نیست نه اینکه هر غیر ظالمی امام است، مثلا ما می گوییم فردی که حلال زاده نباشد نمی تواند امام شود معنایش این نیست که هرکسی حلال زاده باشد امام است، علمای اهل سنت فرمودند کسی می خواهد امام و حاکم شود، امام در اصطلاح برادران اهل سنت به معنای حاکم است، کسی که بخواهد حاکم شود شرطش اگر عالم نباشد نمی شود، اگر عادل نباشد نمی شود، اگر قرشی نباشد نمی شود، یک شرطش عدالت است، یک شرطش علم است، یک شرطش توان اداره کشور است، نه اینکه هرکس یک شرط را داشت بقیه شرط ها را نداشته باشد می تواند امام باشد.

مثلا علمای اهل سنت فرمودند باید قرشی باشد، خب اگر گفتند غیر قرشی نمی تواند حاکم شود معنایش این است که هرکس که قرشی نیست از دم می توانند حاکم شوند، چنین معنایی ندارد، به تعبیر مردم مثال فارسی می گویند هر گردویی گرد است ولی هر گردی گردو نیست، هر امامی عادل است، اون کسی که از سوی خدا انتخاب می شود فرد عادل است ولی نه هر آدم عادلی امام است.

مجری:

بیننده ای گفتند کجایند کسانی که می گفتند با توسل به ائمه و امامزادگان و گنبد و حرم و قبور می شود مشکلات را سه سوته حل کرد، سه سوته می توان بیماری ها را شفا داد، همه گرفتاری ها و بلایا و زلزله و مشکلات اقتصادی و تورم و گرانی همه را اسم بردند پارتی بازی و ربا و فکر کنم دلار و اینها هم وارد می شد اگر ادامه می دادند، داستانش چیه؟ می گویند از یک طرف می گویید توسل و شفاعت مشکلات را حل می کند از این طرف هم روز به روز دارد بیشتر می شود.

کارشناس:

بله تعجب است از این افراد، اولا اینکه نوشته توسل به امام و امامزاده و گنبد و بارگاه، اینها را با هم عطف کرده، این یک مغالطه ای است برای فریب دادن افراد، توسل به اولیا الهی از نظر مسلمانان شیعه و سنی درست است، اما کسی نگفته به گنبد توسل پیدا کنید، هیچکس همچین حرفی نزده که به گنبد و ساختمان توسل کنید:«وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»[10] این کاری است که عده ای یهودی می کردند خداوند فرمود حرف حق و باطل را با هم قاطی نکنید، اینها لا به لای توسل به پیامبر و امام توسل به در و دیوار و درخت و همه رو با هم قاطی می کنید، بابا پیامبر و اولیای الهی مقام آنها کجا، اینها را با در و دیوار و اینها یکی کردند، نکته دیگر این است که ایشان با این منطقی که دارد قرآن را هم باید زیر سوال ببرد، می گوید کجایند کسانی که گفتند با توسل مشکلات حل می شود، اگر این برداشت باشد طبق این برداشت باید بگوید کجایند کسانی که می گویند با دعا مشکل حل می شود، قرآن گفته:

«وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ  إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ»[11]دعا کنید اجابت می کنم. پس طبق این منطقی که این آقا دارند قرآن را هم باید منکر شوند و زیر سوال ببرند، خب چرا دعا می کنید مستجاب نمی شود؟ چرا این مشکلات حل نمی شود؟ اینها مثل اینکه اولیات این مطالب را نمی دانند، هر مطلبی شرایطی دارد، قرآن می فرماید دعا کنید اجابت می کنم، اما خود دعا کردن از آیات دیگر قرآن، از روایاتی که از پیامبر رسیده، از همه اینها معلوم می شود که اینها شرایطی دارد، اینجور نیست که یک مطلبی را یکجا ببینیم و شرایط را نادید بگیریم، مثلا روایتی برادران اهل سنت دارند، هرکس کلمه لا اله الا الله بگوید داخل بهشت می شود، آیا معنایش این است؟ مشابهش را ما هم داریم: « وَ قَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : قَالَ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ اَللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي قَالَ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا»[12]

آیا معنایش این است که فقط یک لا اله الا الله بگویی و هیچ شرط و شرایطی در نظر نگیری و به بهشت بروی، همانطور که امام رضا علیه السلام موقعی که وارد نیشابور شدند تعداد زیادی از مردم شیعه و سنی جمع شدند و به استقبال حضرت رفته بودند حضرت همین حدیث را بیان کردند، کلمه لا اله الا الله کلمه توحید حصن و حصار من خداست هرکس وارد این دژ محکم من شود از عذاب من در امان است، این را حضرت فرمودند یک حدیث درستی است و در شیعه و سنی مورد قبول است، اما بعد فرمودند تعبیر هم دارد که حضرت این جمله را گفتند هیچی نگفتند، یک مقدار حرکت کردند، گویا عمدا برای جلب توجه، بعد فرمودند:«بشروطها»

با شرایطش، هر چیزی شرط و شرایطی دارد، اینجور نیست که بدون شرط و شرایط همینجور بگوییم که لا اله الا الله، و دیگر نماز نخوانیم و روزه نگیریم و عرق بخوریم بعد بهشت هم برویم، هر چیزی شرایطی دارد، دعا هم برای خودش شرایطی دارد، علمای شیعه و سنی ببینید در ذیل همین آیات علما فراوان مطرح کردند، مفسران بزرگ، مطرح کردند که چرا پس ما گاهی دعا می کنیم مستجاب نمی شود، گاهی از اوقات دعا می کنیم حدیث داریم دلمان جای دیگری است، خدا دعای دل غافل را مستجاب نمی کند، گاهی از اوقات افرادی ممکن است یک خطاها و گناهانی انجام داده باشند که دعایشان مستجاب نشود، در نهج البلاغه از حضرت علی علیه السلام فرمودند امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که اگر ترک کنید یک سری افراد بر شما مسلط می شوند بعد افراد نامناسب، بعد دعا می کنید مستجاب نمی شود

«عَلَيْكُمْ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ وَ إِيَّاكُمْ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّقَاطُعَ لَا تَتْرُكُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَيُوَلَّى عَلَيْكُمْ شِرَارُكُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا يُسْتَجَابُ لَكُمْ»[13] خب شفاعت و توسل هم یک نوع دعاست، من از خدا می خواهم به برکت پیامبر و اهل بیت، چه چیزی را می خواهم؟ اینجور نیست که شرط و شرایط نداشته باشد، اگر من یک چیزی هم که خلاف و به ضرر من و جامعه است دعا کنم حتما مستجاب شود، حتما توسل پیدا کنم چه دعای مستقیم چه توسل، مثال بزنیم بعضی اصلا قابل استجابت نیست، چند نفر کاندیدا شدند برای یک مقامی، می خواهند رئیس جمهور شوند، این هم دعا کند این هم دعا کند، بگوییم خب دعا باید مستجاب شود، می شود یک کشور ده تا رئیس جمهور داشته باشد؟ همه دعا می کنند خدایا من رئیس جمهور شوم، همه طرفداران دعا می کنند که زید رئیس جمهور شود و رای بیاورد، گروه دیگر هم دعا می کنند که فرد مورد نظر آنها رای بیاورد، خب می شود که هر دو رای بیاورد؟ دو تا تیم ورزشی دارند ورزش می کنند، خب این هم دعا کند، اون هم دعا کند، می شود هر دو پیروز شوند؟ خب اینها هرکدام شرایطی دارد، توسل هم همینجور، گاهی از اوقات ما چیزی را می خواهیم که اصلا خلاف سنت الهی است، ما می خواهیم دعا کنیم که هیچ مشکلی توی زندگی مردم نباشد، آن چیزی که ایشان بیان کردند که همه مشکلات حل شود، اینکه توی جامعه هیچ مشکلی نباشد این خلاف سنت الهی است، سنت الهی این است که مردم را می خواهد امتحان و آزمایش کند، امتحان و آزمایش هم با سختی و مشکلات است: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ»[14]

ما البته شما را امتحان خواهیم کرد، خداوند با تاکید می گوید یقینا و قطعا شما را امتحان می کنیم، با خوف، نا امنی ایجاد شدن، گرسنگی، مشکلات مادی و اقتصادی، سیلی بیاید، زلزله ای بیاید، اموال شما از بین برود، گاهی با این چیزها قرار است شما را امتحان کنیم، خب حالا بیاییم بگوییم دعا می کنیم، حالا فرقی بین دعا و توسل نیست، توسل هم یک نوع دعاست، بگوییم ما دعا می کنیم که دیگر سنت الهی کنار رود و هیچ مشکلی پیش نیاید و این تقاضای دعا کردن چیزی است که قرار نیست و خلاف سنت الهی است.

مجری:

بیننده ای گفتند که با عرض سلام با توجه به خدمات مالی خلفای راشد من جمله ابوبکر و عثمان در صدر اسلام که در قرآن کریم خداوند از آنها به عنوان مجاهدین باموالهم یاد می کند آیا در منابع شیعه ذکری از این خدمات ارزنده شده است و آیا جنابعالی معتقد هستید که ایشان اموال خود را در راه خدا مصروف داشته است؟

کارشناس:

ببینید ما بحث اینکه در تاریخ افرادی بودند عده ای امت اسلام، مسلمان وارد دین اسلام شدند، زحمت کشیدند، کارهایی انجام دادند، درباره اینها ما بحثی نداریم، خب توی کتابها نوشته است و افرادی کاری انجام دادند، حالا خلیفه اول، خلیفه دوم، خلیفه سوم، بقیه مسلمان ها افراد مختلف کارهایی انجام دادند، ما در صدد اینکه بخواهیم کسی کار مثبتی انجام داده باشد او را بخواهیم انکار کنیم در صدد انکار خدمات و فضیلت هیچ فردی اگر خدمتی کرده باشد نیستیم، اما آن چیزی که مهم است اگر بحث مذاهبی را ایشان بخواهند مطرح کنند این است که خب اینکه افرادی خدماتی انجام دادند یک بحث است، بحث امامت و خلافت و جانشینی یک بحث دیگری است، اینجور نیست که اگر احیانا افرادی خدماتی داشته باشند صرف این خدمات بتواند مثلا به عنوان یک دلیلی در مباحث باب امامت مطرح شود که اصلا ما هم در صدد وارد شدن به این مباحث اختلافی نیستیم، افرادی کارهایی انجام دادند هرکسی کاری انجام داده باشد قربه الی الله با تمام شرایط طبعا مورد قبول خداوند قبول می گیرد، بعضی از این امور هم نقل شده که مثلا بلال را خلیفه اول غلام او بود آزاد کرد و از این چیزها در کتب شیعه و سنی نقل شده است، ما دنبال این نیستیم که اگر افرادی کاری انجام دادند منکر باشیم، چه مسلمانان چه غیر مسلمانان، غیر مسلمانان هم گاهی کارهای مثبتی انجام می دهند، ما در صدد انکار کار افراد نیستیم، هرکسی کار مثبتش به جای خودش کار منفی هم به جای خودش.

مجری:

بیننده ای گفتند که با سلام بنده بارها سوال کردم که علت اینکه نباید گفت فقط بگو الله چیست؟

کارشناس:

احتمالا مقصودشان این است که بعضی ها می گویند فقط بگو الله، یا الله بگو، یا رسول الله نگو، یا علی نگو، علت این مطلب چیست، اینکه بعضی این را می گویند، ما می گوییم یا الله گفتن درست، شیعیان هم عادت دارند، مسلمانان هر جا وارد می شوند یا الله می گویند، اما معنی یا الله گفتن این نیست که نام پیامبر را نباید بگوییم، قبلا هم شاید به مناسبتی نقل کرده باشیم، خلیفه اول گروهی را به جنگ با پیروان مسیلمه کذاب فرستاد اینها شعارشان یا محمداه بود، همچنان که آقای ابن کثیر در البدایه والنهایه نقل کرده است، در موارد مختلف مسلمانان یا رسول الله هم می گفتند، یا علی هم می گفتند، معنای یا رسول الله گفتن این نیست که یا الله را قبول ندارند، مثل اینکه اینها را ضد هم می دانند، پیامبر و اهل بیت و اینها همه در خط هم هستند، موقعی هم که کسی می گوید یا رسول الله چی می خواهد؟ رسول الله برای او نزد خدا شفاعت کند، دعا کند و حاجت او را از خدا بخواهد، لذا معنای یا الله گفتن این نیست که یا الله گفتید دیگر حق ندارید یا رسول الله بگویید، این حرف غلطی است و عموم مسلمانان هم به این معتقد نیستند، این برداشت غلط شبکه های وهابی است.

مجری:

پیامک دادند که من می خواهم شیعه شوم باید چکار کنم و از کجا شروع کنم؟

کارشناس:

ببینید ما اولا در این شبکه در صدد این نیستیم که افراد مذهبشان را تغییر دهند، کسی شیعه یا سنی شود، اینها ربطی به ما ندارد، آنچه که در این رابطه باید توضیح دهیم این است که هر آدم عاقلی به عنوان عقلش موظف است که هر چیزی را که حق می داند پیرو حق باشد، هر مسلمانی هم شیعه و سنی همه مردم، هرچیزی را بین خود و خدا راه و حق و درست تشخیص دادند  باید به همان معتقد باشند و عمل کنند، هر مذهبی را که درست می دادند، کدام درست یا کدام نادرست است الان ما در اینجا در صدد این مطلب نیستیم، اعتقاد تسنن روشن، اعتقاد تشیع هم روشن، عقایدشان هم توی کتاب ها نوشتند، احکام هم توی کتابهای شیعه و سنی نوشته شده، این آقا هرچیزی را که خودشان تشخیص دادند ما نمی دانیم، حالا ایشان تصمیم دارد یا ندارد، خب ایشان هر چیزی تشخیص داده درست است باید به همان معتقد باشد و عمل کند، اگر از نظر ما بپرسد در هر موردی عقیده شیعه در این باره چیست، می گوییم این است، عقیده تسنن چیه، بیان می کنیم، حکم فقهی شیعه چیست می گوییم، حکم فقهی اهل تسنن چیست این را بیان می کنیم، این آقا باید از ما سوال کنند که نظر فلان مذهب در این مورد چیست، آن را در خدمتشان هستیم.

مجری:

بیننده ای گفتند که خداوند انسان ها را با نقصان امتحان می کند نه اینکه حاکمان با مردم، آیه بعد هم میگوید که در هنگام مصیبت صبر کنید و به خداوند پناه ببرید؟

کارشناس:

شاید سوالشان این باشد که تصور کنند ما می خواهیم بگوییم که اگر حکومت ها، دولت ها چه در ایران و چه غیر ایران اگر مشکلاتی دارند ما بخواهیم احیانا اگر کوتاهی، مشکلی از سوی دولتمردان باشد این را توجیه کنیم، نه ما اصلا کاری نداریم به این مساله که حالا مشکلاتی در ایران یا در کشورهای دیگر مشکلات اقتصادی و سیاسی است به این امور کاری نداریم ولی اینکه آن آقا سوال کرده بود که اگر با توسل مشکلات حل می شود چرا این همه مشکلات وجود دارد، این را گفتیم مثل این است که کسی بگوید اگر با دعا مشکلات حل می شود قرآن فرموده دعا کنید اجابت می کنم چرا این همه مشکلات است، جواب را هم گفتیم همه اینها شرایط دارد، و بعضی از خواسته ها هرگز عملی نمی شود، اینکه انسان دعا کند که هیچ مشکلی نداشته باشد، خودش و جامعه هیچ مشکل و سختی نه مشکل اقتصادی نه سیاسی نه مریضی هیچ مشکلی به وجود نیاید این خلاف سنت الهی، سنت الهی این است که افراد را آزمایش کند، البته دولتمردان همه جا باید وظایف خود را انجام دهند، آنها نمی توانند کوتاهی داشته باشند و بخواهند کوتاهی خود را به این توجیه کنند ولی این قاعده را می گوییم این دعا که هیچ مشکلی تو جامعه نباشد این دعا مستجاب شدنی نیست.

 

برای مطالعه کامل مجموعه پرسمان اینجا را کلیک کنید.


 

[1] . ترمذى، محمّد، سنن الترمذى، ج6، ص57.

[2] . حاكم نيشابورى، محمّد، المستدرك على الصحيحين،ج3، ص135.

[3] . حاكم نيشابورى، محمّد، المستدرك على الصحيحين، ج3، ص135

[4] . سوره بقره، آیه 255.

[5] . سوره انبیاء، آیه 28.

[6] . سوره توبه، آیه 80.

[7] . من لا يحضره الفقيه , جلد 1 , صفحه 206

[8] . سوره زلزال، ایه 7و8

[9] . سوره بقره، ایه 253.

[10] . سوره، آیه 42. و حق را به باطل مپوشانید و حقیقت را پنهان نسازید و حال آنکه (به حقّانیّت آن) واقفید.

[11] . سوره غافر، ایه

[12] . روضة الواعظین , جلد 1 , صفحه 42

[13] . نهج البلاغه، نامه 47.

[14] .سوره بقره، آیه155.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن