منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

پیامبر اکرم می فرمایند بعد از من امتم به بیش از 70 فرقه و گروه تقسیم خواهد شد، ما با وجود اینکه قرآن هدایتگر را داریم، همه این مذاهب و اشکال و مناهج و گروه ها می گویند کتابنا واحد، کتاب ما قرآن است، این اختلاف و تفرقه و شعبه و شعبه شدن علتش چیست؟

 

پاسخ

کارشناس:

علت عمده این است که توجه درست به همین قرآن کریم نکردند، اگر درست به قرآن کریم توجه می کردند، خود قرآن بیان فرموده که اولا تنها به قرآن اکتفا نکنید، از سویی فرموده درست در قرآن تدبر کنید، ثانیا خود قرآن معلم قرآن را هم معرفی فرموده است، خداوند می فرماید که از پیامبر اطاعت کنید، از خدا اطاعت کنید، یعنی همانگونه که به دستورات من که در قرآن کریم است توجه می کنید به فرمایشات پیامبر من، به سنت او هم توجه کنید، خداوند در قرآن کریم می فرماید: «بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»[1]

این کتاب را بر تو نازل کردیم تا تو بیان کنی برای مردم آنچه که نازل شده، یعنی هر جای قرآن که احتیاج به تبیین و توضیح و تفسیر دارد اولین مفسر و مبین و معلم قرآن کریم پیامبر است، خب عده ای قرآن چسبیدند بعد توضیحات پیامبر درباره قرآن کریم را رها کردند، خود قرآن کریم می فرماید که آیات قرآن دو دسته است، در سوره مبارکه آل عمران آیه 7 می فرماید: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلا أُولُو الألْبَابِ»[2] اوست کسی که این کتاب را بر تو نازل کرده برخی از این کتاب آیات محکمات است که این اصل کتاب است و آیاتی دیگر در قرآن است که اینها متشابهات است، آیات محکمات آیاتی است که افرادی که با زبان و لغت و ادبیات عرب آشنا هستند وقتی که می خوانند در معنای ظاهری آن هیچ شک و تردیدی ندارند و می فهمند مقصود چیست، اما آیات متشابه آیاتی است که وقتی کسی که با زبان و لغت و ادبیات عرب هم آشناست موقعی که می خواند در معنا و مراد ابتدا دچار سرگردانی می شود، معانی مشابه یکدیگر، قابل اشتباه به یکدیگر به ذهنش می رسد، نمی داند این معنا مراد است یا آن معنا، خب اینجا نمی شود هر چه به ذهن فردی رسید همان را تفسیر قرآن قرار بدهد و بگوید خداوند مقصودش این است.

عده ای گروه ها که اسما دنبال قرآن هستند ولی در واقع مرض دارند، اینها آیات صریح قرآن را رها می کنند می روند دنبال آیات متشابه و آن آیات را طبق میل دلشان تفسیر می کنند، اتفاقا خود خداوند به این نکته اشاره کرده است در ادامه همین آیه سوره مبارکه آل عمران می فرماید: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلا أُولُو الألْبَابِ»[3]

آن افرادی که در دلشان ضیق است، یعنی دنبال انحراف و کجی هستند، دنبال حق و حقیقت نیستند.دنبال می کنند آن آیاتی از قرآن را که متشابه است. هدفشان چیست؟ اولین هدف فتنه گری است.هدف دوم چیست.

حالا هدف و مقصود چیست، خود قرآن بیان می کند که یک سری افراد که دنبال فتنه هستند از یک سری آیات قرآن که آیات متشابه باشد سوء استفاده می کنند، بر همین اساس می بینیم مثلا عموم فرقه های باطل، خوارج، نواصب، فرقه های مختلفی که در طول تاریخ بودند اینها همه استناد به آیات قرآن داشتند، خوارج خیلی قرآن می خواندند، خوارج هم شعارشان یک شعار قرآنی بود، اما عملا ضد قرآن بودند، شعار خوارج چه بود؟ لا حکم الا لله، حکم مخصوص خداست، خب این حرف درستی است، این همان عبارت دیگری است از این آیه شریفه که می فرماید

ان الحکم الا لله

حالا اینها به جای آن گفتم لا حکم الا لله، معنا یکی است، با سوء استفاده از این آیه قرآن چه جنایت ها کردند و بسیاری از مردم نفهمیدند، شاید عده ای خودشان هم نمی فهمیدند که حکم غیر از حَکَم است، اینها آمدند در مقابل حضرت علی علیه السلام که همه مسلمانان ایشان را قبول دارند و به وجود ایشان افتخار می کنند، آمدند در مقابل ایشان ایستادند، اعتراض کردند، شما چرا حکمیت و داوری غیر خداوند را قبول کردی؟ بعد به عنوان اعتراض این آیه را می خواندند، شما خلاف این آیه عمل کردید، شعار می دادند، لا حکم الا لله، اینها نمی فهمیدند که حکم غیر از حکم است، قرآن نفرموده: لا حکم الا الله، فرموده است:«قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَكَذَّبْتُمْ بِهِ مَا عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ»[4]

قانون مخصوص خداست، قانون گذار اولیه خداست، خداست که می تواند واجب و حرام کند، این کار مستحب است، این کار مکروه است، این فقط خدا می تواند دستور دهد، اما کسی که می خواهد داوری بین دو نفر کند، آن هم باید خدا داوری کند؟ آیا می شود دو نفر با هم اختلاف دارند بگویند برویم پیش خداوند در دادگاه خداوند تا داوری کند؟ خدا که در یک جایی ننشسته که بروید خدا داوری کند، داور بین دو انسان یا دو گروه یک انسان است، بلی اگر بخواهد آن داور داوریش درست باشد باید طبق حکم و قانون خداوند داوری کند ولی داور و حکم یک انسان است، خود خداوند در مسائل خانوادگی فرموده، اگر خوف داشتید بین زن و شوهر جدایی ایجاد شود و زمینه های جدایی را می بینید داور انتخاب کنید، یک داور از خانواده مرد، یک داور از خانواده مرد، این را من برا همین گفتم که معلوم شود که حکم غیر از حَکَم است.

همان قرآنی که می گوید حکم مخصوص خداست، همان قرآن می گوید حَکَم انتخاب کنید: « وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَكَمًا مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِّنْ أَهْلِهَا إِن يُرِيدَا إِصْلاَحًا يُوَفِّقِ اللّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا»[5]

اگر خوف دارید، می ترسید فاصله بین زن و شوهر ایجاد شود و زمینه جدایی و طلاق می بینید داور و حکم انتخاب کنید، یک داور از خانواده مرد، یک داور از خانواده مرد، قرآن می گوید حکم انتخاب کنید اما حکم مخصوص خداست، این گروه با سوء استفاده از آیه قرآن «ان الحکم الا لله»

در واقع خلاف آیه دیگر عمل و تبلیغ کردند، الان گروه های تکفیری و وهابی هم همین سوء استفاده از قرآن را دارند، اینها می آیند یک آیه قرآن را می گیرند و طبق میل دلشان تفسیر می کنند، شما کتاب محمد بن عبدالوهاب را بخوانید، سایر کتاب های وهابیون، کتب خوارج، آنچه که از خوارج و دیگران است اینها همه آیه قرآن می خواندند، علت اشتباه این است که اولا در قرآن دقت نمی کنند، گاهی اوقات روش اینها این است مثلا در مباحث قرآنی یک آیه را در یک موضوع می گیرند، به بقیه آیات کاری ندارند، در حالی که آیات قرآن یکی دیگری را تفسیر می کند، فرقه های باطل هرکسی یک آیه یا یک دسته آیات را که مطابق نظر خودش است به آن توجه می کند به بقیه آیاتی که بیانگر معنای این آیه است توجه نمی کند

مجری:

ممکن است آنها شیعیان را متهم بکنند به همین رویه که هر طور می خواهید تفسیر می کنید؟

کارشناس:

بله ما جواب می دهیم، خب اینجا باید موردی مطرح بشود تا ببینیم، الان اینجا بحث این نداریم که بخواهیم بحث شیعه و سنی را بخواهیم حل کنیم، ولی هرکس حرف می زندچه شیعه و چه سنی در هر بحثی باید تمام آیات مربوط به آن بحث را با هم ببیند، هرکس فقط یک دسته آیات را ببیند و آیات دیگر را نبیند دچار اشتباه می شود، علاوه بر آن باید در کنارش روایات صحیح السندی هم که وجود دارد آنها را هم در کنارش ببیند، یک علت دیگر حالا من همین ها را توضیح می دهم.

یک علت دیگر بی توجهی به روایات پیامبر است، مثال بزنیم، اگر کسی فقط یک دسته آیات ببیند، خداوند در قرآن فرموده: « وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ»[6] بترسید از روزی که هیچکس، هیچ مشکلی را از دیگری حل نمی کند و از هیچکس شفاعتی قبول نمی شود.اگر کسی فقط این آیه را ببیند، یا آیه: «قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»[7]شفاعت کلا مخصوص خداست.

اگر کسی فقط این آیات را ببیند می گوید شفاعت پیامبران، حتی پیامبر اسلام و شهدا، مومنین همه به وسیله این آیات رد شده است و همه غلط است چون خداوند فرموده شفاعت مخصوص خداست. اما اگر تمام آیات مربوط به شفاعت را ببینیم آن موقع یک برداشت دیگری خواهیم داشت، بعد از همین آیه می بینیم در سوره مبارکه بقره در آیه دیگری می فرماید: « اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ»[8]اینجا هم بحث شفاعت است، کی می تواند در نزد خداوند شفاعت کند الا با اذن خداوند.

از این آیه می فهمیم که شفاعت با اذن خدا هست، آن کسی که می گوید شفاعتی نیست شفاعتی بدون اذن خدا، کسی بخواهد همینجوری بدون اینکه از سوی خدا اجازه داشته باشد برای دیگران وساطت و شفاعت کند وجود ندارد، آیات را با هم ببینیم برداشت دیگری خواهیم داشت.حالا روایات هم همچنین، قرآن خودش گفته پیامبر مبین قران است: «بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»[9]برای اینکه تو بیان کنی، هر آیه ای که احتیاج به شرح و تفسیر دارد باید پیامبر بیان کند، اما خب آنهایی که مرض دارند آیه متشابه را میگیرند نه به آیات دیگر کار دارند، نه به روایات پیامبر کار دارند، طبق میلشان تفسیر می کنند، بعد اینها را پخش می کنند در میان افراد بی اطلاع، می گویند ما طبق قرآن حرف می زنیم.

مجری:

یک عده ای وجود دارند به نام قرآنیون یا اهل قرآن، اینها می گویند که برای ما فقط قرآن کافیست، و کلی آیه در قرآن هم داریم که همین قرآن برای شما کفایت می کند و چیز دیگری را نیاز نداریم، اینها این استدلالشان چقدر درست است؟

کارشناس:

ببینید خود این شعار این خودش یک حرف خلاف قرآن است، خود قرآن کریم این را رد می کند و افرادی که این حرف را میزنند، کسانی که می گویند ما فقط قرآن را قبول داریم ولا غیر، اینها یا قرآن را قبول ندارند یا قرآن را نخواندند، چرا؟ چون خود قرآن می فرماید، یک آیه قرآن می فرماید:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ»[10]از خدا اطاعت کنید، از پیامبر هم اطاعت کنید.

خب ما می خواهیم از خداوند اطاعت کنیم، اوامر و نواهی و دستورات خداوند کجاست؟ در کتاب قرآن، خب اینها را اطاعت می کنیم، علاوه بر آن فرموده از پیامبر هم اطاعت کنید، اوامر و نواهی پیامبر غیر از آنچه که در قرآن است کجاست که ما آنها را اطاعت کنیم؟ دستورات پیامبر در احادیث پیامبر است، اگر مقصود فقط قرآن بود می فرمود «اطیعوا الله» اما علاوه بر آن فرموده «واطیعوا الرسول» از پیامبر هم اطاعت کنید، این یک نکته، نکته دیگر این است که اصلا قرآن کریم بدون حدیث قابل اجرا و عملی شدن نیست، ببینید قرآن کریم به ما دستوراتی می دهد، مثلا می گوید شما نماز بخوانید، روزه بگیرید، حج بروید، هیچ یک از اینها را به صورت کامل در ظاهر قرآن بیان نکرده است، قرآن فرموده است:«وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِينَ»[11]

نماز را به پا بدارید، اما کجای قرآن فرموده نماز صبح دو رکعت، ظهر چهار رکعت، مغرب 3 رکعت، کجای قرآن فرموده هر رکعت یک رکوع و دو سجده داشته باشد؟ در ظاهر قرآن که اینها را نمی بینیم، من اگر بخواهم نماز بخوانم بدون اینکه روایتی بیاید به من بگوید پیامبر فرموده این جور نماز بخوان یا پیامبر این گونه نماز خواندند، تا این بیان نشود به وسیله حدیثی که گفتار پیامبر یا فعل پیامبر را نقل می کند من نمی توانم نماز بخوانم.

همچنین قرآن فرموده زکات بدهید، اما نفرموده چه مقدار، چه چیزهایی زکات دارد و باید زکاتش پرداخت شود، تا حدیثی نباشد به ما نگوید که چه چیزهایی زکات دارد و چه مقدار از آنها باید زکات بدهید اصلا زکات دادن قابل عمل نیست، شعار قرآنیون و اهل القرآن نتیجه اش این می شود که کلا دستورات قرآن تعطیل شود: «فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ»[12]

خداوند بر عهده مردم حج خانه اش را قرار داده است، خب بنده می خواهم حج انجام بدهم، باید چکار کنم؟ محرم شوم، کجا محرم شوم؟ در قرآن نیست، بعد در حال احرام چه چیزهایی بگویم، لباس عوض کنم، لبیک بگویم، اینها هیچکدام در قران نیست، فقط قرآن فرموده خدا برای مردم حج خانه اش را قرار داده است، اشاره به چند دستور هم دارد، اما اینکه تمام دستورات حج که محرم شوید و دور خانه خدا طواف کنید دارد، اما چند بار طواف کنید، از مقابل حجر الاسود شروع کردن را نگفته است.

بنابراین حرف قرآنیون نتیجه اش این می شود که تعطیل کنید، یا بگوییم «اقیموا الصلاه» یعنی دعا کنید، خب بگوییم  خدایا ما را ببخش و بیامرز، اگر به معنای لغوی بگیریم همین معنی را می دهد، خب صلات یعنی دعا، تمام شد و رفت، زکات هم یعنی به مردم کمک کنید، خب روزی یک مبلغ جزئی از جیبش در می آورد و کمک می کند، این هم زکات، همه دستورات دین تعطیل می شود.

مجری:

خیلی از مردم هستند وقتی با سوال و مطلبی روبرو می شوند می گویند این کجای قرآن آمده است، یا وهابی ها هم که گاهی اشکال می کنند شبهه می کنند می گویند این اعتقاد کجای قرآن مطرح شده است، اینها هم جزو قرآنیون و اهل قرآن محسوب می شوند؟

کارشناس:

اصطلاحا اینها را اهل قرآن نمی گوییم، چون آنها گروه خاصی هستند و شعارشان همین است، اما به اینها می گوییم مگر قرار است همه چیز در قرآن باشد؟به اینها می گوییم شما که نماز می خوانید صبح چند مرتبه نماز می خوانید، ظهر چند مرتبه نماز می خوانید، مگر در قرآن آمده است؟ خب در قرآن نیامده است، قرآن به منزله قانون اساسی است، آیا در قانون اساسی هیچ کشوری می آیند تمام ریز قوانین و مطالب را بیاورند؟ قانون اساسی می آید مهمترین مطالب را ذکر می کند، قانون اساسی یک کشور نوع حکومت را مشخص می کند، حکومت در این کشور جمهوری است، جمهوری اسلامی است، پادشاهی است، مشروطه است را بیان می کند، این کشور توسط چند قوه، قوه مجریه، مقننه، قضائیه مثلا اداره می شود، روسای اینها چگونه انتخاب می شوند، پرچم این کشور چیست، زبانش چیست، دین رسمی چیست، مذاهب رسمی چیست، این کلیات را بیان می کنند، اما در کدام کشور می آیند در قانون اساسی می گویند که با دزد باید چگونه رفتار شود، با احتکار کننده چه باید کرد، با اختلاس گر چه باید کرد، اختلاف زن و شوهری چه کار کنیم، اینها را که نمی آورند.

قرآن کریم در اصل به منزله قانون اساسی است، مسائل اصلی را دارد ولی با این تفاوت که برخی از فروع را هم بیان کرده است، اما قرار نیست که همه چیز در قرآن بیان شده باشد که افراد بپرسند که هر چیزی کجای قرآن است.

مجری:

استاد این بیان خود قرآن است، ما آیات متعددی داریم که ما همه چیز را در قرآن بیان کردیم، هیچ تر و خشکی نیست الا اینکه ما در قران بیان کردیم، هیچ کوچک و بزرگی نیست الا اینکه در قرآن بیان کردیم.

کارشناس:

بله خداوند فرموده:«وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ»[13]

ما قرآن را بیان کردیم بیانگر همه چیز، اما ما باید بدانیم موقعی که در کتابی که به منزله قانون اساسی مسلمانان است می فرماید همه چیز، آیا مقصود این است که همه چیز حتی اسم بنده هم باید در آن باشد، همه چیز باشد، میوه جات و خواص میوه جات همه در قرآن باید ریز باشد، قرار این است؟ ما به عبارت دیگر باید بگوییم «کمال کل شی بحسبه» کامل بودن هر چیزی به حسب اوست، یعنی چه؟ حضرتعالی می خواهید یک منزلی بخرید یا اجاره کنید، به شما می گویند این منزل کامل است، همه چیز دارد، مقصود از اینکه همه چیز دارد چیست؟ یعنی آنچه که باید یک منزل داشته باشد دارد، اتاق دارد، آشپزخانه دارد، آب دارد، برق دارد، تلفن دارد، اینجور چیزهایی که باید یک منزل داشته باشد، نه اینکه شما بگویید قرار بود همه چیز باشد چرا غذا در این خانه نیست؟ می گویند قرار نیست که این چیزها باشد.

حالا یک کتاب مثل قانون اساسی، امروز در کشور ما یا در هر کشور دیگری بگویند قانون شما کامل است؟همه چیز دارد؟ بگوییم بله کامل است، بعد بگوید اگر قانون شما کامل است پس چرا کتاب قوانین کیفری که چند هزار ماده است اینها دیگر چیست؟ اینها را برای چه؟ می گویند کامل است یعنی تمام چیزهایی که باید توی قانون اساسی باشد در آن هست و قرار نیست که در قانون اساسی مجازات دزد هم بیاید، قانون داوری بین زن و شوهر در اختلافات در قانون اساسی بیاید، قرار نیست، این یک نکته.

نکته دوم اینکه معنای اینکه چیزی توی قرآن باشد این نیست که همه افراد بتوانند آن را برداشت کنند، ممکن است یکی بگوید خیلی مطالب دیگر هم در قرآن است اما بودن قرآن یک چیز است اینکه هر کسی بنده و جنابعالی هم بتوانیم این مطالب را از قرآن استخراج کنیم یک چیز دیگری است، در قرآن است اما ممکن است هزاران مطلب را پیامبر و اهل بیت از قرآن استخراج کنند که افراد معمولی نتوانند، اصلا ممکن است قرآن یک زبان اشاره ای داشته باشد، یک طرز برداشت ویژه ای داشته باشد که پیامبر و آنهایی که علم قرآن به صورت کامل به آنها داده شده آنها بتوانند این استفاده را داشته باشند که ماها نتوانیم.

مجری:

بعضی ها می گویند که قرآن آسان و قابل فهم و درک برای همه است و آیات قرآن هم به این مطلب اشاره می کنند که قرآن ساده است، حداقل با توجه به ترجمه یا مراجعه به تفسیر اینها را می فهمیم، دیگر چه نیازی است که شما بگویید اهل بیت باید بیایند مفسر اینها باشند؟

کارشناس:

ببینید آن آیه ای که می فرماید قرآن را آسان قرار دادیم، دقت نکردند، فرموده:«وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ»[14]قرآن را برای توجه، بیدار شدن از خواب غفلت آسان قرار دادیم، برای این هدف، نه اینکه تمام آیات قرآن آسان است، ما آیاتی داریم که نه تنها عموم مردم نمی توانند دقیق معنایش را بفهمند، بزرگترین مفسران و دانشمندان جهان اسلام در معنای آنها دچار اختلاف شدند، ببینید در کتب تفسیر مفسران بزرگ تشیع و تسنن در تفسیر برخی از آیات چقدر دچار اختلاف شدند، خب این بزرگان که از مردم عوام که اطلاعاتشان کمتر نیست، با تمام سواد و معلوماتی که دارند یکی می گوید من این را می فهمم، یکی می گوید من آن را می فهمم، اگر این آیات این قدر روشن بود که هر انسان کم سوادی با یک قرآن ترجمه داری معنایش را می فهمد چطور مردم عادی می توانند بفهمند بعد بزرگترین دانشمندان و علما معنایش را نمی فهمند، یکی یک جور معنا می کند یکی یک جور دیگر، آیات برای اینکه انسان ها از خواب غفلت بیرون بیایند، توجه به عالم ماوراء طبیعت، توجه به معاد، سرنوشت انسان، اینکه انسان این جوری فقط دنبال دنیا و این چیزها نباشد از این حالت بیرون بیاید، برای این قضیه قرآن آسان است، که این آیه در سوره مبارکه قمر 4 بار تکرار شده است. برای ذکر و بیدار شدن و توجه دادن برای این قرآن آسان است و الا ما آیاتی داریم که عموم بزرگان هم در آن گیر کرده اند.«فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ»[15]این یعنی چه؟ خب خیلی ها در این معنا که این چیست، آیاتی داریم که اگر جمع احتمالاتی که درباره آن آیه است در نظر بگیریم بیش از یک میلیون احتمال در یک آیه وجود دارد: «وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيْاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ»[16] و با اختلاف نظرها و احتمالاتی که داده شده صدها بلکه بیش از میلیون احتمال درباره این آیه می آید، خب ما آن مقداری که یقین داریم آن را می گیریم و علما توضیحاتی دادند از همین آیه هم خیلی استفاده کردند، اما در عین حال زمینه برای تحقیقات و پژوهش ها فراوان دارد اینجور نیست که آسان باشد، خب این کسانی که ادعا می کنند چون خیلی قرآن نخواندند این ادعا را می کنند و الا دو تا آیه جلویشان بگذاری که همین آیه را معنا کنید گیر می کنند.

مجری:

بعضی از آقایان وهابی شیعه را متهم به تحریف قرآن می کنند، این ادعا چقدر صحت دارد، چرا این اتفاق اصلا افتاده و شما به عنوان کارشناس و متخصص در حوزه مذاهب اسلامی به ویژه تشیع چه پاسخی دارید؟

کارشناس:

عرض کنم جوابش بسیار واضح است، اگر می گویند شیعه قرآن را تحریف و کم و زیاد کرده، ما می گوییم خب شما این قرآنی که ما کم  و زیاد کردیم و تفاوت دارد با قرآن بقیه و دو جور قرآن است این قرآن را نشان بدهید، بیایید در تلویزیون در هر جایی نشان دهید که این قرآن شیعه ها، مثلا قرآن اهل سنت سی جزء دارد این بیست جزء دارد، ده تا آیه زیاد یا 5 تا آیه کم دارد، این قرآن اگر شیعه تحریف کرده آن گونه که متاسفانه این تهمت را ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه جلد اول در همان مقدمه این تهمت را به شیعه زده است، اینها هم که می گویند یک عده شان تحت تاثیر ابن تیمیه قرار گرفتند یک ذره فکر و عقلشان را به کار نیانداختند، کسانی که این نسبت را می دهند که بگویند خب آقا این آقای ابن تیمیه  گفته که:«واليهود حرفوا التوراة، وكذلك الرافضة حرفوا القرآن»[17] یهودیان تورات را تحریف و کم و زیاد کردند، رافضه هم که مقصودش شیعه است آمدند قرآن را تحریف کردند، خب اگر رافضه و شیعه قرآن را کم و زیاد و تحریف کردند آن قرآن کم و زیاد شده که چند سوره اضافه و کم دارد آن قرآن را نشان دهید، بروید مساجد شیعه نگاه کنید، منازل شیعه نگاه کنید، آیا قرآنی که در مساجد شیعه است با قرآنی که در باقی مساجد اهل سنت یک سوره، یک آیه، یک کلمه تفاوت دارد؟

مجری:

آنها می گویند شیعیان به خاطر اعتقاد به گزاره ای به نام تقیه که دارند اینها را مخفی می کنند و اعلام نمی کنند

کارشناس:

خب ما توی همان احادیثی که داریم، تقیه، که تقیه هم مخصوص شیعه نیست و این حرفشان هم از بی سوادی شان است که تقیه اولا خاص شیعیان نیست بلکه برای همه مسلمانان دارند، اگر ایراد داشته باشد و مشکلات پیش بیاید برای اهل سنت هم هست، آنها هم تقیه را قبول دارند، ثانیا اگر اینجوری هست بلاخره چطور در طول این 1400 سال شما نتوانستید، ما یک قرآنی  داریم مخفی کردیم دست احدی نرسیده، شما مدعی هستید که افرادی بوده اند، شیعه بودند سنی شدند، حداقل او باید به شما نشان دهد که این قرآنی که ما قبلا داشتیم این است، بیایید یک نسخه از آن را از هرکجای دنیا ارائه کنید بگویید این قران شیعیان است، خب اینکه چیز خیلی واضحی است، تقیه یعنی چه؟ تقیه یک اصل قرآنی و عقلی است که انسان اگر در برابر یک فرد یا گروه بی منطقی که منطق شان قلدری و زور و آدمکشی است در مقابل آنها عقیده خودش را مخفی کند، همانی که قرآن فرموده که حتی می توانی کفر هم بگوید: «مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ وَلَكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ»[18]

این مال آنجاست، که خوف و ترسی چیزی باشد، خب ما اینجا الان از شما می ترسیم؟ توی ایران از چه کسی می ترسیم که یک قرآنی داشته باشیم و مخفی کرده باشیم، بعد 1400 سال مخفی شده، آن قرآن را چه کسی دارد که بخواند و عمل کند، اینها کاملا واضح است، یعنی دیگر یک دروغی را افرادی مثل ابن تیمیه گفتند الان هم افرادی که خیلی بی سوادند تکرار می کنند و الا کسی یک ذره روشن و آگاه باشد فکر می کند که کجاست، اینهایی که تهمت می زنند بیایند ارائه کنند، یک نسخه اش را بگویند در ایران قرآن چاپ کردند به جای 30 جزء مثلا 20 جزء یا 40 جزء است، یا چهار تا سوره و چند آیه کم و زیاد دارد.

مجری:

ما عنوانی داریم با نام مصحف حضرت زهرا سلام الله علیها، و یا می گویند شیعه قرآنی دارد قرآن علی علیه السلام و حالا عباراتی که در آنجا ذکر شده است، این با قرآنی که الان در دست ما مسلمانان و عامه است متفاوت است، آیا این طوری است؟

کارشناس:

اولا قرآن حضرت علی علیه السلام که می فرمایند مثل اینکه می گویند قرآن ابن مسعود، اهل سنت هم دارند یک کتابی است به نام المصاحف سجستانی، یکی از علمای اهل سنت، به نام المصاحف، قرآن ها، آنجا معرفی می کند، قرآن ابی بن کعب، قرآن عبدالله بن مسعود، خب این قرآن ها چه تفاوتی با هم داشتند؟

اوائل زمان پیامبر(ص) قرآن که نازل می شد، حضرت آیات قرآن، سوره ها را تلاوت می فرمودند، افرادی که با سواد بودند می نوشتند، که به اینها کتاب القرآن می گفتند، همه با سواد نبودند، با سواد ها می نوشتند، بعد در آن زمان رسم بود، خیلی اوقات افراد موقعی که می خواستند قرآن را بنویسند شان نزول آن را می نوشتند، می نوشتند مثلا فلان جنگ رخ داد، فلان اتفاق افتاد و به این مناسبت این آیات نازل شد، به چه مناسبت این آیات نازل شده است، این را می نوشتند وهمچنین گاهی از اوقات آیه را که مینوشتند توضیحات و تفصیلی که پیامبر اکرم در شرح آن آیه بیان فرموده بودندآن را هم مینوشتند.

قرآن صحابه، چه قرآن حضرت علی علیه السلام چه قرآن دیگران همراه با یک سری شان نزول ها و تفسیرها بوده است، بعد در کتاب ها هست در زمان خلافت خلیفه دوم دستور داد که«جرد القرآن»قرآن را از غیر قرآن مجرد کنید، یعنی شان نزول و تفسیر و هر چه هست از قرآن حذف کنید، قرآن حضرت علی با این قرآن چه فرقی داشته؟ قرآن حضرت علی همین قرآن است، سوره ها دقیقا همین است، آیه ها همین است، به علاوه اینکه شان نزول ها را داشته است، تفسیرها داشته است، همینطور که قرآن بقیه صحابه هم خیلی ها به همین صورت بوده است،  و بعد خلیفه دوم گفت که در قرآن غیر از قرآن چیزی ننویسید.

اما اینکه فرمودید گفتند مصحف فاطمه، مصحف فاطمه علیها سلام معنایش این نیست که قرآن حضرت فاطمه، این هم ریشه اش بی سوادی است، مصحف و صحیفه اینها همه از یک ماده است، در اصل صحیفه یعنی کتاب، در قرآن داریم که جمعش هم صحف است، صحف ابراهیم و موسی، صحیفه یعنی کتاب، به قرآن هم که گفته می شود مصحف از همین ماده است یعنی کتاب، همینطور که به قرآن می گوییم کتاب و سنت، کتاب مقصودمان قرآن است ولی نه اینکه کتاب در اصل لغت به معنی قرآن باشد، نه، مصحف هم یعنی کتاب، صحیفه یعنی کتاب، مصحف فاطمه یعنی کتاب حضرت فاطمه، یک کتابی بوده است یکسری مطالبی را حضرت فاطمه علیها سلام فرمودند و حضرت علی نوشتند، ربطی به قرآن ندارد مثل یک کتاب حدیثی، می گوییم صحیفه سجادیه، صحیفه و و مصحف از یک ماده است، معنیش آن نیست که قرآن حضرت سجاد باشد، یک کتاب است، مصحف حضرت فاطمه کتابی بوده، برخی کتب شیعه این گونه است که بعد از رحلت پیامبر (ص) گاهی فرشته ای می آمد نزد حضرت فاطمه مطالبی را به ایشان می گفت و اینها را حضرت علی نوشتند که این معروف به مصحف فاطمه شد، ربطی به قرآن ندارد، در اختیار کسی هم نیست، امروز هم در اختیار ما نیست، فقط گزارشی از آن داریم و به عقیده شیعه طبعا این کتاب امروز در اختیار امام زمان علیه السلام خواهد بود و ربطی به قرآن ندارد.البته من اینجا یک سوالی که شاید پیش بیاید جواب بدهم کسی نگوید مگر شیعیان حضرت فاطمه را پیامبر می دانند که فرشته بر ایشان نازل می شود؟ خیر، حضرت فاطمه پیامبر نبودند، همچنان که حضرت مریم پیامبر نبود ولی فرشته با ایشان سخن گفت، صریح قرآن است که فرشته در مقابل ایشان ظاهر شد: «فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا»[19] با همدیگر صحبت کردند و پیامبر هم نبودند.

مجری:

اقرآن مهمترین کتاب دینی در میان ادیان است، می شود گفت به عنوان کتاب پایانی برای هدایت انسان آمده است، مسلمان ها قبولش دارند، تاکید روی آن دارند، آقایان علما در هر دین و مذهبی هر حکمی شرعی دارند از آن استخراج می کنند و به آن ارجاع می دهند، داستان اینکه بعضی از علما، حالا در شیعه هم وجود دارد، حافظ قرآن نیستند، چطور می توانند این احکام را استخراج کنند و به آن ارجاع دهند؟

کارشناس:

ببینید آنچه که لازم است حفظ دستورات قرآن است، نه حفظ الفاظ قرآن، بسیاری بزرگان شیعه و اهل سنت اینجور نیست که تمام ائمه اربعه اهل سنت حافظ قرآن کریم بودند، نه همه علمای شیعه نه همه علمای اهل تسنن چنین نیست که حافظ قرآن باشند، حافظ الفاظ قرآن، آن چیزی که مهم است محافظ قرآن بودن است، محافظ احکام قرآن، مواظب باشند که قرآن را کسی تحریف نکند، یعنی چه؟ یعنی غلط معنا نکند، تحریف معنا، معنای قرآن را تحریف نکند، قرآن در جامعه حفظ شود، مهمتر از حافظ الفاظ قرآن بودن محافظ احکام قرآن بودن است و بزرگان اسلام دنبال این بودند، من به همین مناسبت و در تکمیل آن بحث قبلی می گویم که عده ای آمدند بحث تحریف قرآن را مطرح کردند، تحریف دو چیز است یکی می گوید قرآن را تحریف کرده اند که گفتید چنین چیزی نیست، یک عده ای آمدند گفتند نه قرآن را تحریف نکردند، این قرآن فعلی را تحریف شده می دانند، این دو بحث است، یکی اینکه خودشان قرآن را تحریف کردند، اگر ما قرآن را تحریف کردیم آن قرآن تحریف شده را بیاورید و نشان دهید، کجاست؟ شما که خبر دارید لابد دیدید، ندیده خبر دارید؟ اگر دیدید که قرآنی ما داریم و کم و زیاد شده آن قرآنی که دیدید نشان دهید که بقیه هم ببینند، این یک بحث است، یک بحث دیگر این است که می گویند قرآن را تحریف شده می دانند، می گویند این قرآن فعلی تحریف شده و کم و زیاد شده، این حرف هم غلط است، اولا هیچکس ما معتقد نیستیم نه شیعه و سنی، عموم علما عقیده ندارند بر قرآن چیزی اضافه شده باشد، همه این آیات را قبول دارند، بعضی آمدند گفتند از بعضی روایات به دست می آید که از قرآن چیزی کم شده زیاد نشده، ولی یه چیزهایی بوده کم شده است، می گوییم این گونه روایات و احادیث در کتب شیعه و سنی وجود  دارد، گاهی افراد از اینها برداشت غلط می کنند، حدیثی می آید که می خواهد معنای آیه را بیان کند، که این آیه مقصودش این است، خیال می کنند که این کلمه هم جزء آیه بوده است، اگر گفت: «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ»[20]

این صراط علی، یعنی حضرت دارد توضیح می دهد که صراط مستقیم همان راهی است که حضرت علی رفته است، نه اینکه صراط علی هم در قرآن باشد، اهل سنت هم مشابهش دارند، پس اگر این را شما به عنوان مصداق می گویید اگر در کتب شیعه هم بود بدانید این مصداق است این توضیح دارد می دهد نه اینکه این کلمه جزو قرآن باشد.

خلاصه حرف ما در این قسمت این بود که بله کسی قائل به زیادی بر قرآن نیست، نه شیعه و نه سنی، اگر روایاتی در این باب وجود دارد، دارد تفسیر قرآن می کند یا آن روایت کلا از نظر سند ضعیف است و این نکته را هم عده ای توجه ندارند، وهابیون و کسانی که این را مطرح می کنند که این حرفی که شما می زنید غیر از اینکه غلط است، این یک سوژه ای به دست دشمنان اسلام می دهید، اگر قرار باشد که شما حدیثی را در کتب شیعه دیدید، با اینکه توجه به معنایش ندارید بگویید نه اینها قائل هستند قرآن تحریف شده، یک شیعه هم از آن طرف بگوید عین این روایات در کتب اهل سنت و صحیح بخاری و صحیح مسلم هم هست، این بگوید اهل سنت قائل به تحریف هستند، آن فرد مسیحی می آید می گوید پس معلوم می شود که قران شما هم مثل تورات و انجیل تحریف شده است، چون هم شیعه عقیده دارند هم سنی، شیعیان معتقد به تحریف هستند به ادعای اهل سنت و اهل سنت معتقد به تحریف هستند به ادعای شیعه، خب این را هم توجه نمی کنند که با این حرف ارزش قرآن و جایگاه آن را در بین مسلمان زیر سوال می برند.

مجری:

جمع بندی تان راجع به اینکه چرا بعضی از علمای بزرگ اسلام حافظ قرآن نیستند چی شد؟

کارشناس:

خلاصه مطلب این شد که آنچه که واجب و لازم است حفظ احکام قرآن است و موقعی که کسی می خواهد نظر بدهد اشراف و توجه کامل به معانی تمام آیات قران این لازم است، اما حفظ قرآن را هیچ یک از علمای شیعه و سنی نگفته اند واجب است که یک مجتهد یک مرجع تقلید یک مفتی واجب است همه الفاظ قرآن را حفظ باشد، هیچکس چنین چیزی ندارد، نه همه بزرگان اهل سنت حافظ قرآن هستند نه همه بزرگان شیعه، بسیار از هر دو طرف حافظ قران هستند، مهم تر از حفظ الفاظ قرآن حفظ معانی آن است که چه بسا افرادی داشته باشیم مثل خوارج که ممکن است حافظ کل قرآن باشند اما بر اساس حدیث می فرماید: «وَ قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: رُبَّ تَالِ اَلْقُرْآنِ وَ اَلْقُرْآنُ يَلْعَنُهُ»[21] چه بسا کسی قرآن می خواند و قرآن او را لعنت می کند.طبق حدیث پیامبر قرآن می خوانند: «وَ قَدْ رُوِيَ أَيْضاً: «لاَ يُجَاوِزُ تَرَاقِيَهُمْ»[22]از گلویشان آن طرف تر نمی رود، یعنی قرآن یک صدایی در وجود خودش است و به درگاه الهی بالا نمی رود، اصل حفظ دستورات قرآن در عمل و حفظ قرآن از تحریف معنوی قرآن است.

 

برای مطالعه کامل مجموعه پرسمان اینجا را کلیک کنید.


 [1] . سوره نحل، آیه 44. [و آنان را] همراه با پدیده‌های شگرف و کتابهای آسمانی [فرستادیم‌]، و بر تو قرآن را نازل کردیم، تا برای مردم آنچه بر ایشان نازل شده است، روشن کنی و باشد که اندیشه کنند

[2] . سوره آل عمران، آیه 7. او کسی است که کتاب را بر تو نازل کرد که بخشی از آن محکمات است که اساس کتاب است، و بخش دیگر متشابهات است، اما کج‌دلان، برای فتنه جویی و در طلب تاویل، پیگیر متشابهات می‌شوند، حال آنکه تاویل آن را جز خداوند و راسخان در علم که می‌گویند به آن ایمان آورده‌ایم، همه از پیشگاه خداوند است نمی‌دانند، و جز خردمندان کسی پند نمی‌گیرد.

[3] . سوره آل عمران، آیه 7.

[4] . سوره انعام، آیه 57.

[5] . سوره نساء، آیه 35.

[6] . سوره بفره، آیه 48.

[7] . سوره زمر، آیه 44.

[8] . سوره بقره، آیه 255.

[9] . سوره نحل، آیه 44.

[10] . سوره محمد، آیه 33.

[11] . سوره بقره، آیه 43.

[12] . سوره آل عمران، آیه 97.

[13] . سوره نحل، آیه 89.

[14] . سوره قمر، آیه 17.

[15] . سوره تکویر، آیه 15.

[16] . سوره بقره، ایه 102.

[17] . منهاج السنه، ج1، ص25.الشامله.

[18] . سوره نحل، آیه 106.

[19] . سوره مریم، آیه 17.

[20] .سوره فاتحه، آیه 6.

[21] . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام , جلد 89 , صفحه 184

[22] . المجازات النبویة , جلد 1 , صفحه 324

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن