منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

چرا شیعه ها به صحابه پیامبر که این همه به ما خدمت کردند فحش می دهند و توهین می کنند؟

پاسخ

کارشناس:

بسم الله الرحمن الرحیم، سوال سوال بسیار مهمی است که فراوان این سوال مطرح می شود و لازم است که من اینجا یک مقداری توضیحات بیشتری را در این رابطه عرض کنم، نگرانی بسیاری از عزیزان اهل سنت از بعضی از شیعیان این موضوع است، ابتدا باید عرض کنم که از نظر ما کلا برخوردهای مسلمانان با یکدیگر باید همیشه بر اساس منطق و استدلال باشد، نه بر اساس اهانت و جسارت به یکدیگر، نه تنها مسلمانان با یکدیگر باید برخوردهای محترمانه با یکدیگر داشته باشند بلکه حتی با غیر مسلمانان، انسان موقعی که با کسی از دین و مذهب دیگری برخورد می کند اگر حرفی دارد باید با منطق و استدلال حرف بزند، اعتقادات هرکسی برای خودش محفوظ است، مسلمان، غیر مسلمان، شیعه و سنی هرکسی برای خودش عقایدی دارد، اما موقعی که دو نفر از دو مکتب، دو دین، دو تا مذهب با هم حرف می زنند باید با رعایت ادب و احترام حرف بزنند همانگونه که سیره پیامبر خدا و ائمه هدی (علیه السلام) بوده و در برخوردها هیچ گاه چنین چیزی را ما نمی بینیم و صحیح هم نمی دانیم، چرا؟ به خاطر اینکه هیچگاه کسی با اهانت کردن دیگری به مقدسات او از آن اعتقاد خودش بر نمی گردد، بلکه بیشتر عداوت و کینه و دشمنی ایجاد می شود، لذا ما این گونه برخوردها را چه از ناحیه شیعه باشد، چه از ناحیه اهل تسنن و چه از ناحیه هر فرقه دیگری این را یک برخورد غلط می دانیم، قرآن کریم در سوره مبارکه انعام آیه 108 به ما مسلمانان همه دستور می دهد، شیعه و سنی، خداوند می فرماید بت های بت پرستان را سب نکنید، چون آنها هم می آیند الله را سب می کنند:«وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ»[1]

شما بت های بت پرستان را که به جای خدا آنها را صدا می زنند و از آنها کمک می خواهند اینها را سب نکنید و ناسزا نگویید، چون آنها هم می آیند الله را سب می کنند، از روی عداوت و دشمنی و نادانی، یعنی ما سبب نشویم به خداوند متعال اهانت شود.

البته از این آیه نباید چنین برداشت کرد که بت ها به خودی خود احترام دارند، بت احترام ندارد ولی اگر این جو حاکم شود که من به مقدسات بت پرستان توهین کنم آنها هم متقابلا به مقدسات من توهین می کنند، من پیش خودم هرگز بت را قبول ندارم، قرار نیست پیش خودم هم برای او احترام قائل باشم ولی برخوردها باید حساب شده باشد، این جمله را از حضرت علی (علیه السلام) از نهج البلاغه نقل می کنیم که حضرت علی (علیه السلام) یک موقع دیدند اصحاب شان لشکر شام را سب می کنند، فرمودند:«إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ وَ لَكِنَّكُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَكَرْتُمْ حَالَهُمْ كَانَ أَصْوَبَ فِي الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِي الْعُذْرِ وَ قُلْتُمْ مَكَانَ سَبِّكُمْ وَ قُلْتُمْ مَكَانَ سَبِّكُمْ  إِيَّاهُمْ اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَيْنِنَا وَ بَيْنِهِمْ وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ»[2] من دوست ندارم که شما اصحاب من سب کننده باشید.به جای این سب کردن عیب گروه مقابل را بگویید، احوال آنها را توضیح دهید، که مثلا چگونه بین مسلمانان جنگ داخلی ایجاد کردند، موجب ضعف مسلمانان و سوء استفاده دشمن شدند، اینها را بیان کنید. همچنین فرمودند:ای کاش شما به جای سب کردن آنها می گفتید خدایا هم خون های ما و خون های آنها را حفظ کن، خدایا بین ما و آنها را اصلاح کن، خدایا اینها را از راه ضلالت هدایت شان کن، دعا کنید خدا آنها را هدایت کند.

این دستور ائمه اهل بیت (علیهم السلام) است، البته خب این دستور قرآن و اسلام است، ممکن است یک موقعی شیعه ای، سنی ای، فرقی نمی کند تندروی ها یک طرفه نیست، ممکن است یک موقع یک شیعه ای تندروی و حرف ناجوری بزند، یا یک اهل تسنن، این نکته اول که در اصل ما چنین برخوردهایی را غلط می دانیم از ناحیه هرکسی که باشد.

افرادی هم از شیعه و هم از اهل تسنن هستند که برخوردهای نامناسب دارند، اما چند نکته دیگر من باید اینجا توضیح عرض کنم، اینکه گفتند شیعیان صحابه را سب می کنند، مقصودشان از این جمله چیست؟ مقصود این است که شیعیان به صورت کلی می گویند که اصحاب پیامبر بد بودند؟ مثلا کسی می گوید: «اللهم العن اصحاب رسول الله»؟ اگر کسی مقصودش این باشد که کل صحابه را منظور است، این واقعیت ندارد و خلاف واقع است، چون در هیچ کتاب شیعه، نه در کتاب روایی و نه در کتاب حدیثی اصلا چنین چیزی وجود ندارد که بگوید: «اللهم العن اصحاب رسول الله» اگر کسی بگوید «اللهم العن اصحاب رسول الله» ما می گوییم خدا خودت را لعنت کند، چرا؟ چون بالاخره از نظر شیعه در راس اصحاب پیامبر حضرت علی علیه السلام، فاطمه زهرا، امام حسن، امام حسین، سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، شهدای بدر، حنین، این همه اصحاب خوب و باوفایی که بودند و در راه اسلام شهید شدند، کسی بخواهد اینها را توهین کند، توهینی که شامل همه اینها شود ما خود او را لعنت می کنیم و چنین چیزی نه در هیچ حدیث شیعه و نه در هیچ روایتی و نه در دعایی وجود ندارد، حتی در زبان هیچ عوامی هم وجود ندارد که کسی به اصحاب پیامبر حرف زشتی بزند.

اما اگر مقصود این باشد که فرد یا افرادی از اصحاب را ممکن است کسی سب و توهین کند، آنجا همان گونه که گفتیم ما هرگز طرفدار سب و توهین نیستیم، اما این نکته را باید توجه داشته باشند، بعضی ها گاهی می خواهند از یک نفر طرفداری کنند، طرفداری شان به ضرر طرف در می آید، یعنی متوجه نمی شوند، یک ضرب المثل قدیمی هست که من نمی خواهم آن تعبیر را تکرار کنم که دوستی انسان نادان گاهی از اوقات به جای اینکه به طرف نفع برساند ضرر می زند، بعضی از افراد به عنوان اینکه می خواهند صحابه را خیلی بزرگ کنند یک حرفی می زنند که این توهین به خود صحابه می شود، چطور؟ مثلا بعضی ها می گویند اگر کسی اصلا به نظر ما یکی از صحابه را توهین کند، اهانت کند بی دین است و کافر است و فاسق است، خب این خودش توهین به عده ای از صحابه می شود، چرا؟ چون بزرگان نقل کردند که برخی از صحابه صحابه دیگر را سب کردند، خب شما اگر گفتی سب هر یک از صحابه موجب کفر است یعنی یک عده از صحابه کافر بودند، شما چه دفاعی می کنید؟ این دفاع جاهلانه است، اگر گفتید هرکس هر فردی از صحابه را اهانت بکند  فاسق و فاجر است، خب این معنایش این است که یک عده از صحابه فاسق و فاجر بودند، این چه دفاع ناشیانه و جاهلانه ای است که عده ای می خواهند از صحابه داشته باشند؟ چرا؟ به خاطر اینکه همه مسلمانان معتقدند که از نظر احکام اسلام تفاوتی میان اصحاب پیامبر و مسلمانان نسل های بعدی نیست که یک چیزی بگوییم این برای اصحاب پیامبر جایز است اما برای نسل های بعدی جایز نیست. ما همچنین چیزی نداریم، برای پیامبر اختصاصات النبی داریم که  یک چیزهایی حکمی است مخصوص پیامبر، مثل اینکه نماز شب بر پیامبر واجب است  ولی بر باقی مردم واجب نیست. پیامبر از طرف پیامبر مجاز بودند بیش از 4 همسر دائم اختیار کنند ولی برای بقیه جایز نیست، اختصاصات النبی تو احکام داریم اما اختصاصات الصحابه نداریم، اگر چیزی برای صحابه حرام باشد برای همه مسلمانان حرام است، اگر برای همه مسلمانان حرام باشد برای صحابه هم حرام است، اگر چیزی موجب کفر باشد برای همه صحابه و غیر صحابه موجب کفر می شود.

اینجا ما می بینیم که عده ای از صحابه بودند گاهی، بالاخره به هر دلیلی بشر بودند، از همدیگر ناراحت می شدند، حرف تندی می زندند، حالا بعضی مقصر و غیر مقصر کاری نداریم، این توهین حتی به بعضی از خلفاست، مثلا شما ببینید که صحیح مسلم نقل می فرماید که در جریانی حاطب بن ابی بلتعه یکی از صحابه بود، اشتباهی کرد، خلیفه دوم تعبیر تندی بیان کرد و ایشان را منافق خواند. گفت:«يا رَسُولَ اللَّهِ دَعْنِي أَضْرِبْ عُنُقَ هذا الْمُنَافِقِ»[3]یا رسول الله اجازه بدهید گردن این منافق  را بزنم.منافق گفتن توهین خیلی بزرگی است، آیا مثلا بیایند به خلیفه دوم توهین کنند که شما به یکی از صحابه توهین کردید و او را منافق دانستید.

اینها همه در کتب حدیثی است، اینها گاهی بر اثر بی سوادی به علاوه تعصب جاهلانه، اینها با هم جمع می شود و نتیجه اش این می شود.

صحیح مسلم نقل می فرماید که یک اختلاف نظری در بحث ازدواج موقت بین ابن عباس و ابن زبیر بود، ابن زبیر به ابن عباس توهین کرد، ایشان صحابی رسول الله، پسر عموی پیامبر است، اما چون آخر عمرش نابینا شده بود، ابن زبیر گفت:«إِنَّ نَاسًا أَعْمَى الله قُلُوبَهُمْ كما أَعْمَى أَبْصَارَهُمْ يُفْتُونَ بِالْمُتْعَةِ يُعَرِّضُ بِرَجُلٍ إِنَّكَ لَجِلْفٌ جَافٍ»[4]

در سخنرانی گفت بعضی آدم هایی که چشم دلشان مثل چشم سرشان را خدا کور کرده است، اینها فتوا می دهند که متعه جایز است. کنایه به یک کسی می زد.آقای نووی و شراح صحیح مسلم همه می گویند که به ابن عباس توهین می کرد، این صحابه به صحابی دیگر دارد توهین می کند، ابن زبیر به ایشان توهین می کند، بعد در ادامه او هم جواب می دهد و او هم به عبدالله بن زبیر می گوید:آقای نووی و شارحین می گویند که یعنی انسان قلیل العلم والادب والفهم، این هم ناراحت می شود می گوید تو آدم کم ادب کودن.

حالا بالاخره به هر دلیلی بین صحابه چنین چیزهایی رد و بدل شده است، اینکه ما بیاییم و بگوییم اینها کافر شدند، اگر گفتید که سب صحابه کفر است، یک دفاع جاهلانه است، هم این طرف را تکفیر کردید هم آن طرف، اگر گفتید فسق است هم این طرف را تکفیر کردید هم آن طرف، اینکه بعضی آمدند گروه های تفکیری گفتند یکی از دلایلی که یک سری افراد را باید تکفیر کرد این است که برخی از اینها برخی از صحابه را تکفیر کردند.

خوارج گروهی بودند که گروهی از صحابه و بزرگان صحابه را تکفیر می کردند، نواصب، حضرت علی (علیه السلام) را که شیعه و سنی از بزرگترین و مفاخر صحابه می دانند و از نظر شیعه افضل الصحابه و از نظر اهل سنت من افاضل الصحابه است سب و اهانت می کردند، خوارج نیز حضرت علی، عثمان، معاویه، عایشه، طلحه و زبیر و دیگران را تکفیر می کردند، تکفیر بزرگترین توهین و سب است، اما آیا علمای اهل سنت این افراد را که سب تعداد زیادی از بزرگان صحابه داشتند گفتند اینها کافر هستند؟ عموم علمای اهل سنت چون نخواستند همینطوری تعصبی حرف بزنند، خواستند منطقی تر حرف بزنند، گفتند ما اینها را قبول نداریم، نه خوارج و نه نواصب، هیچکدام را قبول نداریم ولی نمی گوییم اینها فاسق هستند، لذا خوارج و نواصب از نظر عموم بزرگان اهل سنت با اینکه تعداد زیادی از صحابه را سب می کردند می گویند ما اینها را کافر نمی دانیم. بر همین اساس آقای بخاری در صحیح بخاری روایاتی از بعضی راویان نقل می کند، البته روایات در صحیح بخاری دو قسم است، روایات اصلی و روایاتی که به عنوان موید آوردند، برخی از این روایات را از خوارج نقل می کنند، از نواصب نقل می کنند، به قول آقای ابن حجر عسقلانی از روافض که به قول آقایان روافض صحابه را سب می کنند، حدیث نقل می کنند، اگر آقای بخاری اینها را به خاطر سب صحابه کافر می داند ایشان که نمی آید از کافر در صحیح بخاری حدیث نقل کند.

لذا نگاه کنید آقای ابن حجر عسقلانی در شرحی که بر صحیح بخاری دارند یک جلد مقدمه است، در آن اواخرش در فصل هشتم و نهم درباره اشکالاتی که عده ای آمدند بر صحیح بخاری کردند که چرا از این راویان نقل کرده است، می گوید اسم بعضی افراد را آوردند و گفتند که از خوارج است، از نواصب است، از روافض است و چرا آقای بخاری نقل کرده است، ایشان دفاع می کند می گوید درست است ولی اینها بالاخره مسلمان بودند و بخاری آنها را کافر نمی داند، بعضی از آنها راستگو بودند.

نکته مهم تر این است که کسانی که این تندروی ها را می کنند نمی دانند که توهین به پیامبر خدا هم می کنند، در حالی که آقای مسلم در صحیح مسلم نقل فرموده اند که پیامبر به مناسبتی دو نفر از صحابه را سب و لعن کردند، شما که می دانید اگر بی سواد هستید حق حرف زدن ندارید، اگر با سواد هستید و خواندید که در صحیح مسلم می گوید پیامبر دو نفر از صحابه را لعن کردند بعد شما می گویید سب و لعن صحابه کفر است؟ نعوذ بالله به پیامبر می خواهید کفر نسبت دهید؟ یا سب و لعن هر صحابه ای فسق است، پس پیامبر نعوذ بالله مرتکب فسق شدند؟ ببینید صحیح مسلم در کتاب البر این تعبیر را دارد، «باب من لعنه النبی اوسبه» اصلا عنوان باب این است که کسی که پیامبر او را سب یا لعن کرده باشد، اولین حدیث هم از همسر پیامبر عایشه بنت ابی بکر نقل می کنند که ایشان در آنجا نقل می کند یک روزی دو نفر بر پیامبر وارد شدند:«عن عَائِشَةَ قالت دخل على رسول اللَّهِ  رَجُلَانِ فَكَلَّمَاهُ بِشَيْءٍ لَا أَدْرِي ما هو فَأَغْضَبَاهُ فَلَعَنَهُمَا وَسَبَّهُمَا فلما خَرَجَا قلت يا رَسُولَ اللَّهِ من أَصَابَ من الْخَيْرِ شيئا ما أَصَابَهُ هَذَانِ قال وما ذَاكِ قالت قلت لَعَنْتَهُمَا وَسَبَبْتَهُمَا قال أَوَ ما عَلِمْتِ ما شَارَطْتُ عليه رَبِّي قلت اللهم إنما أنا بَشَرٌ فَأَيُّ الْمُسْلِمِينَ لَعَنْتُهُ أو سَبَبْتُهُ فَاجْعَلْهُ له زَكَاةً وَأَجْرًا»[5]

با پیامبر مطلبی را بیان کردند که باعث ناراحتی پیامبر شد. پیامبر این دو نفر را لعن و سب کردند.ممکن است کسی بگوید شاید این دو نفر از مسلمانان نبودند که جزو صحابه به حساب بیایند، ادامه را دقت کنید معلوم می شود از مسلمانان بودند و چون پیامبر را دیدند جزو صحابه می شوند. بعد در ادامه می گوید:همین که این دو نفر از منزل خارج شدند. می گوید من گفتم بعد از این هر خیری به کسی برسد ممکن است اما به این دو نفر دیگر خیری نخواهد رسید. فرمودند از کجا فهمیدی؟ای پیامبر شما آنها را لعن و سب کردید. بعد حضرت می فرمایند: من با خدا قرار گذاشتم گفتم هر مسلمانی را من سب یا لعن کردم. سب و لعن مرا برای او اجر و زکات قرار بده.

بببینید شاهد ما بر سر این است که پیامبر می گوید از کجا فهمیدی؟ می گوید چون شما سب و لعن کردید، می گوید نه من گفتم هر مسلمانی را من لعن کردم، معلوم می شود که اینها مسلمان بودند. البته این جمله در کتب شیعه نیست و شیعه چنین عقیده ای ندارد که پیامبر کسی را بی جا سب و لعن کند و بعد بفرماید من ممکن است به خاطر ناراحتی سب و لعن کنم. این احادیث را اهل سنت و کسانی که این سوال را مطرح می کنند قبول دارند، چطور ممکن است از یک طرف می گویند که پیامبر دو نفر را سب و لعن کردند و از طرف دیگر بگویند اگر کسی یکی از صحابه را سب و لعن کند کافر و فاسق است. این توهین به پیامبر حساب می شود. اینجا این مطلب را باز اضافه کنم که آیا عده ای از صحابه به حضرت علی (علیه السلام) سب و لعن نمی کردند؟ آیا آقایان درباره کسانی که سب و لعن صحابه می کردند چه می گویند؟ آقای ابن تیمیه در کتاب منهاج السنة می گوید تعداد زیادی از صحابه دشمنی حضرت علی را داشتند و نعوذ بالله حضرت علی را سب می کردند، عبارت را عزیزان آوردند، می گوید:«فان كثيرا من الصحابة و التابعين كانوا يبغضونه و يسبونه و يقاتلونه»[6]بسیاری از صحابه و تابعین بغض حضرت علی را داشتند و ایشان را سب می کردند.

آیا این صحابه این که حضرت علی را سب می کردند اینها را هم کافر و فاسق می گویند. پس بنابراین ضمن اینکه ما گفتیم با سب و لعن مخالف هستیم ولی این گونه دفاع های جاهلانه درست نیست و علمای اهل سنت باید جلوی این گونه دفاع را بگیرند، بگویند شما دفاع غیر عالمانه ای نکنید که به قول معروف می خواهید ابرو را درست کنید چشم را کور می کنید، اینها می خواهند از صحابه دفاع کنند بدتر می شود و عده ای را تکفیر و تفسیق می کنند.

مجری:

در روایات شیعه آمده است در صحابه پیامبر جز عده کمی همه مرتد شدند، آیا این به معنی عدم موفقیت پیامبر در تبیین دین نیست؟

کارشناس:

 عرض کنم خدمت شما که اولا این تعبیری که می گویند در برخی روایات شیعه واژه ارتداد در مورد صحابه به کار رفته است، این چیزی نیست که تنها در کتب شیعه باشد، اینها باید روی معنایش حرف زده شود، و الا این در صحیح بخاری هم هست، حالا بعضی از افراد گاهی از اوقات همینطوری می خواهند یک اشکالی کرده باشند، توجه به این ندارند که اگر یک چنین اشکالی وارد باشد بر هر دو گروه شیعه و سنی اشکال وارد است، اگر چنین عبارتی در برخی از روایات شیعه نقل شده که بعد از رسول الله مردم مرتد شدند مگر 3 نفر، 7 نفر، خب در صحیح بخاری هم امام بخاری نقل فرمودند که پیامبر راجع به  عده ای از صحابه فرمودند:«قال يَرِدُ عَلَيَّ يوم الْقِيَامَةِ رَهْطٌ من أَصْحَابِي فيجلون عن الْحَوْضِ فيجلون عن الْحَوْضِ فَأَقُولُ يا رَبِّ أَصْحَابِي فيقول إِنَّكَ لَا عِلْمَ لك بِمَا أَحْدَثُوا بَعْدَكَ إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا على أَدْبَارِهِمْ القهقري»[7]در روز قیامت گروهی از اصحابم بر من وارد می شوندببینید کلمه اصحاب به کار رفته است.پس از حوض دور می شوند، یعنی طردشان می کنند، چون هرکس بخواهد به بهشت برود باید از حوض کوثر بنوشد. من عرض می کنم خدایا اینها اصحاب من بودند چرا اینها را از من دور کردیدخداوند می فرماید که تو نمی دانی اینها بعد از تو چه کردند.

پس این سوالی نیست که کسی بگوید شیعیان این واژه را در کتب حدیثی خود به کار بردند، در کتب حدیثی شیعه و سنی هر دو تا هست، اگر اشکالی باشد بر هر دو وارد است، اگر دفاعی هست از هر دو تا، این را یک عده خاصی که گویا می خواهند یک اختلافی بین شیعه و سنی راه بیاندازند و تحریک حساسیت و احساسات کنند این حرف را می زنند و الا بگویند این تعبیری است که در کتب شیعه و سنی در مورد برخی از صحابه آمده این را ببینیم چگونه باید حل کنیم، مقصود از این حدیث چیست، این جوری باید حرف بزنند، نه اینکه بگویند شیعیان این عقیده را دارند، ممکن است کسی بگوید خب این احادیث شیعه که نقل شده تعداد کمی را ذکر می کند که مرتد نشدند، عرض کنم که حدیث صحیح بخاری هم همین مضمون را دارد که تعداد کمی مرتد نشدند، حتی این جمله هم آنجا است، یعنی مقصود این است که اگر این روایات درست یا غلط است همه از یک جا است، چون در صحیح بخاری حدیثی به این تعبیر نقل فرمودند که در کنار حوض کوثر عده ای بر من وارد می شوند. بعد از اینکه من آنها را شناختم و آنها هم مرا شناختند:«حتى إذا عَرَفْتُهُمْ فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»[8]

موقعی که من آنها را شناختم و آنها هم من را شناختند، یک مرتبه یک حائلی بین من و آنها ایجاد می شود و آنها را از من جدا می کنند، بعد می گویم خدایا چه شد، اینها را کجا بردند؟ می گوید اینها را به سوی آتش بردند، باز یک گروه دومی می آیند، باز همین جور، تا می رسد به این قسمت از عبارت که:به من نشان داده نمی شود، کسی باقی نمی ماند مگر حمل النعم، یعنی گله بی چوپان، گله ای که چوپان آنها را رها کرده است.

شارحین صحیح بخاری و بزرگان می گویند یعنی الا عده کمی، پس حدیث صحیح بخاری هم همین حرف را می زند، اگر ایرادی باشد بر هر دو ایراد است، اگر ایرادی نیست نه بر کتب شیعه است و نه بر کتب سنی.

بنابراین برخی بر اساس تعصب می گویند که شیعه چنین می گوید، و چیزی را که در کتب شیعه و اهل سنت است را به شیعه فقط نسبت می دهند، این کار فقط برای ایجاد اختلاف و کینه و عداوت است و الا اگر بخواهند منصفانه حرف بزنند باید بگویند در کتب شیعه و سنی هست و چه اساسی دارد.

اما توضیح دیگر این است که ارتداد یک معنایی در اصل لغت دارد، یک معنا در اصطلاح فقهی و کلامی، ارتداد در اصل لغت عرب، ارتد یعنی برگشت، برگشتن از هر چیزی، ارتد عن الشی، یعنی رجع عنه، کتاب حاشیه ابن عابدین هم در کتاب الجهاد باب ارتداد، معنا می کند که ارتداد یعنی بازگشت، برگشتن از هر چیزی را ارتد می گویند، در قرآن کریم هم چند جا همین کلمه ارتد به کار آمده است، مثلا در داستان حضرت موسی و حضرت خضر دارد:«فَارْتَدَّا عَلَى آثَارِهِمَا قَصَصًا»[9]

یعنی از مسیر برگشتند نه اینکه از دین خدا برگشته باشند، هر جا ارتد بود به معنای برگشتن از دین نیست. ارتد پس در اصل لغت به معنای برگشتن است، برگشتن از هر چیزی، راه خوبی، بدی، عقیده خوب و بد. اما ارتداد موقعی که در کتاب های فقهی می آیند می گویند حد ارتداد، یا در کتب کلامی می گویند بعضی از افراد و مسلمانان بعدا مرتد شدند، آنجا مقصود ارتداد از اصل اسلام است که می گویند حد مرتد باید جاری شود، یعنی کسی از دین اسلام برگردد. حالا آیا در کتب شیعه که این حدیث ارتد است مقصود چیست؟ حالا بحث سندی را کار نداریم که آیا از نظر رجال شیعه کلا این احادیث سندش درست است یا نادرست است، برخی از نظر سندی می گویند این احادیث دارای اشکال است و سند درستی ندارد، ولی فرض کنیم سندش درست باشد، هیچ یک از علمای شیعه نفرمودند مقصود ارتداد اصطلاحی است یعنی از اصل دین اسلام همه برگشتند الا 3-4 نفر، هیچکس چنین چیزی نگفته است، چرا آن چیزی که شیعیان می گویند این است که می گویند بله مسلمانان و صحابه در غدیر با حضرت علی (علیه السلام) بیعت کردند و عده ای بعدا از بیعت شان برگشتند، برگشتن از قضیه بیعت غدیر و این گونه چیزهاست، نه اینکه از اصل اسلام برگشته باشند.

لذا هیچ شیعه ای نگفته است که حضرت علی (علیه السلام) موقعی که به خلافت رسید به مردم گفته باشد که شما مرتد شدید از زنان خود جدا شوید، چون اگر کسی مرتد شد باید از همسر خود جدا شود و ارث را تقسیم کنند، هیچ گاه حضرت علی (علیه السلام) نگفتند که باید از شوهران خود جدا شوید و ارث باید تقسیم شود، هیچکس چنین چیزی نگفته است.

مجری:

وقتی به آیات الهی مراجعه می کنیم می بینیم آیات بیشماری در وصف صحابه وجود دارد، اگر این صحابه کرام نباشند چه کسی دین را برای ما می رساند؟ چه کسی احادیث پیامبر را برای ما می رساند؟ این همه صحابه بزرگواری کردند و به ما دین رساندند، اما متاسفانه شیعیان میانه خوبی با صحابه ندارند، شیعیان در صلوات بر صحابه درود نمی فرستند، آیا این مساله دشمنی شیعه را با صحابه نمی رساند؟

کارشناس:

ببینید این سوالی که این برادر گرامی داشتند در حقیقت سه سوال بود که با هم قاطی شده بود، یکی اینکه فرمودند آیات زیادی از قرآن کریم صحابه را مدح کرده و شیعیان مشکل دارند. یک مطلب دیگر این بود که صحابه بودند که اسلام و قرآن و احادیث پیامبر را به ما رساندند که برخی علما فرمودند اگر شیعه یا سنی اینها را قبول نداشته باشد پس احادیث پیامبر را از کجا دست می آورند؟ باید سنت را کنار بگذارند و حتی قرآن به وسیله آنها به ما رسیده است.

سوال سوم هم این بود که چرا در صلوات ها بر صحابه صلوات نمی فرستید؟

راجع به اینکه خداوند در قرآن کریم آیاتی در مدح صحابه دارد بله حرفی نیست، اصلا مسلمانی نمی تواند یک آیه و یک جمله از قرآن کریم را رد کند و یقینا ما در قرآن کریم آیاتی داریم که عنوانش مدح صحابه در آنهاست اما شیعیان می گویند مثلا آیه داریم: «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ»[10]می گویند این مربوط به صحابه است. «وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا»[11]این مدح صحابه است. «وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ»[12]

همچنین آیه بیعت رضوان و یک سری آیات قرآن کریم فرمودند که اینها آیات بیشماری است که در مدح صحابه است.

من دوست ندارم خیلی وارد این بحث به عنوان شیعه و سنی شوم، اما فقط می خواهم دیدگاه ها را نقل کنم، برادران اهل سنت در اینجا می گویند ما بر اساس این آیاتی که وجود دارد و مدح صحابه است می گوییم که صحابه پیامبر همه عادل بوده اند.

اما در مقابل شیعیان، شیعیان دیدگاهشان چیست؟ شیعیان می گویند ما دیدگاه شان این است که در این مورد باید به تمام آیات قرآن مراجعه کنیم، هر موضوعی را اگر بخواهیم بفهمیم که قرآن چه گفته است نباید یک جانبه نگری و بخشی از آیات قرآن را مورد توجه قرار بدهیم، باید تمام آیات مربوط به آن موضوع را مورد توجه قرار بدهیم و از جمع آنها نتیجه گیری کنیم. شیعیان می گویند بله ما قبول داریم بسیاری از صحابه خدمت کردند، بزرگترین خدمت را به اسلام کردند، به زیارت آنها می رویم، ما زیارت قبور شهدای بدر، احد، خیبر، حنین می رویم، حتی با اینکه چقدر در مدینه هنگامی که می خواهیم به زیارت احد برویم وهابی ها برای ما مزاحمت ایجاد می کنند و اذیت می کنند، باز هم اصرار داریم برویم، صحابه ای که واقعا خدمت کردند باید به زیارت آنها رفت و ما به آن ها ارادت داریم، در این حرفی نیست. حتی شیعه می گوید ما در میان صحابه نه تنها افراد عادل داریم بلکه فوق عدالت داریم. افرادی مانند حضرت علی (علیه السلام) داریم که عصمت دارند، فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) اینها نه تنها عدالت که فوق عدالت و عصمت هم داشتند. اما می گویند ما با توجه به برخی از آیات دیگر قرآن کریم معتقدیم که صحابه غیر عادل هم وجود داشته است، می گویند با توجه به اینکه قرآن کریم فرموده آن افرادی که به همسر پیامبر خدا نسبت رابطه نامشروع دادند اینها را هم خداوند فرموده که از خودتان بودند نه از کفار، ببینید سوره مبارکه نور می فرماید:«إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ»[13]

این افرادی که این افک و تهمت را به یکی از همسران پیامبر خدا زدند، آن هم تهمت بزرگ رابطه نا مشروع که خب برادران اهل سنت می گویند این تهمت را به همسر پیامبر عایشه بنت ابی بکر زدند، خب این تهمت چه به ایشان زده شده باشد چه به همسر دیگر پیامبر، تهمت بسیار بزرگی است، شیعیان می گویند چون خداوند فرموده است:«إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ»[14]

اینهایی که این دروغ را ساختند از خودتان بودند، خیال نکنید کفار این را ساختند و مسلمانان زمان پیامبر بالاخره صحابه محسوب می شوند و با توجه به این آیه ما نمی توانیم بگوییم که همه اینها عادل بودند، بالاخره کسی که به همسر پیامبر خدا تهمت می زند، تهمت زدن با عدالت جور در نمی آید. یا مثلا موارد مشابهی که هست بعضی از آیات قرآن دارد که بعضی از افراد پیامبر را اذیت کردند، آیه شریفه هست که در سوره مبارکه احزاب می فرماید:«وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا»[15]فرمود شما حق ندارید رسول الله را اذیت کنید، شما حق ندارید با همسران پیامبر بعد از پیامبر ازدواج کنید.

برخی از مفسران اهل سنت در ذیل این آیه نقل فرمودند که یکی از صحابه گفت اگر پیامبر بمیرد من می روم همسر پیامبر را می گیرم، حرف خیلی زشتی است کسی بگوید اگر فلانی بمیرد من همسر او را می گیرم، این حرف باعث اذیت و آزار پیامبر بود، خب این جور افراد را نمی توانیم عادل بدانیم. یا مثلا اینکه قرآن کریم می فرماید برخی از صحابه در نماز جمعه موقعی که صدای ساز و دهلی ایجاد شد و عده ای جنس برای تجارت آوردند نماز جمعه را رها کردند و سراغ آنها رفتند:«وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا»[16]

می گویند ما آن افراد را عادل نمی دانیم، نه اینکه صحابه هیچکدام عادل نیستند. بلکه می گویند ما بر اساس جمع بین الآیات می گوییم صحابه عادل داشتیم، معصوم هم داشتیم، غیر عادل هم وجود دارد.

در قسمت بعدی صحبت شان این بیننده عزیز فرمودند که اینها دین را به ما رساندند، برخی از علما فرمودند اگر کسی اصحاب پیامبر را قبول نداشته باشد پس دین را چه کسی به ما رسانده است؟ بالاخره هر روایتی توسط یکی از صحابه به ما می رسد. شیعیان در این رابطه می گویند بله اگر کسی بگوید همه صحابه فاسق بودند، خب این اشکال شما وارد است، پس احادیث پیامبر را از چه کسی می گیرید، اما اگر کسی گفت نه، ما تمام سنت و روایت پیامبر را از طریق صحابه ای که عادل، معصوم هستند می گیریم، اگر کسی را نشناسیم و یا احیانا فسقی از او سراغ داشته باشیم حدیث او را قبول نمی کنیم. اگر بخواهیم بگوییم همه صحابه عادل بودند و دین را به ما رساندند پس باید بگوییم که همه نسل دوم که تابعین بودند هم عادل هستند، از نسل دوم به نسل سوم اتباع تابعین، همه اینها را باید بگوییم که عادل هستند، لازم نیست بگوییم همه عادل هستند.

اما سوال سومی که ایشان فرمودند که چرا در صلوات ها نام صحابه را ذکر نمی کنند؟ برادران اهل سنت عده ای این گونه صلوات می فرستند: وعلی آله واصحابه، یا بعضی می گویند: اللهم صل علی محمد وعلی آل محمد.

شیعیان در این رابطه می گویند ما در این قضیه تابع دستور پیامبر هستیم، هر چه پیامبر فرموده باشد می گوییم و می گویند ما در روایات شیعه و سنی ندیدیم که پیامبر دستور داده باشند که شما بر اصحاب هم صلوات بفرستید، صلواتی که پیامبر یاد دادند بر محمد و آل است، اگر ما از خودمان اضافه کنیم احتمال بدعت وجود دارد، در صحیح بخاری هم  کتاب التفسیر باب قوله ان الله وملائکته یصلون علی النبی، در تفسیر این آیه که آیه صلوات است، خب خداوند آیه را نازل فرمود که خدا و فرشتگانش بر پیامبر صلوات می فرستند، شما مومنین هم بر پیامبر سلام و صلوات بفرستید. آقای بخاری در صحیح بخاری نقل می فرمایند که موقعی که این آیه نازل شد یکی از صحابه از پیامبر پرسیدند:«يا رَسُولَ اللَّهِ قد عَلِمْنَا كَيْفَ نُسَلِّمُ عَلَيْكَ فَكَيْفَ نُصَلِّي عَلَيْكَقال قولوا اللهم صَلِّ على مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كما صَلَّيْتَ على آلِ إبراهيم إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ»[17]یا رسول الله سلام بر شما را بلدیم، چگونه بر شما صلوات بفرستیم؟

ببینید صلوات بر پیامبر و آل پیامبر. این یک حدیث است، در این احادیثی که در صحیح بخاری می بینیم هیچکدام را حضرت نفرمودند که اصحاب را هم بگویید و حتی بنده یک زمانی به مناسبتی بررسی می کردم، کتاب کنز العمال احادیثی را که در بحث صلوات بود تا جایی که من بررسی کردم 153 حدیث را در دو جلد بررسی کردم صلواتی بر صحابه ندیدم که حضرت امر فرموده باشند. لذا شیعیان می گویند این به خاطر عداوت نیست، اگر پیامبر گفته بودند خب ما هم می گفتیم اما چون پیامبر نفرمودند علتش این است.

 

برای مطالعه کامل مجموعه پرسمان اینجا را کلیک کنید  

 

پی نوشت ها: 

[1] . سوره انعام، آیه 108

[2] . نهج البلاغه خطبه 206

[3] . بخاری، محمدبن اسماعیل، صحيح البخاري ، ناشر:دار النشر : دار ابن كثير , بيروت 1407، چاپ سوم، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 3   ص 1095

[4] . مسلم بن الحجاج، صحيح مسلم، ناشر: دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج 2   ص 1026.

[5] . مسلم بن الحجاج، صحيح مسلم، ناشر: دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج 4، ص 2007.

[6] . أحمد بن عبد الحليم، ابن تیمیه، منهاج السنة النبوية، ناشر: دار النشر : مؤسسة قرطبة، 1406، چاپ اول، تحقیق: محمد رشاد سالم، ج 7، ص 137.

[7] . بخاری، محمدبن اسماعیل، صحيح البخاري ، ناشر:دار النشر : دار ابن كثير , بيروت 1407، چاپ سوم، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 5، ص 6213.

[8] . همان

[9] . سوره کهف آیه 64

[10] . سوره آل عمران آیه 110

[11] . سوره بقره آیه 143

[12] . سوره توبه آیه 100

[13] . سوره نور آیه 11

[14] . همان

[15] . سوره احزاب آیه 53

[16] . سوره جمعه آیه 11

[17] . بخاری، محمدبن اسماعیل، صحيح البخاري ، ناشر:دار النشر : دار ابن كثير , بيروت 1407، چاپ سوم، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 5 ،ص 2338.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن