منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

آیا حدیث نزول آیه شریفه «و تعیها اذن واعیة» در شأن حضرت علی (علیه السلام) ساختگی و جعلی است؟

 

پاسخ

ابن تیمیه حدیث نزول آیه «وتعیها اذن واعیة»[1] در شأن حضرت علی (علیه السلام) را ساختگی دانسته و می نویسد: «همانا این حدیث به اتفاق اهل علم، موضوع و جعلی است».[2]

پاسخ اول: حدیث نزول آیه «و تعیها اذن واعیة» در شأن حضرت علی (علیه السلام) متواتر معنوی است و در حدیث متواتر بحث از صحت، حسن، ضعف، جعل و... معنا ندارد؛ چرا که در چنین حدیثی مهم تکیه داشتن حدیث به جمعی است که خبر مجموع، موجب یقین انسان به صدور آن از نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) گردد.[3]

اثبات تواتر حدیث نزول آیه «و تعیها أذن واعیة» در شأن حضرت علی (علیه السلام) متوقف بر دو امر است: تعریف حدیث متواتر و تطبیق آن تعریف بر حدیث مذکور.

تعریف حدیث متواتر: حدیث متواتر به حدیثی گفته می شود که تا انتهای حدیث سند توسط تعداد زیادی از رواتی که امکان تبانی و توافقشان بر دروغ وجود ندارد، نقل شود.[4] باید توجه داشت که عدد خاصی در تعداد روات حدیث متواتر مطرح نیست، بلکه مهم این است که تعداد ایشان به اندازه ای باشد که عقل تبانی آنان بر کذب و یا وقوع کذب و اشتباه از آنان را به صورت تصادفی را محال بداند.[5]

تطبیق تعریف به حدیث مورد نزاع: تعداد روات حدیث نزول آیه «و تعیها أذن واعیة» در شأن حضرت علی (علیه السلام) در تمامی طبقات به اندازه ای است که انسان یقین به عدم تبانی آنان به کذب یا عدم اشتباه ایشان نماید.[6] توضیح اینکه: حدیث مذکور در طبقه اول توسط پنج صحابی، در طبقه دوم توسط یازده راوی، در طبقه سوم توسط یازده راوی، در طبقه چهارم توسط هفده راوی، در طبقه پنجم توسط بیست و یک راوی و نهایتا در طبقه ششم توسط هجده راوی نقل شده است.[7]

پاسخ دوم: حدیث نزول آیه «و تعیها أذن واعیة» در شأن حضرت علی (علیه السلام) با طرق متعدد و اسانید گوناگون از رسول گرامی اسلام و نیز حضرت علی علیه السلام نقل شده است، به گونه ای که قاضی عضد الدین ایجی بر این باور است که اکثر مفسران معتقدند که آیه شریفه «و تعیها اذن واعیة» در شأن حضرت علی (علیه السلام) نازل شده است.[8] از آنجا که بررسی تک تک اسانید حدیث مذکور در این مجال نمی گنجد، یک نمونه از این اسانید را مورد بررسی قرار می دهیم تا اثبات شود که حتی اگر حدیث مذکور متواتر نباشد، باز به لحاظ سندی قابل دفاع و احتجاج است.

ابن ابی حاتم در تفسیر خود می نویسد: «حدثنا ابوزرعة الدمشقی، حدثنا العباس بن الولید بن صبح الدمشقی، حدثنا زید بن یحیی، حدثنا علی بن حوشب سمعت مکحولا یقول: لما نزل علی رسول الله صلی الله علیه (و آله) و سلم " وتعیها أذن واعیة" قال رسول الله صلی الله علیه (و آله) و سلم: : " سألت ربی أن یجعلها أذن علی" فکان علی یقول: ما سمعت من رسول الله صلی الله علیه (و آله) و سلم شیئا قط فنسیته».[9]

تمام راویان این حدیث توسط علما و اندیشمندان بزرگ اهل سنت تعدیل گشته و احادیث آنها حجت و قابل استناد است.[10] تنها نکته ای که در سند این حدیث وجود دارد، این است که مکحول فردی کثیر الارسال است و قطعا روایت او از نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) مرسل است؛ چرا که او یک تابعی است.[11] اما آیا روایت مرسل مترادف با روایت موضوع است؟ در پاسخ باید گفت: مرسل بودن یک حدیث به معنای موضوع بودن آن نیست.[12] جالب اینکه امام ابوحنیفه، امام مالک و پیروان ایشان مراسیل افراد ثقه را از مصادیق حدیث صحیح و قابل استناد دانسته اند.[13] آنان بر صحت ادعای خویش دو دلیل ارائه کرده اند: 1. روای ثقه از نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل روایت نمی کند، مگر اینکه آن را از فرد ثقه ای شنیده باشد، به خصوص اینکه اگر آن راوی تابعی باشد؛ چرا که ظاهر امر این است که تابعین احادیث را از صحابه اخذ کرده اند و صحابه عدول می باشند.[14] 2. به شهادت نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) حال و وضعیت غالب در مردمان قرون نخست اسلام عدالت و صداقت است، بنابراین اگر به جرح یکی از روایت آن عصر اطلاع نیافتیم، ظاهر این است که وی عادل و مقبول الحدیث است.[15] به عبارت دیگر فرد محذوف در مراسیل ثقه به دورانی تعلق دارد که حال غالب در آن دوران عدالت و صداقت است و چون ما اطلاعی از وضعیت آن راوی محذوف نداریم و جرحی نیز در مورد وی در دسترس نیست، ظاهر این است که وی عادل و مقبول الحدیث است.

پاسخ سوم: قاعده کثرت طرق و تقویت حدیث توسط متابعات و شواهد، از قواعد مسلم و پذیرفته شده نزد علمای حدیث اهل سنت است.[16] حدیث دال بر نزول آیه «و تعیها اذن واعیة» در شان حضرت علی (علیه السلام) نیز از طرق متعددی نقل شده و دارای متابعات و شواهد مختلف است.[17] بنابراین حدیث مذکور بر مبنای علمای حدیث اهل سنت از احادیث صحیح لغیره و یا حداقل از احادیث حسن لغیره است و روشن است که چنین حدیثی نزد جمهور علماء حجت بوده و قابل عمل است.[18]

پاسخ چهارم: در میان منابعی که حدیث مذکور را نقل کرده اند، تفسیر طبری قرار دارد. وی از سه طریق روایات نزول آیه " و تعیها اذن واعیة" در شان حضرت علی (علیه السلام) را نقل کرده است.[19] حال باید از ابن تیمیه پرسید که چگونه ممکن است در تفسیری که خود آن را تائید کرده و آن را اصح تفاسیر و خالی از بدعت دانسته است و معتقد است که صاحب آن از افراد متهم روایت نقل نکرده است،[20] احادیث موضوع آن هم موضوع مورد اتفاق وجود داشته باشد!؟

 

رضا پورعلی سرخه


 

[1]. «لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةً وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ»؛ الحاقه: 12.

[2]. ابن تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویه فی نفض کلام الشیعة القدریة، تحقیق: محمد رشاد سالم، بی جا: جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامیة، 1406ق، ج 7، ص 522.

[3]. عتر، نورالدین، منهج النقد فی علوم الحدیث، دمشق: دار الفکر ، 1997م، ص 405.

[4]. همان، ص 404.

[5]. همان.

[6]. جهت مطالعه بیشتر ر.ک: پورعلی سرخه دیزج، رضا و مهدی فرمانیان، دلالت آیه «و تعیها اذن واعیة» بر امامت حضرت علی علیه السلام و پاسخ به شبهات ابن تیمیه، فصلنامه علمی _ پژوهشی کلام اسلامی، سال 27، شماره 106، صفحه 87 _ 108.

[7]. جهت مطالعه بیشتر ر.ک: همان.

[8]. ایجی، عبدالرحمن بن احمد، المواقف، تحقیق: عبدالرحمن عمیرة، بیروت: دارالجیل، 1417ق، ج 3، ص 627.

[9]. ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: اسعد محمد الطیب، ریاض: مرکز الدراسات و البحوث بمکتبة نزار الباز، چاپ اول، 1417ق _ 1997م، ص 3369.

[10]. ر.ک: مزي، يوسف بن عبد الرحمن، تهذيب الكمال في أسماء الرجال، تحقيق: بشار عواد معروف، بیروت: مؤسسة الرسالة، 1400ق، ج: 19، ص 79 _ 94 و ج 14، ص 253 _ 254 و ج 10، ص 119 و ج 20، ص 419 و ج 28، ص 468 _ 472؛ ابن حبان، محمد، الثقات، دکن هند: دائرة المعارف العثمانیة بحیدر آباد، 1393ق، در: کتابخانه مدرسه فقاهت، ج 8، ص 407 _ 512 و ج 7، ص 208؛ ابن حجر عسقلانی، احمد، تقریب التهذیب، تحقیق: محمد عوامة، سوریه، دار الرشد، 1406ق، در: کتابخانه مدرسه فقاهت، ج 1، ص 225 و ج 1، ص 277 و ج 1، ص 14 و ج 1، ص 545؛ ابن حجر عسقلانی، احمد، تهذیب التهذیب، هند: مطبعة دائرة المعارف النظامیة، 1326ق، در: کتابخانه مدرسه فقاهت، ج 7، ص 315؛ ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، تحقیق: بشار عواد معروف، بی جا: دار الغرب الاسلامی، 2003م، ج 5، ص 77 و ج 10، ص 367.

جهت مطالعه بیشتر ر.ک: پورعلی سرخه دیزج، رضا و مهدی فرمانیان، دلالت آیه «و تعیها اذن واعیة» بر امامت حضرت علی علیه السلام و پاسخ به شبهات ابن تیمیه، فصلنامه علمی _ پژوهشی کلام اسلامی، سال 27، شماره 106، صفحه 87 _ 108.

[11]. ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، تحقیق: بشار عواد معروف، بی جا: دار الغرب الاسلامی، 2003م، ج 7، ص 478؛ مزی، یوسف بن عبدالرحمن، تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، 1400ق، ج 28: 468.

[12]. لکهنوی هندی، محمد، الرفع و التکمیل فی الجرح و التعدیل، تحقیق: عبدالفتاح ابوغدة، حلب: مکتب المطبوعات الاسلامیة.لکهنوی، 1407م، ص 191.

[13]. عتر، نورالدین، منهج النقد فی علوم الحدیث، دمشق: دار الفکر، 1997م، ص 372.

[14]. همان.

[15]. همان.

[16]. ابن الصلاح، ابو عمر عثمان بن عبد الرحمن، علوم الحدیث لابن الصلاح، تحقیق: نورالدین عتر، بیروت: دار الفکر، 1433ق، ص 34؛ عجاج خطیب، محمد، اصول الحدیث، بیروت: دار الفکر، 2008م، ص 230 و 231؛ غماری، احمد بن محمد بن صدیق، فتح الملک العلی بصحة حديث باب مدينة‌ العلم علی(ع)، تحقیق: محمد هادی امینی، اصفهان: مکتبة الامام امیر المومنین علیه السلام، بی تا، ص 61.

[17]. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القران، تحقیق: محمود شاکر حرستانی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، بی تا، ج 29، ص67؛ حسکانی، عبیدالله بن عبدالله ، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، تحقیق: محمد باقر محمودی، بی جا: مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، بی تا، ج 2، ص 421؛ ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، تحقیق: علی شیری، بیروت: دارالفکر، 1415ق، ج 45، ص 455؛ قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القران، تحقیق: احمد بردونی و ابراهیم اطفیش، قاهره: دار الکتب المصریة، 1384ق، ج 18، ص 264؛ متقی هندی، علی بن حسام، کنز العمال، تحقیق: بکری حیانی و صفوه سقا، بیروت: موسسة الرسالة، 1401ق، ج 13، ص 177؛ شوکانی، محمد بن علی، فتح القدیر الجامع بین فنی الروایة و الدرایة من علم التفسیر، بیروت: دار الفکر، ج 5، ص 282؛ ابن کثیر، اسماعیل، تفسیر ابن کثیر، بی جا: دار البحار، 2007م، ج 6، ص 291؛ سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، بیروت: دار احیاء التراث العربی، بی تا، ج 8، ص 249؛ ابن مردویه اصفهانی، احمد بن موسی، مناقب علی بن ابی طالب علیه السلام، تحقیق: عبدالرزاق محمد حسین حرز الدین، بی جا: دار الحدیث للطباعة و النشر، 1429ق، ص 388؛ ابن طلحه شافعی، کمال الدین محمد، مطالب السؤول فی مناقب ال الرسول، تحقیق: ماجد بن احمد العطیة، بیروت: موسسة ام القری للتحقیق و النشر، 1420ق، ص 101؛ زمخشری، ابی القاسم محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التاویل، تحقیق: عبدالرزاق المهدی، بیروت: دار احیاء التراث العربی و موسسة التاریخ العربی، 1429ق، ج 4، ص 604؛ رازی، فخر الدین محمد، التفسیر الکبیر، بیروت: دار الفکر، 1425ق، ج 30، ص 95؛ کنجی شافعی، محمد بن یوسف، کفایة الطالب فی مناقب علی بن ابی طالب امیر المومنین علیه السلام، تحقیق: محمدهادی امینی، بی جا: دارالاضواء، 1430ق، ص 94؛ زرندی، جمال الدین محمد بن یوسف، نظم درر السمطین، بی جا: مکتبة امیر المومنین، 1377ق، ص 92؛ ابن المغازلی، ابوالحسن علی بن محمد الواسطی، مناقب امیر المومنین علی بن ابی طالب، تحقیق: ابو عبدالرحمن ترکی بن عبدالله الورادعی، یمن: دارالاثار، 1422ق، ص 384؛ ابن عبدالله اصفهانی، ابو نعیم احمد، معرفة الصحابة، تحقیق: عادل بن یوسف العزازی، ریاض: دار الوطن للنشر، 1419ق، ص 1.

[18]. عتر، نورالدین، منهج النقد فی علوم الحدیث، دمشق: دار الفکر، 1997م، ص 271.

[19]. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القران، تحقیق: محمود شاکر حرستانی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، بی تا، ج 29، ص67.

[20]. ابن تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحلیم، التفسیر الکبیر، تحقیق: عبدالرحمن عمیره، بی جا: دار الکتب العلمیة، 1408ق، ج 2: 254 _ 257.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن