منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

وهابیت و سلفیت اعتقادشان بر این است که مشرکین در توحید ربوبی موحد بوده و تنها مشکل آنان توحید الوهی و عبادی است. ابن تيميه با ذکر این آیه شریفه: «وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ»[1] معتقد شده به اینکه مشرکین در توحید ربوبی مشرک نبوده اند و تنها مشکل آنان در توحید الوهی است.[2] حال سوال این است که آیا در حقیقت از منظر قرآن کریم و آیات شریفه مشرکین در ربوبیت قائل به ربوبیت بوده­ اند؟

 

پاسخ

ابهاماتی در ظاهر آیات مورد استدلال وهابیت وجود دارد که می­توان مطرح نمود که آیا اعتراف مشرکان صادقانه بوده؟ آیا پایبند به این اعتقاد خود بوده­اند؟ آیا ممکن است مشرکان تنها در یک شأن (خالقیت) ربوبی اعتراف کرده باشند و در سایر شؤون اینچنین اقرار وجود نداشته باشد؟ با همه این مطالب اگر به سراغ آیات دیگر قرآن کریم برویم ممکن است در جمع بندی به نظریه دیگری غیر از نظریه وهابیت رسید که به دو آیه در این زمینه اشاره می شود:

  1. واتخذوا من دون الله آلهة لعلهم ینصرون[3]
  2. واتخذوا من دون الله آلهة لیکونوا لهم عزا[4]

در این دو آیه نصرت و عزت از شؤون ربوبیت است و مشرکین بت­ها را به عنوان رب قرار داده اند و در این نصرت و عزت چشم به آنان دوخته اند. مفسرین اهل سنت نیز در تفسیر این آیات همین برداشت را کرده اند چنانچه زمخشری در ذیل آیه 72 سوره یس می نویسد: «اتخذوا الآلهة طمعا في أن يتقوّوا بهم ويعتضدوا بمكانهم»[5] آنان آلهه خود را به عنوان اله انتخاب می کردند، بخاطر طمع در اینکه آنان را تقویت و کمک کند. ابن کثیر نیز در ذیل این آیه شریفه به شأن نصرت و رازقیت که از جمله شؤون ربوبیت بشمار می روند اشاره می کند: «يقول تعالى منكرا على المشركين في اتخاذهم الأنداد آلهة مع الله، يبتغون بذلك أن تنصرهم تلك الآلهة وترزقهم»[6] آنان در کنار خداوند متعال آلهه ای را برگزیدند و بدین وسیله که آن آلهه آنان را یاری رساند و روزی دهد. آلوسی حنفی به صراحت به ربوبیت این مشرکین اعتراف کرده: «لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ إلخ استئناف سيق لبيان بطلان رأيهم وخيبة رجائهم وانعكاس تدبيرهم أي لا تقدر آلهتهم على نصرهم»[7] آلهه بر خلاف نظر مشرکین که معتقد بودند بت ها تدبیر امورات آنان را داشتند، نمی توانند مشرکین را یاری رسانند. آلوسی همچنین در ذیل آیه 81 سوره مریم نیز عزت را در مورد مشرکین بیان کرده که آنان به بت ها برای پیدا کردن عزت روی می آوردند: «لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا أي ليتعززوا بهم بأن يكونوا لهم وصلة إليه عز وجل وشفعاء عنده كَلَّا ردع لهم وزجر عن ذلك،»[8] بنابراین نظریه مفسرین به دلیل صراحت آیات فوق در بیان شأنی از شؤون ربوبیت نمی تواند جز این باشد و مشرکین در این شؤون ربوبیت دچار شرک در ربوبیت بودند.

علاوه بر اینکه وهابیت به این اعتقاد دارند که  اگر شخصی توحید الوهی و عبادی داشته باشد قطعا توحید ربوبی نیز دارد. به این معنا که مشرکین در توحید الوهی و عبادی موحد به بت های خود بودند بنابراین در توحید ربوبیت هم موحد به ربوبیت بت های خود هستند. بر خلاف شخص مسلمان که در عبادت موحد است و تنها خدا را عبادت می کند پس در ربوبیت نیز موحد خواهد بود. لذا با این قاعده ای که خود وهابیت بیان نموده اند نمی توان مشرکین را در عبادت موحد دانست و در ربوبیت مشرک دانست. بلکه هر کسی در عبادت به هر چه( خدا یا بت ها) موحد بود در ربوبیت نیز باید به همان (خدا یا بت ها) موحد باشد. مشرکین در الوهیت و عبادت مشرک بودند پس در ربوبیت نیز مشرک خواهند بود. خداوند متعال به همین جهت می فرماید: «قل من یکلؤکم باللیل و النهار من الرحمن... أم لهم آلهة تمنعهم من دوننا لا یستطیعون نصر انفسهم ولا هم یصحبون»[9] اگر مشران حجاز برای آلهه خود به ربوبیت نصرت و دفع عذاب و نجات از هلاکت باور نداشتند چرا قرآن می فرماید: خدایانی که آنان می­پندارند نه می­توانند یکدیگر را یاری دهند و نه می­توانند خود را در برابر ما پناه دهند و حفظ نمایند پس چگونه پرستشگران خود را یاری می­دهند و در پناه خود آنان را از عذاب حفظ می­کنند؟ ابن تیمیه خود درباره مشرکان می­گوید: «وقد يعبدون ويعتقدون في هؤلاء الشركاء أنهم شفعاء إليه، أو أنهم يُقرِّبونهم إليه زُلْفَى، أو أنهم ينفعونهم ويضرونهم لمعانٍ فيهم، أو يَهوَون عبادتهم»[10] اگر مشرکان ربوبيتي براي شريكان خدا قائل نبودند چطور برای جلب منفعت و دفع ضرر آنها را می پرستیدند؟ علاوه بر اینکه اگر بت­ها از نظر بت پرستان سمت شفاعت داشتند پس دست کم بت ها رب شفاعتند و مشرکان از این نظر دچار شرک ربوبی­اند. پس نمی­توان آنان را در توحید ربوبی موحد دانست؛ زیرا موحد تدبیر شفاعت را باذن خدا می­داند؛ اما مشرک به دست بتها می­داند.

 

[1] . سوره یوسف، آیه 106

[2] . ابن تيميه حراني، احمد، مجموع الفتاوى، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف، مدينة نبوية، 1416ق.ج2، ص129. وكانوا مقرين بأن الله خالق السموات والأرض وخالق الأصنام كما قال تعالى: {ولئن سألتهم من خلق السماوات والأرض ليقولن الله} وقال تعالى: {وما يؤمن أكثرهم بالله إلا وهم مشركون}

[3] . سوره یس، آیه 74

[4] . سوره مریم، ایه 81.

[5] . زمخشري، محمود بن عمرو (م 538)، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، دار الكتاب العربي، بيروت، چاپ سوّم، 1407 هـ.ق. ج4، ص29.

[6] . ابن كثير دمشقي، اسماعيل، تفسير القرآن العظيم، تحقيق: سامي بن محمد سلامة، دار طيبة للنشر والتوزيع، چاپ دوم، 1420ق. ج6، ص593.

[7] . آلوسي، محمود بن عبد الله (م 1270)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، تحقيق: علي عبد الباري عطية، دار الكتب العلمية، بيروت، چاپ اوّل، 1415 هـ.ق. ج12، ص50

[8] . آلوسي، محمود بن عبد الله (م 1270)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، تحقيق: علي عبد الباري عطية، دار الكتب العلمية، بيروت، چاپ اوّل، 1415 هـ.ق.ج8، ص449

[9] . سوره انبیاء، آیه 42/43

[10] . ابن تیمیه،احمد، جامع المسائل،ناشر: دار عالم الفوائد، مکه، چاپ اول، 1432ه.ق.ج1 ص175

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن