منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

1- انگیزه وهابیان در شبهه پراکنی علیه شیعه و اهل بیت (علیهم السلام) چیست؟ (پاسخ)

2- اگر امامان شیعه ولایت تکوینی دارند چرا مثلا  امام علی (علیه السلام)چرا نتوانست خودش را درمان کند؟ امام رضا (علیه السلام) چرا گذاشت شهید شود؟ اگر ولایت تکوینی دارد چرا حسین گذاشت آن همه بلا بر سرش بیاید؟ خب ولایت داشت، تصرف می کرد، نمی گذاشت این همه زن و بچه اش اذیت شوند. (پاسخ)

3-  اگر به عقیده شیعه، امامت و خلافت یک منصب الهی است چرا امام علی (علیه السلام) آن را به آب بینی بز تشبیه می کند؟ آیا این توهین به منصب الهی نیست؟ (پاسخ)

4-  با توجه به اینکه امامت بر اساس آیه 24 سوره سجده امری اکتسابی است چرا شیعه آن را انتصابی می داند؟ (پاسخ)

5-  با توجه به اینکه امامت بر اساس آیه 24 سوره سجده امری اکتسابی است چرا شیعه آن را انتصابی می داند؟(پاسخ)

6-   آیا بر اساس آیه 3 سوره زمر توسل به ائمه (علیهم السلام) شرک است؟ (پاسخ)

پاسخ

پاسخ سوال اول: (سوال)

به نظر می رسد انگیزه آنها تامین خواسته های دشمنان اسلام است که دنبال ایجاد تفرقه میان مسلمانان هستند، طبعا برخی از اینها از سوی کسانی که خواهان ایجاد تفرقه میان مسلمانان هستند، مزد می گیرند، همانطور که زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله)  برخی از یهود بین مسلمانان درگیری ایجاد کردند ، به حدی که در صحیح بخاری آمده است که «تضاربوا بالجرائد والایدی والنعال» برخی از صحابه را به جان هم انداختند که با چوب و لنگه کفش به جان هم بیفتند. هر آدم عاقل مسلمانی می داند که هر گروهی میان‌شان اتحاد و وحدت باشد قدرتمند هستند و دشمنان نمی توانند بر آنها مسلط شوند. هر گروهی که خودشان یک سره به جان یکدیگر بیفتند، بین‌شان تفرقه و اختلاف باشد دشمن بر آنها مسلط می شود و از آنها حساب نمی برد، خداوند هم در قرآن کریم از سویی فرمود:

«إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ»[1]شما یک امت هستید

همه امت پیامبر اسلام، همه کسانی که پیامبر اسلام و قرآن را قبول دارند امت واحده هستند، و از طرفی فرمود:« وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»[2]با هم نزاع و درگیری پیدا نکنید که سست می شوید و توان و هیبت و ابهت شما از چشم دشمنان می ریزد و می رود.

از سوی دیگر گروه های وهابی دائما دنبال این هستند که فضائل اهل بیت (علیهم السلام) را زیر سوال ببرند، از دشمنان اهل بیت دفاع کنند، اینکه می آیند کتاب می نویسند امیرالمومنین یزید بن معاویه، از یزید می خواهند دفاع کنند، از بنی امیه دفاع کنند، از آن طرف هر چه می شود ائمه اهل بیت (علیهم السلام) را زیر سوال ببرند این گرایش خاص گروه های وهابی و تکفیری است، نه عموم اهل سنت، عموم اهل سنت که برای ائمه اهل بیت احترام قائل هستند، حتی در کتاب صحیح بخاری در بخش کتاب المناقب برخورد می کنیم با «باب مناقب اهل بیت النبی» «باب مناقب علی بن ابیطالب» «باب مناقب الحسن والحسین» «باب مناقب فاطمةالزهرا».

آقای احمد بن حنبل گفت که برای احدی از اصحاب پیامبر حدیث فضیلت به اندازه حضرت علی نداریم که این مطلب را آقای حاکم نیشابوری در المستدرک علی الصحیحین نقل کرده است، عموم اهل سنت با ائمه اهل بیت مشکل ندارند، دنبال نقص و عیب برای اهل بیت بیان کردن نیستند، اینها فقط این گروه های وهابی هستند که خط‌شان جداست و مقدار زیادی تحت تاثیر ابن تیمیه ای قرار گرفتند که به قول آقای ابن حجر عسقلانی در الدرر الکامنة می گوید ابن تیمیه می گفت من 17 ایراد به حضرت علی دارم، با حضرت علی (علیه السلام) مشکل دارد، کسی که در منهاج السنة می گوید حضرت علی (علیه السلام) هدفش از جنگ ها قدرت و ریاست بود و برای خدا نمی جنگید.

پاسخ سوال دوم: (سوال)

اولا : ولایت تکوینی این نیست که کل عالم هستی مثلا در اختیار پیامبر (صلی الله علیه وآله) یا ائمه اهل بیت (علیهم السلام) است، مقصود از ولایت تکوینی این است که خداوند متعال به انبیاء و به برخی از اولیاء قدرت انجام برخی کارهای خارق العاده را داده است، اما مقدار و کم و زیاد آنها دست خداوند متعال است.لذا در قرآن کریم می خوانیم که بعضی ها به پیامبر می گفتند که ما به شما ایمان نمی آوریم:

                     «وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا»[3]

ایمان نمی آوریم مگر شما برای ما از زمین چشمه ای باز کنید، یا باغ های خرما و انگوری باشد و از کنار آنها نهرهایی جاری کنی، یا یک خانه پر از طلا و جواهرات باشد، بعد می فرماید بگو ای پیامبر

«هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا»[4]

من جز یک بشری که فرستاده خدا هستم نیستم، من ادعا نمی کنم همه اینها در اختیار من است، در جای دیگری می فرماید بگو:

« قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّه»[5]

معجزات در نزد خداست، هر معجزه ای خدا به من بدهد می توانم انجام دهم، خداوند ندهد نمی تواند، اینجور نیست که همه چیز در اختیار من باشد.

ثانیا: قرار نیست تمام کسانی که خداوند متعال، به آنها قدرت های خارق العاده ای داده است از این قدرت ها در همه کارهای شخصی خودشان استفاده کنند. به عنوان مثال پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) که شق القمر کردند، چرا از اینکه پیشانی خودشان در جنگ احد بشکند جلوگیری نکردند؟ دندان پیامبر در جنگ شکست، پس یا باید بگویند این معجزات پیامبر دروغ است و الا اگر راست است چرا این چنین نکردند؟ اگر حضرت عیسی (علیه السلام) قدرت داشت که مرده را زنده کند همانطور که در قرآن کریم است، پس چرا مادر خودش را زنده نکرد؟  قدرت های خارق العاده در موارد خاصی مورد استفاده قرار می گیرد. حضرت موسی (علیه السلام) یک موقع شمشیر به زمین می زند و دوازده چشمه باز می شود، عصایش را می زند: «وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَفَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا»[6] یک موقع هم از مسیر این شهر تا شهر دیگر همین حضرت موسی (علیه السلام) از گرسنگی علف می خورد. برای کارهای شخصی از این امور استفاده نمی کنند.

پاسخ سوال سوم: (سوال)

اولا این جمله را تحریف کردند، آن چیزی که حضرت علی (علیه السلام) فرمودند درباره خلافت نبود، درباره دنیا در نهج البلاغه فرمودند:

«وَاللَّهِ لَدُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِي عَيْنِي مِنْ عِرَاقِ [عُرَاقِ] خِنْزِيرٍ فِي يَدِ مَجْذُومٍ»[7]

آن چیزی که حضرت فرمودند این بود که دنیای شما برای من بی ارزش تر از آب بینی بز است.

نکته دوم اینکه در مورد خلافت حضرت فرمودند:

«فَقَالَ لِي مَا قِيمَةُ هَذَا النَّعْلِ فَقُلْتُ لَا قِيمَةَ لَهَا فَقَالَ ( عليه السلام ) وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا»[8]

بعد ادامه دارد که آقایان ادامه را ذکر نمی کنند، نصف کلام را نقل می کنند و نصفه دیگر را نقل نمی کنند، فرمود: مگر اینکه به وسیله خلافت بتوانم حقی را زنده کنم و باطلی را از بین ببرم

یعنی خلافت اگر وسیله برای اجرای حق و پیاده کردن دین خدا باشد من به این جهت دنبالش هستم و مایلم، اما اگر این نباشد فقط جنبه دنیوی داشته باشد هرگز رغبتی به آن ندارم. این هم که حضرت مساله خلافت را پیگیری می کردند بر همین اساس بود، بنابراین خلافت موقعی که برای اجرای حق و عدالت است ارزشمند است و به همان جهت از سوی خدا و رسول حضرت علی (علیه السلام) تعیین شدند که اعتقاد شیعه است.

اما حضرت می خواهد بفرماید اگر این نبود و این خاصیت را نداشت دنیا به عنوان دنیا، حکومت نه ابزار اجرایی دین، برای من ارزشی ندارد.

پاسخ سوال چهارم  (سوال)

اینها خواستند از این آیه استفاده کننند که آیه «وجعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا لما صبروا وکانوا بایاتنا یوقنون»[9] می گوید اینها را به مقام امامت رساندیم چون اهل صبر بودند، چون به آیات ما یقین داشتند.

اولا باید توجه داشت امامت در دو معنا به کار می رود، امامت در قرآن کریم یک موقع به معنای لغوی آن به کار می رود، امام یعنی رهبر جامعه، چه رهبر خوب چه رهبر بد، رهبر هر گروهی گفته می شود، در قرآن کریم یک جا می خوانیم: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ»[10] امامانی که مردم را به سوی آتش جهنم دعوت می کنند.

اینجا هم قرآن واژه امام به کار برده است، این امام به معنای لغوی است، یک موقع این را می گوید که حتی شامل فرعون و نمرود و شداد هم می شود که اینها امامان جهنم هستند، یک موقع خداوند بحث امامت را در مورد حضرت ابراهیم (علیه السلام) می آورد، سوره مبارکه بقره آیه 124 می فرماید:

«واذا ابتلی ابراهیم ربه بلکمات.....للناس اماما»[11]

آیا این امام همان امامی است که گفت: «یدعون الی النار»؟ این دو یک معنا دارد؟ آنجا می گوید حتی امامانی هستند که امام جهنم هستند، رهبر مردم به سوی جهنم هستند، اینجا می گوید خداوند حضرت ابراهیم (علیه السلام) را با اموری امتحان کرد وقتی که همه اینها را تکمیل کرد، از عهده همه اینها بر آمد بعد خداوند فرمود:«قال انی جاعلک للناس اماما» حالا می خواهم تو را امام قرار دهم، آیا این امامتی که بعد از تکمیل تمام امتحانات است همان امامت لغوی است که در آنجا می گوید: «یدعون الی النار»؟ آن امامت که احتیاجی به امتحان ندارد، برای فرعون و نمرود هم واژه امام به کار می رود، پس اولا اینها را با هم خلط می کنند، یک واژه ای که دو تا معنا دارد باید دید این معنا در هر آیه ای که آمده به کدام معناست.

نکته دوم اینکه، این چیزی که در آیه شریفه می فرماید معنایش  این نیست که حتما امامت، حتی آن امامت خاص هم بی دلیل است که هرکس صبر داشت به امامت می رسد، نه، معنای این مطلب این نیست، بلکه همان چیزی که از سوی خداست تعیین می شود، نبوت از طرف خدا تعیین می شود، نبوتی هم که از طرف خداست آیا بی حساب و کتاب خداوند یک کسی را به نبوت انتخاب می کند؟ درست است خدا پیامبران را انتخاب می کند، اما پیامبران را هم بر اساس اینکه خدا می داند شایسته ترین افراد هستند بر این اساس انتخاب می کند، لذا در قران کریم فرمود:

«اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ»[12]

خدا بهتر می داند رسالتش را به چه کسی بدهد، یعنی بی حساب و کتاب نیست، رسالت از طرف خداست، پیامبری از طرف خدا تعیین می شود اما بر اساس صلاحیت هایی که افراد دارند، امامت هم از طرف خداست اما بر اساس صلاحیت هایی که افراد دارند، افرادی که از طرف خداوند به امامت انتخاب می شوند قرعه ای و شانسی نبوده، انها هم بر اساس این که «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُون»[13]

پاسخ سوال پنجم: (سوال)

قرآن کریم فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»[14]

اینجا سه اطاعت بر مسلمانان واجب قرار داده است، اطاعت خدا، اطاعت رسول، اطاعت اولی الامر، اطاعت اولی الامر غیر از رسول است. این فقط خاص شیعه نیست که بگوید غیر از پیامبر اولی الامر هم واجب الاطاعه است، اهل سنت هم می گویند. عده ای حتی می گویند اولی الامر واجب الاطاعه آن حکامی هستند که به ظاهر مسلمان هستند و در کشورهای اسلامی حکومت می کنند، اینها اولی الامر هستند.اگر این ایراد بر شیعه وارد باشد که می گویند حضرت علی واجب الاطاعه است، خب حضرت علی (علیه السلام) که از نظر اهل سنت مقامش قابل مقایسه با حکام ظالم و جائر نیست. پس به نظر همه مسلمانان واجب الاطاعه ای غیر از پیامبر داریم الا اینکه اختلاف نظر در این است که این اولی الامر کیست، امامیه معتقد هستند که دوازده امام معصوم هستند، و دیدگاه برادران اهل سنت این است که حکام کشورهای اسلامی اینها اولی الامر هستند که حتی اگر ظالم هم باشند واجب الاطاعه هستند.

پاسخ سوال ششم: (سوال)

فقط وهابیان توسل را شرک می دانند.علامه تقی الدین سبکی شافعی متوفای 756  و هم دوره ابن تیمیه در باب هشتم کتاب شفاء السقام می گوید که توسل به پیامبر چه در زمان حیاتش و چه بعد از رحلت آن حضرت در عالم برزخ در قیامت چیزی است که در درستی و جواز او و خوبی او هیچ شکی میان مسلمانان نیست. بلکه سیره سلف صالح ما بوده است، از کارهای انبیاء و مرسلین بوده است، تا اینکه می گوید:«ولم ينكر أحد ذلك من أهل الأديان ولا سمع به في زمن من الأزمان حتى جاء ابن تيمية فتكلم في ذلك بكلام يلبس فيه على الضعفاء الأغمار»[15]احدی از اهل ادیان گذشته هم با مساله توسل به انبیاء الهی مخالف نبوده اند.هیچ موقع حتی شنیده نشده کسی بگوید توسل اشکال دارد، تا کی؟ می گوید: تا موقعی که ابن تیمیه آمد یک حرف هایی زد که مطلب را بر افرادی که از نظر علمی ضعیف بودند، از نظر فهمی کودن و کم ذهن بودند مطالب بر آنها مشتبه شد.

 بهترین دلیل بر امکان یک چیز وقوعش است، اینکه چقدر مردم متوسل به پیامبر (صلی الله علیه وآله)، ائمه اهل بیت (علیهم السلام) شده اند و از آنها خواستند و آنها هم از خدا خواستند و حاجت‌شان روا شده است، علت اینکه مردم این همه توسل پیدا می کنند این است که نتیجه گرفتند، بنابراین اصلا توسل ربطی به شرک ندارد، اینهایی که احیانا واژه شرک را مطرح می کنند معنای شرک را نمی دانند، شرک یعنی کسی را هم ردیف خدا قرار دهی، توسل از کلمه وسیله است، یعنی او را وسیله درگاه خدا قرار دهی، وسیله غیر از هم ردیف است، یعنی موقعی که ما می گوییم امام را وسیله قرار می دهیم یعنی هدف اصلی خداست، حاجت‌مان را از خدا می خواهیم به وسیله امام و پیامبر.

اما آیه سوم سوره زمر «أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ»[16] : دین خالص برای خداست، کسانی که جز او اولیائی را انتخاب می کنند و می گویند ما اینها فقط به خاطر اینکه ما را به خدا نزدیک کنندعبادت می کنیم, خدا روز قیامت میان اینها حکم و داوری می کند و خداوند افراد دروغگو و ناسپاس را هرگز به مسیر بهشت هدایت نمی کند.

آیه سوم سوره مزر اینها را می خواهد مذمت کند، افرادی که غیر خدا را عبادت می کنند، آیه شریفه بت پرستانی را مذمت می کند که بت ها را عبادت می کردند بعد می گفتند ما اینها را عبادت و پرستش می کنیم تا این بت ها ما را به خدا نزدیک کنند. لکن وهابیان می گویند چه فرق است بین کسی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه هدی و بزرگان دین را وسیله قرار می دهد با بت پرست؟ گفتند که بین اینها فرقی نیست، آنها بت ها را وسیله قرار دادند شما پیامبر (صلی الله علیه وآله) را وسیله قرار دادید.

جواب مطلب این است که اینها هیچ ربطی به هم ندارد، بت پرستان آن چیزی را که وسیله قرار می دادند عبادت می کردند، مسلمانان هیچگاه پیامبر و ائمه هدی را عبادت نمی کنند، بلکه می گویند: «ایاک نعبد: فقط تو را عبادت می کنیم»

دوم اینکه بت پرستان بت های خود را اله می نامیدند، یعنی خدا، آیا مسلمانان پیامبر (صلی الله علیه وآله) را خدا می نامند؟ لذا خداوند در سوره مبارکه نجم می فرماید:

أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى[17]

بعد از اینکه نام سه تا از بت‌ها را آورد فرمود:

إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ[18]

به پرستان می گوید اینها فقط یک اسم تو خالی است که شما و پدرانتان روی این بتها گذاشتید، یعنی شما به این بت ها اله می گویید، اسمی که روی اینها گذاشتید اسم تو خالی است، چه الوهیتی اینها دارند؟

«ما انزل الله بها من سلطان»

خداوند هیچ دلیلی بر الوهیت اینها قرار نداده است، شما بر چه اساسی می گویید؟

«ان یتبعون الا الظن وما تهب الانفس»

این بت پرستان فقط بر اساس گمان حرف می زنند و دنبال هواهای نفسانی خودشان هستند، خب یک ایراد بت پرستان این بود که این بت ها را اله می نامیدند، لذا کافر شدند چون الهی غیر از الله قائل بودند.

 آیا مسلمانان و کسانی مثل شیعه و سنی که به پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) و اهل بیت (علیهم السلام) توسل می جویند پیامبر را اله می نامند؟

  1. پس علت کفر آنها این بود که الهی غیر از الله را قائل بودند.
  2. غیر از خدا را عبادت می کردند در حالی که مسلمانان پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه اهل بیت (علیهم السلام) را نه خدا می نامند و نه آنها را عبادت می کنند.
  3. آنها آمدند بت های بی ارزش و چیزی که با دست خود ساخته اند را وسیله قرار داده‌اند، اینها را شفیع خود قرار دادند و می گفتند:

«هولاء شفعاؤنا عند الله»

اما مسلمانان چه کسی را واسطه قرار دادند؟ پیامبر خدا اشرف مخلوقات را واسطه قرار دادند، گویا از دید این وهابی ها که این آیه را مطرح می کنند فرقی بین پیامبر خدا و بت هایی که افراد از سنگ و چوب با دست خودشان ساختند و تراشیدند هیچ فرقی قائل نیستند. اگر بت نمی تواند مقرب الی الله باشد، اگر بت نمی تواند شفیع باشد پیامبر هم نمی تواند، یعنی فرقی بین بت و پیامبر خدا قائل نیستند.

خب قرآن شفاعت بت ها را رد می کند اما شفاعت اولیای خدا را خود قرآن تایید می کند، معنای :«مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ[19]»

در سوره بقره چیست؟ چه کسی می تواند نزد خدا شفاعت کند الا با اجازه خدا، یعنی ما شفاعت با اجازه خدا داریم، اگر قرار باشد کسی با اذن خدا شفاعت کند، او کیست؟ اگر پیامبر خدا که اشرف مخلوقات خداست حق شفاعت نداشته باشد دیگران حق شفاعت دارند؟ اگر اهل بیت پیامبر حق شفاعت نداشته باشند کدام مومن حق شفاعت دارد؟ در حالی که حدیث دارند و اهل سنت هم قبول دارند

فَيَشْفَعُ النَّبِيُّونَ وَالمَلاَئِكَةُ وَالمُؤْمِنُونَ، فَيَقُولُ الجَبَّارُ: بَقِيَتْ شَفَاعَتِي»[20]

مومنین هم شفاعت می کنند، شهدا هم شفاعت می کنند، انبیاء هم شفاعت میکنند، این مورد قبول علمای اهل سنت هم هست، اگر قرار باشد مومنین شفاعت کنند چه کسی مومن تر از ائمه اهل بیت (علیهم السلام)، بنابراین ایراد بت پرستان این نبود که شفاعت قائل بودند، یا وسیله قائل بودند، ایرادشان این بود که شفیع را بت قرار می دادند، وسیله را بت قرار می دادند، ایراد دیگرشان این بود که آن واسطه ها را عبادت می کردند‌،ایراد دیگر این بود که آنها را خدا می نامیدند. این علت کفر آنها بود.

 

 

 

برای مطالعه کامل مجموعه پرسمان اینجا را کلیک کنید. 

 

[1] .سوره انبیاء، آیه 92

[2] . سوره انفال، ایه 46

[3] .سوره اسراء، آیه 90

[4] . سوره اسراء، آیه 93

[5] . سوره انعام، آیه 109

[6] . سوره بقره، آیه 60

[7] . نهج البلاغه، حکمت 236

[8] . نهج البلاغه، خطبه 33

[9] . سوره سجده آیه 24

[10] . سوره قصص، آیه 41

[11] . سوره بقره، آیه 124

[12] . سوره انعام، آیه 124

[13] . سوره سجده، آیه 24

[14] . سوره نساء ، آیه 59

[15] . شفاء السقام - السبكي - ص 293

[16] . سوره زمر، آیه 3

[17] .سوره نجم،آیات19.20

[18] .سوره نجم،آیه23

[19] . سوره بقره، آیه 255

[20] . بخارى، محمّد، صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر، دار طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422ق.ج9، ص129

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن